هنیبال ریواچ نکن. هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن. هنیبال ریواچ نکن. هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن. هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن. هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن. هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن. هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن. هنیبال ریواچ نکن.هنیبال ریواچ نکن.
-اجازه دادم من رو بشناسی، من رو ببینی، یه هدیه کمیاب بهت دادم، اما اونو نخواستی، میخواستی زندگیم رو ازم بگیری.
+نه نه، زندگیت رو نه.
-پس میخواستی آزادیم رو بگیری. میخواستی من رو بندازی زندان. فکر میکنی میتونی من رو تغییر بدی؟ همونطور که من تغییرت دادم؟
+همین الانش هم تورو تغییر دادم.
+نه نه، زندگیت رو نه.
-پس میخواستی آزادیم رو بگیری. میخواستی من رو بندازی زندان. فکر میکنی میتونی من رو تغییر بدی؟ همونطور که من تغییرت دادم؟
+همین الانش هم تورو تغییر دادم.
نصیحت روز: پوست خشک لب رو بكنيد و جاشو زبون بكشید بسوزه.
Forwarded from تِراس. (𝘏𝘢𝘯𝘯𝘢𝘩)
حس میکنم تو عمرم انقدر نسبت به همه چیز بی حس نبودم. نه حوصله ی کتاب دارم نه آهنگ نه فیلم نه سریال نه هیچ عن دیگه ای.
نه حال دارم ادما رو ببینم نه حال دارم برم بیرون نه حال دارم نفس بکشم. مثل یه آدمی ام که ۱۰۰سال زندگی کرده و انقدر هرچیزی رو تجربه کرده که امیال مادیش رو از دست داده.
نه حال دارم ادما رو ببینم نه حال دارم برم بیرون نه حال دارم نفس بکشم. مثل یه آدمی ام که ۱۰۰سال زندگی کرده و انقدر هرچیزی رو تجربه کرده که امیال مادیش رو از دست داده.