آموزش مبتنی بر لذت – Telegram
آموزش مبتنی بر لذت
130 subscribers
64 photos
34 videos
83 links
🖋 رضوی امیری 

✔️محقق ، نظریه پرداز ، آینده پژوه و استراتژیست راهبرد :
▪️"آموزش مبتنی بر لذت" 

✔️مفتخر به تجربه ٣٠ سال در :
▪️مراکز و حوزه های نخبه پروری کشور

✔️طراح و تئوریسین پروژه :
▪️« بروز رسانی سیستم عامل آموزش و پرورش کشور "
Download Telegram
💢"فرسودگی شغلی" :

سازمان جهانی بهداشت (WHO) فرسودگی شغلی یا کارزَدگی را به طور رسمی یک بیماری اعلام کرد.
این سازمان که در حال حاضر مجمع جهانی بهداشت را در ژنو برگزار می‌کند، روز دوشنبه یک سال پس از توصیه کارشناسان جهانی سلامت، فرسودگی شغلی را به فهرست خود در طبقه‌بندی بین‌المللی بیماری‌ها (ICD) اضافه کرد.

این بیماری از سال ۲۰۲۲ میلادی به طور جهانی به رسمیت شناخته خواهد شد و نمونه‌هایی برای تشخیص، درمان و پوشش‌دهی علائم فرسودگی شغلی برای ارائه‌دهندگان خدمات درمانی و بیمه‌گران فراهم خواهد شد.

سازمان جهانی بهداشت، فرسودگی شغلی را "استرس مزمن محیط کار که به درستی مدیریت نشده است" توصیف کرده و سه نشانه زیر را برای آن در نظر گرفته است:

- احساس کمبود انرژی، خستگی و فرسودگی
- افزایش فاصله روحی با شغل یا احساسات منفی‌گرایی یا احساس پوچی نسبت به شغل
- کاهش کارآمدی حرفه‌ای و شغلی....
سرزمینی بود که فقط یک چاه آب داشت. سگی به داخل چاه افتاد و مرد بنابراین آب آن چاه دیگر قابل استفاده نبود. مردم به نزد حکیم رفتند تا بپرسند که چه باید بکنند؟

حکیم به آنان گفت که ۱۰۰ سطل از چاه آب بردارند و دور بریزند تا آب تمیز جای آن را بگیرد. مردم چنین کردند اما فرقی نکرد و آب کثیف و بدبو ماند. دوباره پیش او برگشتند. او پیشنهاد کرد که ۱۰۰ سطل دیگر هم آب بردارند ، جماعت این کار را انجام دادند اما باز هم فایده نداشت. مردم برای بار سوم هم ۱۰۰ سطل آب از چاه برداشتند اما مشکل حل نشد. حکیم پرسید: چطور ممکن است این همه آب از چاه برداشته شود اما آب هنوز آلوده باشد. آیا قبل از برداشتن این ۳۰۰ سطل آب ، لاشه آن سگ را بیرون آوردید؟ جماعت گفتند: نه ، تو گفتی فقط آب برداریم نه لاشه سگ را ...

حکایت برخی کارمندان ، مدیران و تصمیم سازان ( که متاسفانه چقدر هم داریم )..! وقتی بدیهیات در نظر گرفته نشود، وقتی آسیب شناسی و عارضه یابی را ندانیم ، وقتی فکر و پیش بینی نباشد ، و وقتی شنونده و گوینده و عمل کننده کور و منجمد و بی درک و بصیرت داشته باشیم .

در حل مسائل و مشکلات ، ابتدا علت اصلی و ریشه‌ای را کشف کرده و آن را از بین ببریم .

در تحلیل مسائل تصویر کلی از موضوع را ترسیم و تجسم کنید و رویکرد و تفکر سیستمی را دنبال کنیم .

التماس : تفکر ، تعقل ، بصیرت و ...



7 نوع از کارمندانی که مستحق اخراج هستند

🔴 1) کارمندانی که رفتاری مشکوک دارند
🔹 کارمندی که از پوشش مناسب برای محیط کار استفاده نمی‌کند.
🔹 کارمند گیج و سر به هوا
🔹 کارمندانی که به وظایف‌شان در محیط کار عمل نمی‌کنند.
🔹 کارمندانی که عادت به دزدی کردن و برداشتن وسایل دیگران دارند.

🔴 2) کارمندانی که خودشان را پادشاه اخلاق‌مداری می‌دانند
این تیپ از کارمندان فکر می‌کنند که باید به‌تنهایی محافظ و نگهبان محیط کارشان باشند. این کارکنان عموماً در حال شکایت و خبررسانی در مورد دیر بر سر کار حاضر شدن، زود رفتن یا راندمان کاری پایین همکاران خود به مدیران هستند.
این گروه از کارمندان کمک چندانی به پیشبرد کار تشکیلاتی که در آن مشغول کار هستند نمی‌کنند، بلکه باعث کاهش انگیزه دیگر کارمندان می‌شوند.

🔴 3) کارمندانی که رفتار کودکانه دارند
این دسته از کارمندان بسیار غیرقابل اعتماد بوده و برای اینکه اشتباهات کاری‌شان را پنهان کنند دست به هر کاری می‌زنند. کارمندانی که دائماً در حال انتقاد از دیگران بوده و همکاران‌شان را متهم می‌کنند و از این طریق آزادی آنها در تصمیم‌گیری را محدود می‌کنند. این تیپ از کارمندان سعی می‌کنند تحت هر شرایطی ایده‌ها و نظرات خود را فارغ از کاربردی بودن یا نبودن‌شان به‌سوی مدیریت ارسال کرده چراکه نام آنها از این طریق مطرح خواهد شد.
تنها نکته مثبت این قبیل کارمندان این است که خودشان هم برآورد منفی از وضعیت‌شان در محیط کار دارند. بهتر است آنها را اخراج کنید.

🔴 4) کارمندان منفی‌نگر
این کارمندان کسانی هستند که می‌خواهند همواره شادی و خوشحالی‌شان را به رخ دیگران کشیده و ثابت کنند که هیچ‌کس خوشحال‌تر از آنان نیست. این دسته از کارمندان در برخورد با هر موضوعی به نکات منفی آن توجه می‌کنند. آنها این‌طور فکر می‌کنند که بسیار واقع‌بین و محتاط هستند اما در واقع آنان قاتلان کار گروهی بوده و قابلیت به‌هم ریختن هر تیمی را دارند.
اگر این دسته از کارمندان متوجه اثر منفی که با رفتار و عقاید خود بر همکاران‌شان می‌گذارند نیستند و سعی در اصلاح رفتارشان ندارند، بهتر است که اخراج‌شان کنید.

🔴 5) کارمندانی که فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند
کارمندانی که فکر می‌کنند بسیار دانا بوده و متخصص در همه امور هستند همواره در حال ارائه دلایلی بوده تا شما را به غیرممکن بودن کاری متقاعد کنند. بسیاری از مدیران از اطلاع کافی در مورد غیرممکن بودن برخی کارها برخوردارند، به همین دلیل است که به‌دنبال کارمندان باهوشی هستند تا بتوانند غیرممکن را ممکن کنند!‍
تعداد افراد باهوش بسیار کم است. بنابراین بهتر است تا کارمندان باهوش‌نما را اخراج کنید.

🔴 6) کارمندان چاپلوس
آنها کسانی هستند که معتقدند هرچه شما می‌گویید صحیح، عالی و بدون نقص است. این تیپ کارمندان زمانی که به آنان نیاز دارید از اظهارنظر حقیقی، صادقانه و فنی خود در موضوعات مورد نیاز شما خودداری کرده و طفره می‌روند.
اگر در میان کارمندان‌تان، کارمند چاپلوسی دارید، به او بگویید که به‌دلیل چاپلوسی قصد دارید او را اخراج کنید. او در پاسخ احتمالاً با شما موافقت خواهد کرد!

🔴 7) کارمندانی که هرگز تغییر نمی‌کنند
اگر کسی حاضر به تغییر در رفتار و عادات اشتباه خود پس از آنکه به او در آن مورد هشدار داده شده است، نباشد بهتر است که وی محل کار خود را ترک کند. چراکه این کار هم به سود او خواهد بود، هم به نفع تشکیلاتی که در آن مشغول به‌کار است.

شاید یک شرکت وجود داشته باشد که نیازمند یک کارمند غیرقابل اعتماد، خبرچین و باهوش‌نما باشد! این به دور از انصاف است که چنین شخصی را اخراج نکنید چراکه با اخراج وی این فرصت را برای او فراهم می‌کنید تا در جایی که مناسب شخصیت و طرز فکر او باشد، فعالیت کند.
🔴🔸 #پارادوکس_ابیلین:

ریسک های تصمیم گروهی

🔸 در یک بعدازظهر داغ در کولمن تگزاس، خانواده‌ای در آسایش و راحتی، در حیاط خانه‌شان، مشغول دومینو بازی کردن بودند تا این‌که پدربزرگ پیشنهاد داد که برای یک گردش کوتاه به ابیلین(۵۳ کیلومتر بیرون از شهر) بروند و ناهار را آنجا بخورند.
مادر گفت: «وای! چه ایدهٔ خوبی!» و پدر با وجود آن‌که از دوری راه و گرمای هوا می‌ترسید اما از آن‌جا که احساس می‌کرد مخالف جمع است تاییدکنان گفت: «من هم موافقم! تنها امیدوارم که مادربزرگ هم مشکلی با این ایده نداشته باشد.» و مادربزرگ فوراً گفت: «البته که مشکلی ندارم، من مدت‌ها است که ابیلین را ندیده‌ام…»

سواری طولانی، هوا گرم و راه پر از خاک و طوفان بود. زمانی که به رستوران رسیدند، غذا به بدی راه بود. آن‌ها چهار ساعت بعد در خستگی مفرط، به خانه بازگشتند.
یکی از آن‌ها به دروغ گفت: «گردش خوبی بود. این طور نیست؟» این را مادربزرگ گفته بود که از صمیم قلب، تمایلی به رفتن نداشت اما در عین حال نتوانسته بود در برابر سه انسان مشتاق مقاومت کند.
پدر خطاب به مادر گفت: «من که چندان لذتی از گردش نبردم. تنها به خاطر تو بود که حاضر شدم بیایم.» و مادر گفت: «من فقط می‌خواستم که تو ناراحت نشوی. کدام انسان عاقلی در این هوای گرم از خانه بیرون می‌رود؟»
در پایان پدربزرگ خاطرنشان کرد که تنها به این خاطر چنین پیشنهادی را داده‌است که احساس می‌کرده بقیه از ماندن در خانه خسته شده‌اند.
اعضای گروه همگی حیران بودند که چه‌طور تصمیمی گرفته‌اند که هیچ‌کدام‌شان به انجام آن تمایلی نداشته‌اند.

آنچه در بالا ملاحظه فرمودید، تحت عنوان #پارادوکس_ابیلین مطرح شده است.

🔸مجموعه‌ای از مردم به شکل گروهی، تصمیم به انجام کاری می‌گیرند؛ در حالی‌که هر کدام به تنهایی، با انجام آن کار مخالف‌اند. این اتفاق زمانی روی می‌دهد که هر کدام از اعضایِ آن گروه، به اشتباه فکر می‌کند که تصمیم شخصیِ او، در تعارض با خواستِ جمعی است و بنابراین باید از ارائه‌ نظر خود، خودداری کند.

👌👌 چقدر از تصمیمات ما در سازمانهایمان شبیه این داستان است؟ چقدر ترس از برخورد به ما صدمه زده است؟ این برخورد چقدر هزینه داشته که حاضر شده ایم یک تصمیمی بگیریم که از نظر ما درست نبوده یا در بهترین حالت با آن مخالف بوده ایم؟
مدیریت دانش، مدیریت دانایی یا مدیریت اندوخته‌های علمی ( Knowledge management - KM) به معنای در دسترس قرار دادن نظام‌مند اطلاعات و اندوخته‌های علمی است، به گونه‌ای که به هنگام نیاز، در اختیار افرادی که نیازمند آن‌ها هستند، قرار گیرند تا آن‌ها بتوانند کار روزمره خود را با بازدهی بیشتر و مؤثرتر انجام دهند. مدیریت دانش، شامل یک سری استراتژی و راهکار برای شناسایی، ایجاد، نمایندگی، پخش و تطبیق بینش‌ها و تجارب در سازمان می‌باشد.
برنامه اجرایی مدیریت اندوخته‌های علمی، بر این دو جزء اصلی، بنا می‌شود.

https://news.1rj.ru/str/enjoyableedu
تحقیقات روان‌شناسی نشان داده که وقتی انسان هیجان‌ زده می‌شود، (چه مثبت و چه منفی، چه عاشق و چه عصبانی، پر از خشم و نفرت و يا محبت افراطی و ... ) عقل و خِرد او «به یک‌ سوم، افت پیدا می‌کند»

يعني اگر ما ۱۸۰ درجه IQ (ضریب هوشی) داشته باشیم و جزو نوابغ باشیم، وقتی هیجان‌زده شویم، ضریب هوشی‌ مان به ۶۰ می‌رسد (نُرمالِ ضریب هوشی، ۱۰۰ است)، یعنی مثل یک آدم عقب‌مانده تصمیم می‌گیریم !

خونسردی، آرامش و متانت و تصميم نگرفتن در لحظه های خشم و عصبانيت ، راهِ درست زندگی کردن و موفق و خوشبخت شدن است.

https://news.1rj.ru/str/enjoyableedu
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ معروف مورچه
اشاره ساده به خلاقیت در کار , عادت نکردن به عادت , و کمی پذیرش تغییر .

https://news.1rj.ru/str/enjoyableedu
📌مدیریت دانش، مدیریت دانایی یا مدیریت اندوخته‌های علمی ( Knowledge management - KM) به معنای در دسترس قرار دادن نظام‌مند اطلاعات و اندوخته‌های علمی است، به گونه‌ای که به هنگام نیاز، در اختیار افرادی که نیازمند آن‌ها هستند، قرار گیرند تا آن‌ها بتوانند کار روزمره خود را با بازدهی بیشتر و مؤثرتر انجام دهند. مدیریت دانش، شامل یک سری استراتژی و راهکار برای شناسایی، ایجاد، نمایندگی، پخش و تطبیق بینش‌ها و تجارب در سازمان می‌باشد.
برنامه اجرایی مدیریت اندوخته‌های علمی، بر این دو جزء اصلی، بنا می‌شود.

ارادتمند : رضوی

https://news.1rj.ru/str/enjoyableedu
بزرگترین اشتباه:
بزرگ‌ترین اشتباه بیشترمان در ارتباطات این است که:
گوش نمی‌دهیم تا متوجه شویم، بلکه گوش می‌دهیم تا جواب بدهیم ...
پس :
بیشتر از آن که سخن بگوییم، بشنویم .
در هنگام ارتباط، خود را مشغول حاشیه و لوازم شخصی نکنیم .
به مانند افراد از خود راضی که خود را مهم می‌پندارند عمل نکنیم .
سعى در راضى‌كردن همه نداشته باشیم چون مشغول شدن به نظر دیگران نابودکننده است .
بيش از حد فكر نکنیم و فقط ایده‌پرداز نباشیم.
به عملیاتی‌شدن ایده‌های قبلی فرصت بدهیم .
راستی: متفاوت بودن خوب است، اما یادمان باشد که
چون صرفاً متفاوت هستیم دلیل نمی‌شود که......
سنگ نگين اگر بتراشم براي تو
بايد كه از جگر بتراشم براي تو

طوف سرت به شيوه ي حجاج جايز است
پس واجب است سر بتراشم براي تو

اكنون كه در ملائكه كس فُطرُست نشد
من حاضرم كه پر بتراشم براي تو

باشد كه من به سوي تو آزاد رو كنم
از چوب سرو در بتراشم براي تو

از اصفهان ضريح برايت بياورم
يك گنبد از هنر بتراشم براي تو

صد فرش دستباف برايت بگسترم
گلهاي سرخ و تر بتراشم براي تو

بر مرقد تو لاله ي عباسي آورم
فانوسي از قمر بتراشم براي تو

از والدين ، خادم درگه بسازمت
قرباني از پسر بتراشم براي تو

چون محتشم كه شعر براي حسين گفت
من شعر بر حجر بتراشم براي تو
💢چگونه در کلاس درس خود جذبه داشته باشیم؟

 آموزش نحوه ارائه و تدریس



در این مقاله قصد داریم 4 راه محبوبیت و با جذبه شدن مدرسین را در کلاس درس بیان کنیم. این 4 راه با عناوین انتقال احساس مهم بودن به مخاطب، تشویق کردن، دست گذاشتن روی علایق مخاطب و توجه به مخاطبان، مطرح می‌شود …

اولین نکته و اساسی‌ترین نکته در این مبحث آن است که؛ جذبه داشتن به معنای دعوا کردن و درگیری با دانش آموزان نیست و همچنین یک معلم موفق به‌جای داشتن ابهت، بهتر است جذبه داشته باشد. سعی کنید در میان دانش‌آموزان خود محبوب باشید چرا که این کار به جذاب شدن شما کمک می‌کند.

 

4 روشی که شما را در میان مخاطبان خود محبوب می‌کند، عبارت‌اند از:

 

1-انتقال احساس مهم بودن به مخاطب

ذات فطری انسان، علاقه‌مند به دریافت احترام از سوی اطرافیان و سایر انسان‌هاست؛ بنابراین یک معلم با مسخره کردن یا بی‌احترامی به دانش‌آموزان خود، نه‌تنها عزیز و محبوب نمی‌شود؛ بلکه جایگاه او در میان دانش‌آموزان تنزل می‌یابد. بهتر است به دانش‌آموزان خود ارزش دهید و زمانی که؛ برای شما موضوعی را تعریف می‌کنند با دقت به آنها گوش بسپارید.

 

2-تشویق کردن

انتقاد و تنبیه‌های مکرر و بی‌وقفه، هیچگاه شما را در میان دانش‌آموزان محبوب نمی‌کند. این سوال را چندین بار از خود بپرسید. آیا تمایل دارید پدر، مادر، اساتید دانشگاه شما و … شما را تشویق و تحسین کنند یا نسبت به شما بی‌توجه بوده و گاها به انتقاد علیه شما بپردازند.

 

3-دست گذاشتن روی علایق مخاطب

اگر به‌مرور خاطرات نوجوانی خود بپردازید، قطعاً به‌خاطر می‌آورید، هنگامی که در این سنین فردی با شما درمورد علایقتان سخن می‌گفت؛ چقدر خشنود می‌شدید و لذت می‌بردید. دانش‌آموزان شما نیز، دقیقاً همانند کودکی و نوجوانی شما هستند. بررسی کنید تا علایق مخاطبین خود را بشناسید و گاها درمورد آنها سخن بگویید. این کار باعث می‌شود، دانش‌آموزان، شما را فردی از جنس خود تلقی کنند و این امر سبب محبوبیت شما در میان آنها خواهد شد.

 

4-توجه به مخاطبین خود

در کلاس درس ممکن است با افرادی مواجه شوید که تمایلی به بروز دادن خود ندارند ولی شما باید حواستان به چنین دانش‌آموزانی باشد و یا ممکن است دانش‌آموزی داشته باشید که قادر به افزایش یک نمره در دروس خود بوده، پس سعی کنید این افزایش اندک را، بزرگ‌تر از آنچه که هست نشان دهید و اندکی اغراق در این مورد هیچ لطمه‌ای به دانش‌آموز شما وارد نمی‌کند.

 

انجام این 4 کار سبب محبوبیت شما در میان دانش‌آموزان و دانشجویانتان خواهد شد و حتی دانش‌آموزان به خود شما نیز اعتراف خواهند کرد که چقدر نسبت سایر معلمین محبوب‌تر و جذاب‌تر هستید.

کلید محبوبیت و جذاب بودن شما در این 4 مورد است. در نتیجه؛ جذاب باشید نه پر ابهت. به امید موفقیت روزافزون تمامی مدرسین
معجزه مکث در تدریس

این 5 مدل مکث را حتما در تدریس استفاده کنید.

1⃣ مکثِ دَرکی:
شنوندگان نمی توانند بدون تخلیه ذهنی بیش از سه جلمه را به صورت پیاپی درک کنند. با هر بار مکث گویی #حواس آن ها سُر می خورد و در سکوتی که شما فراهم کردید می افتد. با مکث کردن ذهن آن ها تازه می شود و مطالب جدید را بهتر درک می کنند.

2⃣ مکثِ اهمیت:
برای نکات مهم از آن استفاده کنید. می توانید بلافاصله قبل از اشاره به نکته مهم یا بلافاصله پس از آن مکث کنید تا مخاطبان به اهمیت چیزی که گفتید پی ببرند.

3⃣ مکثِ سوالی:
بعد از پرسیدن یک سوال مکث کنید. عجیب است که بعضی از سخنران ها سوال می پرسند و منتظر جواب نمی مانند!
حتی بعد از اینکه کسی جواب سوالی را داد؛ بازهم چند ثانیه مکث کنید تا دیگران حرف آن یک نفر را هضم کنند.

4⃣ مکثِ تکمیلی:
بهتر از بعضی از مطالبی که همه می دانند را تکرار نکنیم. ما اول جمله یا ضرب المثل را بگوییم و مکث کنیم تا مخاطبان آن را تکمیل کنند. مثلا : نابرده رنج گنج ...

5⃣ مکثِ طنز:
گاهی از بین جمع کسی با شوخی مطلبی می گوید؛ همیشه نیاز به پاسخ دادن نیست. گاهی مکث و تبسم معجره می کند.


شما از کدام مکث بیشتر استفاده می کنید؟
پایداری در تصمیم گیری

عواملی متعددی می تواند به ما در عمل پیوسته به یک تصمیم کمک کند. این عوامل از مرحله تصمیم گیری بر یک کار تا پایان عمل به آن را در بر می گیرند. برخی از مهم ترین این عوامل عبارت اند از:

1. واقع بینی در تصمیم گیری
اولین نکته در این زمینه که باید در زمان تصمیم گیری حتماً به آن توجه داشته باشید، توجه به واقعیت های زندگی خودتان است. هر فردی توانایی ها، منابع و نقاط ضعف و قوت خود را دارد و باید در زمان تصمیم گیری به این واقعیت ها توجه داشته باشد و برای خود برنامه ریزی کند. درباره داشته های خود واقع بین باشید. اگر تلاش تان را برای نشدنی ها صرف کنید، شکست خواهید خورد. از خودتان بپرسید چه چیزی برای شما ممکن است؟

2. مدیریت زمان

یکی از دلایل مهم که به اختلاف در عملکردها منجر می شود، مدیریت زمان است. یک نفر به درستی کارها را از نظر اهمیت آنها درجه بندی می کند و زمان خود را بر طبق آن مدیریت می کند، در حالی که فرد دیگری به طور اتفاقی با آنها برخورد می کند. عمر ما از دقیقه ها و ثانیه ها تشکیل شده، پس می توان گفت کسی که از این دقایق و ثانیه ها خوب استفاده کند، از عمر خود به خوبی بهره برده است.

3. تقویت اراده

برای رسیدن به هدف علاوه بر تصمیم گیری صحیح، اصل دیگری که باید رعایت شود، اصل مقاومت است که از آن به اراده یا «اصل تسلیم ناپذیری» یاد می شود. معنای این اصل آن است که انسان در برابر سختی های راه، شکست ها و ناکامی ها مقاومت کند.

4. تبدیل تصمیم به یک سبک پایدار در زندگی
این امر ممکن است در ابتدای کار وقت بیشتری از شما بگیرد، اما اگر شما به گونه ای عمل کنید که یک تصمیم جای خود را در زندگی شما باز کند، پس از مدتی بدون صرف انرژی بیشتر و با سهولت بیشتری عملی می شود. به عبارتی در اوایل عمل به تصمیم، شما باید مراقبت بیشتری داشته باشید تا با رفع موانع احتمالی و تقویت انگیزه خود به جایی برسید که آن تصمیم به یک رفتار عادی در
زندگی شما تبدیل شود.
💢اصل مقدمه گویی در آموزش


به طور کلی باید بدانیم که هر درس بدون توجه به ماده، موضوع و کلاس درس مربوطه، بر یک عده اصول روان شناختی مبتنی است و میزان موفقیت معلم در تدریس یا آموزش با مقدار اطلاعات و تجارب علمی وی درباره این اصول، رابطه مستقیم دارد. این اصول عبارتند از:
۱) مقدمه
۲) مراجعه به درس قبلی
۳) ماده یا موضوع درسی (معلومات)
۴) روش تدریس پرسش و پاسـخ
۵) دانش آموزان و وضع عمومی کلاس
۶) انضباط
۷)وسایل کمک آموزشی
۸) خلاصه درس
۹) کاربرد آموخته ها
۱۰) آمادگی معلم یا تهیه طرح درس
۱۱) امـــتــحان یا ارزشــیابی
۱۲) گزارش وضع تحصیلی
۱۳) شخصیت معلم
که ما در اینجا به بحث مقدمه یعنی موضوع نخست می پردازیم.

مقدمه:
در بحث از قانون های یادگیری به این نتیجه می رسیم که انسان مطلب تازه را وقتی بهتر و آسانتر یاد می گیرد که آمادگی لازم (بدنی، ذهنی، عاطفی، اجتماعی و تجربی) را داشته باشد یعنی هم خود را نیازمند یادگیری احساس کند و بتواند یاد بگیرد و هم میان تجربه های قبلی و موضوع تازه ارتباط برقرار شود.



به همین سبب تدریس هر موضوعی با یک مقدمه آغاز می شود و در آن باید به نکات زیر توجه نمود.

الف) هدف:
معلم در بیشتر درس ها برای اینکه دانش آموزان را از فضای بازی به فضای درس بکشاند، از لحاظ روانی یا ذهنی برای موضوع درسی جدید آماده شان کند و دقتشان را برانگیزد و بی اختیار به درس جدید توجه نمایند، به مقدمه چینی می پردازد.

ب) انواع مقدمه:
مقدمه ممکن است به چند شکل باشد:

گفتن داستانی که برای دانش آموزان تازگی دارد به شیوه جذاب و جالب.

یا طرح چند پرسش با نشان دادن تصویر، نقشه یا نمونه ای که محور بحث یا مجموعه ای از پرسش ها باشند.

با استفاده از یک رویداد فعلی واقعی مانند باریدن باران یا برف، پوشیدن لباس نو، صدای یک گربه یا سگ، آمدن یک دانش آموز جدید و... یا با یادآوری خاطرات دانش آموزان از روندهای تحصیل یا جشن و یا استفاده از حوادث سیاسی یا اجتماعی که در شهر، کشور و یا جهان اتفاق افتاده اند و...


پ) شرایط مقدمه:


مقدمه باید کوتاه باشد زیرا وسیله است نه هدف و مدت آن به نظر معلم بستگی دارد.

همچنین باید آسان و مفهوم و با سطح سنی و ذهنی دانش آموزان متناسب باشد؛ بر تجارب و اطلاعات قبلی آنان مبتنی باشد؛ دقت و توجه آنان را برانگیزد و برای آموختن موضوع جدید تشویق نماید.


ضمناً مقدمه هر درس باید طبیعی و به جا باشد بطوری که دانش آموزان آن را نامربوط به موضوع درس تلقی نکنند.

در بحث از مقدمه درس یادآوری چند نکته زیر ضروری است:

موفقیت بیشتر درس ها بر همان دقیقه های نخست شروع درس، شکل مقدمه، روش اجرای مقدمه و نتیجه ای که دانش آموزان از آن می گیرند بستگی دارد و اگر معلمی در این مرحله، توفیق پیدا نکند نه تنها در خود آن درس موفقیتی نخواهد داشت بلکه در سایر درس هایش نیز اثر منفی خواهد گذاشت و این خطر بسیار مهم برای معلم وجود دارد که دانش آموزان او را به عنوان معلم ضعیف بشناسد و تغییر و تعدیل این شناخت هم بسیار دشوار است.

گاهی ممکن است نیازی به مقدمه نباشد زیرا ماهیت موضوع به مقدمه احتیاج ندارد که در این صورت معلم می تواند مستقیماً به موضوع درس وارد شود به عبارت دیگر، معلم است که باید نیاز یا بی نیازی به مقدمه درس را تشخیص دهد و خود را مقید و محدود نسازد چنان که بارها اشاره خواهد شد همه فعالیت های معلم به این هدف متوجه هستند که دانش آموزان به سرعت و سهولت و در کمترین مدت، بیشترین تجارب را یاد بگیرند.


معلم موفق کسی است که می تواند مقدمات جالبی به ابتکار شخصی تهیه کند و از ذکر مقدمه های کلاسیک (قدیمی) یا سنتی که غالباً خشک و ملال انگیز هستند، بپرهیزد.

مراجعه به درس قبلی:
الف) هدف:
معلم در آغاز درس ناگزیر است به درس قبلی مراجعه کند تا از میزان و کیفیت یادگیری دانش آموزان آگاه شود و درس جدید را برپایه محکمی قرار بدهد بخصوص که در بیشتر درس ها موضوع ها کاملاً به هم پیوستگی دارند و دانش آموزان باید این پیوستگی و وحدت را دریابند. علت اینکه دانش آموزان و حتی دانشجویان ما کمتر نظام و وحدت فکری دارند و نمی توانند مطالب مختلف را به هم ارتباط دهند غالباً به همین سبب است.


مثلاً دانش آموزان می کوشند که هیچ لغتی یا کلمه ای را در درس املا غلط ننویسند ولی در درس انشا به درست نویسی لغات چندان توجهی ندارند زیرا در نظر ایشان املا و انشا دو درسی با دو موضوع جدا و مستقل از هم هستند
💢اصل مقدمه گویی(۲)

ب) شرایط:
معلم در این مرحله از تدریس باید نکات زیر را مورد توجه قرار دهد:

هدف معلم از مراجعه به درس گذشته تنها پی بردن به کمیت معلومات قبلی دانش آموزان نیست بلکه می خواهد میزان درک و فهم آنان را نسبت به موضوع درس گذشته دریابد و برایش روشن شود که آن موضوع تا چه اندازه جزئی از شخصیت آنها شده است، یا به قول معروف، چقدر توانسته اند آن موضوع یا مطلب را هضم کنند که در این رابطه

باید به نکات ذیل توجه کرد:


ـ باید به نکات مهم درس قبلی مراجعه شود نه جزییات آن.


ـ باید روابط و موارد تشابه درسی قبلی با درس جدید توضیح داده شوند.


ـ معلم در ضمن مراجعه به درس قبلی باید دانش آموزان ضعیف یا آنهایی را که خوب مطالعه نکرده اند بشناسد و به نقاط ضعف آنها پی ببرد تا بتواند آن ضعف را جبران کند و آنان را به پای همکلاسانشان برساند.


ـ مراجعه به درس قبلی خود باید توجه دانش آموزان را نسبت به آن برانگیزد و به آمادگی آنها برای آموختن درسی جدید کمک کند.

💢ماده یا موضوع درسی (معلومات)


الف) انواع:


ماده یا موضوع درسی (یعنی معلومات) در یکی از سه گروه زیر می باشد:
ـ معلومات برای دانش آموزان تازگی دارند و معلم برای نخستین بار آنها را مطرح می کند.


ـ دانش آموزان در درس قبلی آن را آموخته اند و معلم به آن معلومات مراجعه می کند و با روش نو آنها را عرضه می نماید.


ـ دانش آموزان، افکار و عقایدی دربارة ماده یا موضوع علمی در زندگی روزانه خود کسب کرده اند و معلم به تصحیح و تکمیل و تنظیم آنها می پردازد.



ب) شرایط:
ماده درس باید از لحاظ کمی با سن زمانی و عقلی دانش آموزان متناسب باشد و معلم در آماده ساختن موضوع درس باید به معلومات اساسی لازم برای دانش آموزان توجه نماید و نیز تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر بگیرد.


درس جدید معلم باید عین آنچه در کتاب درسی یا کتاب معلم آمده است، نباشد بلکه بر منابع موثق علمی جدید مبتنی باشد، و نیز مطالب آن چنان با هم پیوستگی داشته باشد که وحدت و کلیت منظم را نشان بدهند.


ماده علمی باید صحیح و از اوهام و اشتباهات بدور باشد. گاهی ممکن است درس خسته کننده یا خشک باشد ولی دقت در انتخاب مسائل و تنظیم آنها در یک قالب فکری جامع، درس را نشاط انگیز می کند.

آمادگی قبلی معلم و شاگرد برای درس:
معلم و شاگرد بیش از آنکه درس آغاز شود و قبل از آنکه شاگرد سؤالی مطرح سازد، در مورد درس و سؤال خود دقت و تامل نمایند و آن را آماده سازند تا از شتابزدگی و لغزش و تصورات و واژگونی درک و فهم مصونیت داشته باشند.

مقدمه یا معرفی:
هر عمل فکری از جایی آغاز می شود که معلم احساس کند دانش آموزان توانایی اجرای آن را دارند یا لازم است آن را بیاموزند معلم می تواند مهارت را در درسی مقدماتی به مدت سی تا پنجاه دقیقه معرفی کند؛ البته مدت زمان واقعی به توانایی دانش آموزان و تبحر آنان در مهارتهای پیش نیاز و پیچیدگی مهارت معرفی شده بستگی دارد.

هدف مقدمه، معرفی اجزاء یا عناصر اصلی مهارت فکری جدید است.

اگر مهارت معرفی شده، مهارتی اساسی و مهم باشد، معلم باید به طور مستقیم آن را آموزش دهد؛ البته نباید فقط به معرفی و ارائه یک الگوی عملی طراحی شده اکتفا کند بلکه با راهنمایی مناسب فرصت یا فرصتهایی را برای درگیر شدن دانش آموزان با موضوع فراهم نماید.


زمانی که معلم در یک درس یا در موقعیت آموزشی خاصی احساس کند دانش آموزان باید بهتر از گذشته قادر به تفکر باشند به آموزش مهارت تفکر می پردازد.


زمان و محتوای مورد نیاز برای آموزش این مهارت به پیچیدگی مهارت، توانایی و تجارب گذشته دانش آموزان بستگی دارد.
انواع مقدمه:
برای تدریس درس، مقدمه های بی شماری وجود دارد که در اینجا به پنج نمونه معمول اشاره می شود:
الف) مقدمه مروری:
این نوع مقدمه، نگرشها، مهارتها و دانش پیشین را مرور می کند بدون داشتن یک چنین مقدمه ای هیچ جرقه یا تکانی برای علاقه مند کردن فراگیرندگان به درس وجود نخواهد داشت.

ب) مقدمه موضوعی:
این نوع مقدمه ارجاعاتی به وقایعی دارد که به تازگی اتفاق افتاد و در خبرها و مطبوعات و رادیو و تلویزیون آمده است. این مقدمه باید حتماً به رخدادهایی اشاره کند که در چند روز اخیر در مراکز و محیط های گوناگون روی داده است. مقدمه های عنوانی پیوند نزدیکی میان کلاس و دنیای خارج از کلاس ایجاد می کنند. چنین مقدمه هایی به سادگی قابل طرح و ارائه هستند و نشان می دهند که معلم در جریان وقایعی که در خارج از کلاس اتفاق می افتد قرار دارد.

پ) مقدمه روایتی:
در این نوع مقدمه ها، از تجارب عمومی برای تصویر کردن یک اصل استفاده می کنند گاهی لازم است قیاسی نیز صورت گیرد. این عمل وام گرفتن اندیشه ای از رشته ای و به کار بردن آن در زمینه دیگر است. مقدمه های روایتی روشنگر موضوعات هستند و از آنجا که چنین مقدمه ای تا حدی مشکل است باید موارد قبلاً تعیین و برای کلاس آماده شوند.

ت) مقدمه تاریخی:
مقدمه تاریخی نوعی از مقدمه است که در آن، از رخدادهای تاریخی استفاده می شود. تاریخ منبع فوق العاده ای برای مقدمه
یا شروع درس است و منبع تغذیة پایان ناپذیری برای این منظور به شمار می رود. ممکن است مقدمه های تاریخی فریبنده باشند، به این سبب، باید محتاطانه از آنها استفاده کرد. استفاده زیاد از مقدمه های تاریخی سبب خستگی می شود.

هـ) مقدمه شوک آور:
این مقدمه، محرکی بسیار قوی است و برانگیزانندة علاقه و جلب کننده توجه است. آغاز کردن درس با این روش، فراگیرندگان را با واقعیت رودررو می کند اما از مقدمه های شوک آور باید با احتیاط استفاده کرد. زیرا فراگیرندگان را می ترسانند و سطح اضطراب آنان را بالا می برند. اگر شوک وارده زیاد باشد، دانش آموزان در برگشتن به حالت اولیه و آماده شدن برای توجه به درس با مشکل مواجه خواهند شد صرف نظر از نوع مقدمه هایی که به کار گرفته می شود لازم است مقدمه در جایی پایان یابد. نقطه ای که مقدمه خاتمه می یابد پیکره اصلی درس شروع می شود و ضرورت دارد که در مقدمه، اهداف درس فهرست وار ذکر شود و منظور از اهداف مورد نظر نیز بیان گردد.

نتیجه گیری
هر معلم یا مدرس برای تدریس خود در ابتدای تدریس از مقدمه گویی استفاده کند خیلی بهتر است و نتیجه می دهد ولی اگر استفاده نکند و معلم بدون مقدمه وارد بحث اصلی درس شود دانش آموز چه می داند این موضوع درس در چه مورد است و چرا باید یاد بگیرد و سؤالات دیگر...ولی در استفاده از مقدمه گویی نباید زیاد مقدمه طولانی و نباید کوتاه باشد بلکه باید طوری استفاده شود که دانش آموز بداند موضوع درس چیست. چرا که مقدمه هدف نیست بلکه یک وسیله برای یادگیری دانش آموزان است.
چیزهایی که کمک می کنند رشد کنم

۱.توجه به این نکته که من دانای کل نیستم

۲.انتقاد پذیر بودن و فکر کردن به نقاط ضعف

۳.کسب اطلاعات درباره چگونگی رفع نقاط ضعف

۴.حتما در طول سال حداقل یک دوره آموزشی بگذرانم

۵.دوستان سالم انتخاب کنم و اگر چنین دوستانی نیافتم تنهایی را ترجیح دهم

۶.هر چی بیشتر مهارت کنترل احساساتم را بیاموزم

۷.چه فورمولی قوی تر از کتاب؟

۸.به هشدارها و دلسوزی های پدرو مادرم اهمیت بیشتری دهم

۹.ورودی های ذهنم را کنترل کنم

حضرت عطار در یک‌ مصرع به اندازه ده‌ها کتاب سخن گفته است:

«هر چه در فهمِ تو آید آن بُوَد مفهومِ تو»
اثرات و مزيت هاي تدریس مشاركتی
1 - جذاب شدن محيط كلاسي درس .
2 - خسته نشدن شاگردان در كلاس درس .
3 - تقويت روحيه مشاركتي و گروهي در شاگردان .
4 - افزايش حس اعتماد به نفس و جرات ورزي در شاگردان .
5 - احساس تعلق و وابستگي مثبت به كلاس درس و مدرسه از ناحيه شاگردان .

6 - تمرين و تقويت دموكراسي توسط شاگردان در خود .
7 - افزايش عمق يادگيري و موفقيت هاي تحصيلي در شاگردان .
8 - علاقه مند شدن شاگردان به معلمان و دبيران .
9 - شكل گيري و تقويت مهارت هاي اجتماعي و زندگي در شاگردان .
10 - شكل گيري عقايد در شاگردان توام با توسعه و تقويت مهارت هاي شنيداري و گفتاري .