~Episodes`of hell
و تو ای فراموش شدهٔ روزها که خویشتن را به قرمز ملبس میسازی و به زیورهای زر میآرایی و چشمان خود را به سرمه جلا میدهی به یادآور که خود را عبث زیبایی دادهای به سبب آوازی در بیابان بیراه و یارانت که تو را خوار شمرده اند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وای بر ما، زیرا که روز رو به زوال نهاده است
و سایه های عصر دراز می شوند
و هستی ما چون قفسی که پر از پرندگان باشد
از ناله های اسارت لبریز است
و در میان ما کسی نیست که بداند
که تا به کی خواهد بود
موسم حصاد گذشت و تابستان تمام شد
و ما نجات نیافتیم
مانند فاخته برای انصاف می نالیم
و نیست
انتظار نور میکشیم و اینک، ظلمت است
و تو ای نهر سرشار که نفسِ مهر تو را می راند
به سوی ما بیا
به سوی ما بیا
و سایه های عصر دراز می شوند
و هستی ما چون قفسی که پر از پرندگان باشد
از ناله های اسارت لبریز است
و در میان ما کسی نیست که بداند
که تا به کی خواهد بود
موسم حصاد گذشت و تابستان تمام شد
و ما نجات نیافتیم
مانند فاخته برای انصاف می نالیم
و نیست
انتظار نور میکشیم و اینک، ظلمت است
و تو ای نهر سرشار که نفسِ مهر تو را می راند
به سوی ما بیا
به سوی ما بیا
❤2
فکر میکردم که دیگه سالهاست از مفهوم جنسیت گذر کردم؛ و بایستی از بشر صرفاً به خاطر بشر بودن حرف زد فارغ از هرگونه فاکتور متمایزکنندهای.
البته که در جهانِ آزاد درستش هم همینه.
اما گویا فراموش کرده بودم اینجا هنوز خاورمیانهست، و جدالِ خونین زنِ شرقی کوچکترین شباهتی به فلهٔ فمینیستهای سانتیمانتال غربی نداره، با دغدغه های بیهوده و بعضاً مبتذل.
زن شرقی هنوز باید برای حقِ حیات بجنگه.
اینجا مسئله سلولیت و طبقههای چربی و موی دست و پا نیست!
اینجا مسئله بریده شدنِ سر توسط اعضای خانوادست، مُثلگی، مافیای نوزاد و جنین با پیشینهٔ بارداری ها و زایشهای متعدد اجباری، ازدواج های از سن یازده سالگی، فروش تن از فرط گرسنگی، تحمیل اعتیاد به منظور سواستفاده های جنسی،شهروندی درجه دو، وحشت هرروزه از ذوب شدن گوشت تن توسط اسید و طیف وسیعی از تجاوزها همگی با برخورداری ازحمایت تمام و کمالِ قانون.
عدم حق تحصیل، اشتغال، هجرت، زیستِ اداری و مالی و در نهایت خودِ زیستن: -عریان و فیزیکال- تنفس
و مهمتر از همه، تفکر.
به این سبب هست که باید امروز بیشتر از همیشه و اتفاقاً بلندتر فریاد زد -زن، زندگی، آزادی-
زن نه به عنوان جنسیت-بلکه زن در نقش یک مفهوم اجتماعی، به مثابه نماد جامعهٔ بیدار و مبارز؛
به مثابه شأنِ انسانی در مقابل شرّ ِحیوانی.
و درنهایت به مثابه فریادِ «من هنوز زندهم حرومزادهها»
البته که در جهانِ آزاد درستش هم همینه.
اما گویا فراموش کرده بودم اینجا هنوز خاورمیانهست، و جدالِ خونین زنِ شرقی کوچکترین شباهتی به فلهٔ فمینیستهای سانتیمانتال غربی نداره، با دغدغه های بیهوده و بعضاً مبتذل.
زن شرقی هنوز باید برای حقِ حیات بجنگه.
اینجا مسئله سلولیت و طبقههای چربی و موی دست و پا نیست!
اینجا مسئله بریده شدنِ سر توسط اعضای خانوادست، مُثلگی، مافیای نوزاد و جنین با پیشینهٔ بارداری ها و زایشهای متعدد اجباری، ازدواج های از سن یازده سالگی، فروش تن از فرط گرسنگی، تحمیل اعتیاد به منظور سواستفاده های جنسی،شهروندی درجه دو، وحشت هرروزه از ذوب شدن گوشت تن توسط اسید و طیف وسیعی از تجاوزها همگی با برخورداری ازحمایت تمام و کمالِ قانون.
عدم حق تحصیل، اشتغال، هجرت، زیستِ اداری و مالی و در نهایت خودِ زیستن: -عریان و فیزیکال- تنفس
و مهمتر از همه، تفکر.
به این سبب هست که باید امروز بیشتر از همیشه و اتفاقاً بلندتر فریاد زد -زن، زندگی، آزادی-
زن نه به عنوان جنسیت-بلکه زن در نقش یک مفهوم اجتماعی، به مثابه نماد جامعهٔ بیدار و مبارز؛
به مثابه شأنِ انسانی در مقابل شرّ ِحیوانی.
و درنهایت به مثابه فریادِ «من هنوز زندهم حرومزادهها»
🕊7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The hate of men will pass,
and dictators die,
and the power they took from the people will return to the people.
And so long as men die, liberty will never perish…
The great dictator, 1940
and dictators die,
and the power they took from the people will return to the people.
And so long as men die, liberty will never perish…
The great dictator, 1940
Iron Sky
Paolo Nutini
We find gods and religions to
To paint us with salvation
But no one
No nobody
Can give you the power
@episodesofhell
To paint us with salvation
But no one
No nobody
Can give you the power
@episodesofhell