مجله الکترونیک واو – Telegram
مجله الکترونیک واو
236 subscribers
845 photos
839 links
با «واو» می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارغ از هیاهوی جهان!
Download Telegram
📝برای آرزوهایمان تلاش کنیم

🖌#هاجر_شهابی درباره کتاب «سفر به قلعه خورشید» نوشت:

🔹کتاب «سفر به قلعه خورشید» را که برعکس کنیم پشت جلد آن این جملات نوشته شده است: «می‌خواهم سفر کنم به آن سرزمین دور. به سیر کردن در دشت و کوه و چشمه‌های بزرگ و کوچک، به دیدن آدم‌ها و خانه‌های عجیب و غریب. تا وقتی به شهر هزار کاتب، شهر نیشابور برسم. آنجا استادی بیابم و شاگردش شوم. قلمی واقعی به دست بگیرم و در جوهری سیاه فرو کنم. آن‌وقت قلم را روی صفحه بالا و پایین ببرم و تمام کلمات دنیا را بنویسم.»

🔹«رقیه بابایی» با روایت داستانی ساده اما جذاب نوجوانان را با امام رضا علیه‌السلام آشنا می‌کند. در واقع این کتاب با اینکه داستان سحاب است در اصل داستان امام رضاست. داستان سفری که خداحافظی متفاوت امام خبر از بی‌بازگشت بودن آن می‌دهد.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍1👏1
📝بهار در زمستان

🖌#مهرسا_صفرخانی درباره رمان «مدار صفر درجه» نوشت:

🔹مدار صفر درجه یکی از آثار بی‌بدیل ادبیات ایران است که با شکوه و زیبایی خاص خود، داستانی عمیق و پرشور از مبارزات انسان‌ها در برابر ستم و نابرابری را روایت می‌کند.

🔹مدار صفر درجه با بهره‌گیری از واقع‌گرایی اجتماعی، نقدی صریح بر اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران پهلوی است. احمد محمود با دقت به بررسی زندگی مردم عادی، مبارزات اجتماعی و نقش زنان در تحولات اجتماعی می‌پردازد. او از رشوه‌خواری مقامات وابسته به استعمار، غارت‌گری‌های انگلیسی‌ها و از فلاکت مردمی که زیر یوغ ستم کمر خم کرده‌اند، با چنان دقتی پرده برمی‌دارد که گویی خواننده خود طعم تلخ بی‌عدالتی را در دهان حس می‌کند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2👏1
📝تاریخ شفاهی یا رمان زرد؟

🖌#محمدجواد_وحدانی درباره کتاب «رعد در آسمان بی‌ابر» نوشت:

🔹در کتاب «رعد در آسمان بی‌ابر» طی ۱۰ فصل با ۹ نفر از مسئولین اطلاعاتی کشور در دهه شصت مصاحبه شده و در فصل آخر، یکی از مامورانی که مقام و منصب بالایی نداشت اما به قول معروف آچار فرانسه و البته صریح‌اللهجه بود خاطراتش را به طور مکتوب در اختیار نگارنده قرار داده است.

🔹ین کتاب به خاطر داشتن چند راوی، روایت یکنواخت ندارد. گاهی یکی از راویان خاطرات را با جزئیات کامل در حد رنگ لباس و مدل ماشین و ظاهر فلان متهم شرح می‌دهد و گاهی راوی دیگر که خاطرات کمتری دارد بیشتر تحلیل به خورد مخاطب می‌دهد. در چندجا پیش آمده که صحبت‌های یک راوی در یک فصل مکمل یا نقض کننده روایت دیگری بوده است، یا پیش آمده که یکی از این ۹ نفر قدرت تشریح و تفهیم بهتری داشت اما نفر دیگر در بیان و انتقال مفاهیمش مطالبش ناکام بود.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍1👏1
📝همه‌چیز از زن آغاز و به او باز می‌گردد

🖌#پروانه_حیدری درباره رمان «خون دریا» نوشت:

🔹آنچه خون دریا را از سایر آثار مشابه متمایز می‌کند، اعتراف به احساسات مختلف از سوی شخصیت‌هاست. مهدی عشقش را انکار نمی‌کند. در نمازش خم ابروی یار را به یاد می‌آورد و های‌های می‌گرید. سارا خودش را قوی و محکم نشان نمی‌دهد، حتی گاهی به مهدی اصرار می‌کند که خودش را به تاروپود این عشق زمینی گره بزند و دیرتر به ماموریتش برود. آدم‌ها عشق‌شان را در پیله احتیاط نمی‌پیچیند و با بی‌قراری ابرازش می‌کنند. این نشانه صداقت قلم نویسنده است.

🔹خون دریا عاشقانه منصفانه‌ و دردآلودی‌ست. گناه این دو نفر انگار این است، که دیگری را بیشتر از خود دوست دارند و تن به زخم‌هایی می‌دهند که مرهمی برایش نیست. سارا عاشقی بلد است و عاشقی را بلد بودن، یعنی تحمل زخم را داشتن. تحمل هزار تیغ تیز که قلب را نشانه می‌رود.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
2👍1👏1
📝فاصله با استاد را حفظ کنید!

🖌#احمد_تقی_خانی درباره نوشتن و رساندن آن به دست اساتید نویسندگی نوشت:

🔹اشتباه مرگبار بسیاری از نوآموزان نویسندگی و نوقلم‌ها این است که در ابتدای کارشان و در همان روزهای تاتی‌تاتی راه‌رفتن تا متنی می‌نویسند، بدوبدو سراغ آدم خبره و استادی را می‌گیرند و با شوق و پیگیرانه جویای نظر او می‌شوند.

🔹اگر نوقلم هستید و می‌خواهید از گام‌های ابتدایی نوشتن جان سالم به در ببرید، متنتان را محضر استاد نبرید. عوضش ببرید به کسی نشان بدهید که اهل ذوق است و کمی بیش از شما دنیای نگارش و کتاب را می‌شناسد و چهارتا کتاب بیشتر از شما خوانده و با شما همدل و همراه است و هوایتان را دارد.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2👏2
📝ای دریغا رازداران یاد باد

🖌#مصطفی_رضایی درباره کتاب «راز نگین سرخ» نوشت:

🔹روایت در این کتاب بسیار منسجم است و حتی چیدمان وقایع به طوری صورت گرفته که در قالب مستند داستانی منطق آن دچار ضعف و سستی نشود. از این رو می‌توان گفت با روایتی خوش‌فرم و پیرنگی خوش‌قواره طرف هستیم.

🔹نویسنده هرگز اسیر شتابزدگی نشده و پرداخت صبورانه و جزیی‌نگر است. که البته یکی از دلایل اصلی موفقیت در کارهای مستند است. داستان از صمیمیت و صداقت با مخاطب برخوردار است. مخاطب علاقه‌مند را در خود و در صحنه‌ها می‌کشاند. درک و تجسم خوبی در ذهن ایجاد می‌کند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍3
📝آونگ مرگ و زندگی

🖌#امیر_مرادی درباره رمان «مردن» نوشت:

🔹شنیتسلر که در همسایگی نزدیک فروید می‌زیسته و از قضا پزشکی بوده که شغل خویش را به خاطر نویسندگی رها می‌کند، در عمق شخصیت‌های «مردن» نفوذ کرده و توانسته است، درگیری‌های روانکاوانه افراد را در مواجهه با مرگ، با قلم جادویی خویش، به رشته تحریر درییاورد.

🔹«مردن» افق‌های جدیدی را پیش روی آدمی می‌گشاید. شاهکار شنیتسلر هرگز اثری عارفانه نیست که صورت مسئله را پاک کند و مرگ را پلی ببیند برای گذر از این جهان به جهانی دیگر؛ بلکه اثری فیلسوفانه و روانکاوانه است که شما را هر چه بیشتر و بیشتر درگیر صورت مسئله می‌کند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2👏2
📝ممکن بود، ولی نشد!

🖌#حسام_آبنوس درباره رمان «ما غیر ممکنیم» نوشت:

🔹مطهره شیرانی در این داستان در یک افتتاحیه جذاب تمام شخصیت‌ها را وارد می‌کند و در فصل‌های بعدی تک به تک آن‌ها را باز می‌کند و کار را جلو می‌برد. افتتاحیه‌ای که در آن نوید یک اثر رو به جلو و با نشاط به خواننده داده می‌شود.

🔹الهام گرفتن از یک داستان دینی برای خلق فانتزی یک حرکت مثبت محسوب می‌شود ولی پرداخت اثر هم باید به همان نسبت درخور باشد تا صدای اثر شنیده شود.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏2👍1
📝با کشف دنیای جدید موافقی؟!

🖌#هاجر_شهابی درباره کتاب «کاشفان دنیا» نوشت:

🔹منصوره مصطفی‌زاده مستقیما کودکان را مخاطب خود قرار داده است. به ‌گونه‌ای که کودک فکر می‌کند نویسنده با گرفتن یک چراغ‌قوه در دستش، به عنوان راهنما در حال نشان دادن راه و چاه کشف کردن دنیای دیگر به اوست. زبان کتاب با اینکه طنر نیست اما لحن ساده و صمیمی دارد و همین باعث می‌شود در بخش‌هایی از کتاب کودک لبخند به لب مطلب را ادامه دهد یا لبخند به لب بلند شود و طبق پیشنهاد نویسنده دنیا را از آن طرف کشف کند.

🔹کتاب «دنیا از آن ور» پر است از کارهایی که روی مدار خلاقیت و کشف می‌چرخند. پر است از نگاه‌های جدید به دنیا، تا بچه‌ها دنیا را از زاویه نگاه جدیدی ببینند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍1
📝اینجا همه‌چیز عادی است، حتی مرگ

🖌#نگین_فراهانی درباره رمان «مرگ به وقت بهار» نوشت:

🔹نویسنده یک جهان بدون هیچ جا و هیچ وقتی ساخته و روایت آن را به شکلی در زبان راوی قرار داده که مخاطب را نیز مجبور به باور می‌کند. اینطور که اگر حتی لحظه‌ای دچار سوالی شوی که: «مگر می‌شود؟» دوباره به زبان روان داستان برمی‌گردی و همه چیز را از نگاه شخصیت اصلی می‌بینی و جواب می‌دهی: «بله امکان دارد.»

🔹مردم این کتاب سخت و وحشی هستند اما تازگی و نشاط را می‌فهمند، اسب سر می‌برند برای خوردن غذا، ولی می‌توانند روزها توی دشت و کوه بگردند برای پیدا کردن بهترین پودر اقاقیای سرخ؛ چون در بهار رنگ خانه‌ها باید صورتی باشد.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
2👍1👏1
📝هم هوشمندانه، هم ابلهانه

🖌#نیما_اکبرخانی درباره یوناس یوناسن نوشت:

🔹یوناس یوناسن نویسنده و روزنامه نگار سوئدی تا 47 سالگی خودش هم نمی‌دانست که تا این اندازه نویسنده است و متاسفانه این همه استعداد را برای مدت زیادی بدون استفاده گذاشته بود. اما خوشبختانه بالاخره روزی رسید که شجاعتش را پیدا کند و از شغلش استعفا دهد و دست همسر و فرزندش را بگیرد و برود در جزیره «گوتلند» که جای نسبتا آرام و بی‌سر و صدایی‌ست بنشیند به نوشتن.

🔹یوناس یوناسن یک خوره تاریخ معاصر است به معنای واقعی کلمه سعی می‌کند دانسته‌های خودش را در قالب کلماتی شیرین و خوش‌خوان برای مخاطبش قطار کند. «داستان‌های یوناسن به طرز هوشمندانه‌ای ابلهانه‌اند» این توصیفی‌ست که خودش ارائه می‌دهد. داستان‌های یوناسن اغلب پر است از شخصیت‌هایی ساده دل و ابله که دست روزگار می‌کشاندشان به جاهایی بسیار خطرناک در زمانه‌هایی حتی خطرناک‌تر و همانطور که از نویسنده خوره تاریخ انتظار می‌رود این یعنی رویداد‌های تاریخی و سیاسی.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍1
📝میان گریه می‌خندم…

🖌#لادن_عظیمی درباره رمان «مردی که می‌خندد» و مکتب رمانتیسم در داستان‌نویسی نوشت:

🔹برخی «مردی که می‌خندد» را مهمترین اثر ویکتور هوگو می‌دانند. چرا که این کتاب در عین داشتن قصه‌ای جذاب از طول و تفصیل‌های متداول رمان‌های قرن هجده و نوزده مانند بینوایان مبرا است. وجه اشتراک این اثر با سایر آثار هوگو قرار گرفتن آنها در یک مکتب ادبی است. «مردی که می‌خندد» مانند سایر آثار مطرح هوگو از جمله بینوایان و گوژپشت نتردام اثری «رمانتیک» محسوب می‌شود.

🔹رمانتیک‌ها که از دل بورژواها سر برآورده بودند در اواخر قرن هفده و اوایل قرن هجدهم در جست‌وجوی زبانی عامیانه بودند. زبانی از دل مردم برای پس زدن زبان سخت اشرافیت که در آثار کلاسیک نمود داشت. آنها با ساختن و پرداختن ادبیات ویژه خود موجب شکل‌گیری مکتبی به نام رمانتیسم شدند. رمان‌نویسی که تا پیش از این در دوره کلاسیسم مرسوم نبود در این دوره متدوال شد. در واقع «رمان» اثر ادبی شاخص دوران رمانتیسم محسوب می‌شود.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍1👏1
📝اعجاز ادبیات حکمت‌آموز

🖌#محمد_حسام_حاجی_فرج_اله درباره «کلیله و دمنه» نوشت:

🔹کتاب کلیله و دمنه یکی از مهم‌ترین و مشهورترین کتب حکمت به نثر فارسی‌ست. کتابی که جزو ادبیات تعلیمی دسته‌بندی می‌شود و شامل داستان‌های عبرت‌آموزی از زبان حیوانات است.

🔹اثر ماندگار نصرالله منشی، اثری ترجمه‌تألیفی‌ست. یعنی بنیاد کتاب کلیله و دمنه‌ای که به قلم او نگاشته شده ترجمه‌ای از نسخه عربی آن است که ابن مقفع نوشته. اما بعد از ترجمه به آن اضافاتی افزوده «و آن را به آیات و اخبار و ابیات و امثال موکّد گردانیده تا این کتاب که زبده چندهزارساله است، احیایی باشد و مردمان از فواید و منافع آن محروم نمانند.»

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2👏1
📝شرح زندگی مردمان اسیر در تله نوستالژی

🖌#سعیده_ملایی درباره کتاب «کوی غزل‌ها» نوشت:

🔹عرب‌زبانان به نوستالژی «الحنين الي الماضي» می‌گویند که ترجمه تحت‌اللفظش می‌شود «دلتنگی برای گذشته»، و به آن روزگاری که حسرتش را می‌خورند می‌گویند «زمن جمیل» که تحت‌اللفظش می‌شود روزگار زیبا. اگر رسانه‌های عربی در حیطه سبک زندگی را دنبال کنید با این واژه‌ها بسیار مواجه خواهید شد. سابقه نوستالژی‌بازی و غصه خوردن برای ایام خوش گذشته در ادبیات عربی، بسیار طولانی است و حتی به عصر جاهلیت و پیش از اسلام و شعرهای موسوم به «اطلال: ویرانه‌ها» برمی‌گردد.

🔹فضای داستان و اتفاقاتش برای مخاطبی که مثلاً «کوچه مدق» نجیب محفوظ را خوانده باشد، نمی‌تواند تکان‌دهنده و شوق برانگیز باشد. در عین حال رمان، شرح اندوه و شادی مردمی است که در تله درام گیر افتاده‌اند. کتاب نه گذشته را رد می‌کند و نه آن را تحسین می‌کند، فقط زندگی را شرح می‌دهد تا جایی که کلافه‌مان می‌کند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍1👏1
📝مرگی که پیروزی است!

🖌#لیلا_مهدوی درباره رمان «وقت جنگ دوتارت را کوک کن» نوشت:

🔹«وقت جنگ دوتارت را کوک کن» داستانی از خطه ترکمن صحراست که از چند و چون محافظت از مام وطن حکایت می‌کند. نگاه‌بانی از یک قلعه که شاید در نظر نویسنده این قلعه نشانی از ناموس یک خطه دارد.

🔹داستان او از ساخته شدن هویت اجتماعی یک سرزمین حرف می‌زند و ورای یک داستان تاریخی است. وقت جنگ دوتارت را کوک کن با تکیه بر اشعار ترکمنی و ساز یعنی ادب و هنر به شکل نمادین نشان می‌دهد که برای حفظ حریم میهن تنها سلاح کافی نیست بلکه فرهنگ و قومیت‌های مختلف با تکیه بر باورها و آداب و رسومشان می‌توانند ایستادگی کنند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
2👍2
📝پذیرفتن و پذیرفته شدن!

🖌#حانیه_اخلاقی درباره کتاب «اجازه هست؟» نوشت:

🔹داستانِ کتاب، درباره دوست پیدا کردن است. کتاب درباره جوجه اردکی است که هیچ دوستی ندارد و راه می‌افتد در جنگل تا دوست پیدا کند و از بقیه حیوانات اجازه بگیرد که می‌تواند دوستِ آن‌ها باشد یا نه. کلیتِ کتاب درباره دوستی است اما اگر بعد از خواندنش از فرزندتان بپرسید «کتاب درباره چی بود؟» احتمالاً مفاهیم دیگری را به شما یادآوری خواهد کرد.

🔹یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب برای من تصاویرش بود. تصاویر بزرگ، رنگی و دوست‌داشتنی که پابه‌پای داستان پیش می‌رفتند و از قصه جدا نبودند. در واقع نویسنده تصویرپردازی را بخشی از خمیرِ کتاب قرار داده است و همین باعث شده بچه‌ها هنگام خواندن کتاب حس همدلی بیشتری با شخصیتِ اصلی داشته باشند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏2
📝اشغالگران از ابتدا ارتش بودند

🖌#فاطمه_سادات_حسینی درباره رمان «دروازه خورشید» نوشت:

🔹«دروازه خورشید» در اکثر موقعیت‌ها شباهت عجیبی با آثار رئالیسم جادویی پیدا می‌کند. با این تفاوت که صحنه‌های عجیب و جادویی این رمان در اکثر اوقات، خیالی نیستند بلکه در واقعیت رخ داده‌اند.

🔹نگاه انتقادی خوری به روشنفکران از نکات جالب این کتاب بود. در جریان داستان برخی از روشنفکران و نویسندگان قصد نوشتن داستان زندگی فلسطینی‌ها را داشتند، اما خوری با لحنی انتقادی تمام روشنفکران را زیر سؤال می‌برد و اعتقاد دارد این آدم‌ها نمی‌توانند تمام ماجرا را درک کنند، چرا که اصلاً در دنیای دیگری به سر می‌برند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2
📝اصالت زندگی در شرایط جنگی

🖌#لیلا_مهدوی درباره کتاب «لهجه‌های غزه‌ای» نوشت:

🔹لهجه‌های غزه‌ای مماس با واقعیت و بی‌پرده روایت شده است از زاویه و دوربین نگاه‌هایی که هنوز در بهت و تحیر مانده‌اند. از مردمک چشم‌هایی که هنوز تن‌شان از داغ گرم است و وقتی نداشتند تا هرم آتش افتاده در آبادی‌هایشان را خوب حس کنند. روایت‌هایی درست از دل حادثه.

🔹روایت‌ها در لهجه‌های غزه‌ای به‌گونه‌ایست که در هر ورق راوی یک لحظه از واقعیت را ثبت می‌کند ولی عمق کلمات به واسطه خلوص و البته فرم روایی در ذهن مخاطب ژرفا دارد و ما به عنوان مخاطب می‌توانیم خودمان در ذهن خودمان واقعیت بی‌کم و کاست گفته شده در بیان مستقیم و صریح نویسنده را بارها و بارها تصویر کنیم.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍3
📝حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم و افتاد

🖌#الهام_اشرفی درباره رمان «از عشق با من حرف بزن» نوشت:

🔹در رمان «از عشق با من حرف بزن» حتی یک تیر جنگی شلیک نمی‌شود. ماجرای رمان مثل رمان دیگر اریش رمارک، فروغ زندگی، در اردوگاه‌های کار اجباری و جنگی و در میان اسرای جنگی و یهودیان نیز نمی‌گذرد. ولی در تک‌تک پاراگراف‌های رمان بوی جنگ استشمام می‌شود. حال و هوای شهر پاریس حال و هوای شروع جنگی است که در میان وحشت و زمزمه‌های مردم در جریان است.

🔹نویسنده از دل چند شخصیت درب‌وداغون و آواره از وطن‌هایشان، با شغل‌های عجیبی که دارند و اصلاً با نوع زیست عجیب و پا در هوایی که دارند بهترین فضاسازی و بهترین توصیف‌ها و از همه مهم‌تر بهترین دیالوگ‌ها را درآورده است؛ از آن شخصیت‌ها و تصاویر و گفت‌وگوهایی که هیچگاه از یاد خواننده نمی‌رود.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏2
📝برای زندگی برمی‌گردیم

🖌#سمیه_سادات_حسینی در داستانی از انسان‌ها، ترس‌هایشان و مبارزه برای فلسطین نوشت:

🔹از چندماه قبل، یک چیز خیلی واضح بود: «همه‌چیز در یک لحظه اتفاق می‌افتد.» او هم به این مسئله خو گرفته بود. عادت کرده بود. حالا عادت‌کردن هم که نه. در واقع هرگز این را فراموش نمی‌کرد که شاید این لحظه، همان لحظه‌ای باشد که بالاخره اتفاق می‌افتاد.

🔹آن روز، مونا گریه می‌کرد. نه که جدید باشد؛ این روزها او مدام می‌گریست. خواهر پنج‌ساله‌اش. این بار بهانه بیسکوییتی را می‌گرفت که قبلا عادت داشت مدام بخورد و این روزها دیگر پیدا نمی‌شد. معدود فروشگاه‌های باقی‌مانده هم قوت غالب را برای فروش می‌آوردند؛ نه جنس لوکسی مانند ببسکوییتی دولایه با خمیر شکلات وسطش و روکش شیرین نارگیلی رویش. قبل‌تر‌ها گاهی که با زیاده در کوچه‌ها ول می‌گشتند، مادر می‌گفت که برود از فلان فروشگاه، چند تا از آن بیسکوییت‌ها بخرد و بیاورد. او هم قدم‌زنان با زیاده می‌رفتند همان فروشگاه و هرکدام چندبسته از همان بیسکوییت می‌خریدند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏1
📝بازمانده از یک نبرد هسته‌ای

🖌#مصطفی_رضایی درباره رمان «ز مثل زکریا» نوشت:

🔹داستان از این قرار است که دختر بچه‌ای شانزده ساله به نام «آن بوردن» از یک جنگ جهانی هسته‌ای جان سالم به در می‌برد و در دره‌ای کوچک، تنها زندگی می‌کند. اثری هم از بازماندگان دیگر نیست و او باید برای بقا مبارزه کند. تا زمانی که مردی به دره می‌آید و موجب وحشت می‌شود.

🔹«ز مثل زکریا» رمانی علمی تخیلی و آخرالزمانی است که توسط روبرت سی ابراین نوشته شده و پس از مرگ او در سال 1974 منتشر شد. این نویسنده فرصت اتمام داستان را پیدا نکرد چرا که سال ۱۹۷۳ از دنیا رفت. پس از مرگ او همسر و دخترش یادداشت‌هایش را جمع‌آوری کرده و کتاب را به پایان رساندند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍4