مجله الکترونیک واو – Telegram
مجله الکترونیک واو
236 subscribers
845 photos
839 links
با «واو» می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارغ از هیاهوی جهان!
Download Telegram
📝مرگی که پیروزی است!

🖌#لیلا_مهدوی درباره رمان «وقت جنگ دوتارت را کوک کن» نوشت:

🔹«وقت جنگ دوتارت را کوک کن» داستانی از خطه ترکمن صحراست که از چند و چون محافظت از مام وطن حکایت می‌کند. نگاه‌بانی از یک قلعه که شاید در نظر نویسنده این قلعه نشانی از ناموس یک خطه دارد.

🔹داستان او از ساخته شدن هویت اجتماعی یک سرزمین حرف می‌زند و ورای یک داستان تاریخی است. وقت جنگ دوتارت را کوک کن با تکیه بر اشعار ترکمنی و ساز یعنی ادب و هنر به شکل نمادین نشان می‌دهد که برای حفظ حریم میهن تنها سلاح کافی نیست بلکه فرهنگ و قومیت‌های مختلف با تکیه بر باورها و آداب و رسومشان می‌توانند ایستادگی کنند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
2👍2
📝پذیرفتن و پذیرفته شدن!

🖌#حانیه_اخلاقی درباره کتاب «اجازه هست؟» نوشت:

🔹داستانِ کتاب، درباره دوست پیدا کردن است. کتاب درباره جوجه اردکی است که هیچ دوستی ندارد و راه می‌افتد در جنگل تا دوست پیدا کند و از بقیه حیوانات اجازه بگیرد که می‌تواند دوستِ آن‌ها باشد یا نه. کلیتِ کتاب درباره دوستی است اما اگر بعد از خواندنش از فرزندتان بپرسید «کتاب درباره چی بود؟» احتمالاً مفاهیم دیگری را به شما یادآوری خواهد کرد.

🔹یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب برای من تصاویرش بود. تصاویر بزرگ، رنگی و دوست‌داشتنی که پابه‌پای داستان پیش می‌رفتند و از قصه جدا نبودند. در واقع نویسنده تصویرپردازی را بخشی از خمیرِ کتاب قرار داده است و همین باعث شده بچه‌ها هنگام خواندن کتاب حس همدلی بیشتری با شخصیتِ اصلی داشته باشند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏2
📝اشغالگران از ابتدا ارتش بودند

🖌#فاطمه_سادات_حسینی درباره رمان «دروازه خورشید» نوشت:

🔹«دروازه خورشید» در اکثر موقعیت‌ها شباهت عجیبی با آثار رئالیسم جادویی پیدا می‌کند. با این تفاوت که صحنه‌های عجیب و جادویی این رمان در اکثر اوقات، خیالی نیستند بلکه در واقعیت رخ داده‌اند.

🔹نگاه انتقادی خوری به روشنفکران از نکات جالب این کتاب بود. در جریان داستان برخی از روشنفکران و نویسندگان قصد نوشتن داستان زندگی فلسطینی‌ها را داشتند، اما خوری با لحنی انتقادی تمام روشنفکران را زیر سؤال می‌برد و اعتقاد دارد این آدم‌ها نمی‌توانند تمام ماجرا را درک کنند، چرا که اصلاً در دنیای دیگری به سر می‌برند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2
📝اصالت زندگی در شرایط جنگی

🖌#لیلا_مهدوی درباره کتاب «لهجه‌های غزه‌ای» نوشت:

🔹لهجه‌های غزه‌ای مماس با واقعیت و بی‌پرده روایت شده است از زاویه و دوربین نگاه‌هایی که هنوز در بهت و تحیر مانده‌اند. از مردمک چشم‌هایی که هنوز تن‌شان از داغ گرم است و وقتی نداشتند تا هرم آتش افتاده در آبادی‌هایشان را خوب حس کنند. روایت‌هایی درست از دل حادثه.

🔹روایت‌ها در لهجه‌های غزه‌ای به‌گونه‌ایست که در هر ورق راوی یک لحظه از واقعیت را ثبت می‌کند ولی عمق کلمات به واسطه خلوص و البته فرم روایی در ذهن مخاطب ژرفا دارد و ما به عنوان مخاطب می‌توانیم خودمان در ذهن خودمان واقعیت بی‌کم و کاست گفته شده در بیان مستقیم و صریح نویسنده را بارها و بارها تصویر کنیم.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍3
📝حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم و افتاد

🖌#الهام_اشرفی درباره رمان «از عشق با من حرف بزن» نوشت:

🔹در رمان «از عشق با من حرف بزن» حتی یک تیر جنگی شلیک نمی‌شود. ماجرای رمان مثل رمان دیگر اریش رمارک، فروغ زندگی، در اردوگاه‌های کار اجباری و جنگی و در میان اسرای جنگی و یهودیان نیز نمی‌گذرد. ولی در تک‌تک پاراگراف‌های رمان بوی جنگ استشمام می‌شود. حال و هوای شهر پاریس حال و هوای شروع جنگی است که در میان وحشت و زمزمه‌های مردم در جریان است.

🔹نویسنده از دل چند شخصیت درب‌وداغون و آواره از وطن‌هایشان، با شغل‌های عجیبی که دارند و اصلاً با نوع زیست عجیب و پا در هوایی که دارند بهترین فضاسازی و بهترین توصیف‌ها و از همه مهم‌تر بهترین دیالوگ‌ها را درآورده است؛ از آن شخصیت‌ها و تصاویر و گفت‌وگوهایی که هیچگاه از یاد خواننده نمی‌رود.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏2
📝برای زندگی برمی‌گردیم

🖌#سمیه_سادات_حسینی در داستانی از انسان‌ها، ترس‌هایشان و مبارزه برای فلسطین نوشت:

🔹از چندماه قبل، یک چیز خیلی واضح بود: «همه‌چیز در یک لحظه اتفاق می‌افتد.» او هم به این مسئله خو گرفته بود. عادت کرده بود. حالا عادت‌کردن هم که نه. در واقع هرگز این را فراموش نمی‌کرد که شاید این لحظه، همان لحظه‌ای باشد که بالاخره اتفاق می‌افتاد.

🔹آن روز، مونا گریه می‌کرد. نه که جدید باشد؛ این روزها او مدام می‌گریست. خواهر پنج‌ساله‌اش. این بار بهانه بیسکوییتی را می‌گرفت که قبلا عادت داشت مدام بخورد و این روزها دیگر پیدا نمی‌شد. معدود فروشگاه‌های باقی‌مانده هم قوت غالب را برای فروش می‌آوردند؛ نه جنس لوکسی مانند ببسکوییتی دولایه با خمیر شکلات وسطش و روکش شیرین نارگیلی رویش. قبل‌تر‌ها گاهی که با زیاده در کوچه‌ها ول می‌گشتند، مادر می‌گفت که برود از فلان فروشگاه، چند تا از آن بیسکوییت‌ها بخرد و بیاورد. او هم قدم‌زنان با زیاده می‌رفتند همان فروشگاه و هرکدام چندبسته از همان بیسکوییت می‌خریدند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏1
📝بازمانده از یک نبرد هسته‌ای

🖌#مصطفی_رضایی درباره رمان «ز مثل زکریا» نوشت:

🔹داستان از این قرار است که دختر بچه‌ای شانزده ساله به نام «آن بوردن» از یک جنگ جهانی هسته‌ای جان سالم به در می‌برد و در دره‌ای کوچک، تنها زندگی می‌کند. اثری هم از بازماندگان دیگر نیست و او باید برای بقا مبارزه کند. تا زمانی که مردی به دره می‌آید و موجب وحشت می‌شود.

🔹«ز مثل زکریا» رمانی علمی تخیلی و آخرالزمانی است که توسط روبرت سی ابراین نوشته شده و پس از مرگ او در سال 1974 منتشر شد. این نویسنده فرصت اتمام داستان را پیدا نکرد چرا که سال ۱۹۷۳ از دنیا رفت. پس از مرگ او همسر و دخترش یادداشت‌هایش را جمع‌آوری کرده و کتاب را به پایان رساندند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍4
📝ماجرای فروغ و جایی که گلستان فرار می‌کند

🖌#فاطمه_شریفی درباره کتاب «از روزگار رفته» نوشت:

🔹ابراهیم گلستان مرد عجیبی است. نه فقط چون در هر هنری که آزموده، توفیق یافته و نه فقط چون اولین استودیو فیلم‌سازی خصوصی ایران را برپا کرده. نه به خاطر رابطه عجیبش با فروغ فرخزاد و پدر لی‌لی و کاوه گلستان بودن و نه حتی به‌خاطر دشمنی‌های عیان و پنهانش با جلال آل‌احمد، احمد شاملو، خانلری و دهباشی. آدم عجیبی است به خاطر همه این‌ها و نه فقط این‌ها.

🔹این گفت‌و‌گو توسط حسن فیاد، طی روزهای متمادی و برای ساخت یک فیلم مستند ضبط شده است اما به دلیلی که در کتاب به آن اشاره نمی‌شود ساخت مستند نیمه‌کاره رها شده و پس از چند سال حسن عظیم‌پور این گفت‌و‌گو را برای چاپ به‌صورت کتاب تنظیم می‌کند. به وضوح مشخص است که پرسش و پاسخ‌ها از نظر تقدم و تاخر و توالی جا‌به‌جا شده‌اند. عظیم‌پور احتمالا متن اولیه را به‌صورت موضوعی مرتب کرده است. همین مساله ممکن است در بخش‌هایی از کتاب خواننده را سردرگم کند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍1🤔1
📝در باب معنای زندگی

🖌#مهرسا_صفرخانی درباره رمان «همه می‌میرند» نوشت:

🔹دوبوار بر این باور است که انسان در جهانی بی‌معنا به دنیا می‌آید و باید خود، معنایی برای زندگی‌اش بیافریند. در این میان، مرگ یکی از مهم‌ترین اجزای زندگی است که به آن معنا می‌بخشد. فوسکا، که از مرگ رهایی یافته، به تدریج درمی‌یابد که این رهایی، به معنای از دست‌دادن معناست.

🔹کتاب «همه می‌میرند» نه‌تنها یک رمان درباره جاودانگی و مرگ است، بلکه به یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌های انسانی، یعنی «معنای زندگی» پاسخ می‌دهد. با نگاهی عمیق به این رمان، می‌توان دریافت که دوبوار با جسارت و دقت، دریچه‌ای به سوی درک بهتری از زندگی و مرگ گشوده و ما را به چالش می‌کشد تا به این سوال اساسی با دقت و حساسیت بیشتری پاسخ دهیم.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍31
📝رنج‌هایمان ما را به هم پیوند می‌دهد

🖌#حانیه_اخلاقی درباره کتاب «لهجه‌های غزه‌ای» نوشت:

🔹ماهیت این کتاب، شبیه هر روایت دیگری از غزه، مقاومت است. اما نه آن مقاومتی که ما تصورش را داریم. مقاومت، نه در پشتِ خاکریزها و با اسلحه و بمب‌افکن و پشت خط جولان؛ بلکه در دنیایِ واقعی؛ در زندگی در جنگ و با جنگ که پیوندی ناگسستنی دارد با ترس، اضطراب، عشق، امید و خشم. مقاومتی که واقعی است و از افسانه‌ها زاییده نشده. آدم‌ها را خسته می‌کند‌. کلافه می‌کند. غمگین می‌کند. و بیشتر از همه، خشم‌شان را لبریز می‌کند. این همان مقاومتی است که ما را با آدم‌های این روایت‌ها پیوند می‌دهد.

🔹خواندن کتاب «لهجه‌های غزه‌ای» را مدت زیادی به تعویق انداختم. نه برای اینکه این‌روزها شلوغ‌ترین روزهای زندگی‌ام را می‌گذرانم. بلکه برای اینکه احساس می‌کردم الان در موقعیت مناسبش نیستم. من آدم رنج‌دیده‌ای نیستم و احساس می‌کردم توانایی رویارویی با حجم زیادی از رنج و مرگ و غم و فقدان را ندارم.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
2👎2👏1
📝آونگ امید و ناامیدی

🖌#امیر_مرادی درباره کتاب «بازی سپیده‌دم و رویا» نوشت:

🔹مشخّص نیست ــ یا اگر هست من نمی‌دانم ــ که کدام تجربه زیسته‌ای، شنیتسلر را بر سر نوشتن این داستان آورده است امّا مشخّص است که تنها تجربیات از جنس امیدواری در اوج خسران، می‌توانند نویسنده را برای نوشتن شاهکاری در این حدّ و حدود، ترغیب کنند.

🔹 «بازی در سپیده‌دم» داستان غرور هم هست. در احوالات اهالی ژاپن شنیده‌ایم که وقتی در معرض شکسته شدن غرور قرار بگیرند، دست به هاراگیری می‌زنند و به زبان خودمانی‌تر، مردن به دست خویش را بارها به زیست ننگ‌آمیز ترجیح می‌دهند. شنیتسلر از این منظر هم به داستان نگاه کرده است و هیچ اشکالی هم ندارد که اثر یک نویسنده، ترکیبی باشد از دو حسّ قدرتمند در آدمی که در بزنگاهی ناگزیر و بی‌گریز، با یکدیگر تلاقی می‌کنند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏3
📝آواز زیر دوش

🖌#احمد_تقی_خانی درباره ضرورت حضور راهنما در کنار نویسنده نوشت:

🔹شاید چون در آنجا خلوت کرده‌ایم؛ شاید چون آنجا حوصله‌مان سر می‌رود؛ شاید چون فکر می‌کنیم آنجا راحت‌تریم؛ شاید چون بخار، صدا را نرم و مخملی می‌کند و شاید به خاطر بازگشت صدا و حتی آکوستیک بودن فضای حمام! هرچه هست حمام جایی است که خیلی از ما آنجا صدایمان را آزاد می‌کنیم و می‌زنیم زیر انواع مهملِ آواز و خود و دیگرانِ بیرون از حمام را به ملکوت می‌رسانیم و خیال می‌کنیم صدایمان حریر مهتاب است.

🔹خیلی از نویسندگانی که می‌بینیم و کارهایشان را می‌خوانیم در حد همان آواز زیر دوش هستند و نه بیشتر! با این تفاوت که صدای زیر دوششان را ضبط کرده‌ و در بازار نشر داده‌اند. در محیطی قلم زده‌اند که جز خودشان کسی صدای قلمشان را نشنیده و چون توانسته‌اند صفحاتی را سیاه کنند، فکر کرده‌اند خبری است.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2👏1