باتشکر از تلگرام، که دوبار یک پیام نسبتا طولانی رو نوشتم و هر دوبار ثبتش نکرد :)
🍓1
بچهها راستش هفته آتی چندین امتحان مهم دارم.
ولی خب به خاطر قولی که بهتون دادهم، یه سریاش امشب ساعت ۱۹:۳۰ ارسال میشن.
چندتای باقی مونده هم طی همین چند روز به نوبت ارسال خواهند شد.
باز هم از همگی به خاطر صبوری و همراهیتون تشکر میکنم.💕✨
ولی خب به خاطر قولی که بهتون دادهم، یه سریاش امشب ساعت ۱۹:۳۰ ارسال میشن.
چندتای باقی مونده هم طی همین چند روز به نوبت ارسال خواهند شد.
باز هم از همگی به خاطر صبوری و همراهیتون تشکر میکنم.💕✨
🍓1
خب عزیزان این مورد رو هم قبل ارسال اضافه کنم که همگی/غالب نقاشیها، به ونگوگ یا مونه تعلق دارن.✨
🍓1
نام کتاب: همسران خوب
نویسنده: لوئیزا می آلکوت
ژانر: ملودرام
نشر: علمی فرهنگی
خلاصه کتاب:
همسران خوب، دنباله کتاب زنان کوچکه، که ماجراهای سه سال بعد از اتمام کتاب قبلی رو روایت میکنه. دختران سرزندهای که در پی رویاهاشون و به دنبال عشق، ازدواج و اکتشاف، دنیا رو از نظر میگذرونن.
با توجه به این که ربهکا هم تقریبا مشابه همین کتاب ملودرام محسوب میشه، سعی کردم کتابی رو معرفی کنم که نخونده باشی، و از جایی که احتمال میدادم کتاب زنان کوچک رو خونده یا فیلمش رو دیده باشی، رفتم سراغ قسمت دوم مجموعه.
𓋼𓍊 𓆏
نویسنده: لوئیزا می آلکوت
ژانر: ملودرام
نشر: علمی فرهنگی
خلاصه کتاب:
همسران خوب، دنباله کتاب زنان کوچکه، که ماجراهای سه سال بعد از اتمام کتاب قبلی رو روایت میکنه. دختران سرزندهای که در پی رویاهاشون و به دنبال عشق، ازدواج و اکتشاف، دنیا رو از نظر میگذرونن.
با توجه به این که ربهکا هم تقریبا مشابه همین کتاب ملودرام محسوب میشه، سعی کردم کتابی رو معرفی کنم که نخونده باشی، و از جایی که احتمال میدادم کتاب زنان کوچک رو خونده یا فیلمش رو دیده باشی، رفتم سراغ قسمت دوم مجموعه.
𓋼𓍊 𓆏
🍓3
نام کتاب: شهر خرس
نویسنده: فردریک بکمن
ژانر: تخیلی، روانشناختی
نشر: نون
خلاصه کتاب:
شهر خرس، ماجراهای یه اجتماع کوچیک رو روایت میکنه که توی دل یه جنگل زندگی میکنن. به خاطر افزایش و تراکم درختهای جنگل، شهر داره کم کم رو به نابودی میره. یه جورایی برخلاف زندگی شهری ما. تا جایی که مردم یه زمین هاکی کوچیک رو نزدیک دریاچه یخزده پیدا میکنن. این رمان هم مشابه مردی به نام اوه، از امید میگه. امید مردم شهر خرس، به نجات پیدا کردن و آیندهدار بودن شهرشون. اون هم به دست چند نوجوون هاکیباز.
همچنین این کتاب آغاز یک سهگانه از بکمنه، که طبق تعریفاتی که شنیدهم، واقعا توصیه میکنم دوست داشتی یه نگاهی بهش بندازی.
𓋼𓍊 𓆏
نویسنده: فردریک بکمن
ژانر: تخیلی، روانشناختی
نشر: نون
خلاصه کتاب:
شهر خرس، ماجراهای یه اجتماع کوچیک رو روایت میکنه که توی دل یه جنگل زندگی میکنن. به خاطر افزایش و تراکم درختهای جنگل، شهر داره کم کم رو به نابودی میره. یه جورایی برخلاف زندگی شهری ما. تا جایی که مردم یه زمین هاکی کوچیک رو نزدیک دریاچه یخزده پیدا میکنن. این رمان هم مشابه مردی به نام اوه، از امید میگه. امید مردم شهر خرس، به نجات پیدا کردن و آیندهدار بودن شهرشون. اون هم به دست چند نوجوون هاکیباز.
همچنین این کتاب آغاز یک سهگانه از بکمنه، که طبق تعریفاتی که شنیدهم، واقعا توصیه میکنم دوست داشتی یه نگاهی بهش بندازی.
𓋼𓍊 𓆏
🍓2
نام کتاب: سهشنبهها با موری
نویسنده: میچ آلبوم
ژانر: شرح حال، فلسفه
نشر: قطره
خلاصه کتاب:
موری شوارتز، دورانی استاد جامعهشناسی میچ آلبوم بوده. میچ حالا ستوننویس موفق یه روزنامه بنامه و بعد از این که استاد سابقش رو توی یه برنامه میبینه، باهاش تماس میگیره و به قصد دیدنش به ماساچوست میره.
این کتاب، روایتگر چهارده دیداریه که میچ و موری با هم داشتهن و از معنا و مفهوم زندگی میگه. چهارده روزی که بعد از این که بیماری لاعلاج موری شناخته میشه، صرف برگزاری آخرین کلاسهاش با میچ میکنه.
𓋼𓍊 𓆏
نویسنده: میچ آلبوم
ژانر: شرح حال، فلسفه
نشر: قطره
خلاصه کتاب:
موری شوارتز، دورانی استاد جامعهشناسی میچ آلبوم بوده. میچ حالا ستوننویس موفق یه روزنامه بنامه و بعد از این که استاد سابقش رو توی یه برنامه میبینه، باهاش تماس میگیره و به قصد دیدنش به ماساچوست میره.
این کتاب، روایتگر چهارده دیداریه که میچ و موری با هم داشتهن و از معنا و مفهوم زندگی میگه. چهارده روزی که بعد از این که بیماری لاعلاج موری شناخته میشه، صرف برگزاری آخرین کلاسهاش با میچ میکنه.
𓋼𓍊 𓆏
🍓2
نام کتاب: سوزش سر انگشتان
نویسنده: آگاتا کریستی
ژانر: جنایی
نشر: هرمس
خلاصه کتاب:
کتاب جزو مجموعه داستانهای کارآگاهی آگاتا کریستیه، که خب کارآگاه و قهرمان داستان توی هر داستان میتونه متفاوت باشه. این کتاب حول محور دوتا کارآگاه به نامهای تامی و تاپنس میچرخه.
داستان از اونجا شروع میشه این دو نفر میرن خونه سالمندان تا عمه تامی، آدا رو ببینن و در همین حین تاپنس از خانوم لنکستر، هماتاقی آدا میشنوه که: «اون طفل معصوم شماست؟ اونجا، کنار شومینه...»
چند هفته بعد آدا به مرگ طبیعی میمیره، اما وقتی برای موارد اداری برمیگردن، متوجه میشن خانوم لنکستر توسط یکی از آشناهاش از اونجا رفته. گرفتی چی شد؟ اینجاست که شم کارآگاهی خودنمایی میکنه.
𐂂❆⸙
نام اثر: خرچنگی به پشت
هنرمند: وینسنت ونگوگ
سبک: پستامپرسیونم
متریال: رنگ روغن روی بوم
توضیحات: این اثر طبیعت بیجان خرچنگی رو به تصویر میکشه به پشت دراز کشیده. کمتر از دو سال بعد از این اثر، شب پرستاره متولد شد، و هر در حال حاضر توی موزه ونگوگ، واقع در آمستردام نگهداری میشه.
𓋼𓍊 𓆏
نویسنده: آگاتا کریستی
ژانر: جنایی
نشر: هرمس
خلاصه کتاب:
کتاب جزو مجموعه داستانهای کارآگاهی آگاتا کریستیه، که خب کارآگاه و قهرمان داستان توی هر داستان میتونه متفاوت باشه. این کتاب حول محور دوتا کارآگاه به نامهای تامی و تاپنس میچرخه.
داستان از اونجا شروع میشه این دو نفر میرن خونه سالمندان تا عمه تامی، آدا رو ببینن و در همین حین تاپنس از خانوم لنکستر، هماتاقی آدا میشنوه که: «اون طفل معصوم شماست؟ اونجا، کنار شومینه...»
چند هفته بعد آدا به مرگ طبیعی میمیره، اما وقتی برای موارد اداری برمیگردن، متوجه میشن خانوم لنکستر توسط یکی از آشناهاش از اونجا رفته. گرفتی چی شد؟ اینجاست که شم کارآگاهی خودنمایی میکنه.
𐂂❆⸙
نام اثر: خرچنگی به پشت
هنرمند: وینسنت ونگوگ
سبک: پستامپرسیونم
متریال: رنگ روغن روی بوم
توضیحات: این اثر طبیعت بیجان خرچنگی رو به تصویر میکشه به پشت دراز کشیده. کمتر از دو سال بعد از این اثر، شب پرستاره متولد شد، و هر در حال حاضر توی موزه ونگوگ، واقع در آمستردام نگهداری میشه.
𓋼𓍊 𓆏
🍓2❤🔥1
⊹ ࣪ ˖𝘞𝘳𝘪𝘵𝘵𝘦𝘯 𝘣𝘺 𝘓𝘰𝘬𝘪˖ ࣪ ⊹
وای یادمه دوستام توی جادوگران بودن بعد منم میخواستم وارد بشم و فلیمونت پاتر رو در نظر داشتم ولی خب یکی از من زودتر برداشتتش و یادمه چه توصیفات بدی هم داشت معجون صاف کننده😂:)) تا چند وقت فقط پیش دوستم غر میزدم که من فلیمونتو میخواممم😭😂 تازهگروهبندی گریفیندورم…
وای ببین
یکی از آزاردهندهترین موارد توصیف شخصیت تازهواردهاست، به خصوص که هر چی قدرت خفن و توانایی باحال به ذهنشون میرسه به کاراکترشون نسبت میدن :)
یکی از آزاردهندهترین موارد توصیف شخصیت تازهواردهاست، به خصوص که هر چی قدرت خفن و توانایی باحال به ذهنشون میرسه به کاراکترشون نسبت میدن :)
🍓1
⚰
وای عزیز دلممممممم. این که هنوز دارین مینویسین و سایت رو نگه داشتین، واقعاً قلبم رو گرم میکنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍓1
⚰
خاطراتم زنده شد.😭😭 یادمه که ظرفیت گروها پر میشد و کلاه الکی الکی مینداختت یه گروه رندوم.:))))
ببین در حال حاضر تصمیمات کلاه تقریبا تماما بر اساس ظرفیته😂😭
یعنی میگه میدونم قراره از تصمیمم شوکه شی، اما امیدوارم به تجربیاتم اعتماد کنی، حالا برو هافلپاف. :)
یعنی میگه میدونم قراره از تصمیمم شوکه شی، اما امیدوارم به تجربیاتم اعتماد کنی، حالا برو هافلپاف. :)
🍓1
⚰
لرد بهت تیکه انداخت؟:))))))) اشکالی نداره جزو محفل بودی دیگه. جزو نقششه.😭😭
قضیه از این قراره هنوز جبهه نداشتم و پیام شخصی نقد خواسته بودم😂
🍓1
⚰
خوشحالم بحث جادوگرانو پیش کشیدم.😭 وگرنه نمیدونستم اینجا هم هستین.~
منم همینطور، گرچه متاسفانه فرصتش پیش نیومده بوده بقیه سایتها رو ببینم :)
🍓1