با کلی ذوق و شوق رفتم یه پک ایموجی درست کردم که بتونم توی بخش ریاکشنهای چنل بذارمشون، آخرش دیدم بوست میخواد =)
😭2
از ته قلبم میخوام که...
راستش... از ته قلبم خبر ندارم. البته اگه قلبم ته داشته باشه. البته اگه قلبی برام مونده باشه.
راستش... از ته قلبم خبر ندارم. البته اگه قلبم ته داشته باشه. البته اگه قلبی برام مونده باشه.
دلم تابستانی پرسفر میخواست
اما تنها suffer نصبیم شد.
اما تنها suffer نصبیم شد.
👍3
Forwarded from 𝙡𝙖𝙩𝙞𝙗𝙪𝙡𝙚 (ᴀᴢᴜʀᴀ)
••این پیام رو فور کنید چنلتون^^
-ایدی خودتون با دوست صمیمیتون یا ایدی های دیلیهاتون یا هرچیزی که رفرنس دونفرتونه رو بزارید (میتونه عکسخودتون باشه)تا من بهتون یه فرنشیپ کیپاپی/کارتونی/هالیوودی/انیمه و.... بدم و بهتون بگم نوع دوستیتون باهم چه مدلیه:>>
-ناشناسا پرایوت بدن
نیاز نیست برای چالش عوض بشید
ظرفیت تا وقتی که خط بخوره
-ایدی خودتون با دوست صمیمیتون یا ایدی های دیلیهاتون یا هرچیزی که رفرنس دونفرتونه رو بزارید (میتونه عکسخودتون باشه)تا من بهتون یه فرنشیپ کیپاپی/کارتونی/هالیوودی/انیمه و.... بدم و بهتون بگم نوع دوستیتون باهم چه مدلیه:>>
-ناشناسا پرایوت بدن
نیاز نیست برای چالش عوض بشید
Forwarded from •°Little matilda°•🧸 (Fateme)
تنهایی!
تو میفهمی تنهایی یعنی چی؟
تو فقط با تنهایی شاعرها و ناتوانها آشنایی داری. تنهایی؟ ولی کدام یک؟ تو این را نمیدانی که آدم هیچوقت تنها نیست و سنگینی آینده و گذشته همه جا همراهش است. کسانی را که کشتهایم با ما هستند و برای آنها این کار آسانتر است؛ ولی کسانی را که آدم دوست نداشته و آنها آدم را دوست داشتهاند، تاسفها، آرزوها، تلخکامی و عشق، روسپیان و خدایان اراذل، همه جا حضور دارند.
تنها! آه، اگر دستکم بجای این تنهایی زهرآلودی که در من جا خوش کرده، میتوانستم حقیقت، سکوت و لرزش درختی را بچشم چه خوب میشد.
تنهایی! ولی نه سیپیون. این تنهایی آکنده است از قرچ قرچ دندانهای به همفشرده که همهجا به طور کامل طنین انداخته است و نیز همهمهها و سروصداهای پراکنده. همچین کنار زنهایی که نوازششان میکنم، موقعی که شب بالهایش را روی ما گستراند و گمان میکنم دور از جسمم که اکنون از لذتجویی اقتاع شده، میتوانم اندکی از وجودم را میان مرگ و زندگی در اختیار بگیرم، اما احساس تنهایی به طور کامل به صورت رایحهای تلخ از زنی که کنارم آرمیده لبریزم میکند.
تو میفهمی تنهایی یعنی چی؟
تو فقط با تنهایی شاعرها و ناتوانها آشنایی داری. تنهایی؟ ولی کدام یک؟ تو این را نمیدانی که آدم هیچوقت تنها نیست و سنگینی آینده و گذشته همه جا همراهش است. کسانی را که کشتهایم با ما هستند و برای آنها این کار آسانتر است؛ ولی کسانی را که آدم دوست نداشته و آنها آدم را دوست داشتهاند، تاسفها، آرزوها، تلخکامی و عشق، روسپیان و خدایان اراذل، همه جا حضور دارند.
تنها! آه، اگر دستکم بجای این تنهایی زهرآلودی که در من جا خوش کرده، میتوانستم حقیقت، سکوت و لرزش درختی را بچشم چه خوب میشد.
تنهایی! ولی نه سیپیون. این تنهایی آکنده است از قرچ قرچ دندانهای به همفشرده که همهجا به طور کامل طنین انداخته است و نیز همهمهها و سروصداهای پراکنده. همچین کنار زنهایی که نوازششان میکنم، موقعی که شب بالهایش را روی ما گستراند و گمان میکنم دور از جسمم که اکنون از لذتجویی اقتاع شده، میتوانم اندکی از وجودم را میان مرگ و زندگی در اختیار بگیرم، اما احساس تنهایی به طور کامل به صورت رایحهای تلخ از زنی که کنارم آرمیده لبریزم میکند.
یکی از بزرگترین ترسهام اینه که دکتر بهم بگه هیجده ماه دیگه میمیری.
چون اینطوری یعنی هیچوقت نمیمیرم.😭
And I don't wanna live forever بهمولا.😭
چون اینطوری یعنی هیچوقت نمیمیرم.😭
And I don't wanna live forever بهمولا.😭
کمکم دارم ایمان میآرم که پدرو پاسکال بنجامین باتنه.
👍2👎1
Forwarded from No longer a department (Mary on a cross)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من واقعا نمیفهمم.
چطور هم پاترهدین و هم به نوشتن علاقه دارین، ولی توی سایت جادوگران عضو نیستین؟
چطور هم پاترهدین و هم به نوشتن علاقه دارین، ولی توی سایت جادوگران عضو نیستین؟
👍1