Quick, quick
Tell me something awful
Like you are a poet
Trapped inside the body of a finance guy...
Tell me something awful
Like you are a poet
Trapped inside the body of a finance guy...
😭1
اینجا نیاز به گردگیری داره.
ولی شاید یک وقتی که همه حالشون خوب بود...
ولی شاید یک وقتی که همه حالشون خوب بود...
🕊4
𝘔𝘳. 𝘗𝘰𝘱𝘱𝘪𝘯𝘴 pinned «میدونی از کدوم بخش اینکه بخواد جنگ شه میترسم؟ از اونجاش که کسی که دوستش دارم بخواد بمیره و خودم زنده بمونم. از اونجا که تا قهوهم رو از دست باریستا میگیرم بمب بخوره. اونجاش که تا لقمه پیتزا رو ببرم سمت دهنم همهچی از موج انفجار پودر شه. وگرنه من که خندهدار…»
Forwarded from RegaPlus
وقت خوبی برای پلی کردن Fourth of July نبود.
به نظرتون اشتباهه توی این شرایط به زندگی روزمرهمون مثل قبل ادامه بدیم؟
Forwarded from 🌊Setayesh
به نظرم اصلا
معلوم نیست که تموم میشه به نظرم باید همه تلاشتو بکنی که اتفاقا زندگی نرمالتو بکنی و فروپاشی روانی نکن
معلوم نیست که تموم میشه به نظرم باید همه تلاشتو بکنی که اتفاقا زندگی نرمالتو بکنی و فروپاشی روانی نکن
من خودم هم دیدگاهم همینه کاملا.
و افراد زیادی رو هم میشناسم که الان دارن به زندگی همیشگیشون ادامه میدن.
اما باز هم همچنان یه احساس عذاب وجدان هست از این که چند نفر دیگه شرایطشون سختتره و تو داری به زندگی معمولت ادامه میدی.
و افراد زیادی رو هم میشناسم که الان دارن به زندگی همیشگیشون ادامه میدن.
اما باز هم همچنان یه احساس عذاب وجدان هست از این که چند نفر دیگه شرایطشون سختتره و تو داری به زندگی معمولت ادامه میدی.
و شاید این از احساس همدلی هم سرچشمه نمیگیره. بلکه آرمانها و ارزشهای ماست که این احساسات رو شکل میده. بدون این که خودمون بدونیم چرا. یا حتی بدون این که بتونیم کاری بکنیم.
یعنی انگار بر فرض مثال، جدیجدی کاری نیست که من بتونم برای یک هموطنم انجام بدم. اون وقت فایدهی ناراحتبودن و عذابکشیدن چیه وقتی که حاصلی نداشته باشه؟
ولی این یک ارزشه. همین که برای فردی دیگه ناراحت باشی، احساس همدلی تو رو میرسونه. حتی اگه خیری یه اون فرد نرسونه. در هر حالتی و به صورت کلی.
ولی این یک ارزشه. همین که برای فردی دیگه ناراحت باشی، احساس همدلی تو رو میرسونه. حتی اگه خیری یه اون فرد نرسونه. در هر حالتی و به صورت کلی.
Forwarded from 🌊Setayesh
اینم هست ادمم کلا نمیتونه نرمال بشه ولی نمیتونه متوقفم بشه
اگه منم از صبح تا شب بشینم و غصه بخورم و سوگواری کنم دردی از ادمایی که تو سختین دوا نمیشه
اگه منم از صبح تا شب بشینم و غصه بخورم و سوگواری کنم دردی از ادمایی که تو سختین دوا نمیشه
حرف منم همینه. اونم در حالتی که بابت شرایط اخیر به کلی فلج شدهم و حتی خیلی از کارهای روزمرهم رو نمیتونم به صورت عادی انجام بدم. نمیتونم از تخت خارج بشم، از اسکرولکردن دست بکشم یا حتی یک صفحه درس بخونم.
اونم در حالی که قبلش به دنبال آوردن نظم و روتین و همهچی به زندگیم بودم. الان انگار یک انگیزهای بوده که دیگه نیست.
اونم در حالی که قبلش به دنبال آوردن نظم و روتین و همهچی به زندگیم بودم. الان انگار یک انگیزهای بوده که دیگه نیست.
دیشب یک جلسه شرکت کردم که محوریتش احساسات متناقض ما توی این شرایط اخیر بود. و یکی از خانمهای شرکتکننده یک جمله گفت که شاید بتونم بگم بهترین توجیه برای احوالات خیلیهامونه.
اون هم این بود که «چون ما میخوایم توی جامعهای که مردن یک ارزشه، زندگی کنیم.»
اون هم این بود که «چون ما میخوایم توی جامعهای که مردن یک ارزشه، زندگی کنیم.»
و همین عامل عذاب وجدانمون برای انجام خیلی از کارهاست اون هم در حالتی که نمیتونیم حتی کاری برای دیگری انجام بدیم.
قرار بود شروع تابستون رو با Cruel Summer جشن بگیرم. ولی دیگه زیادی Cruel بود به جشن گرفتن نرسید.
It's one thing not to want something, it's another to be told you can't have it.