Forwarded from Meg, child of Hermes 🏴☠️
شاشششش دارمممممم رفتیم پیتزا بخریم من داشتم حساب میکردم بعد یکمی گیج شدم چون گفت رمزتو بزن و تو المان معمولا خودت میکشی و از همون دستگاه حساب میکنی اینجا اینطوری نشد طرف خندید برگشت گفت “تازه به ایران برگشتین؟” منم یاحظه وایستادم بهش نگاه کردم گفتم “خیلی معلومه نه؟” شاشششش دارمممممم
Forwarded from Meg, child of Hermes 🏴☠️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I may be scared of many things but I am not scared of needles thank god
😭3