CRYSTAL "GOLD" – Telegram
CRYSTAL "GOLD"
565 subscribers
1.52K photos
679 videos
16 files
475 links
Download Telegram
فاک یو یکسری چیزها لیاقت میخواد مثل من! و یکسری ها نمیتونن داشته باشنش مثل تو!
minimal-luxury-t.me.loteszone.pdf
7.7 MB
_magazine
⋆. GOLDENasIam.t.me ִֶָ⊹
1
Kisses to my exes
1
.
Exes
1
🌚1
А ты такая жёсткая сливаешь точно и они бояться к тебе подойти
Двигаешься ночью они будет все позади
Ярко красные огни
Ты любишь музыку из клуба
🌚1
.
Boomer
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و در نهایت همه درست می‌گفتن، غم واضح‌ترین بهای عشقه
1🍾1
CRYSTAL "GOLD"
Photo
1
+تا جایی که یادم میاد سیگار برای ریه هات بد بود کیم
-تو چی می‌دونی جئون؟
از روحی که در من مرد وقتی که اون دختر رو بوصیدی؟
از اشکی که توی چشمام خشک شد وقتی من رو ندیدی؟
از خشمی که ریشه شادی رو در من خشک کرد چی میدونی؟
از تویی که خوب بودی برام و سرطان روانم شدی بدتر نیست سیگاری که می‌کشم
+من تا وقتی بودم که خوب بودی
-می‌دونی عشق واقعا ادم رو کور می‌کنه من تمام کثافتکاری های تورو می‌دیدم و بازهم عاشقانه دوستت داشتم متاسفانه هنوز هم دارم ولی..
+ولی چی کیم؟
- هرگز دوباره بودن با تورو نمی‌خوام زجر کشیدن بدون تو بهتره تا زجر کشیدن با تو
+نمیفهممت
-یک چاقو وقتی دوستش، قلب، رو بغل کرد اون رو تیکه تیکه رها کرد. چاقو به قلبی که می‌مرد میدونی چی گفت؟ گفت من که بغلت کردم چرا مردی؟ قلب هم گفت اگر حسرت آغوش کشیدنت بهم میموند زنده بودم ولی هربار که اغوش می‌کشیم میمیرم تو شمشیر زهرآلودی جئون من از بوصیدنت می‌میرم
1
.
No me
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
The rain
چرا زمانی که به تو فکر می‌کنم توانایی دیوانه شدن دارم جوری که دنیای هردوی مارا به خون بکشم و قلبم را از سینه بیرون بیاورم درحالی که اخرین نفس هایم را میکشم توی دستانت بگذارم و بهت بگویم هنوزم دوستت دارم؟
تو، معتادم کرده‌ای به بودنی که هرگز نبود به ساختنی که هرگز اتفاق نیفتاد به توهمی که از روزهای زیبا دیدم و هرگز وجود نداشتند به زجری که از بودنش لذت می‌بردم به عشقی که مرگ تدریجی ای بود برای من برای تو...
چه چیز از این عمیقتر بود که نفسی را اگر می‌رفت و می‌آمد به تو تقدیم کردم و اینگونه تورا برای خودم خواندم
"از روی لبهای من نفس بکش جوری که انگار بجز من چیزی برای نفس کشیدنت وجود نداره"
و من تمام خودم را برای تو باختم به سیاهی جادوگر چشمانت...
از تو برای من چه باقی ماند؟ بجز سیگاری که جای لبهای گرم از عشقت روی لبهای زخم از غم نبودت می‌نشیند؟
بجز دودی که نفس را از ریه هایم تا اعماق وجودم اتش می‌زند و نابود می‌کند
از آن بوصه هایی که توان را از من می‌گرفت و هرلحظه به پرستشت وا می‌داشت چه چیز برای من باقی ماند؟
حال که نیستی ویرانه ای هستم در نبودت. اشفته، تاریک، یخ زده و پوسیده. در تلاشم که به رویایی که از وجودت داشتم دست پیدا کنم...
ولی انگار گرمای این جسم اغوش تو بود و نهایت آن چیزی که زندگی را معنا می‌داد تاریکی چشمانت بود و حالا چیزی جز فریاد غم انگیز سکوت وجود ندارد
💋2
Skin to skin
LuHan
💋2