🍁 بررسی کنید!
«ای مؤمنان، اگر فرد فاسقی خبری برایتان آورد، [در آن] بررسی کنید، مبادا نادانسته به قومی زیان رسانید، آنگاه به خاطر کاری که کردهاید پشیمان شوید.» (حجرات: ۶)
📚 قرآن. ترجمه بهاءالدین خرمشاهی (۱۳۸۶). تهران: انتشارات دوستان.
«ای مؤمنان، اگر فرد فاسقی خبری برایتان آورد، [در آن] بررسی کنید، مبادا نادانسته به قومی زیان رسانید، آنگاه به خاطر کاری که کردهاید پشیمان شوید.» (حجرات: ۶)
📚 قرآن. ترجمه بهاءالدین خرمشاهی (۱۳۸۶). تهران: انتشارات دوستان.
🍁 چرا سواد رسانهای؟
✍🏻 سوگند خزائیان:
برخلاف تصور عموم، سواد تنها به سواد خواندن و نوشتن ــ سواد از راه نظام آموزش و پرورش ــ و داشتن مدرک تحصیلی محدود نمیشود. انسانِ باسواد در دنیای امروز انسانی است که از سوادهای عاطفی، بهداشتی، ارتباطی، مالی، رایانهای، تفکر انتقادی، استفاده از تلفن همراه، پژوهشی، فرهنگی، آموزشی و پرورشی، حقوقی، بصری و به ویژه سواد رسانهای بهرهمند باشد.
با توجه به تأثیر رسانهها در زندگی بشر، سواد رسانهای را میتوان یکی از مهمترین انواع سواد دانست که داشتن اطلاعات و سواد حداقلی برای انسانهایی که در ارتباط با رسانهها هستند ضروری است. در مباحث سواد رسانهای تلاش بر این است که نحوه برخورد و استفاده از رسانهها را بیاموزد تا افراد در برابر رسانهها کاملاً منفعل و تأثیرپذیر نباشند.
عبارت ”سواد رسانهای“ اولین بار توسط مارشال مکلوهان در سال ۱۹۶۵ استفاده شد. از دهه ۱۹۷۰ موضوع سواد رسانهای در برخی از کشورهای آمریکای لاتین و اروپایی مورد توجه قرار گرفت. برای اولین بار آموزش سواد رسانهای در اروپا ۱۹۷۰ و در کشورهای فنلاند و دانمارک مورد توجه قرار گرفت. آموزش سواد رسانهای در کانادا از سال ۱۹۷۸ با تشکیل ”انجمن سواد رسانهای“ آغاز شد. پس از آن نیز مباحث سواد رسانهای در قالب یک موضوع درسی به کتابهای انگلیسی افزوده شد. در سال ۱۹۸۲ یونسکو بیانیهای در ارتباط با آموزش سواد رسانهای صادر کرد. این بیانیه به امضای ۱۹ کشور رسید که در حال حاضر با عنوان ”بیانیه گرانوالد“ رسمیت پیدا کرده است.
در کشور ما نیز از اواسط دهه هشتاد خورشیدی، سواد رسانهای جای خود را میان کتابهای دانشگاهی باز کرده است و استادان علوم ارتباطات و رسانه مقالات متعددی را ترجمه و تألیف کردهاند. تأکید نخبگان دانشگاهی و رسانهای بر ضرورت آموزش سواد رسانهای به اقشار مختلف جامعه سبب شد تا در سالهای اخیر همایشهای متعددی با موضوع سواد رسانهای در فرهنگسراها و مدارس کلانشهرهای کشور برگزار شود. از سال ۱۳۹۱ کتابهای سواد رسانهای با عنواین مختلف وارد نظام آموزشی ایران شدند.
سواد رسانهای چارچوبی به منظور دسترسی، تحلیل، ارزیابی و تولید پیام به شکلهای مختلف از چاپ تا اینترنت را فراهم میکند. میتوان برخی از اهداف سواد رسانهای در سطح جهان را چنین برشمرد:
– تجزیه و تحلیل نقادانه در بهرهمندی و تولید پیامهای رسانهای
– شناخت فرستنده (منبع) و زمینه شکلگیری پیام رسانهها به همراه توجه و شناخت علایق و جهتگیریهای سیاسی، اجتماعی، تجاری و فرهنگی فرستنده
– تفسیر پیامها و ارزشهایی که از جانب رسانهها ارائه میشوند
– شناخت و انتخاب رسانههای مناسب برای برقراری ارتباط و دستیابی به مخاطبان مورد نظر
– دسترسی به رسانهها برای بهرهمندی و تولید پیام
با افزایش سواد رسانهای انتظار میرود که مخاطب بتواند تحلیل رسانهای انجام دهد، بدین معنی که قادر به این موارد باشد:
– تفسیر پیامهای آشکار و پنهان تولیدات رسانهای
– تشخیص بازنمایی در تولیدات رسانهای
– تشخیص شیوههای اقناع در تولیدات رسانهای
– تشخیص و اهداف و انگیزههای ارسالکنندگان پیام
– تشخیص ارزشها و سبک زندگی در تولیدات رسانهای
در واقع، هر تولیدکننده پیام (فرستنده) پیامی آشکار و در ورای آن پیامی پنهان دارد که قصد و هدف را به مخاطب (گیرنده) منتقل میکند. فرستنده پیام را رمزگذاری میکند. مخاطب با توجه به میزان سواد رسانهای و آگاهی خود میتواند پیام فرستنده را رمزگشایی کند.
در مباحث سواد رسانهای تلاش بر این است که مخاطب منفعل به فعال و مخاطب فعال به خلاق تبدیل شود. در واقع، میتوان گفت رسانهها مثل تفنگی که گلوله جادویی شلیک میکنند بر مخاطب تأثیری قوی، فوری و مستقیم دارند و مخاطبِ کاملاً منفعل بدون هیچ مقاومتی در برابر این گلوله محکوم به مرگ است. تلاش مؤلفان متون سواد رسانهای بر این است که به مخاطب بیاموزند تا پیامهای پنهان و پیدای تولیدات رسانهای را تشخیص دهد و به راحتی تحت تأثیر هدف فرستنده قرار نگیرد و مخاطبی فعال باشد.
فرستنده از طریق فنون رسانهای همچون بازنمایی، فنون اقناع، کلیشه، فرامتن حتی میتواند پیامهای خارج از واقعیت را به مخاطب برساند یا مخاطب را قانع کند که پیام را کاملاً بپذیرد و تمام تلاش سواد رسانهای بر این است که آگاهیبخش مخاطب برای استفاده آگاهانه و درست از رسانهها باشد. (با اندکی ویرایش)
©️ از: صدانت | #سواد_رسانهای #رسانه
✍🏻 سوگند خزائیان:
برخلاف تصور عموم، سواد تنها به سواد خواندن و نوشتن ــ سواد از راه نظام آموزش و پرورش ــ و داشتن مدرک تحصیلی محدود نمیشود. انسانِ باسواد در دنیای امروز انسانی است که از سوادهای عاطفی، بهداشتی، ارتباطی، مالی، رایانهای، تفکر انتقادی، استفاده از تلفن همراه، پژوهشی، فرهنگی، آموزشی و پرورشی، حقوقی، بصری و به ویژه سواد رسانهای بهرهمند باشد.
با توجه به تأثیر رسانهها در زندگی بشر، سواد رسانهای را میتوان یکی از مهمترین انواع سواد دانست که داشتن اطلاعات و سواد حداقلی برای انسانهایی که در ارتباط با رسانهها هستند ضروری است. در مباحث سواد رسانهای تلاش بر این است که نحوه برخورد و استفاده از رسانهها را بیاموزد تا افراد در برابر رسانهها کاملاً منفعل و تأثیرپذیر نباشند.
عبارت ”سواد رسانهای“ اولین بار توسط مارشال مکلوهان در سال ۱۹۶۵ استفاده شد. از دهه ۱۹۷۰ موضوع سواد رسانهای در برخی از کشورهای آمریکای لاتین و اروپایی مورد توجه قرار گرفت. برای اولین بار آموزش سواد رسانهای در اروپا ۱۹۷۰ و در کشورهای فنلاند و دانمارک مورد توجه قرار گرفت. آموزش سواد رسانهای در کانادا از سال ۱۹۷۸ با تشکیل ”انجمن سواد رسانهای“ آغاز شد. پس از آن نیز مباحث سواد رسانهای در قالب یک موضوع درسی به کتابهای انگلیسی افزوده شد. در سال ۱۹۸۲ یونسکو بیانیهای در ارتباط با آموزش سواد رسانهای صادر کرد. این بیانیه به امضای ۱۹ کشور رسید که در حال حاضر با عنوان ”بیانیه گرانوالد“ رسمیت پیدا کرده است.
در کشور ما نیز از اواسط دهه هشتاد خورشیدی، سواد رسانهای جای خود را میان کتابهای دانشگاهی باز کرده است و استادان علوم ارتباطات و رسانه مقالات متعددی را ترجمه و تألیف کردهاند. تأکید نخبگان دانشگاهی و رسانهای بر ضرورت آموزش سواد رسانهای به اقشار مختلف جامعه سبب شد تا در سالهای اخیر همایشهای متعددی با موضوع سواد رسانهای در فرهنگسراها و مدارس کلانشهرهای کشور برگزار شود. از سال ۱۳۹۱ کتابهای سواد رسانهای با عنواین مختلف وارد نظام آموزشی ایران شدند.
سواد رسانهای چارچوبی به منظور دسترسی، تحلیل، ارزیابی و تولید پیام به شکلهای مختلف از چاپ تا اینترنت را فراهم میکند. میتوان برخی از اهداف سواد رسانهای در سطح جهان را چنین برشمرد:
– تجزیه و تحلیل نقادانه در بهرهمندی و تولید پیامهای رسانهای
– شناخت فرستنده (منبع) و زمینه شکلگیری پیام رسانهها به همراه توجه و شناخت علایق و جهتگیریهای سیاسی، اجتماعی، تجاری و فرهنگی فرستنده
– تفسیر پیامها و ارزشهایی که از جانب رسانهها ارائه میشوند
– شناخت و انتخاب رسانههای مناسب برای برقراری ارتباط و دستیابی به مخاطبان مورد نظر
– دسترسی به رسانهها برای بهرهمندی و تولید پیام
با افزایش سواد رسانهای انتظار میرود که مخاطب بتواند تحلیل رسانهای انجام دهد، بدین معنی که قادر به این موارد باشد:
– تفسیر پیامهای آشکار و پنهان تولیدات رسانهای
– تشخیص بازنمایی در تولیدات رسانهای
– تشخیص شیوههای اقناع در تولیدات رسانهای
– تشخیص و اهداف و انگیزههای ارسالکنندگان پیام
– تشخیص ارزشها و سبک زندگی در تولیدات رسانهای
در واقع، هر تولیدکننده پیام (فرستنده) پیامی آشکار و در ورای آن پیامی پنهان دارد که قصد و هدف را به مخاطب (گیرنده) منتقل میکند. فرستنده پیام را رمزگذاری میکند. مخاطب با توجه به میزان سواد رسانهای و آگاهی خود میتواند پیام فرستنده را رمزگشایی کند.
در مباحث سواد رسانهای تلاش بر این است که مخاطب منفعل به فعال و مخاطب فعال به خلاق تبدیل شود. در واقع، میتوان گفت رسانهها مثل تفنگی که گلوله جادویی شلیک میکنند بر مخاطب تأثیری قوی، فوری و مستقیم دارند و مخاطبِ کاملاً منفعل بدون هیچ مقاومتی در برابر این گلوله محکوم به مرگ است. تلاش مؤلفان متون سواد رسانهای بر این است که به مخاطب بیاموزند تا پیامهای پنهان و پیدای تولیدات رسانهای را تشخیص دهد و به راحتی تحت تأثیر هدف فرستنده قرار نگیرد و مخاطبی فعال باشد.
فرستنده از طریق فنون رسانهای همچون بازنمایی، فنون اقناع، کلیشه، فرامتن حتی میتواند پیامهای خارج از واقعیت را به مخاطب برساند یا مخاطب را قانع کند که پیام را کاملاً بپذیرد و تمام تلاش سواد رسانهای بر این است که آگاهیبخش مخاطب برای استفاده آگاهانه و درست از رسانهها باشد. (با اندکی ویرایش)
©️ از: صدانت | #سواد_رسانهای #رسانه
صدانت
چرا سواد رسانهای؟ • صدانت
برخلاف تصور عموم سواد تنها به سواد خواندن و نوشتن - سواد از راه نظام آموزش و پرورش - و داشتن مدرک تحصیلی محدود نمی شود. انسان باسواد در دنیای امروز
📚 ”چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم؟“ (۱۳۹۶)
✍🏻 تألیفِ ریچارد پل و لیندا اِلدر | ترجمهٔ مهدی خسروانی
«تقریباً همۀ رسانههای جهان مدعیاند که گزارشهای خبریشان را به صورت مستقل، بیطرفانه، و محققانه تولید میکنند. مدعیاند که صرفاً به گزارش و توصیف ”واقعیت عینی“ میپردازند و از هر گونه نتیجهگیری و قضاوت پرهیز میکنند. از سوی دیگر، ادعا میکنند که رسانههای رقیب این واقعیتها را به نحو توطئهآمیز تحریف کرده و به آن جهت میدهند.
آیا این مدعا درست است؟ آیا رسانۀ مستقل و بیطرف وجود دارد؟ ظاهراً پاسخ این پرسشها منفی است. رسانهها، حتی اگر (بر فرض محال) از صاحبانشان و از حکومتها تأثیر نپذیرند، از فرهنگ و نظرگاه مخاطبانشان تأثیر میپذیرند. پوشش خبری غالب در یک جامعه بر اساس اصلهای زیر عمل میکند:
”ماجرا از نظرگاه ما (و جامعۀ ما) چنین به نظر میرسد؛ بنابراین، ماجرا چنین است.“
”این واقعیتها باورهای ما را تأیید میکنند؛ بنابراین، اینها مهمترین واقعیتها هستند.“
”این کشورها با ما دوست نیستند؛ بنابراین، این کشورها شایستۀ انتقادند.“
”این گزارشها بیشترین جذابیت یا هیجان را برای خوانندگان ما دارند؛ بنابراین، اینها مهمترین گزارشهای خبریاند.“
کسانی که خبرها را نقّادانه دنبال میکنند تکتکِ این اصلها را معکوس میکنند. کتاب حاضر نحوۀ انجام این کار را توضیح میدهد و بنابراین تأثیر سوگیری و تبلیغات بر اندیشیدنِ افراد را کاهش میدهد.» (از: جلد پشت کتاب)
🔗 نشر نو | دانلود بخشی از کتاب
#️⃣ #کتاب #رسانه #سواد_رسانهای #سوگیری
✍🏻 تألیفِ ریچارد پل و لیندا اِلدر | ترجمهٔ مهدی خسروانی
«تقریباً همۀ رسانههای جهان مدعیاند که گزارشهای خبریشان را به صورت مستقل، بیطرفانه، و محققانه تولید میکنند. مدعیاند که صرفاً به گزارش و توصیف ”واقعیت عینی“ میپردازند و از هر گونه نتیجهگیری و قضاوت پرهیز میکنند. از سوی دیگر، ادعا میکنند که رسانههای رقیب این واقعیتها را به نحو توطئهآمیز تحریف کرده و به آن جهت میدهند.
آیا این مدعا درست است؟ آیا رسانۀ مستقل و بیطرف وجود دارد؟ ظاهراً پاسخ این پرسشها منفی است. رسانهها، حتی اگر (بر فرض محال) از صاحبانشان و از حکومتها تأثیر نپذیرند، از فرهنگ و نظرگاه مخاطبانشان تأثیر میپذیرند. پوشش خبری غالب در یک جامعه بر اساس اصلهای زیر عمل میکند:
”ماجرا از نظرگاه ما (و جامعۀ ما) چنین به نظر میرسد؛ بنابراین، ماجرا چنین است.“
”این واقعیتها باورهای ما را تأیید میکنند؛ بنابراین، اینها مهمترین واقعیتها هستند.“
”این کشورها با ما دوست نیستند؛ بنابراین، این کشورها شایستۀ انتقادند.“
”این گزارشها بیشترین جذابیت یا هیجان را برای خوانندگان ما دارند؛ بنابراین، اینها مهمترین گزارشهای خبریاند.“
کسانی که خبرها را نقّادانه دنبال میکنند تکتکِ این اصلها را معکوس میکنند. کتاب حاضر نحوۀ انجام این کار را توضیح میدهد و بنابراین تأثیر سوگیری و تبلیغات بر اندیشیدنِ افراد را کاهش میدهد.» (از: جلد پشت کتاب)
🔗 نشر نو | دانلود بخشی از کتاب
#️⃣ #کتاب #رسانه #سواد_رسانهای #سوگیری
چگونه_سوگیری_و_تبلیغات_را_در_رسانهها_تشخیص_دهیم؟.pdf
326.3 KB
📚 ”چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم؟“ (۱۳۹۶)
(فهرست و چند صفحه ابتدای #کتاب)
✍🏻 تألیفِ ریچارد پل و لیندا اِلدر | ترجمهٔ مهدی خسروانی
🔗 نشر نو | #سواد_رسانهای
(فهرست و چند صفحه ابتدای #کتاب)
✍🏻 تألیفِ ریچارد پل و لیندا اِلدر | ترجمهٔ مهدی خسروانی
🔗 نشر نو | #سواد_رسانهای
📚 ”رسانهشناسی“ (۱۴۰۰)
✍🏻 مؤلف: مهدی محسنیانراد
«نخستین کتابی که اصطلاح ”رسانهشناسی“ یا ”مدیالوژی“ در روی جلد آن آمد اثری بود که در سال ۲۰۱۶ در ۲۳۰ صفحه در نیویورک منتشر شد. اکنون اثر حاضر جامعترین کتابی است که از سوی یک دانشمند ایرانی به زبان فارسی درباره رسانهها تدوین شده است. کتاب حاضر، دانش ”رسانهشناسی“ را شاخهای از ارتباطشناسی و موظف به مطالعه ماهیت، جریان و فراگرد نظامهای معنایی مستقر در نئوکورتکس مغز انسان در حوزه ارتباطات رسانهای و متمرکز بر کارکردها و کاربردهای آن در کلیتی متشکل از پیشینه، فنون و فناوریهای تولید محتوا و جابهجایی متن، در زمینه روابط متقابل منابع قدرت و مخاطبان و فرایند صید مفهوم ارتباطگیران از محتوا تا تأثیر میداند. همین تعریف، مبنای ۲۱ فصل کتاب شده است. کتاب ابتدا به توضیح مفاهیم پایه و پس از آن در قالب اصطلاحی جدید، به مروری بر کارکرد و کاربرد رسانههای پیش از قدیم در ایران میپردازد. سپس امکان شناخت عمیق و همهجانبه چاپ، کتاب، مطبوعات، سینما، رادیو، تلویزیون، شبکههای اجتماعی و بازیهای رایانهای را فراهم میکند. این اثر فرصتی است برای تفکر درباره موضوعاتی همچون محتوای رسانهها، مخاطبان، کارکردها و کاربردهای رسانهها، مالکیت و تجارت رسانهها، نظارت و کنترل رسانهها، هنجارهای حاکم بر رسانهها و مطالعات رسانهها (نظریهها). تفکربرانگیزترین مبحث کتاب را میتوان در فصل هجدهم با عنوان ”تأثیر رسانهها بر رفتار مخاطبان“ یافت. فصول ۱۹ تا ۲۱ به سواد رسانهای، وضع جهان رسانهها و آینده رسانهها اختصاص دارد. نه تنها سیاستگذاران، پژوهشگران و دانشجویان حوزه رسانهها، بلکه محققان دیگر رشتههای علوم انسانی و اجتماعی میتوانند با مطالعه این کتاب به منبعی غنی از دانش دست یابند و از آن بهره بسیار ببرند.» (از: جلد پشت کتاب)
«کتاب ”رسانهشناسی“ ... در نزدیک به ۱۲۰۰ صفحه و در قطع بزرگ، کمتر از یکسال پیش توسط انتشارات سمت به بازار نشر آمده است. محسنیانراد این کتاب مهم را در ابتدای دهه هشتم زندگی خود شروع کرده است و تقریباً شش سالی از عمر خود را صرف نوشتن این کتاب کرده است. فارغ از اهمیت خود کتاب، اینکه استادی در هفتاد سالگی شروع به نوشتن کتابی مرجع میکند، استادی که دیگر نیاز به امتیاز کتاب و این دست مباحث حاشیهای ندارد، در فضای ما میتواند یک الگو باشد، علاوه بر آنکه کتاب میتواند در بردارنده دههها تجربه و لبالباب هفتاد سال پژوهش باشد. کتاب ”رسانهشناسی“ او مشتمل بر بیست فصل است که رسانه را از پیش از دنیای قدیم تا به امروز بررسی کرده است. جالب توجه است که محسنیانراد حتی بحث ”بلاکچین“ را هم مورد توجه قرار داده، بحثی که در دنیای فناوری ارتباطات بسیار جدید است و حتی پژوهشگران جوانتر هم کمتر به آن پرداختهاند. در واقع، او مباحث تأثیرگذار و جریانساز دنیای رسانه و ارتباطات در طول سالهای اخیر را، سالهایی که او مشغول نگاشتن کتاب بوده، هم از قلم نینداخته و سعی کرده که تا آخرین بحث قبل از انتشار را احصا کند. کتاب محسنیانراد برای هر کسی که کار فرهنگی میکند و با هر مدیومی که سروکار دارد میتواند مورد استفاده قرار بگیرد و مرجعی واجب در کتابخانه باشد، حداقل تا سالهای بعد که استادی در تراز محسنیانراد همت کند و مباحث جدیدتر دنیای پرشتاب رسانه را هم اضافه کند. امیدوارم که این اتفاق زودتر بیفتد و الگوی محسنیانراد به عنوان یک آکادمسین بسط پیدا کند، الگویی که با شناخت خلأهای نظری سعی در برطرف کردن آنها بکند، نه اینکه تنها دغدغه چاپ مقاله و گرفتن و امتیاز باشد، هرچند که با استمرار این وضعیت و مهاجرت یکبهیک نخبگان آرزویی محال است.» (علی ورامینی، روزنامه اعتماد؛ ۱۴۰۰/۱۰/۹)
📝 مقدمه کتاب را در اینجا بخوانید.
🔗 انتشارات سمت | #کتاب #سواد_رسانهای #رسانه
✍🏻 مؤلف: مهدی محسنیانراد
«نخستین کتابی که اصطلاح ”رسانهشناسی“ یا ”مدیالوژی“ در روی جلد آن آمد اثری بود که در سال ۲۰۱۶ در ۲۳۰ صفحه در نیویورک منتشر شد. اکنون اثر حاضر جامعترین کتابی است که از سوی یک دانشمند ایرانی به زبان فارسی درباره رسانهها تدوین شده است. کتاب حاضر، دانش ”رسانهشناسی“ را شاخهای از ارتباطشناسی و موظف به مطالعه ماهیت، جریان و فراگرد نظامهای معنایی مستقر در نئوکورتکس مغز انسان در حوزه ارتباطات رسانهای و متمرکز بر کارکردها و کاربردهای آن در کلیتی متشکل از پیشینه، فنون و فناوریهای تولید محتوا و جابهجایی متن، در زمینه روابط متقابل منابع قدرت و مخاطبان و فرایند صید مفهوم ارتباطگیران از محتوا تا تأثیر میداند. همین تعریف، مبنای ۲۱ فصل کتاب شده است. کتاب ابتدا به توضیح مفاهیم پایه و پس از آن در قالب اصطلاحی جدید، به مروری بر کارکرد و کاربرد رسانههای پیش از قدیم در ایران میپردازد. سپس امکان شناخت عمیق و همهجانبه چاپ، کتاب، مطبوعات، سینما، رادیو، تلویزیون، شبکههای اجتماعی و بازیهای رایانهای را فراهم میکند. این اثر فرصتی است برای تفکر درباره موضوعاتی همچون محتوای رسانهها، مخاطبان، کارکردها و کاربردهای رسانهها، مالکیت و تجارت رسانهها، نظارت و کنترل رسانهها، هنجارهای حاکم بر رسانهها و مطالعات رسانهها (نظریهها). تفکربرانگیزترین مبحث کتاب را میتوان در فصل هجدهم با عنوان ”تأثیر رسانهها بر رفتار مخاطبان“ یافت. فصول ۱۹ تا ۲۱ به سواد رسانهای، وضع جهان رسانهها و آینده رسانهها اختصاص دارد. نه تنها سیاستگذاران، پژوهشگران و دانشجویان حوزه رسانهها، بلکه محققان دیگر رشتههای علوم انسانی و اجتماعی میتوانند با مطالعه این کتاب به منبعی غنی از دانش دست یابند و از آن بهره بسیار ببرند.» (از: جلد پشت کتاب)
«کتاب ”رسانهشناسی“ ... در نزدیک به ۱۲۰۰ صفحه و در قطع بزرگ، کمتر از یکسال پیش توسط انتشارات سمت به بازار نشر آمده است. محسنیانراد این کتاب مهم را در ابتدای دهه هشتم زندگی خود شروع کرده است و تقریباً شش سالی از عمر خود را صرف نوشتن این کتاب کرده است. فارغ از اهمیت خود کتاب، اینکه استادی در هفتاد سالگی شروع به نوشتن کتابی مرجع میکند، استادی که دیگر نیاز به امتیاز کتاب و این دست مباحث حاشیهای ندارد، در فضای ما میتواند یک الگو باشد، علاوه بر آنکه کتاب میتواند در بردارنده دههها تجربه و لبالباب هفتاد سال پژوهش باشد. کتاب ”رسانهشناسی“ او مشتمل بر بیست فصل است که رسانه را از پیش از دنیای قدیم تا به امروز بررسی کرده است. جالب توجه است که محسنیانراد حتی بحث ”بلاکچین“ را هم مورد توجه قرار داده، بحثی که در دنیای فناوری ارتباطات بسیار جدید است و حتی پژوهشگران جوانتر هم کمتر به آن پرداختهاند. در واقع، او مباحث تأثیرگذار و جریانساز دنیای رسانه و ارتباطات در طول سالهای اخیر را، سالهایی که او مشغول نگاشتن کتاب بوده، هم از قلم نینداخته و سعی کرده که تا آخرین بحث قبل از انتشار را احصا کند. کتاب محسنیانراد برای هر کسی که کار فرهنگی میکند و با هر مدیومی که سروکار دارد میتواند مورد استفاده قرار بگیرد و مرجعی واجب در کتابخانه باشد، حداقل تا سالهای بعد که استادی در تراز محسنیانراد همت کند و مباحث جدیدتر دنیای پرشتاب رسانه را هم اضافه کند. امیدوارم که این اتفاق زودتر بیفتد و الگوی محسنیانراد به عنوان یک آکادمسین بسط پیدا کند، الگویی که با شناخت خلأهای نظری سعی در برطرف کردن آنها بکند، نه اینکه تنها دغدغه چاپ مقاله و گرفتن و امتیاز باشد، هرچند که با استمرار این وضعیت و مهاجرت یکبهیک نخبگان آرزویی محال است.» (علی ورامینی، روزنامه اعتماد؛ ۱۴۰۰/۱۰/۹)
📝 مقدمه کتاب را در اینجا بخوانید.
🔗 انتشارات سمت | #کتاب #سواد_رسانهای #رسانه
رسانهشناسی.pdf
660.5 KB
📚 مقدمه کتاب ”رسانهشناسی“ (۱۴۰۰)
✍🏻 مؤلف: مهدی محسنیانراد
🔗 انتشارات سمت
#️⃣ #کتاب #سواد_رسانهای #رسانه
✍🏻 مؤلف: مهدی محسنیانراد
🔗 انتشارات سمت
#️⃣ #کتاب #سواد_رسانهای #رسانه
📚 ”تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند“ (۱۳۹۷)
▪️تحلیلهایی از جامعهٔ ایران
✍🏻 فردین علیخواه:
تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند نوشتههای کوتاه یک جامعهشناس ایرانی دربارۀ واقعیتهای جامعۀ ایرانی است. نویسنده در این کتاب نگاهی غیرمعمولی به پدیدههای معمولی انداخته است و نگاهی معمولی به پدیدههای غیرمعمولی! زندگی روزمرۀ ایرانی کانون توجه او برای یافتن موضوع و مضمون بوده و نثر کتاب فارغ از قلنبهگوییهای رایج است. (از: جلد پشت کتاب؛ نشر هنوز)
#️⃣ #کتاب #جامعه #جامعهشناسی
▪️تحلیلهایی از جامعهٔ ایران
✍🏻 فردین علیخواه:
تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند نوشتههای کوتاه یک جامعهشناس ایرانی دربارۀ واقعیتهای جامعۀ ایرانی است. نویسنده در این کتاب نگاهی غیرمعمولی به پدیدههای معمولی انداخته است و نگاهی معمولی به پدیدههای غیرمعمولی! زندگی روزمرۀ ایرانی کانون توجه او برای یافتن موضوع و مضمون بوده و نثر کتاب فارغ از قلنبهگوییهای رایج است. (از: جلد پشت کتاب؛ نشر هنوز)
#️⃣ #کتاب #جامعه #جامعهشناسی
📚 ”از لذت آنی تا ملال فوری“ (۱۴۰۰)
▪️جستارهایی کوتاه دربارهٔ زندگی روزمرهٔ ایرانی
✍🏻 فردین علیخواه:
آنچه در این کتاب میخوانید نوشتههایی دربارهٔ زندگی روزمرهٔ ایرانی است. پیژامه، فینگرفود، عروسی، پدرومادر بودن، لایک نکردن، بیتربیتی، شوآف کردن، شاخ اینستاگرام شدن، بدوبیراه گفتن، به سفر رفتن، قرنطینه، و شرکت در مجلس ترحیم از جمله موضوعاتی است که فردین علیخواه دربارهٔ آنها به زبانی ساده نوشته است. تمرینِ «غیرمعمولی دیدن پدیدههای معمولی، و معمولی دیدن پدیدههای غیرمعمولی» و همچنین پرهیز از قلنبهنویسی ضمنِ اشاعهٔ بینش جامعهشناختی مدّ نظر او بوده است. (از: جلد پشت کتاب؛ نشر هنوز)
#️⃣ #کتاب #جامعه #جامعهشناسی
▪️جستارهایی کوتاه دربارهٔ زندگی روزمرهٔ ایرانی
✍🏻 فردین علیخواه:
آنچه در این کتاب میخوانید نوشتههایی دربارهٔ زندگی روزمرهٔ ایرانی است. پیژامه، فینگرفود، عروسی، پدرومادر بودن، لایک نکردن، بیتربیتی، شوآف کردن، شاخ اینستاگرام شدن، بدوبیراه گفتن، به سفر رفتن، قرنطینه، و شرکت در مجلس ترحیم از جمله موضوعاتی است که فردین علیخواه دربارهٔ آنها به زبانی ساده نوشته است. تمرینِ «غیرمعمولی دیدن پدیدههای معمولی، و معمولی دیدن پدیدههای غیرمعمولی» و همچنین پرهیز از قلنبهنویسی ضمنِ اشاعهٔ بینش جامعهشناختی مدّ نظر او بوده است. (از: جلد پشت کتاب؛ نشر هنوز)
#️⃣ #کتاب #جامعه #جامعهشناسی
🍁 هویت آنلاین و هویت آفلاین
✍🏻 فردین علیخواه:
«برخی از جامعهشناسان معتقدند که امروزه افراد یک هویت آنلاین، یعنی هویتی که در فضای مجازی در مقابل چشم دیگران قرار میدهند، و یک هویت آفلاین، یعنی هویتی خارج از فضای مجازی، دارند. قطعاً وضعیت مطلوب آن است که هویت آنلاین/مجازی آدمها ادامهٔ همان هویت آفلاینشان باشد و با آن تناسب داشته باشد. ولی در بیشتر موارد این اتفاق رخ نمیدهد. آنچه در فضای مجازی میبینیم ویترینی است که تنها عکسهای قشنگی از کالاها (و نه خود کالاها) در آن چیده شده است و در پشت آن، اساساً کالایی وجود ندارد. در واقع، شاهد هویتهای فتوشاپی و دستکاریشده هستیم. من آنی مینمایم که در واقعیت نیستم!» (علیخواه، ۱۳۹۷: ۱۵۲ ــ ۱۵۳)
📚 علیخواه، فردین. (۱۳۹۷). تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند: تحلیلهایی از جامعه ایران. تهران: نشر هنوز.
#️⃣ #رسانههای_اجتماعی #هویت #آسیبشناسی
✍🏻 فردین علیخواه:
«برخی از جامعهشناسان معتقدند که امروزه افراد یک هویت آنلاین، یعنی هویتی که در فضای مجازی در مقابل چشم دیگران قرار میدهند، و یک هویت آفلاین، یعنی هویتی خارج از فضای مجازی، دارند. قطعاً وضعیت مطلوب آن است که هویت آنلاین/مجازی آدمها ادامهٔ همان هویت آفلاینشان باشد و با آن تناسب داشته باشد. ولی در بیشتر موارد این اتفاق رخ نمیدهد. آنچه در فضای مجازی میبینیم ویترینی است که تنها عکسهای قشنگی از کالاها (و نه خود کالاها) در آن چیده شده است و در پشت آن، اساساً کالایی وجود ندارد. در واقع، شاهد هویتهای فتوشاپی و دستکاریشده هستیم. من آنی مینمایم که در واقعیت نیستم!» (علیخواه، ۱۳۹۷: ۱۵۲ ــ ۱۵۳)
📚 علیخواه، فردین. (۱۳۹۷). تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند: تحلیلهایی از جامعه ایران. تهران: نشر هنوز.
#️⃣ #رسانههای_اجتماعی #هویت #آسیبشناسی
📚 ”سلبریتی ایرانی“ (۱۴۰۰)
✍🏻 مؤلف: داوود طالقانی
«کتاب سلبریتی ایرانی نخستین کتابی است که درباره وضعیت فرهنگ شهرت در ایران و سلبریتیهای ایرانی منتشر شده است. پیش از این، آثار پژوهشی متنوعی پیرامون شهرت و سلبریتیهای جهانی در ایران ترجمه شده بود، اما غالب این آثار نسبت به وضعیت شهرت در آمریکای شمالی و اروپای غربی نوشته شده بودند. کتاب حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که فرهنگ شهرت در ایران چه مختصاتی دارد و سلبریتی در ایران کیست و چگونه میتوان مواجههای راستین با او داشت. به همین منظور در این کتاب تلاش شده است با رفت و برگشت میان ادبیات علمی فرهنگ شهرت و وضعیت کنونی، سلبریتی ایرانی شناخته و نقد شود.
کتاب حاضر مشتمل بر ۱۴ فصل است. در مقدمه، نگارنده تفاوت نگاه خود با سایر دیدگاههای ایجابی و سلبی درباره سلبریتیها را بیان میکند. در فصل نخست کتاب، تاریخ فرهنگ شهرت در جهان مرور میشود و لحظات نخستین شهرت و فرهنگ پیرامون آن در ایران تبارشناسی میشود. در فصل دوم، کتاب به ادبیات نظری فرهنگ شهرت میپردازد و مفاهیم مهم و اساسی درباره سلبریتیها توضیح داده میشود. فصل سوم درباره رسانهای شدن فرهنگ، جامعه و سیاست است و در این فصل نسبت سلبریتیها و رسانههای جدید به بحث گذاشته شده است. ”هویت“ مسئله فصل چهارم است و با استفاده از استعارههای ادبیات و رمان، کیستی و چیستی سلبریتیها مورد مداقه قرار میگیرد. اینفلوئنسرها در فصل پنجم کتاب به بحث گذاشته میشوند و سازوکار کسب درآمد و اثرگذاریشان مورد نقادی قرار میگیرد. همچنین سبک زندگی که از موضوعات جنجالی بلاگرها و سلبریتیهاست در فصل ششم توضیح داده میشود. سلبریتی ایرانی در فصل هفتم به سراغ سیاست میرود و از زوایای متعددی نسبت و رابطه سیاستمداران و سلبریتیها را واکاوی میکند. اقتصاد سلبریتیهای ایرانی و حواشی پیرامون این موضوع نیز در فصل هشتم کتاب است. سواد رسانهای و کارآمدیها و ناکارآمدیهای آن برای مواجهه با سلبریتیها در فصل نهم به بحث گذاشته میشود. در فصل دهم مرجعیت سلبریتیها در عرصههای عملی و فکری نقد میشود. در فصل یازدهم جایگاه سازمان صداوسیما در ساختن و برجسته کردن سلبریتیها مورد نقادی قرار میگیرد. در فصل دوازدهم مسئله هواخواهی و هواداری سلبریتیها توضیح داده شده است. در فصل سیزدهم، نیز راهکارها و بیراهههای سلبریتی ایرانی توضیح داده میشود. در نهایت نیز کتاب با پیشنهادهایی برای شناخت بیشتر وضعیت فرهنگ شهرت در ایران به پایان میرسد.» (روزنامه جام جم؛ ۱۴۰۰/۱۱/۱۴)
🔗 این کتاب را میتوانید از نشر معارف تهیه کنید.
#️⃣ #کتاب #شهرت #فرهنگ #سلبریتی
✍🏻 مؤلف: داوود طالقانی
«کتاب سلبریتی ایرانی نخستین کتابی است که درباره وضعیت فرهنگ شهرت در ایران و سلبریتیهای ایرانی منتشر شده است. پیش از این، آثار پژوهشی متنوعی پیرامون شهرت و سلبریتیهای جهانی در ایران ترجمه شده بود، اما غالب این آثار نسبت به وضعیت شهرت در آمریکای شمالی و اروپای غربی نوشته شده بودند. کتاب حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که فرهنگ شهرت در ایران چه مختصاتی دارد و سلبریتی در ایران کیست و چگونه میتوان مواجههای راستین با او داشت. به همین منظور در این کتاب تلاش شده است با رفت و برگشت میان ادبیات علمی فرهنگ شهرت و وضعیت کنونی، سلبریتی ایرانی شناخته و نقد شود.
کتاب حاضر مشتمل بر ۱۴ فصل است. در مقدمه، نگارنده تفاوت نگاه خود با سایر دیدگاههای ایجابی و سلبی درباره سلبریتیها را بیان میکند. در فصل نخست کتاب، تاریخ فرهنگ شهرت در جهان مرور میشود و لحظات نخستین شهرت و فرهنگ پیرامون آن در ایران تبارشناسی میشود. در فصل دوم، کتاب به ادبیات نظری فرهنگ شهرت میپردازد و مفاهیم مهم و اساسی درباره سلبریتیها توضیح داده میشود. فصل سوم درباره رسانهای شدن فرهنگ، جامعه و سیاست است و در این فصل نسبت سلبریتیها و رسانههای جدید به بحث گذاشته شده است. ”هویت“ مسئله فصل چهارم است و با استفاده از استعارههای ادبیات و رمان، کیستی و چیستی سلبریتیها مورد مداقه قرار میگیرد. اینفلوئنسرها در فصل پنجم کتاب به بحث گذاشته میشوند و سازوکار کسب درآمد و اثرگذاریشان مورد نقادی قرار میگیرد. همچنین سبک زندگی که از موضوعات جنجالی بلاگرها و سلبریتیهاست در فصل ششم توضیح داده میشود. سلبریتی ایرانی در فصل هفتم به سراغ سیاست میرود و از زوایای متعددی نسبت و رابطه سیاستمداران و سلبریتیها را واکاوی میکند. اقتصاد سلبریتیهای ایرانی و حواشی پیرامون این موضوع نیز در فصل هشتم کتاب است. سواد رسانهای و کارآمدیها و ناکارآمدیهای آن برای مواجهه با سلبریتیها در فصل نهم به بحث گذاشته میشود. در فصل دهم مرجعیت سلبریتیها در عرصههای عملی و فکری نقد میشود. در فصل یازدهم جایگاه سازمان صداوسیما در ساختن و برجسته کردن سلبریتیها مورد نقادی قرار میگیرد. در فصل دوازدهم مسئله هواخواهی و هواداری سلبریتیها توضیح داده شده است. در فصل سیزدهم، نیز راهکارها و بیراهههای سلبریتی ایرانی توضیح داده میشود. در نهایت نیز کتاب با پیشنهادهایی برای شناخت بیشتر وضعیت فرهنگ شهرت در ایران به پایان میرسد.» (روزنامه جام جم؛ ۱۴۰۰/۱۱/۱۴)
🔗 این کتاب را میتوانید از نشر معارف تهیه کنید.
#️⃣ #کتاب #شهرت #فرهنگ #سلبریتی
🍁 جنگ پایان یافته یا مقاومت ادامه دارد؟
خبرگزاری ایسنا به نقل از بیبیسی فارسی تیتر زده است ”پیام نوروزی احمد مسعود؛ به تصمیم علمای کشور جنگ را ختم کردیم.“
احمد مسعود در اصل چنین گفته است: ”به خاطر اینکه ما آغازگر جنگ نباشیم، به فیصله علمای کشور لبیک گفته و جنگ را ختم ساختیم.“
وی همچنین در ادامه پیام نوروزیاش گفته: ”و تا روزی که طالبان حاضر به قبول یک پروسهای [شود] که در نتیجه آن، یک حکومت برآمده از رأی مردم و اراده مردم افغانستان [تشکیل شود] و مکانیسمی که قابل قبول همه باشد، با توکل به خدا، مبارزه و مقاومت ما و شما ادامه دارد.“
#️⃣ #رسانه #نقلقول_ناقص #افغانستان
خبرگزاری ایسنا به نقل از بیبیسی فارسی تیتر زده است ”پیام نوروزی احمد مسعود؛ به تصمیم علمای کشور جنگ را ختم کردیم.“
احمد مسعود در اصل چنین گفته است: ”به خاطر اینکه ما آغازگر جنگ نباشیم، به فیصله علمای کشور لبیک گفته و جنگ را ختم ساختیم.“
وی همچنین در ادامه پیام نوروزیاش گفته: ”و تا روزی که طالبان حاضر به قبول یک پروسهای [شود] که در نتیجه آن، یک حکومت برآمده از رأی مردم و اراده مردم افغانستان [تشکیل شود] و مکانیسمی که قابل قبول همه باشد، با توکل به خدا، مبارزه و مقاومت ما و شما ادامه دارد.“
#️⃣ #رسانه #نقلقول_ناقص #افغانستان
🍁 جهتدهی به گزارشهای خبری برای طرفداری از دیدگاههای برگزیده
✍🏻 ریچارد پُل و لیندا اِلدر:
«هر خبرنگاری به طور شهودی میداند که هنگام توصیف بازیگران صحنه جهانی (که در یک فرهنگ، محبوب یا نامحبوب توصیف شدهاند) از چه اصطلاحهایی استفاده کند. ما برنامهریزی میکنیم ... آنها دسیسهچینی میکنند. ما زرنگیم ... آنها موذیاند. ما راهبرد معین میکنیم ... آنها توطئه میکنند. ما دارای باورهایی هستیم ... آنها دارای تعصبهایی هستند. ما غرور داریم ... آنها لجاجت دارند. ما سرمان را بالا میگیریم ... آنها لاف میزنند و هارت و پورت میکنند. ما اسلحه میسازیم تا از خود دفاع کنیم ... آنها اسلحه میسازند تا ما را تهدید کنند. ما میانجیگری میکنیم ... آنها مداخله میکنند. ما مبارزان آزادیایم ... آنها تروریستاند. ما هنگامی عهدنامهها را نقض میکنیم که منسوخ شده باشند ... آنها عهدنامهها را نقض میکنند چون مسئولیتناپذیر، غیرقابلاعتماد، و غیراخلاقیاند.
خبرنگاران همواره واژههایی را انتخاب میکنند که دیدگاههای حاكم در میان خوانندگان یا مخاطبانشان را تقویت کنند. طنز قضیه اینجاست که اگر دیدگاههای کسانی که برای مخاطبانِ غالب گزارش مینویسند تفاوت معناداری با دیدگاههای حاکم در جامعهشان داشته باشد و خبرها را بر طبق دیدگاههای خود عرضه کنند، مخاطبانشان آنها را ”سوگیر“ و ”مسئولیتناپذیر“ خواهند دانست. اگر اندیشیدنِ کسی موافق با دیدگاههای حاکم باشد، یک اندیشندهٔ ”مسئولیتپذیر“ است؛ و اگر چنین نباشد، ”مسئولیتناپذیر“ است.» (پُل و اِلدر، ۱۳۹۵: ۳۷ ــ ۳۸)
📚 پُل، ریچارد و اِلدر، لیندا. (۲۰۰۴). چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم. ترجمهٔ مهدی خسروانی. (۱۳۹۵). تهران: نشر نو.
#⃣ #رسانه_و_زبان #رسانه_و_سیاست
✍🏻 ریچارد پُل و لیندا اِلدر:
«هر خبرنگاری به طور شهودی میداند که هنگام توصیف بازیگران صحنه جهانی (که در یک فرهنگ، محبوب یا نامحبوب توصیف شدهاند) از چه اصطلاحهایی استفاده کند. ما برنامهریزی میکنیم ... آنها دسیسهچینی میکنند. ما زرنگیم ... آنها موذیاند. ما راهبرد معین میکنیم ... آنها توطئه میکنند. ما دارای باورهایی هستیم ... آنها دارای تعصبهایی هستند. ما غرور داریم ... آنها لجاجت دارند. ما سرمان را بالا میگیریم ... آنها لاف میزنند و هارت و پورت میکنند. ما اسلحه میسازیم تا از خود دفاع کنیم ... آنها اسلحه میسازند تا ما را تهدید کنند. ما میانجیگری میکنیم ... آنها مداخله میکنند. ما مبارزان آزادیایم ... آنها تروریستاند. ما هنگامی عهدنامهها را نقض میکنیم که منسوخ شده باشند ... آنها عهدنامهها را نقض میکنند چون مسئولیتناپذیر، غیرقابلاعتماد، و غیراخلاقیاند.
خبرنگاران همواره واژههایی را انتخاب میکنند که دیدگاههای حاكم در میان خوانندگان یا مخاطبانشان را تقویت کنند. طنز قضیه اینجاست که اگر دیدگاههای کسانی که برای مخاطبانِ غالب گزارش مینویسند تفاوت معناداری با دیدگاههای حاکم در جامعهشان داشته باشد و خبرها را بر طبق دیدگاههای خود عرضه کنند، مخاطبانشان آنها را ”سوگیر“ و ”مسئولیتناپذیر“ خواهند دانست. اگر اندیشیدنِ کسی موافق با دیدگاههای حاکم باشد، یک اندیشندهٔ ”مسئولیتپذیر“ است؛ و اگر چنین نباشد، ”مسئولیتناپذیر“ است.» (پُل و اِلدر، ۱۳۹۵: ۳۷ ــ ۳۸)
📚 پُل، ریچارد و اِلدر، لیندا. (۲۰۰۴). چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم. ترجمهٔ مهدی خسروانی. (۱۳۹۵). تهران: نشر نو.
#⃣ #رسانه_و_زبان #رسانه_و_سیاست
📚 ”انقلاب خواب“ (۱۴۰۰)
▪️زندگیتان را شببهشب متحول کنید.
✍🏻 مؤلف: آریانا هافینگتون | مترجم: شادی حامدی
آریانا هافینگتون، از مؤسسان نشریهٔ هافینگتونپست، در این کتاب جامع از زوایای مختلف به خواب پرداخته، از مفهوم خواب در تاریخ تا نقش رؤیاها در زندگی ما، از پیامدهای کمخوابی تا عصر طلایی علمِ خواب که تأثیر خواب را در هر لحظه از بیداری ما و هر جنبه از سلامتیمان ــ از چاقی و بیماریهای قلبی تا دیابت و انواع سرطان و آلزایمر ــ آشکار میکند.
خانم هافینگتون برایمان از آخرین یافتههای علمی میگوید که بدانیم وقتی خوابیم و وقتی رؤیا میبینیم، دقیقاً چه اتفاقی در بدنمان میافتد، از صنعت پرخطر تولید داروهای خوابآور میگوید و از اعتیاد روزافزون ما به فناوری که چطور خوابمان را ضایع میکند. همچنین، پیشنهادهای جالبی برایمان دارد دربارهٔ روشهای بهبود خواب و بهرهگیری بیشتر از خاصیت نیروبخش آن. (از: جلد پشت کتاب)
🔗 نشر کتاب سده | #کتاب #فرهنگ
▪️زندگیتان را شببهشب متحول کنید.
✍🏻 مؤلف: آریانا هافینگتون | مترجم: شادی حامدی
آریانا هافینگتون، از مؤسسان نشریهٔ هافینگتونپست، در این کتاب جامع از زوایای مختلف به خواب پرداخته، از مفهوم خواب در تاریخ تا نقش رؤیاها در زندگی ما، از پیامدهای کمخوابی تا عصر طلایی علمِ خواب که تأثیر خواب را در هر لحظه از بیداری ما و هر جنبه از سلامتیمان ــ از چاقی و بیماریهای قلبی تا دیابت و انواع سرطان و آلزایمر ــ آشکار میکند.
خانم هافینگتون برایمان از آخرین یافتههای علمی میگوید که بدانیم وقتی خوابیم و وقتی رؤیا میبینیم، دقیقاً چه اتفاقی در بدنمان میافتد، از صنعت پرخطر تولید داروهای خوابآور میگوید و از اعتیاد روزافزون ما به فناوری که چطور خوابمان را ضایع میکند. همچنین، پیشنهادهای جالبی برایمان دارد دربارهٔ روشهای بهبود خواب و بهرهگیری بیشتر از خاصیت نیروبخش آن. (از: جلد پشت کتاب)
🔗 نشر کتاب سده | #کتاب #فرهنگ
🍁 واعظان کاین جلوه در فیسبوک و اینستا میکنند!
✍🏻 فردین علیخواه:
«این روزها متفکرنمایی و فیلسوفنمایی سکۀ بازار فضای مجازی شده است، به این معنا که بسیاری از کاربران فضای مجازی به شکلهای مختلف جملههای عمیق و ناب را به عنوان معرفی خود در معرض دید دیگران قرار میدهند، جملههایی درباره سرنوشت، جهان هستی، یک رویداد مشخص، خدا، مشقّتهای انسان بودن، غافل و جاهل بودنِ سایر انسانها (به جز خود ایشان)، محور هستی بودن انسان (عموماً با عکسی از فردی که بر قلۀ کوه ایستاده) و ناچیز شمردن دیگران (با عکسی از گلّه گوسفندان). وقتی این عکسها و پیامها را مرور میکنیم بیتردید به یک نتیجه میرسیم: این فرد چه نگاه عمیقی به دنیای پیرامونش دارد. او دربارهٔ هستی تأمل میکند، تغییرات جهان اطرافش را رصد میکند، میبیند و نمیگذرد، پرسش دارد و جهان و مردمان آن را عالمانه مینگرد.
حدود چهل میلیون ایرانی فقط عضو شبکهٔ اجتماعی تلگرام هستند. (تابناک؛ ۱۳۹۵/۱/۲۸) تحقیق دقیقی نکردهام ولی بررسیهای اولیهام نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این تعداد، خودشان را با این نوع عکسها و جملهها معرفی میکنند. اگر اینگونه باشد آیا شما با نتیجهگیری من در پاراگراف قبل موافق هستید که بگوییم ما در کل انسانهای عمیقی هستیم و مدام مشغول تفکر دربارهٔ جهان هستی و رفتارهایمان؟ تصور میکنم که شما هم مانند من نسبت به این نتیجه تردید داشته باشید.
برخی از جامعهشناسان معتقدند که امروزه افراد یک هویت آنلاین، یعنی هویتی که در فضای مجازی در مقابل چشم دیگران قرار میدهند، و یک هویت آفلاین، یعنی هویتی خارج از فضای مجازی، دارند. قطعاً وضعیت مطلوب آن است که هویت آنلاین/مجازی آدمها ادامهٔ همان هویت آفلاینشان باشد و با آن تناسب داشته باشد. ولی در بیشتر موارد این اتفاق رخ نمیدهد. آنچه در فضای مجازی میبینیم ویترینی است که تنها عکسهای قشنگی از کالاها (و نه خود کالاها) در آن چیده شده است و در پشت آن، اساساً کالایی وجود ندارد. در واقع، شاهد هویتهای فتوشاپی و دستکاریشده هستیم. من آنی مینمایم که در واقعیت نیستم!
ما امروز با پدیدهٔ ”نوکیسگان فرهنگی“ مواجهیم، آدمهایی که میبینند هماکنون باکلاس بودن به حرفهای قشنگ زدن است و برای همین پروفایلها یا صفحههای اینستاگرامیشان پر شده از جملههای قشنگ فیلسوفانه. این پدیده آنقدر فراگیر شده است که کافی است در سایت گوگل عبارت ”جملههای ناب برای ...“ را تایپ کنید. ایرانیان آنقدر این جمله را در گوگل تایپ کردهاند که در ادامه گوگل به شما پیشنهاد میدهد: جملههای ناب برای استاتوس، جملههای ناب برای پروفایل تلگرام، جملههای ناب برای بیوی اینستاگرام. حتی کانالهایی پا گرفتهاند که صرفاً برای دیگران این جملههای ناب دوسطری را منتشر میکنند. هموطنانمان جملههای عالمانه را از گوگل کات و سپس در صفحه شخصیشان پِیست میکنند؛ و بعید نیست که بسیاری اساساً این جملهها را نفهمند ولی منتشر کنند.
ما شاهد ظهور آدمهایی با دانش چهلکلمهای یا دوسطری هستیم. درباره همهچیز دو سطر میدانند. نیچۀ بدبخت دویست صفحه کتاب نوشت و در صفحه آخر آن به جملهای درخشان رسید. نوکیسگان فرهنگی حوصلهٔ خواندن آن دویست صفحه را ندارند و فقط جملهٔ صفحهٔ آخر را برمیدارند. به همین دلیل، هویتهای آنلاین ما با هویتهای آفلاینمان تناسبی ندارد. در اینترنت یکچیزیم و در زندگی واقعی چیزی دیگر. همهچیز در سطح و صفحهنمایش اتفاق میافتد. ... تظاهر دارد دودمانِ ما را به باد میدهد. به راستی، چرا ابزارهای مدرن در ایران به شکلگیری هویت مدرن نمیانجامد؟» (علیخواه، ۱۳۹۷: ۱۵۱ ــ ۱۵۳)
📚 علیخواه، فردین. (۱۳۹۷). تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند: تحلیلهایی از جامعه ایران. تهران: نشر هنوز.
#️⃣ #رسانههای_اجتماعی #هویت #آسیبشناسی #فرهنگ
✍🏻 فردین علیخواه:
«این روزها متفکرنمایی و فیلسوفنمایی سکۀ بازار فضای مجازی شده است، به این معنا که بسیاری از کاربران فضای مجازی به شکلهای مختلف جملههای عمیق و ناب را به عنوان معرفی خود در معرض دید دیگران قرار میدهند، جملههایی درباره سرنوشت، جهان هستی، یک رویداد مشخص، خدا، مشقّتهای انسان بودن، غافل و جاهل بودنِ سایر انسانها (به جز خود ایشان)، محور هستی بودن انسان (عموماً با عکسی از فردی که بر قلۀ کوه ایستاده) و ناچیز شمردن دیگران (با عکسی از گلّه گوسفندان). وقتی این عکسها و پیامها را مرور میکنیم بیتردید به یک نتیجه میرسیم: این فرد چه نگاه عمیقی به دنیای پیرامونش دارد. او دربارهٔ هستی تأمل میکند، تغییرات جهان اطرافش را رصد میکند، میبیند و نمیگذرد، پرسش دارد و جهان و مردمان آن را عالمانه مینگرد.
حدود چهل میلیون ایرانی فقط عضو شبکهٔ اجتماعی تلگرام هستند. (تابناک؛ ۱۳۹۵/۱/۲۸) تحقیق دقیقی نکردهام ولی بررسیهای اولیهام نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این تعداد، خودشان را با این نوع عکسها و جملهها معرفی میکنند. اگر اینگونه باشد آیا شما با نتیجهگیری من در پاراگراف قبل موافق هستید که بگوییم ما در کل انسانهای عمیقی هستیم و مدام مشغول تفکر دربارهٔ جهان هستی و رفتارهایمان؟ تصور میکنم که شما هم مانند من نسبت به این نتیجه تردید داشته باشید.
برخی از جامعهشناسان معتقدند که امروزه افراد یک هویت آنلاین، یعنی هویتی که در فضای مجازی در مقابل چشم دیگران قرار میدهند، و یک هویت آفلاین، یعنی هویتی خارج از فضای مجازی، دارند. قطعاً وضعیت مطلوب آن است که هویت آنلاین/مجازی آدمها ادامهٔ همان هویت آفلاینشان باشد و با آن تناسب داشته باشد. ولی در بیشتر موارد این اتفاق رخ نمیدهد. آنچه در فضای مجازی میبینیم ویترینی است که تنها عکسهای قشنگی از کالاها (و نه خود کالاها) در آن چیده شده است و در پشت آن، اساساً کالایی وجود ندارد. در واقع، شاهد هویتهای فتوشاپی و دستکاریشده هستیم. من آنی مینمایم که در واقعیت نیستم!
ما امروز با پدیدهٔ ”نوکیسگان فرهنگی“ مواجهیم، آدمهایی که میبینند هماکنون باکلاس بودن به حرفهای قشنگ زدن است و برای همین پروفایلها یا صفحههای اینستاگرامیشان پر شده از جملههای قشنگ فیلسوفانه. این پدیده آنقدر فراگیر شده است که کافی است در سایت گوگل عبارت ”جملههای ناب برای ...“ را تایپ کنید. ایرانیان آنقدر این جمله را در گوگل تایپ کردهاند که در ادامه گوگل به شما پیشنهاد میدهد: جملههای ناب برای استاتوس، جملههای ناب برای پروفایل تلگرام، جملههای ناب برای بیوی اینستاگرام. حتی کانالهایی پا گرفتهاند که صرفاً برای دیگران این جملههای ناب دوسطری را منتشر میکنند. هموطنانمان جملههای عالمانه را از گوگل کات و سپس در صفحه شخصیشان پِیست میکنند؛ و بعید نیست که بسیاری اساساً این جملهها را نفهمند ولی منتشر کنند.
ما شاهد ظهور آدمهایی با دانش چهلکلمهای یا دوسطری هستیم. درباره همهچیز دو سطر میدانند. نیچۀ بدبخت دویست صفحه کتاب نوشت و در صفحه آخر آن به جملهای درخشان رسید. نوکیسگان فرهنگی حوصلهٔ خواندن آن دویست صفحه را ندارند و فقط جملهٔ صفحهٔ آخر را برمیدارند. به همین دلیل، هویتهای آنلاین ما با هویتهای آفلاینمان تناسبی ندارد. در اینترنت یکچیزیم و در زندگی واقعی چیزی دیگر. همهچیز در سطح و صفحهنمایش اتفاق میافتد. ... تظاهر دارد دودمانِ ما را به باد میدهد. به راستی، چرا ابزارهای مدرن در ایران به شکلگیری هویت مدرن نمیانجامد؟» (علیخواه، ۱۳۹۷: ۱۵۱ ــ ۱۵۳)
📚 علیخواه، فردین. (۱۳۹۷). تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند: تحلیلهایی از جامعه ایران. تهران: نشر هنوز.
#️⃣ #رسانههای_اجتماعی #هویت #آسیبشناسی #فرهنگ
