محمود فرجامی – Telegram
محمود فرجامی
7.03K subscribers
421 photos
338 videos
33 files
343 links
نوشته‌ها، عکس‌ها، شوخی‌ها و تجربه‌های محمود فرجامی. برای ارتباط مستقیم با من از این شناسه استفاده کنید لطفا @MahmudFarjami
Download Telegram
در این ویدیو سعی کردم به این پرسشها بپردازم:
چه شد؟
مقصر کشتار فاجعه‌آمیزی که رخ داد کیست؟
آیا مبارزه خشونت‌پرهیز شکست خورده؟
با توجه به شرایط کنونی مداخله خارجی توجیه‌پذیره؟
الان چه کنیم؟
https://youtu.be/soKSLNIxK9Y
30👍26👎2
محمود فرجامی
در این ویدیو سعی کردم به این پرسشها بپردازم: چه شد؟ مقصر کشتار فاجعه‌آمیزی که رخ داد کیست؟ آیا مبارزه خشونت‌پرهیز شکست خورده؟ با توجه به شرایط کنونی مداخله خارجی توجیه‌پذیره؟ الان چه کنیم؟ https://youtu.be/soKSLNIxK9Y
دوستانی از ایران پیام دادند که به‌خاطر وضعیت اینترنت نمی‌توانند در یوتیوب ویدیو را ببیند. متشکر می‌شوم اگر کسانی که دستشان می‌رسد، فایل ویدیویی یا صوتی یا متن این ویدیو را برای من بفرستند که جدا منتشر کنم.
پی‌افزود: رسید. سپاس.
👍189
Audio
فایل صوتی ویدیوی اخیر درباره خیزش دیماه ۴۰۴.
👍5024👎1
عزیزانی که در داخل ایران هستید؛
ممکنه لطفا در بخش کامنت همین فرسته (ترجیحا)، یا به صورت خصوصی، در قالب وُیس یا متن، اتفاقاتی که به چشم خودتان دیدید را بگویید؟ هر مشاهده شما، دست کم برای من سند است و البته اطلاع دارم که دیگرانی هم، چه از اعضای کانال و چه غیر آن، اعتماد یا توجه خاصی به اینجا دارند.
خواهشم، با تاکید، این است که فقط مشاهده خودتان، یا کسی که کاملا به او اعتماد دارید، را بگویید و از نقل گفته‌های بدون منبع، فیک‌نیوزها، شبکه‌های خبریِ صدرحمت به فیک‌نیوزها، «دخترخاله دوستم»های بی‌انتها... خودداری کنید. یک سطر نوشته خود شما، حتی در حد ندیدن چیز خاصی (که دوستی از تبریز فرستاد)، برای من ارزشش از مجموع آنها بیشتر است.
مخلص
👍6112
⚫️ بیانیه میرحسین موسوی از حصر:
بازی به پایان رسید! تفنگ‌تان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید

بسم‌الله الرحمن الرحیم

▫️برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها می‌گذرند، ابعاد هول‌انگیز واقعه بیشتر نمایان می‌شود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانه‌ها عزادارند. کوچه‌ها عزادارند؛ شهرها و قصبه‌ها عزادارند. پس از سال‌ها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعه‌ای است که تا دهه‌ها، بلکه سده‌ها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانه‌ای از خونِ گرمِ محرومان که در دی‌ماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.

▫️مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمی‌خواهند و دروغ‌های‌تان را باور نمی‌کنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستم‌ها دامن‌تان را گرفت و درختان زقومی که می‌کاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم می‌پوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش می‌زدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر می‌کوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسان‌ها نمی‌دادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز می‌انداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش می‌گذاشتید، داشتید با جهالت، گران‌بهاترین فرصت‌های‌تان را از دست می‌دادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راه‌حلی برای هیچ‌یک از بحران‌های کشور دارید و نه ملت چاره‌ای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگ‌تان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.

▫️مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد می‌کند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبهه‌ای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمت‌آمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.

▫️خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت می‌آورند، بشنو و دعای‌شان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی است که جان‌های داغدارِ مردم ما را آرام می‌کند. و آن زمان که زندانیان آزاد می‌شوند، اولین‌شان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دین‌فروشان، از نو لبخندِ محمدیِ خورشید را می‌بیند.
برای ایران و به‌ویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو می‌کنم.

میرحسین موسوی
۹ بهمن ۱۴۰۴

@kaleme
173👎55👍48🤣9😢7👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من مستندهای جنگ جهانی دوم زیاد تماشا می‌کنم. در اغلب آنها این صحنه هست. در مستندهایی پر از صحنه‌های هولناک و آمار وحشتناک کشته‌ها و زخمی‌ها، میلیون‌ها نفر، این صحنه یکی از دردناک‌ترین‌های آنهاست: صحنه تحقیر زنانی بی‌دفاع. من اغلب صحنه کشتگان و خونریزی‌های مخوف را با تاسف نگاه می‌کنم ولی میلیونها نفر، وقتی به این صحنه‌های معروف می‌رسم به گریه می‌افتم. تحقیر بیگناهان و بی‌دفاع‌ها از قتلشان هم دردناکتر است.
به نظرم راز این خشم و انزجاری که مردم ایران را فرا گرفته همین است، همین تکرار این چند دقیقه در تقریبا همه سریال‌های مستند ج ج دوم: تحقیر. تحقیر زنان، تحقیر آدمها، تحقیر زیردستان. وگرنه چرا زدن موی چند زن باید جایی همیشگی در میان ده‌ها هزار سند تصویری از جنگ و شکنجه و غارت و قحطی و قتل داشته باشد؟
ج ا ا مردم ایران را تحقیر کرد. از میان تمام جرائمش، به باورم این بدترین است.
@farjamimahmud
(زیرنویس فارسی از من نیست)
👍7436😢30👎9
این عکس را جایی دیدم و به قدری برایم غریب و پلشت و مهوع بود که نمی‌توانم باور کنم چنین چیزی اصولا ساخته شده باشد چه برسد به پخش. البته مثل همیشه مظنون به فیک بودن هر چیزی هستم (و برایم عجیبه که وقتی صحت چیزی مشخص می‌شود یکعده طلبکارند که: دیدی؟ دیدی درست بود؟!). آیا کسی به چشم خودش پخش شدن این را دیده؟
👍32🤣12👎42😱2
گزارش اقلیت.pdf
4 MB
گزارش اقلیت
این گزارش حاصل گردآوری و بررسی ۳۰ روایت مستقل از شاهدان عینی در شهرهای مختلف ایران است؛ شامل ۱۲ زن، ۱۴ مرد و ۴ روایت با جنسیت اعلام‌نشده. گستره جغرافیاییِ گزارش، تهران، مشهد، قزوین، اهواز، بابل، شهری در استان مرکزی، ارومیه، گناباد، شهری در مازندران، تربت‌جام، شهری در استان یزد، کرمان، دزفول، اصفهان و قم را در بر می‌گیرد. داده‌ها حاصل ده‌ها پیام دریافتی بوده که پس از غربال‌گری (بدون دخالت جهتگیری سیاسی) انتخاب شده‌اند تا تصویری متکثر از تجربه‌های میدانی ارائه شود. هدف، بازتاب مشاهدات مستقیم و توصیف فضای رخدادهاست، نه تأیید یا رد روایت‌ها. از فایل‌های صوتی، عکسها و ویدیو‌های ارسالی استفاده نشد. ذکر این نکته ضروری است که با همه دقت و وسواسی که در انتخاب و پیرایش و صحت‌سنجی صورت گرفته، این گزارش تمام واقعیت نیست؛ چه از آنجا که هیچ انسانی نمی‌تواند صددرصد آنچه که شاهد بوده را نقل کند و چه آنکه گاه حتی در یک شهر در دو مکان متفاوت اتفاقات به شکلی متفاوت روی داده‌اند (مثلا رواداری نسبی در جایی و خشونت فراوان در جایی دیگر). همچنین در شهرهایی مثل تبریز رویداد خاصی از سوی ناظر مشاهده نشده که جا دارد در گزارش‌های جامع‌تر این موارد لحاظ شوند. از تمامی کسانی که مشاهدات و تجربیات خود را با من درمیان گذاشتند سپاسگزارم و امیدوارم با تداوم گزارش‌هایی از این دست، زوایای بیشتری از رویداد خونینی که رخ داد روشن شود.
محمود فرجامی
👍8633👎3🤣2
فراخوان و گرفتن پیامها و تماسها و جدا کردن پنجاه تا از آنها در مرحله اول و نهایتا انتخاب و بررسی سی‌تا از آنها ده‌ها ساعت وقت گرفت. تازه همه اینها بعد از وصل شدن تلفن و دسترسی به اینترنت در ایران میسر شد. نهایتا با احتیاط منتشر کردیم و به همراه توضیح روش تحقیق و مستندسازی.
بعد سه تا و نصفی آدم نشسته‌اند در فلان ان جی‌ او و مدعی‌اند هویت هفت هزار جانباخته دی‌ماه را بررسی کرده و تایید می‌کنند. حالا باز خدا پدر این را بیامرزد، مدیر تلویزیون فارسی‌زبان اسراییلی مقیم لندن، دو شب بعد از جمعه‌شب خونین، در حالی که ارتباط با ایران مطلقا به صفر رسیده بود، گفت ما اعلام می‌کنیم دوازده هزار و پانصد نفر کشته شده‌اند. چند روز بعد نوبت یک ستون‌نویس بی‌اعتبار وب‌سایت انگلیسی‌زبان بود که خوابنما بشود و بنویسد شانزده‌هزار و پانصد نفر. هنوز کاپ مسابقه به او نرسیده بود که مشاور گازگیرِ شازده در یک برنامه تلویزیونی در حالی که از واشینگتن سر مجری/مترسک بی‌بی‌سی داد می‌زد «خانوم ساکت، دارم حرف می‌زنم» رکورد بیست‌هزار کشته را زد. بعد از شارلاتان‌های رسانه‌ای نوبت به مهدکودکی‌های رها در شبکه‌های اجتماعی رسید: دخترعموم توی بیمارستان کار می‌کنه گفت رییسشون نامه نوشته که سی‌هزارتا کشته فقط توی شهر ما داریم.../ تف به شرفت خونشور که می‌گی سی و پنج هزارتا جاویدنام نداریم.../ آقای ترامپ چهل هزار نفر رو کشتن پس کوشی؟؟؟... / به ازای هر کدوم از اون پنجاه‌هزار نفری که کشتن ده نفرشون رو آویزون می‌کنیم بچه‌ها بریزید تو خیابون...

آدمها عدد نیستند و گزارش‌دهی و فکت‌چکینگ، آن در هم واقعه‌ای اینقدر مهیب و تلخ، نه کارِ بازیست. هنوز آمار قابل اتکایی نداریم و تنها اعلان رسمی قابل اتکا همان دست‌کم سه هزار نفر است که دولت با ذکر نام اعلام کرده و حداقلی محسوب می‌شود (حالا اگر ما توانستیم به کودک‌مانده پرخاشگر، معنای «دست‌کم» و «حداقلی» را یاد بدهیم). همین آمار هم هولناک است و لازم نیست به اعداد چنگ بزنیم.
👍18519👎11😢5😱2🤣2
Forwarded from یادداشت‌های محمدرضا ضیغمی (محمدرضا ضیغمی)
زیباییِ زشت و زشتیِ زیبا

| یادداشتی درباره‌یِ وارونگیِ بدیهیاتِ اخلاقی در این لحظه‌یِ تاریک |
 

به قولِ حسینِ پناهی، آن بازیگرِ نقشِ دیوانه:
در انتهایِ هر سفر
در آینه
داروندارِ خویش را
مرور می‌کنم
و این سطرها درباره‌یِ مرورِ داروندارِ اخلاقیِ خویش است.
حکومت را که مسئولِ اصلیِ بی‌اخلاقی‌ها و نکبت‌ها در جامعه‌یِ ماست، محکوم کنم و سپس به خودم به عنوانِ یکی از «مردم» بنگرم و خودم را مسئول کنم و به خودِ بی‌اخلاقی، به طورِ کلّی، بپردازم ــ به آنجا که تأثیرِ حکومت بر روانِ صدمه‌دیده و توهین‌شده و داغدارِ من به عنوانِ «یکی از مردم» آشکار می‌شود. به درونم رجوع کنم، با خودم صادق باشم و ببینم چه بلایی بر سرِ ما آمده است.

در آغازِ اثرِ بی‌مانندِ شکسپیر، مکبث، می‌بینیم که «جادوگران» این سرود را می‌خوانند:

چه زشت است زیبا، چه زیباست زشتی.
بگردیم در میغ-دودِ پلشتی.
(ترجمه‌یِ داریوش آشوری: ص ۱۷)

این دو سطر به خوبی وضعیّتی را نشان می‌دهد که بخشی از جامعه‌یِ ما به آن مبتلا شده است ــ جایی که ارزش‌ها از دست می‌روند و امرِ اخلاقی واژگون می‌شود.

این که این مصیبت از کجا آمده را به فرصتی دیگر واگذار کنیم، بی‌شک عاملِ اصلی‌اش حکومتِ فاجعه‌بارِ ماست و همه‌یِ نیروهایِ دیگر در این شَر با حکومت همدست و به سهمِ خود مسئول اند.

بی‌تعارف باید گفت که، بخشی از جامعه‌یِ ما، نه ضرورتاً در ضمیر و خواست و واقعیت، ولی در زبان و بیان، به ارزش‌هایِ اخلاقی پشت کرده است‌.
می‌گویم در زبان و بیان، چون ایمان دارم امرِ اخلاقی با «عقلِ بشری» درک می‌شود، و حتّی جادوگران نیز می‌دانستند «زیبایی زشت نیست و زشتی زیبا نیست» آن‌ها خلافش را می‌گویند، چون می‌خواهند واژگونش کنند. و من حس می‌کنم ما اکنون در اسارتِ جادوگران هستیم.

اکنون «چه زشت است زیبا، چه زیباست زشتی» منطقِ رویکردهایِ بسیاری از ما و عزیزانِ ماست، خانواده‌یِ ما، دوست‌دخترِ و دوست‌پسرِ ما، رفقایِ ما یا خودِ ما... این منطق به طرزی وحشتناک واگیردار است و از ما دارد به هم منتقل می‌شود ــ انگار اگر آن را نپذیریم از سمتِ نزدیکانِ خود هم طرد خواهیم شد ـ آیا سایه‌یِ این خفقان و جدایی را حس می‌کنی؟

در این منطق،
روشنفکری
خشونت‌پرهیزی
ادب
ضدِ جنگ بودن
و سرانجام و مهمتر از همه
آزادی‌خواهی
طرد می‌شود و فضیلت‌هایِ اخلاقی علناً و با زبانِ گشاده، موردِ نفرت قرار می‌گیرد. این همان جایی است که خشم بر عقلانیت، قدرت‌ها بر انسان‌ها و نهایتاً مرگ بر زندگی پیروز می‌شود. این همان چیزی است که نمی‌خواستیم و نباید اتّفاق می‌افتاد. این همان شرِ بزرگی است که حکومت ـ به عنوانِ متّهمِ ردیفِ اوّل ـ ایجاد کرده است و پس از آن باید ببینیم چه نیروهایی در این قضیّه با آن همدست بوده اند.

اکنون «بگردیم در میغ-دودِ پلشتی» خواستِ بسیاری از ماست، وقتی «معصومانه» از جنایتکارانِ دیگرِ جهان می‌خواهیم دادخواهِ ستمدیدگیِ ما از جنایت‌هایِ داخلی‌مان باشند (!) و به بیانِ دیگر همان قربانی‌ای شده‌ایم که قربانی شدنِ دوباره را مطالبه می‌کند و می‌خواهد مدام شکنجه شود ــ این بخشی از منطقِ پیروزیِ مرگ بر زندگی است.

در شاهنامه از زبانِ خوابگزاری می‌خوانیم:
«کسی بی‌بهانه نسازد بَدی»
(چاپِ دکتر خالقی، نشرِ سخن: ص ۳۳)
و می‌دانیم با هزاران کشته و مجروح و داغدار، حکومت خشم و نفرت را به حدّی رسانیده است که حرف زدنِ ما از امرِ اخلاقی می‌تواند برای خیلی از عزیزانمان «مُضحِک» باشد ــ ولی درست در همین لحظه و به همین علّت که اخلاق از همیشه ضعیف‌تر شده است، درست در همین لحظه از تاریخ، بیش از همیشه دوست دارم و وظیفه‌یِ خود می‌دانم از اندیشیدن و صلح و ادب و آزادی ـ و به طورِ کلّی امرِ اخلاقی ـ بگویم و بنویسم.

درست به همین دلیل که خونِ هزاران انسان به نفعِ دوام و گسترشِ شَر و سیاهی ریخته شده است، من خودم را مسئول می‌دانم صریح‌تر از همیشه از اندیشه و صلح و ادب و آزادی و اخلاق دفاع کنم. حتّی اگر تا امروز بهره‌یِ کمی از این مفاهیم در زندگی‌ام داشته بوده باشم، امروز باید شروع کنم.

@mzeyghami
103👍58👏4👎2🤣2
بمیرم الهی... دست یک عده بچه معصوم و ساده‌دل کارد میوه خوری دادید فرستادید جلوی گلوله که کمک میرسه... پنجاه هزار نیرو... خودم در راهم...
شرمتان باد شرکای جنایت.
😢227👍94👎1615🤣2
باختیم یعنی؟
محمود فرجامی
فایل صوتی لایو درباره ریشه‌ها و پیامدهای حوادث دیماه.
59👍42👎7
محمود فرجامی
محمود فرجامی – باختیم یعنی؟
دوستانی تذکر دادند که در این فایل صوتی گاهی تند و درشت‌گو شده‌ام. انتقاد آنها کاملا بجاست و از همین هیجانات است که خشونت و خوارداشت اول به صورت کلامی و بعد عملی زاده می‌شود. پوزش می‌خواهم و اگر رای اعضا بر حذفش باشد حذف خواهد شد. لطفا در بخش کامنت نظر بدهید.
👍3211👎5😢2
Audio
فایل صوتی ویدیو درباره راهکارهایی برای سلامت روان، در میانه تنش و بحران (و تهمت و توهین و نیت‌خوانی و خشونت و نفرت و انگ‌زنی و انسانیت‌زدایی و فاشیسم و...!)

📹 ویدیو در یوتیوب 👇
https://youtu.be/S9rzQ8Dqxbs
👍3119
فاشیسم چیست؟
یا: چرا باید فاشیست‌ها را جدی گرفت ولی باور نکرد؟

ایالات متحده، رژیم ترامپ، اداره مهاجرت (ICE) و دیوانگانِ مگا (MAGA) و امثل آنها فاشیست محسوب می‌شوند؟ آیا احزاب راست‌گرای تندرو در اروپا نیز که حداقل بخشی از آن‌ها از راست‌پوپولیسم فراتر رفته و از طریق راست‌گرایی افراطی، مدام رادیکال‌تر می‌شوند، فاشیست هستند؟ این پرسشی است که امروزه پژوهشگران هرچه بیشتری به آن جواب مثبت می‌دهند.
دیدگاه مخالفی که به سرعت و پیش‌دستانه ارائه می‌شود، این است که دموکراسی و حاکمیت قانون هنوز از کار نیفتاده‌اند؛ حتی در ایالات متحده و قطعاً نه در اروپا، جایی که اکثر احزاب مورد اعتراض، در جایگاه اپوزیسیون یا عضو برخی ائتلاف‌ها هستند.
این البته استدلال بسیار سستی است؛ چرا که تمامی فاشیست‌های تاریخِ جهان، تا زمانی که دموکراسی را ملغی نکردند، در دل آن فعالیت می‌کردند. این تز که "یک فاشیست تا زمانی که در اپوزیسیون است، فاشیست نیست"، تزی واهی و مضحک است.
لغو دموکراسی، تکثرگرایی، حقوق بشر و حاکمیت قانون نیز به یکباره رخ نمی‌دهد، بلکه در تمام دوره‌های تاریخی، فرآیندی کم‌وبیش خزنده بوده است؛ حتی در آلمان نازی که «ارنست فرانکل»، حقوق‌دان تبعیدی، در مطالعه‌ای ماندگار، اصطلاح "حاکمیت دوگانه" Doppelstaatا برای آن ابداع کرد. حتی تا اواخر دهه سی میلادی، حاکمیت قانون توسط دیکتاتوری به‌طور کامل در هم شکسته نشده بود بی‌قانونی و خودکامگی در کنار حاکمیت قانون با هم وجود داشتند؛ صرفاً دیگر نمی‌شد احکام دادگاهی را که به مذاق نازی‌ها خوش نمی‌آمد، به اجرا درآورد. زیرا قضات، پلیس و نیروی نظامی در اختیار ندارند که اعزام کنند، در حالی که قدرت در مقابل خود، گشتاپو، اس‌آ (SA)، اس‌اس (SS)، اداره مهاجرت (ICE) و غیره را دارد.
بنابراین، بسیار کوته‌فکرانه است که واژه فاشیسم را فقط برای «ساختار نهاییِ تمام‌عیارِ یک رژیم تروریستی» به کار ببریم، اما برای گام‌هایی که به آن منتهی می‌شود، نه.
فاشیسم با آشویتس آغاز نمی‌شود، با آن پایان می‌یابد.
نه تنها تعریف فاشیسم، بلکه تعریف خودِ فاشیست‌ها نیز چندان آسان نیست. جنبش‌های فاشیستی با مجموعه‌ای از ویژگی‌ها شناخته می‌شوند: کیش شخصیت (رهبرپرستی)،
جهان‌بینی‌های پارانوئیدی که مدام به آن‌ها دامن زده می‌شود،
تفکر مطلقاً سیاه و سفید،
دشمن‌تراشی‌های ستیزه‌جویانه (به‌ویژه علیه اقلیت‌ها اما همچنین علیه دشمنان داخلی)،
تهاجمی که بی‌وقفه برافروخته می‌شود،
و برانگیختن حداکثریِ احساسات منفی برای تبدیلِ هواداران به توده‌ای هیجان‌زده و خشمگین.
هواداران به عنوان "جنبش" معرفی می‌شوند و حزب خودی به عنوان یک "ضدحزب"، که در مقابل "احزابِ سیستمی" ایستاده است.
بخش بزرگی از این ویژگی‌ها، بدون شک توسط جنبش‌های راست‌گرای افراطی در مارپیچِ خود‌رادیکال‌سازی‌شان برآورده می‌شود. فراتر از این ویژگی‌ها، کار دشوار می‌شود، زیرا فاشیسم هیچ دکترین خاصی ندارد، مگر اینکه (قوم-)ملی‌گرایی را در نظر بگیریم. همکار ما، «روبرت پاش»، اخیراً در نشریه سایت به این موضوع اشاره کرده است:
راست‌گرایان می‌توانند همزمان ضدیهود و دوستدار اسرائیل باشند، همزمان صلح‌طلب و نظامی‌گرای افراطی باشند، همزمان نئولیبرال و سوسیالیست باشند. در حالی که چپ‌ها (به خاطر انسجام نظری‌ و مواضعشان) مدام تحت مظانِ نفاق و انحراف وتظاهر هستند، راست‌ها تاکنون این مشکل را نداشته‌اند؛ دقیقاً به این دلیل که "ثبات و انسجام" ظاهراً برای آن‌ها یک معیار نبوده است و هرگز هم با آن سنجیده نشده‌اند.

اما تناقض‌های فاحشِ فاشیسم، اصلاً موجب ضعف آن نیست. توصیه‌های احتمالی مبنی بر اینکه «روی این تضادها انگشت بگذارید»، احتمالاً از اصل موضوع دور است. زیرا یک نکته، هم از نظر تاریخی و هم در زمان حال، واقعاً جالب است: اینکه فاشیسم بدون دکترین روشن و بدون اصول ثابت کار خود را پیش می‌برد، و این همیشه نقطه قوت آن بوده و تا حدودی حتی موفقیتش را توضیح می‌دهد.
آنچه از نظر تاریخی و معاصر جالب است این است که فاشیسم بدون دکترین روشن و اصول ثابت عمل می‌کند و این دقیقاً نقطه قوت آن است. فاشیسم در شرایط متغیر انعطاف‌پذیر است و به تعبیر دقیق پژوهشگر آمریکایی فاشیسم رابرت او. پکستون، «مه‌الوده‌ای از نگرش‌های پنهان» است؛ نوعی فضا و حال‌وهوا که از احساسات مساعد تغذیه می‌کند: ستایش سختی و بی‌رحمی، لذت از بدجنسی، سادیسم، احساس قربانی‌بودنِ دائمی، تخیلات ویرانگر و تصور انواع خشونت علیه کسانی که مقصر بدبختی‌های آنها دانسته می‌شوند. این زمینه احساسی زیرین است که بر فراز آن می‌توان هر موضعی درباره هر مسئله‌ای اتخاذ کرد، حتی موضعی کاملاً متضاد. به گفته پکستون، هیچ متفکری هرگز نظام فلسفی منسجمی برای فاشیسم تدوین نکرده است؛ زیرا فاشیسم به آن نیازی ندارد، زیرا بر دوشِ "شور و اشتیاق‌های بسیج‌کننده" حمل می‌شود.
ادامه👇🏻
27👍20👎1
☝️جنبه نمایشیِ فاشیسم و ژست‌های رهبران و مبلغان آن در همین امر ریشه دارد؛ آن‌ها می‌توانند هر عقیده‌ای را که در آن لحظه بیشترین موفقیت را نزد مخاطب تضمین می‌کند بپذیرند، تا زمانی که بتوانند آن را با "احساسات‌گراییِ فاشیستی" گره بزنند. بنابراین، آن‌ها حتی بیش از سیاستمداران معمولی، "بازیگرانِ عرصه سیاست" هستند. آن‌ها می‌توانند بدون مشکل امروز این را بگویند و فردا برعکس آن را، و در عین حال به مخالفانِ قدیمی‌شان که انسجامِ درونی برایشان مهم‌تر است، با تمسخر پوزخند بزنند.
به همین دلیل است که تراکمِ "شومن‌های عجیب و غریب" در کادر رهبری فاشیسمِ گذشته و حال تا این حد زیاد است. حتی این اشتباهِ رایج که فاشیست‌ها را دست‌کم می‌گیرند، ممکن است در همین نکته ریشه داشته باشد؛ زیرا در چهره‌شان دیده می‌شود که آن‌ها اغلب آنچه می‌گویند را جدی نمی‌گیرند و خودشان می‌دانند که این‌ها اباطیلِ تکان‌دهنده است. اما این یک اشتباه خطرناک است؛ "خباثت و شرارت" آن‌ها واقعی است، فقط قربانیان قابل تعویض هستند، بسته به اینکه در آن لحظه کدام‌یک برایشان مناسب‌تر باشد. باید آن‌ها را جدی گرفت، اما نباید حرف‌هایشان را واژه به واژه باور کرد.

نوشته رابرت میسیک ستون‌نویس روزنامه آلمانی‌ تاتس
اصل مقاله در لینک زیر
https://taz.de/Abschaffung-der-Demokratie/!6153139/
(به نقل از برگه همیشه مفید و خواندنی حبیب حسینی‌فرد، با اندکی ویرایش)
👍3117👎1
مهم: هشدار هک
از دیروز یک سری هشدارها از سوی تلگرام دریافت کرده‌ام مبنی بر تلاش برای دسترسی. از دوستان عزیزی که با من چت خصوصی داشته‌ام خواهشمندم چت را برای دو نفر پاک کنند (این کار باعث حذف همیشگی چت و پیامها می‌شود و قابل بازیابی هم نیست). ضمنا من هیچوقت در چت تقاضاهای عجیبی مثل درخواست پول و تتر (که آخرش هم نفهمیدم چیه) نداشته و نخواهم داشت، خوشبختانه (بلکم‌که متاسفانه!) سکس‌چت و این برنامه‌ها هم که نداشته‌ایم و نخواهیم داشت...
از این که به امنیت خودتان و من توجه دارید سپاسگزارم. لطفا هر کاری که می‌خواهید بعدا انجام بدهید را همین الان انجام دهید. برای اطمینان از این که با من چت داشته‌اید روی آیدی زیر کلیک کنید و اگر چیزی بود برای دو طرف پاک کنید.
@MahmudFarjami
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
36🤣23👍15
دوراهی انتخاب
اگر برای دیدن و بودن کنار مادرمان عازم سفر باشیم و کسی به ما یادآوری کند که پس از سالها، مادرمان پیر و فرتوت شده، از زیبایی جوانی‌اش اثری نمانده، دستش تنگ است، رمق ندارد برایمان غذا درست کند... و بنابراین نمی‌صرفد این همه هزینه کردن و رفتن و دیدنش، اگر به سلامت عقلش شک نکنیم به نداشتن شعورش یقین می‌کنیم.
اگر به هتلی برویم و خدماتی که به ما می‌دهد راضی کننده نباشد، یا جای دیگری با همان قیمت امکانات بیشتری بدهد یا هر چیزی ازین دست، عاقلانه است که هتلمان را عوض کنیم.
وطن برای بعضی‌ها مادر است.
وطن برای بعضی‌ها هتل است.
مهم نیست کجاییم، تکلیفمان را روشن کنیم.
👍221131👏12👎3😢3🤣2
فکرِ هر کس به قدرِ همتِ اوست، من نیز هم...

به‌عنوان یک شهروند عادی که پدرِ دو فرزند هم هست، شاید درکم از اتفاقات تلخ و وحشتناکی که در دی‌ماه ۱۴۰۴ افتاد، بیشتر از برخی نباشد، اما احتمالا کمتر هم نیست.

تلخ‌ترین روز زندگی‌ام، روزی بود که حدود ۱۲ سال قبل از مدرسه دخترم خبر دادند هنگام دویدن، با دانش‌آموز دیگری به هم خورده‌اند و حالش بد است و خودتان را سریع به مدرسه برسانید. خودم را رساندم مدرسه و توبای (چند ساله دوست دارد توبا نوشته بشه به‌جای طوبی) بیهوش را به بیمارستان فارابی مشهد بردم. نمی‌گویم چقدر، اما بخشی از غم مردمی را که فرزندانشان را از دست داده‌اند، می‌توانم درک کنم.

این متن را هم بیشتر برای خودم می‌نویسم؛ نه برای فریادِ «زنده‌باد» و «مرده‌باد»، «با شرف» و «بی‌شرف» دنبال‌کنندگان.

جنایت دی‌ماه ۱۴۰۴ و کشته‌شدن چند هزار نفر، از هر سو که بنگری، تلخ و سنگین و غیرقابل باور است. اینکه خشونت تا این حد بالا گرفت که این‌چنین خون مردم ریخته شد، تلخ بود و هست که هرگز فراموش نخواهد شد و به‌نظر دیگر همه‌ی اتفاقات اجتماعی، مدنی و سیاسی، از این به بعد به «قبل از دی‌ماه ۱۴۰۴» و «بعد از آن» تقسیم می‌شود.

برخی گلایه می‌کنند که چرا این اتفاقات را آن‌طور که باید ـ یا آن‌طور که آن‌ها دوست داشتند ـ محکوم نکردی. هرچند وجدانم گواهی می‌دهد که احتمالاً برخی از همان دوستان، استوری‌ها را ندیده‌اند؛ قطعی‌های مداوم اینترنت و فیلترشکن‌ها اجازه نمی‌دهد همه استوری ها به همه برسد.
اما از یک واقعیت هم نمی‌شود گذشت: من در ایران زندگی می‌کنم، پیجم باز است و ناگزیر باید ملاحظاتی را رعایت کنم.

برخی مرا با کسانی مقایسه می‌کنند که پیج‌شان بسته است و فالوئرهایشان عموماً فقط دوستان و آشنایان‌اند. بعضی (تاکید می‌کنم بعضی) دوستان هم از خارج از کشور توقعاتی دارند؛ همان‌هایی که وقتی ایران بودند، فعالیت چندانی یا بعضاً هیچ فعالیت اجتماعی، مدنی، سیاسی و... نداشتند، اما حالا با استفاده از فضای باز ونکوور و تورنتو و...، بسیار فعال و مبارز سیاسی شده‌اند. با شیوه آن‌ها مشکلی ندارمم. خود دانند. فقط ای کاش یک‌دهمِ این فعالیت را زمانی که ایران بودند انجام می‌دادند. یا دست‌کم وقتی برای دیدن خانواده برمی‌گردند، اینستاگرامشان را از یک هفته قبل دی‌اکتیو نمی‌کردند...

این‌ها را گفتم تا برای برخی که این روزها بسیار جفا کردند، تهمت زدند، از هر فشار ناجوانمردانه‌ای، از هر بی‌اخلاقی دریغ نکردند، یادآوری باشد؛ که چگونه بودند و چگونه هستند.
از این گلایه‌ها بگذریم...

در تمام این سال‌ها، به‌عنوان یک فرد عادی و یک شهروند ایرانی، تمام تلاشم را کرده‌ام که در حد توان خودم وجه عقلانیت در حاکمیت تقویت شود. اینکه در انتخابات مختلف، شرکت و از افرادی (در حد بضاعت اندک خودم) حمایت کردم، فقط برای این بود که به اینجا نرسیم. تا بتوانیم حتی با اندک تغییری، وضعیت زیستن‌مان و کشورمان را بهتر کنیم. برای این بود که صندوق رأی را ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه تغییر می‌دانستم و البته که هنوز هم می‌دانم.

در انتخابات‌ مختلف شرکت کردم تا وفادار به اصولی باشم که پایه‌ی تمدن و دموکراسی‌خواهی است. اصولی هم‌چون مبازره خشونت‌پرهیز، نهادسازی، مطالبه‌گری، حرکت‌های گام‌ به گام و...
من و ما اگر در مسیر حرکت، به اصول پایبند نباشیم، در مقصد تبدیل به ضد آن خواهیم شد.

می‌دانم ساختار قدرت در بسیاری موارد اجازه تغییر نمی‌دهد. اما باز هم تلاشم را کرده‌ام و باز هم خواهم کرد که خشونت به حداقل برسد، که خون مردم ریخته نشود، که کمتر سوگوار باشیم و در نهایت، بتوانیم گفتگو کنیم.

اگر موفق نشده‌ام، اگر موفق نشده‌ایم، فکر نمی‌کنم این الزاماً به معنای اشتباه‌بودن مسیر باشد. همه ما در زندگی، برای بهتر شدن تلاش کرده‌ایم و گاهی شکست خورده‌ایم. رد شدن در کنکور یکی از مقاطع تحصیلی، با وجود تلاش زیاد، تجربه‌ای است که احتمالاً بسیاری از ما آن را از سر گذرانده‌ایم.

برگردم به همان روزی که توبا را به بیمارستان فارابی مشهد رساندم. آن چند ساعتی که او بیهوش بود، من مردم و دوباره زنده شدم. باید پدر باشی تا بفهمی چه می‌گویم! تصورش سخت است که چه بر سر پدران و مادران کشته شده‌ها آمده است...

در نهایت، تلخی وقایع دی ماه ۱۴۰۴ را نه می‌شود کتمان کرد و نه فراموش. امیدوارم هرگز هرگز هرگز چنین اتفاقات تلخ و ناگواری دوباره تکرار نشود.

مجید فرجامی - ۱۴۰۴/۱۲/۴

════════────────

کانال تلگرام ||| پیج اینستاگرام
136👍44👎4