Farno – Telegram
Farno
170 subscribers
5 photos
یادداشت‌ها و ارائه‌هایی از فرداد خوشنویس در احیای دین

@sts1394
گفت‌گو:
https://news.1rj.ru/str/+cIDypujmiiRjYWU0
Download Telegram
Channel created
امروز برایم روزی نوست و روز نو، فره نو می‌خواهد. قصد کرده‌ام دین اسلام را به حد توانم احیا کنم که عالم‌زاده‌ام و دوازده سال علم دین خوانده‌ام از متون اصیل و کهن که معممان اسمی امروز نام‌شان را هم نشنیده‌اند و عربی هم نمی‌دانند و مواجب‌بگیران "جهاد تبیین‌"اند و رب‌شان رهبر است نه خداوند یگانه.

پس، هم از اسلام جمهوری منافقان مسلمان دوری و تبری می‌کنم، هم از شیعه غالی، هم از اهل تکفیر به اشکال گوناگون و هم از اهل جهاد مسلحانه که سرخودند و بی حکم جهاد از پیامبر یا اهل بیت، دست به قتل می‌زنند. و هر کس را که اخلاقی زندگی کند، دورو و دروغگو نباشد و دست تعدی به حقوق دیگران دراز نکند، دوست خواهم انگاشت در هر لباس و آیینی. و از هر که دورو، دروغگو و متعدی باشد، تبری می‌جویم در هر لباس و آیینی. و هرگز خشونت فیزیکی و کلامی را درست نمی‌دانم و دست به آن نخواهم زد و همواره به قول لین، موعظه حسنه و جدال به احسن، متعهد خواهم بود و اگر هم دفعتا، خبط کنم و در کلام تند شوم، خطاکارم و عذرخواهم خواست.

راهی است پرپیچ‌وخم و دشوار؛ اما خوش‌آیند که تنها اشتیاق پیش روی من است و کارهای دیگر از ترجمه و تالیف مرسوم و بیزینس دولوپمنت و مشاوره و کوچینگ تکراری و یخ شده‌اند. و امیدوارم خیر دنیا و اخرت در همین والاطلبی و اشتیاق باشد، به خواست و یاری خداوند.

پس، کانالی نو ساخته‌ام به نام "فرنو" یعنی فره و حکمت نو. هر که دوست دارد و می‌خواهد به دست و زبان یا مال یا اندیشه یا افزار کمکم کند، خصوصی پیام دهد. و درباره منکران و ناقدان و سخره‌گیران و آیه یاس‌خوانان بعدا جداگانه خواهم نوشت. همه ماجورند انشالله.

ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
بیست‌ودو آذر هزار و چهارصد و سه
8😁1
همانطور که اهل فن می‌دانند، قرآن کریم فرازمند است و هر فرازی گاه هفت آیه، گاه چهارده آیه و گاه بیست‌ویک آیه دارد و در مواردی کمتر پرتکرار، اعدادی دیگر. جناب مهدی فیض فرازهای قرآن را مجزا ساخته و آنها را «برکه» می‌نامد و با همکارانش، «قرآن مبارک» را در حدود ششصد و چهل فراز تنظیم و منتشر کرده است. نیت کرده‌ام که هر روز یک فراز را ترجمه کنم، به نحوی که از اغلاط متنوع ترجمه‌های کنونی به دور باشد. هر روز ترجمه می‌کنم و اینجا در معرض می‌گذارم. ممنون می‌شوم اگر خطایی دیدید یا پیشنهادی برای بهبود دارید، بفرمایید. ترجمه‌ام بدون هر گونه افزوده‌ای خواهد بود، حتی مراجع ضمیر را ذکر نخواهم کرد که چگال و مختصر بودن متن عربیِ مبین در فارسی منعکس گردد. طلب دعای خیر دارم. ترتیب ترجمه‌ام با ترتیب قرآن‌های مرسوم یکسان نخواهد بود.

سوره دخان (آیات 1 تا 16؛ برکه 496)

حم
سوگند به کتاب روشنگر؛
قطعاً آن را در شبی مبارک نازل کردیم.
قطعاً ما هماره هشداردهنده بوده‌ایم.
در آن، هر امر دشواری باز می‌شود.
امری از نزد ما؛
قطعاً ما هماره فرستنده بوده‌ایم.
قطعاً او، اوست شنوای بینا.
پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، اگر باور دارید.
خدایی جز او نیست، زنده می‌کند و می‌میراند.
پروردگار شما و پروردگار نیاکان‌تان.
اما آنها در تردیدی، بازی‌کنان‌اند.
پس گوش به زنگ باش روزی را که آسمان دودی آشکار بیاورد.
مردم را بپوشاند؛ این عذابی دردناک است.
پروردگارا، عذاب را از ما بردار که قطعاً ما ایمان داریم.
کجا برای‌شان یادآوری است؟
حال آنکه پیامبری روشنگر به سوی‌شان آمده؛
سپس، از او روی برگرداندند و گفتند: آموخته‌ای دیوانه است.
قطعاً ما اندکی عذاب را برمی‌داریم؛ قطعاً شما باز خواهید گشت.
روزی که بر آنها به سخت‌گرفتن بزرگ، سخت بگیریم.
قطعاً ما انتقام‌گیرنده‌ایم.
👍8
Channel photo updated
دین چیست؟

دین اسلام چیست که قصد کرده‌ام به حد توان، احیایش کنم؟ دین اسلام عبارت است از قرآن که متن مقدس این دین به شمار می‌ردو به همراه کردار محمد بن عبدالله که پیام‌آور قرآن بود و نیز کردار اهل بیت که تابع بلافصل محمد بودند. جز این هر چه هست، از کردار سایر صحابه و تابعین گرفته تا کتب کلامی و فقهی و کردار مسلمانان و مدعیان دینداری در طول تاریخ تا به امروز، دین نیست.

و عاقل باید عاقل باشد تا خیر و شر آنها را که گفتم با خیر و شر دین خلط نکند. عده‌ای آگاهانه چنین می‌کنند تا مثلا شاهدی بیاورند له بی‌دینی خود یا علیه دینداران. اینان دورو و حقه‌بازند‌. عده‌ای در اثر شدت مصائب ناشی از مدعیان دروغین و منافقان حاکم، ناخودآگاه خلط می‌کنند. اینان کم دقت‌اند. پس نه حقه‌باز و دورو باشید و نه کم دقت.

من نیز آنچنان ساده‌لوح نیستم که باری به مقصدنرسیدنی بردارم و مثلا، بخواهم دین را با کارهایی از این دست احیا کنم: دفاع از عملکرد صحابه جز اهل بیت؛ بحث بیهوده درباره احادیث و روایاتی که صدق‌شان مسلم نیست؛ دفاع از اندیشه‌های هر عالم و متفکر لاحقی از ابن‌سینای فلسفی گرفته تا سهروردی اشراقی یا غزالی یا مولوی یا علامه حلی تا بی‌هنران عمامه‌به‌سر امروز. هر کس تنها مسئول اعمال خویش است و من هم تنها مسئول اعمال خویشم. پس جملات تکراری از این دست را رها کنید:

دیدید فقها در جمهوری اسلامی چه کردند؛ پس، دین بد است.
دیدید خلفای سه‌گانه چه کردند؛ پس، دین بد است.
دیدید فلان عالم و فیلسوف و مفتی و عارف مسلم چه گفت و جه کرد؛ پس دین بد است.
فلان فیلسوف گفته دین چنین و جنان است؛ پس دین بد است.

اینها همه مغالطه است و معلم و مترجم تفکر انتقادی‌ام. برای تمرین در منزل، نوع مغالطه را در هریک از این جملات مشخص کنید.

این حرف‌ها هم مغلوط و خلط است و هم کهنه و تکراری. رهایشان کنید و به سعادت خود بیندیشید. هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود.
👍52👏2
اسلام طبقه روحانیت ندارد.

اکنون که روشن شد، دین چیست، پرسش بعدی این است که حال که پیامبر و اهل بیت حاضر نیستند، دین را از که بگیریم. پاسخ این است: هر مسلمی خود باید مستقیم و بی‌واسطه به قرآن و سنت مراجعه کند، بخواند و بفهمد. و اگر مراجعه کند، خواند و ابهامی داشت، باید از اهل علمِ دین بپرسد.
اما اسلام "طبقه" روحانیت ندارد. پیامبران پیشین، پیامبر اسلام و اهل بیت همگی شغل و پیشه داشتند و همواره گفتند برای ارشاد و تبلیغ، اجر و پولی نمی‌گیریم و هرگز لباس و شیوه زندگی خود را مجزا نکردند، چنانکه اگر کسی آنها را در کوچه‌ای می‌دید، از روی لباس یا ظاهر یا زبان بدن، تشخیص نمی‌داد که ایشان پیامبر یا امام‌اند.

پس هر که لباسش را جدا کرد، ریش بلند کرد، خاص راه رفت و به هر شکل خود را متمایز ساخت و بدتر از همه، گفت به من پول دهید که ارشادتان می‌کنم، درست عمل نکرده و چنین کسانی نوعا، اما نه همگی، دورو و شیاد نیز هستند.

و اگرچه جد من امام جمعه بجنورد بود در زمان قاجار و پدربزرگم واعظ شهر بود و هر دو معمم بودند، دایی بزرگم (پسر امام جمعه) و نیز پدرم که آموخته و معلَم بودند، از پوشیدن لباس روحانیت ابا داشتند و من نیز اگرچه طبق مناسک کنونی، مجازم بپوشم، هرگز نخواهم پوشید و ریش بلند نخواهم کرد و به اصطلاح "علمایی" زندگی نخواهم کرد، هرچند در بحث‌های علمایی هماره شرکت خواهم داشت.

و هر روحانیِ اسمی دیدید که دستش از کار نکردن چون دست پریان است و شکمش از پرخوری و کم‌تحرکی برآمده و گونه‌اش از شدت تن‌آسایی سرخ است، لعنتش کنید که بر گرده مردم سوار است و هم خمس و سهم امام می‌بلعد و هم از دولت منافقان به نام تبلیغ و جهاد تبیین پول می‌گیرد. نفرین بر اینان که دین خدا را بدنام کرده‌اند.

خلاصه اینکه مستقیم سراغ قرآن و سنت روید و اگر سوالی داشتید، از اهل ذکر و اهل علمِ حقیقی بپرسید. و چنین کسانی بروز و تبرج ندارند: یا اصلا ملبس نیستند یا ملبسانی‌اند مشغول به کار و پیشه‌ای و نان مفتِ خمس و هبه حکومتی نمی‌خورند و هر کس کار کند، آثار زحمت کشیدن در او و سبک زندگی‌اش مشهود است.

و رنگ‌تان می‌کنند به این کلام که فهم قرآن و سنت برای عموم مردم ممکن نیست و ما روحانیان واسطه فیض‌ایم میان خدا و مردم در عصر غیبت. دروغگویان‌اند که خدا می‌گوید و لقد یسرنا القرآن للذکر و هل من مدکر. و قرآن به عربی مبین است و با عربی مردمان تفاوت دارد و مطالعه و فهمیدنش آسان است و به هیچ وجه ملک طلق این حضرات شیاد نیست.
6👍6
سوره دخان، آیات 17 تا 33، فراز 497

و البته، پیش از آنها، قوم فرعون را آزمودیم.
و پیامبری بزرگوار به سوی‌شان آمد.
که بندگان خداوند را به من بسپارید.
قطعاً من برای‌تان، پیامبری امین‌ام.
و برخداوند، برتری‌جویی نکنید.
قطعاً من سلطانی آشکار برای‌تان آورده‌ام.
و قطعاً به پروردگارم و پروردگارتان پناه ‌می‌برم از اینکه سنگبارانم کنید.
و اگر به من ایمان ندارید، پس کناره گیرید.
پس، پروردگارش را خواند که قطعاً اینان قومی مجرم‌اند.
پس، بندگانم را شبانه حرکت ده.
قطعاً شما تعقیب می‌شوید.
و دریا را گشوده ترک می‌کنید.
و قطعاً آنها قومی غرق‌شده‌اند.
چه باغ‌ها و چشمه‌ها که به جای گذاشتند!
و چه کشتزارها و مکان‌های باارزشی!
و چه نعمتی که در آن، سرخوش بودند!
چنین بود.
و آنها را به قومی دیگر ارث دادیم.
پس، نه آسمان و زمین بر آنها گریست و نه مهلت داده شدند.
و البته بنی‌اسرائیل را از عذاب خوارکننده نجات دادیم.
از فرعون؛ قطعاً او برتری‌جویی از میان اسراف‌کنندگان بود.‌
و البته آنها را از روی دانش، بر جهانیان برگزیدیم.
و از نشانه‌ها به آنان دادیم؛ آنچه در آن آزمونی روشنگر بود.
👍3
... ابوجهل گفت: «مسأله محمد ما را به خود مشغول کرده است. اگر با او به فردی که مانند او سحر و کهانت بلد باشد، برخورد کنید، از دست او راحت می‌شویم». عقبه‌بن‌ربیعه سخن او را قطع کرد و گفت: «به خدا قسم! من از آنچه گفتی اطّلاع دارم». ابوجهل گفت: «پس چرا با او بحث نمی‌کنی؟» عتبه گفت: «من گمان نمی‌کنم او ساحر یا کاهن باشد». ابوجهل خطاب به پیامبر گفت: «ای محمّد! آیا تو بهتری یا هاشم؟ تو بهتری یا عبدالمطلب؟ تو بهتری یا عبدالله؟ پس چرا پدران ما را گمراه می‌دانی و به خدایانمان دشنام می‌دهی؟ اگر درپی رسیدن به ریاست و سروری هستی، آن را در اختیار تو قرار می‌دهیم و تا پایان عمر سرور ما باش. اگر زن می‌خواهی، ده تن از با اصل و نسب‌ترین زنان را به همسری تو درمی‌آوریم. اگر ثروت می‌خواهی، برایت ثروتی گرد هم می‌آوریم که تو و فرزندانت را بی‌نیاز کند. حال چه می‌گویی؟» رسول خدا پاسخ داد: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم حم تَنزِیل مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ کِتَابٌ فُصِّلتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا ... فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُل أَنذَرْتُکُمْ صَاعِقَةً مِّثْل صَاعِقَةِ عَادٍ و ثَمُودَ"

در این هنگام عتبه جلوی دهان رسول خدا را گرفت و او را به خدا قسم داد که دیگر ادامه ندهد و سکوت کند. آنگاه برخاست و رفت. پس از او همه حاضران برخاستند. امّا به او نپیوستند. او به خانه‌اش رفت و از آنجا خارج نشد.

صبح هنگام قریشیان نزد او رفتند. آن‌ها بر او وارد شده و نشستند. ابوجهل گفت: «ای عتبه! محمّد تو را جادو کرده است.» عتبه از جایش برخاست و گفت: «به خدا قسم اگر در خانه من نبودی، تو را به بدترین شیوه می‌کشتم. وای بر تو! گفتی محمّد ساحر، کاهن و شاعر است. از تو اطاعت کردیم. شنیدیم که او با کلامی از سوی پروردگار آسمان با ما سخن گفت. من او را قسم دادم که دیگر ادامه ندهد. او هم سکوت کرد. این درحالی است که شما خودتان او را راستگوی امانتدار نامیده‌اید. آیا هرگز دروغی از او دیده‌اید؟ ولی اگر من اجازه می‌دادم که آنچه را می‌خواند به پایان ببرد، قطعاً عذاب و نابودی شما را در برمی‌گرفت.»
😢32👍2
سوره دخان، آیات 34 تا 59 (پایان سوره)، فراز 498

قطعاً آنها البته می‌گویند:
چیزی نیست مگر مرگ اولین ما و زنده نخواهیم شد.
پس پدران‌مان را بیاورید اگر راست می‌گویید.
آیا آنها بهترند یا قوم تُبَّع؟
و کسانی که پیش از آنها بودند؛ هلاک‌شان کردیم.
قطعاً آنها مجرم بودند.
و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست، به بازی نیافریدیم.
آنها را جز به حق نیافریدیم، اما بیشترشان نمی‌دانند.
قطعاً روز جدایی وعده‌گاه همه آنهاست.
روزی که هیچ مولایی غنایی به یار و دوست خود نمی‌بخشد و یاری نمی‌شوند.
مگر کسی که خدا رحم کند؛ قطعاً او، اوست عزیز مهربان.
همانا درخت زقوم خوراک گنهکار است.
همچون فلز گداخته که در شکم‌ها می‌جوشد؛ مانند جوشیدن آب جوشان.
بگیریدش پس به میانه آتش فروزان کشانیدش.
سپس از عذاب آب جوشان بر سرش بریزید.
بچش! قطعاً تو، تو عزیز و بزرگواری!
قطعاً این همان است که به آن شک می‌ورزیدید.
قطعاً پرهیزکاران در جایگاهی امن‌اند؛ در باغ‌هایی و چشمه‌هایی.
از ابریشمی نازک و ضخیم می‌پوشند، روبه‌روی هم.
چنین است؛ و با حوریانی درشت‌چشم زوج‌شان کردیم.
در آن، هر میوه‌ای را در امنیت، درخواست می‌کنند.
در آن، جز مرگ اولین، مرگی را نمی‌چشند.
و آنها را از عذاب دوزخ حفظ می‌کند.
فضلی از پروردگارت؛ این همان کامیابی بزرگ است.
پس همانا آن را به زبانت آسان کردیم، باشد که به یاد سپارند.
پس، گوش به زنگ باش؛ قطعاً آنها گوش به زنگ‌اند.
🔥2🤔1
چرا مسلمان‌ام؟

گفته‌اند که یاسر مانیک شده یا اسکیزوفرن و کم مانده ادعای نبوت کند یا خودکشی خواهد کرد یا به کودکی‌اش برگشته و چه و چه.

هیچ‌یک نیست و چنین است: سال‌ها حکمت‌های شرق و غرب و باستانی و معاصر را خوانده‌ام و به کار بسته‌ام. هنگامی که از سال ۹۸ و خصوصا در سال ۴۰۰، زندگی‌ام ویران شد، حکمت‌های جدیدی را خواندم و به کاربستم از تائو گرفته تا عرفان ایرانی تا نوروساینس تا اکت و غیره و ذلک. اما هیچ‌یک به اندازه برخی از آیات قرآن با تجربه زیسته‌ام انطباق نداشتند. مانند معیشت ضنکی که در پی عدم ذکر خدا تجربه کردم و اطمینانی که پس از توبه و ذکر خدا حاصل شد و موارد متعدد دیگر.

اکنون مسیر اندیشه‌ام چیزی است که آن را "استنباطِ بهترین پوشش" می‌نامم یعنی inference to the best coveregae.
حکمتی را برتر از همه می‌دانم که بیش از همه تجارب زیسته‌ام را پوشش دهد و در بر گیرد.

فی‌الحال قرآن چنین می‌کند؛ پس به خدای قرآن ایمان دارم و چنین استقرا می‌کنم که آیاتی هم که تجربه نکرده‌ام، صادق‌اند.
تا روزی که قرآن کار کند، ادامه می‌دهم و اگر روزی کار نکرد، رها خواهم کرد که این شیوه همیشگی زندگی‌ام بوده. و تا کار می‌کند، هم در عقیده و هم در عمل و شریعت، مطیع قرآن و سیره خواهم بود.

چنین است و داستا‌ن‌های دیگری که بافته‌اند و می‌بافند، دروغ و از ظن خویش یار شدن‌اند.
7👍3🤷‍♂2🤷‍♀1
در باب حدیث # ۱

پیش‌تر، گفتم که دین اسلام عبارت است از قرآن و سیره پیامبر و اهل بیت. حال، آشکارا و مبتنی بر تاویل متقن، می‌گویم که اهل بیت که بر اساس قرآن، تطهیر شده‌اند، منحصرند در علی و فاطمه و فرزندان بلافصل‌شان و سایر ائمه شیعه، همچنانکه برترین محققان تاریخ شیعه چون مدرسی طباطبایی تحقیق کرده‌اند، "علمای ابرار" بودند و خود را امام یا یکی از اهل بیت نمی‌خواندند.

و احادیث که منبریان به آنها استناد می‌کنند و سنت حدیثی شیعیان دچار سه ضعف‌اند: اول اینکه اکاذیب بسیار به آنها راه یافته، به نحوی که می‌توان گفت هر حدیثی که شنیدید، کذب است، مگر اینکه خلافش ثابت شود و بنا بر صحت نیست.

دوم اینکه تک حدیث از سیاق و کانتکست کنده شده و حتی اگر از پیامبر و اهل بیت باشد، اگر پس و پشتش و سیاق صدورش مشخص نباشد، قابل فهم نیست و اهل هرمنوتیک به خوبی ابن نکته را می‌دانند.

سوم اینکه فهم امری تاریخی است و معنا و مفهوم واژه‌ها در طول زمان دگرگون می‌شود و مثلا، چنین نیست که عرب جاهلی "عقل" و "جهل" را چنین می‌فهمیده که امروز می‌فهمیم. پس باید درکی سیاقمند و تاریخی از حدیث داشت که حضرات ندارند. و این نکات را باز خواهم کرد به یاری خدا.

اما مختصر اینکه با بررسی بسیار، دریافته‌ام که باید سیره خواند و نه حدیث منفرد و برترین کتب سیره که می‌شناسم و تنها از آنها روایت خواهم کرد و تنها درباره حدیثی که در آنها باشد، بحث می‌کنم، عبارت‌اند از: سیره ابن اسحاق (نوشته‌شده در ابتدای قرن دوم هجری)، سیره ابن هشام (نوشته‌شده در پایان قرن دوم) که خلاصه سیره ابن اسحاق است و طبقات الکبری ابن سعد (نوشته‌شده در ابتدای قرن سوم). پس، هر کس حدیثی برایم بخواند از کتب دیگر ولو از کافی یا خصال یا امالی یا بحار، اعتنا نخواهم کرد و معتبر نخواهم دانست و دلیل فنی دارم که شرح خواهم داد.

و از مومنان حقیقت‌جو نیز می‌خواهم خود این سه کتاب را ببینند و تا حد امکان بخوانند. و البته نه اینکه هر چه در آنهاست، بی‌تردید صادق است، اما کذب و جعل کمتر به آنها راه یافته.

و همواره سیره و نیز قرآن را سیاقمند و تاریخی بخوانید و البته این کاری دشوار است. سعی‌تان مشکور.
2👍1
دین اسلام از مسلمانِ مومن چه می‌خواهد؟

آیات آغازین سوره بقره گویی خلاصه حالت یک مومن است:

الم
آن کتاب، شکی در آن نیست.
در آن، راهبری‌ای برای پارسایان است.
کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز را به پا می‌دارند و از آنچه به آنها می‌دهیم، انفاق می‌کنند.
و کسانی که به آنچه به تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل شده، ایمان دارند و به آخرت، یقین می‌آورند.
آنها بر راهبری‌ای از جانب پروردگارشان‌اند و آنها شکوفایند.

پس، برای راهبری شدن و شکوفا شدن، باید چنین بود و چنین کرد:
پارسایی؛
به پا داشتن نماز (که چیزی فرای خواندن نماز است)؛
انفاق کردن؛
ایمان به غیب یعنی اموری که نمی‌دانیم و نمی‌بینیم، اما هستند؛
ایمان به آسمانی بودن قرآن؛
ایمان به آسمانی بودن وحی به پیامبران پیشین؛
یقین به زندگی دیگر پس از مرگ.

این عصاره دین اسلام است؛ سهل ممتنع. درباره هر یک خواهم نوشت.

پ.ن.: عکس از کتابت خطی جدم حاجی‌باشی خوشنویس است، مربوط به ۱۲۰ سال پیش.
4🙏3
دوستان عزیز،
پدری والد چهار فرزند نوباوه دچار بیماری شده و در بیمارستان بستری است. کسب‌وکارش که دست‌فروشی بوده، مختل شده. اکنون هم برای هزینه‌های زندگی خانواده شش‌نفره و هم برای هزینه‌های بیمارستان نیازمند‌کمک‌ایم.

اگر نیت خیر دارید یا اموال خیر نزد شماست، به این حساب واریز فرمایید:
6104 3386 4463 1653
به نام عمه بنده، خانم فائزه خوشنویس

فاستبقوا الخیرات
🤷‍♀1👾1
در باب شریعت #۱

و شریعت اسلام سبک است و خداوند در عبادات، سخت‌گیر نیست، اما در حق‌الناس مو از ماست می‌کشد. به شکلی که می‌توان گفت شریعت اسلام در حقیقت بیشتر به شریعت عیسوی شباهت دارد تا به شریعت موسوی. اما فقهای اسمی به تدریج تحت تاثیر علمای بنی‌اسراییل، شریعت را متورم کردند و کتاب‌ها نوشتند و فرعیات را بال‌وپر دادند بی‌ثمر و بی‌فایده؛ به نحوی که عمده توضیح‌المسائل که تازه نسخه فشرده کتب فقهی است، مملو است از حالاتی عجیب‌وغریب که اساسا رخ نمی‌دهند و همه جولان‌های فکری بیهوده فقه‌خوانده‌هاست: و اگر زن غسل کند و استحاضه بیند و حدث اصغر از او سر زند، حکمش چیست و اگر کسی در فلان و بهمان سرزمین مرده باشد و مسلمان برای غسلش و پارچه طیب برای کفنش نباشد، چه باید کرد؟!

و عبارت یتفقهوا فی الدین را از معنای اصلی‌اش تهی کردند و فقه را به شریعت فروکاستند و خیانت کردند به فقهای حقیقی.

و برخی موضوعات را لازم است باز کنم که مبتلابه‌اند‌ از جمله در باب خمس. خمس در قرآن تنها درباره غنائم جنگی است و بعضی از فقها آن را بسط دادند به کل ماحصل دسترنج افراد، بدون اینکه مستمسک متقنی از قرآن و سیره داشته باشند. پس آشکارا می‌گویم و حقیقت این است که مازاد درآمد مومنان خمس ندارد، بلکه آنچه در قرآن و سیره آمده و بسیار توصیه شده، انفاق است. و اولا، انفاق درصدی نیست و هر چه قدر انفاق کردید، کردید ولو هزار تومان. و ثانیا، انفاق تنها به دادن پول نیست و اگر رایگان به مستحقی درس دادید یا باری برداشتید یا وقت گذاشتید برای رفع مشکلی یا حتی محبت و توجهی کردید، انفاق است و ثالثا، انفاق را باید مستقیما در قبال مستحق انجام داد و نباید مال به این فقهای منافق داد که خرج شکم و خانه‌شان کنند و به ریش کارگران و کشاورزان و کارمندان بخندند. و رابعا اینکه آمده لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون. اگر می‌خواهید از ابرار شوید، باید از آنچه دوست دازید، انفاق کنید؛ یعنی از غذا و لباس خودتان و از پولی که برای تفریح و سفر کنار گذاشته‌اید و باید از شما کنده شود و سخت باشد تا از ابرار گردید و این درجه البته، ضروری و به اصطلاح اهل فقه اسمی، واجب نیست، بلکه مربوط به اهل بر و تقوی است.

پس راحت باشید و درگیر خمس و بیست درصد نباشید و به این فقهای قلابی هم ندهید و هر مستحقی دیدید، انفاق کنید به پول یا به رفع مشکل یا به کار رایگان یا حتی به توجه و محبت و اگر سودای مقام ابرار دارید، از اضافه اموال نه بلکه از سفره و لباس و جان خودتان بکنید و انفاق کنید و چنین کرده‌اند و می‌کنند بزرگان دین.
2💯2🤔1
در باب شریعت # ۲
نکاح

گفته شد که شریعت اسلام سبک است و اسلام دین سهله و سمحه است. پس، اصل در شریعت بر سهولت است و یکی از راهبردهای کلان فقهای اسمی سخت کردن شریعت است تا بر مردم سلطه و کنترل یابند و صنف دروغین و باطل خویش را تقویت کنند.
از جمله در باب عقود که یکی از آنها امور جنسی است، سخت می‌گیرند، حال که دین چنین نیست. اهل فن در دروس فقه بحث "مُعاطات" را می‌خوانند و رد و اثر آن حتی در قانون مدنی نیز هست. ماجرا چنین است:

در عقود میان بندگان، تراضی طرفین کافی است و خواندن خطبه عقد به عربی ضرورت ندارد. و این ساری و جاری است در خرید و فروش یا قرض دادن یا مضاربه و دیگر امور. آیا دیشب که سبزی یا عدس یا شیر خریدید، گفتید اشتریت هذا الشی بثمن فلان؟ نگفتید و هر دو راضی بودید و خریدوفروش هم حلال بود.

در باب امور جنسی هم همین است. رضایت آگاهانه طرفین کافی است و نیازی به عقد خواندن به عربی نیست. تنها خطا و منع این است که رابطه در مستی و خواب باشد یا به اغوا یا به زور و نارضایتی.

و حضرات فقها مجبورتان می‌کنتد به خواندن خطبه نزد آنها تا هم پولی بگیرند و هم سرشماری کنند که کدام زن در عقد و صیغه کدام مرد است و که طلاق گرفته و که عده‌اش تمام شده و که لقمه چربی است و در مورد که، می‌توان به حقه محلل شدن متوسل شد و چه و چه. اینها در خانه خود و برای اهل و فرزندان‌شان در داخل و خارج کشور، معاطاتی‌اند و برای عموم جامعه، سخت می‌گیرند و از پیامبر مسلمان‌تر. نفرین بر این منافقان.

و معاطات در عقود رای شاذی نیست و آشکارا تدریس می‌شود و معقول هم هست که عمده مسلمانان غیرعرب‌اند و در هر ده و قبیله‌ای هم عرب‌دانی نبوده و نیست که عقد به عربی بخواند. پس، هر گاه دو طرف راضی بودید (البته اگر در عقد یا پارتنرشیپ با فرد دیگری نیستید و طرف ثالثی در میان نیست)، درآمیزید که حلال طیب است و زبان‌تان هم به روی هر مدعیِ عامی و معممی گشاده باشد و تنها بفرمایید: مُ.عا.طات.

و این یکی از نمونه‌های بارز این است که می‌گویم دین خدا را کج و معوج کرده‌اند که عمده جوانان از آن رویگردان شده‌اند و حق هم دارند و بیش از اینهاست و خواهم نوشت. بد عاقبتی در انتظارشان است.
🤷‍♀2👍2👎1
در باب شریعت #۳
حجاب

دو آیه اصلی درباره حجاب آمده که اصل و ترجمه‌اش چنین است:

وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ

و به زنان مومن بگو چشم‌هایشان را فروبندند و اندام جنسی خود را حفظ کنند و زیورهای خود را آشکار نکنند، جز آنچه از آنها ظاهر می‌شود و روسری خود را بر شکاف‌هایشان بزنند.

یعنی چه؟ یعنی اولا، چشم‌چرانی نکنند، ثانیا در سکس بی‌قید نباشند؛ ثالثا زیورهایشان را چه طلا و نقره و چه زیبایی‌های بدن‌شان را آشکار نکنند جز آنچه طبیعتا آشکار است و رابعا، روسری را به بدن‌شان بچسبانند که شکاف‌هایشان معلوم نباشد و شکاف‌های بدن چیست؟ خط سینه، زیر بغل، خط باسن، واژن و شاید ناف و جز این اگر شکافی می‌شناسید، بگویید و خَمر یا روسری که به پایین بدن نمی‌رسد، پس مقصود در اینجا خط سینه و زیر بغل است.

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا

ای نبی، به زنانت و دخترانت و زنان مومن بگو جلباب‌هایشان را بر خودشان فروتر گیرند. این برای آنکه شناخته شوند، نزدیک‌تر است، پس آزار نشوند و خدا آمرزنده مهربان است.

جلباب ردایی بلند است که اعراب می‌پوشیدند و در آن روزگار، سوتین و کرست و شورت و مقنعه کشباف و جوراب نبود و زنان با همان ردا کار می‌کردند، خم‌وراست می‌شدند و بجه شیر می‌دادند و اندام‌شان نمایان می‌شد. آیه آمد که افراد مذکور ردا را به بد‌ن‌هایشان نزدیک کنند تا مشخص شود زنانی خاص و مومنه‌اند.

این است و بیش از این نیست و حد وجه و کفین ساختگی است. و حضرات حتی تاریخ پوشاک نمی‌دانند. با یکی‌شان محاجه می‌کردم. گفتم آیا مثلا حضرت فاطمه جوراب می‌پوشید؟ گفت قطعا. گفتم برادر، جوراب پارچه‌ای در آن عصر نبود و جوراب‌ کالایی لوکس بود که یا از چرم ساخته می‌شد یا از موی حیوانات و اگر هم در دسترس بود که نبود، در کوهستان می‌پوشیدند نه در گرمای حجاز و مدینه. تازه از قرن شانزدهم میلادی، بافت جوراب پارچه‌ای از نظر فنی ممکن شد.

پس خلاصه اینکه تنها شکاف‌هایتان را بپوشانید و چیزی هم بر سر بیندازید و لازم نیست همه مو پوشیده باشد و زنان مسلمان نوعا چنین می‌کنند و تصویر می‌تواند گویا باشد که در عصر پیامبر، زنان چگونه می‌پوشیدند و بحث درباره حجاب بیش از این است و خواهم نوشت.
👎4🤷‍♀3👍2
🤷‍♀2