دغدغه ایران – Telegram
دغدغه ایران
58.2K subscribers
1.12K photos
379 videos
143 files
2.33K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
Forwarded from ساحت زیست
مسئول انستیتوی آب سازمان ملل متحد تاکید کرد
چاره اصلی رفع مشکلات «مدیریت منابع آب» نزدیکی علوم اجتماعی و علوم طبیعی
منبع :خبرگزاری تسنیم

◀️رضا اردکانیان در نخستین همایش ملی حقوق آب با اشاره به لزوم چاره‌جویی بلندمدت برای آب گفت: طبیعت آب اقتضا می‌کند که به‌صورت دو جانبه به آب نگریسته شود، افزود: مهمترین مسئله بعد از شناخت صحیح موضوع آب و چاره اصلی در مدیریت منابع آب، نزدیک شدن هر چه بیشتر علوم طبیعی و علوم اجتماعی(علوم انسانی) به همدیگر است و بیشترین رنج آبی، ناشی از جدایی این دو حوزه علمی است.
@sahatzist
مسئول انستیتوی آب سازمان ملل متحد با تاکید بر اینکه هر جا گره‌گشایی در مسئله آب بوده است، دلیل آن نزدیک شدن علوم طبیعی و علوم اجتماعی است، خاطر‌نشان کرد: ضعف در نظام آموزش عالی یکی از دلایل جدایی این دو عرصه علمی است و اگر روزی نظام آموزش عالی در زمینه آب اصلاح شود و به‌صورت بین رشته‌ای به آن توجه شود، خروجی آن کارشناسانی خواهند بود که می‌توانند مدیریت صحیحی بر منابع آب داشته باشند.
@sahatzist
◀️اردکانیان با اشاره به لزوم تعریف صحیح از مدیریت آب اظهار داشت: مدیریت آب محدود به یک قوه یا یک بخش نیست بلکه آب مقوله‌ای چند‌جانبه و فراگیر است و شئون متعددی را در برمی‌گیرد.
به گفته وی قرار است از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دهه‌ای جدید به عنوان دهه آب و توسعه پایدار نامگذاری شود که این دهه از سال 2018 آغاز شده و تا 2028 میلادی ادامه خواهد یافت.
@sahatzist

http://s3.img7.ir/r4hYq.jpg
علوم اجتماعی و علوم طبیعی، و مسأله مدیریت منابع آب در ایران
محمد فاضلی
رضا اردکانیان از آنجا که اکنون مسئول انستیتو آب سازمان ملل است، می‌تواند (مشروعیت دارد) تا بگوید «مهمترین مسئله بعد از شناخت صحیح موضوع آب و چاره اصلی در مدیریت منابع آب، نزدیک شدن هر چه بیشتر علوم طبیعی و علوم اجتماعی (علوم انسانی) به همدیگر است و بیشترین رنج آبی، ناشی از جدایی این دو حوزه علمی است.» من نمی‌دانم آقای اردکانیان وقتی در وزارت نیرو مسئولیت داشته‌اند این گونه فکر می‌کرده‌اند و گامی در این جهت برداشته‌اند یا چنین نکرده‌اند. این صدا اما هنوز در دستگاه‌های مدیریت منابع آب صدای غالب نیست و همراهی با آن نیز بسیار ساختگی و مصنوعی است. من بارها شنیده‌ام صدای کسانی از مهندسان و متخصصان علوم آب را که حداکثر ظرفیت و ارتباط علوم اجتماعی با مدیریت منابع آب را در کمک به «تشویق مردم به صرفه‌جویی» خلاصه می‌کنند. رضا اردکانیان با نگاه‌های جدید در فضای بین‌المللی آشنا شده و به علاوه تحت فشار سازمانی برای نادیده گرفتن علوم اجتماعی نیست. این رویکردها را باید قدر دانست، اما جای پرسش از تأخیرها و تأخیرکنندگان کماکان باقی است.
دیدگاه خود درباره این نوشته را به @MohFazeli ارسال کنید.
مرد ستودنی جامعه‌شناسی ایران
من همیشه حس کرده‌ بودم چیزی در این مرد هست که به او تمایز می‌بخشد. محمدامین قانعی‌راد متفاوت است و می‌توان به احترامش ایستاد و بینش و خشمی را که توأمان در جامعه‌شناسی به سبک او درآمیخته است ستود. من امروز فهمیدم این حس تمایز و تفاوت در او نتیجه چیست. او در همدان و در سومین سال بزرگداشت روز علوم اجتماعی گفته است: «اگر حس وطن‌دوستی از جامعه‌شناسی گرفته شود هیچ چیزی برای گفتن نخواهد داشت چرا که جامعه‌شناس باید با جامعه ارتباط برقرار کند تا بتواند به بقا، تداوم و بسط امکانات حیات اجتماعی و فرهنگی کمک کند و برای پیوند با تاریخ و فرهنگ و تمدن با اندیشه جهانی نیز گام بردارد.» این اما همه واقعیت نیست، واقعیت آن است که این مرد کوشیده است همه احساس و شور نهفته در این جمله را تحقق بخشد. نوشته‌های بسیار، تلاش وافرش برای پیشبرد انجمن جامعه‌شناسی ایران، و مداخله‌اش در زندگی سیاسی – اجتماعی، همه تلاش برای تحقق این عبارت است. برخی حرف می‌زنند، و برخی آن‌چه را عمل کرده‌اند برای دیگران بازگو می‌کنند و او از گروه دوم است. محمدامین قانعی‌راد مرد ستودنی جامعه‌شناسی ایران است.
من در برنامه زاویه شبکه چهار سیما، در روزهای 19 و 26 آبان 1395 درباره پایان نامه نویسی، مقاله نویسی و وضعیت تقلب علمی و مسائل مرتبط سخن گفتم. آقای دکتر حمیدرضا عریضی در نقد سخنان من مطلب زیر را در مجله فرهنگ امروز منتشر کرده اند. ظاهراً قسمت دوم مطلب در شماره بعدی منتشر می شود. بعد از دریافت نسخه کامل نقد ایشان، به تفصیل وارد گفت و گو با این نقد خواهم شد. عمیقاً مایلم نظر خوانندگان درباره مطلب ایشان را نیز بدانم. مطالب خود را می توانید به @MohFazeli ارسال کنید. 👇👇👇👇
این مقاله بسیار قابل اعتناست. کاش متخصصان این حوزه درباره آن (نقد و بررسی آن) بنویسند. http://npps.ir/ArticlePreview.aspx?id=101714
Forwarded from شمس - NPPS.IR
@npps_ir
⛔️ نقش یارانه‌های انرژی در تخریب مدیریت و اضمحلال تدریجی صنایع کشور (بخش 1)
نقدی بر یارانه انرژی پرداختی به تولید فولاد در ایران
🖋 مهدی آگاه و مریم حسنی
@npps_ir
◀️ در چهل سال اخیر تأسیس صنایع ارزبر و انرژی‌بر مانند تصفیه آلومینیوم، ذوب فولاد، تولیدات شیمیایی به‌ویژه پتروشیمی و سیمان مورد حمایت دولتمردان قرار گرفته است. سهام این‌گونه شرکت‌ها به عمود خیمه بورس سهام تهران بدل گشته و دیگر کمتر خبری از سهام کارخانه‌های تولیدی کارگربر مانند لوازم خانگی، نساجی، چرم، کفش، کشت و صنعت و واحدهای تولیدی تخم‌مرغ و... در این بورس می‌شنویم. بدبختانه عمود این خیمه تَرَک‌های بزرگی دارد که در ذیل به اهم آن اشاره مختصری می‌شود.
@npps_ir
◀️ دوام عمده‌ترین شرکت‌های بورس فعلی به‌ظاهر پررونق، مرهون ادامهٔ تزریق یارانه‌های هنگفت انرژی است. در صورت اجرای کامل قانون خوب و لازم‌الاجرای «هدفمندی یارانه‌ها» گردانندگان این شرکت‌ها ناگزیر خواهند بود بار دیگر با صرف هزینه کلان، خطوط تولیدی خود را با شرایط بازار رقابتی و اقتصاد بدون رانت سازگار سازند.
@npps_ir
◀️ قوانین مالیاتی و قانون تجارت، شیوهٔ محاسبه و ذخیره‌گیری استهلاک را بر مبنای ارزش دفتری ساختمان و ماشین‌آلات قرار داده است که این ارزش دفتری در طول زمان به علت تورم شدید ناشی از بیماری هلندی، نسبت به ارزش روز به‌شدت کاهش می‌یابد. بنگاه‌هایی كه دارایی انبوه، قدمت زمانی و تجربهٔ زیاد دارند، به‌تدریج از سرمایه تهی می‌شوند. به علت عدم محاسبه هزینه استهلاک واقعی، هر سال قسمتی از سرمایهٔ آن‌ها را سود در نظر می‌گیرند
@npps_ir
◀️ اثر پدیدهٔ ناهنجار ذخیره‌گیری ناکافی استهلاک در آنجا دیده می‌شود که مُشتی شرکت باطناً ورشکسته در تابلوی بورس سهام تهران به خاطر برخورداری از یارانه‌های سهمگین انرژی، سودآور تلقی شده و عوام تصمیم‌گیر هر روز فتح قله‌های برتر توسط شاخص بورس تهران را چشم دارند.
@npps_ir
⛔️ عمدتاً این یارانه‌های انرژی بوده‌اند که مدیریت بحران‌زده منابع، تجارت و صنایع را از چشم تیزبین مسئولین کشور مخفی نگه‌داشته‌اند.
@npps_ir
⛔️ کارخانه‌های تولید فولاد به روش احیای مستقیم تنها 21.12 دلار از 139دلار هزینه انرژی را پرداخت و بقیه را که حدود 118 دلار در تن است تحت عنوان یارانهٔ «بی‌هدف» دریافت و به تولید فولاد کشور وجاهت اقتصادی می‌دهند
@npps_ir
⛔️ در سال 1392پایین‌ترین قیمت صادراتی گاز ایران 43 سنت برای هر مترمکعب بوده است. درحالی‌که کارخانه‌های فولاد کشور برای هر مترمکعب گاز طبیعی تنها 2 سنت پرداخت می‌کردند. در سال 92فولاد مبارکه اصفهان به ازای مصرف هر مترمکعب یارانه دریافت کرده است.
@npps_ir
⛔️ میزان کل یارانه دریافتی فولاد مبارکه اصفهان در سال 1392 برابر با 1.231.200.000 دلار محاسبه می شود.
@npps_ir
در سال 1392 چنانچه کارخانه فولاد مبارکه اصفهان یارانه‌ای در پوشش گاز ارزان دریافت نمی‌کرد ترازنامه این کارخانه با زیانی معادل 223.650.200 دلار روبرو بود
@npps_ir

متن کامل این مقاله در لینک زیر ⬇️⬇️⬇️
http://npps.ir/ArticlePreview.aspx?id=101714
ایده مندرج در مقاله زیر بسیار قابل تأمل است. http://sharghdaily.ir/News/109875/
جامعه دوستدار درد و درمان‌گریز
گزارش کمیسیون تلفیق لایحه برنامه ششم توسعه (مورخ 23/9/1395) نشان می‌دهد اقدام مثبتی برای ارتقای شفافیت در اداره کشور در برنامه گنجانده شده است. بند الحاقی 3 ذیل ماده 11 این قانون تصریح می‌کند: «دولت مکلف است ظرف يكسال نسبت به راه‌اندازي سامانه ثبت حقوق و مزايا اقدام نموده و امکان تجمیع کلیه پرداخت‌ها به مقامات، رؤسا، مدیران و کارکنان كليه دستگاه‌هاي اجرايي موضوع ماده (5) قانون مديريت خدمات كشوري، بنيادها و نهادهاي انقلاب اسلامي و بنيادها و موسساتي كه زيرنظر ولي فقيه اداره مي‌شوند، آستان‌هاي مقدس، كميته امداد امام خميني، سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، ستادهاي اجرايي و قرارگاه‌هاي سازندگي، شوراهاي عالي، سازمان مناطق آزاد تجاري و مناطق ويژه اقتصادي، كليه سازمان‌ها، شركت‌ها و دستگاه‌هايي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر يا تصريح نام است و كليه اشخاص حقيقي و حقوقي وابسته به دستگاه‌هاي مذكور در اين ماده، را فراهم نمايد، به نحوی که میزان ناخالص پرداختی به هر یک از افراد فوق مشخص بوده و امكان دسترسي برای نهادهای نظارتی فراهم شود. وزارت اطلاعات و نيروهاي مسلح از شمول اين حكم مستثني هستند.» (نگاه کنید به: http://shenasname.ir/1391-09-30-20-01-30/tosee/plan6/3568.html)
این بند الحاقی البته تفصیل بیشتری نیز دارد که می‌توانید برای ملاحظه ابعاد بیشتر آن به لینک فوق مراجعه کنید، اما درخصوص این بند چند نکته ملاحظه قابل توجه وجود دارد.
1. این گونه مصوبات و بندهای قانونی هیچ‌گاه به صورت جدی مورد توجه رسانه‌ها قرار نمی‌گیرند. رسانه‌ها توجه جامعه به این ظرفیت‌ها متوجه نمی‌کنند و مطالبه عمومی برای پیشبرد آن‌ها شکل نمی‌گیرد. رسانه گویی فقط با مسائلی درگیر می‌شود که حساسیت‌های فوری برمی‌انگیزند و گولی فقط مناقشات سیاسی را تفت می‌دهند. جامعه‌ای که آن همه درگیر دردهاست (و برای مثال سخت به فیش‌های نجومی علاقه و حساسیت نشان داده است) به راهکارها و درمان‌ها واکنش نشان نمی‌دهد.
2. این بند الحاقی، در صورت اجرایی‌شدن، تحقق همان چیزی است که رئیس‌جمهور روحانی در بند 4 از بیانیه خود درباره حقوق‌های نجومی (www.tabnak.ir/fa/news/603365) به مردم وعده داده بود. آن زمان نیز این وعده مورد توجه واقع نشد و باز گویی راهکار به اندازه درد، خوشایند و جالب توجه نبود. حتی تلاش‌ها برای در مرکز توجه قرار دادن بیانیه و تبدیل کردن آن به یک مطالبه عمومی نیز زیاد نبود. (نگاه کنید به: http://www.khabaronline.ir/detail/553526/Politics/government)
سؤال مهم این است که چرا جامعه نسبت به آن‌چه در مجلس می‌گذرد، آن‌چه تصویب می‌شود و تأثیری که هر کدام از این مصوبات بر زندگی و آینده مردم می‌گذارد بی‌توجه است. هر مصوبه‌ای در مجلس بر حقوق ملت اثر می‌گذارد، اما جامعه‌ای که این همه در رنج و درد است و مصائبش را گاه بلند فریاد می‌زند، به آن‌چه برای درمان تجویز می‌شود بی‌توجه است و تحقق آن‌ها را مطالبه نمی‌کند. این درمان‌ها در سکوت جامعه «دوستدار درد و درمان‌گریز» فراموش می‌شوند و فقط آن بخش از قوانین و قواعد که به‌کار اصحاب قدرت و صاحبان منافع خاص می‌آیند، اجرایی می‌شوند و دردها افزون می‌گردند؛ بی‌آن‌که هیچ مطالبه جدی برای در دستور کار قرار گرفتن درمان‌ها شکل بگیرد.
نظرات خود درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.
دموکراسی، انسانی‌ترین ابداع انسان
انسان‌ ابداعات بی‌شماری داشته است، اما خاطره جنگ و پی‌آمدهای آن همواره این ظرفیت را دارد که به یاد بیاوریم، خشونت بزرگ‌ترین شرّی است که آدمی باید راهکاری برای غلبه بر آن می‌یافته است. رخدادهای پنج سال گذشته در خاورمیانه بار دیگر نشان دادند که خشونت تا چه اندازه می‌تواند فراگیر و کریه باشد، و یافتن راهکارهای نفی آن تا چه حد ضروری است. خاورمیانه – بالاخص در سوریه – نشان داد که شریرانه‌ترین صورت خشونت می‌تواند بر سر انتقال قدرت صورت گیرد. سوریه را اگر از افق انسانی بنگریم، بزرگی و ضرورت دموکراسی آشکار می‌شود. همه آن‌چه در سوریه رخ داده، صورت‌هایی از منازعه برای حفظ یا انتقال قدرت بوده است؛ و دموکراسی شیوه غیرخشن انتقال قدرت است. آدم‌هایی پوپولیست، نادان، فریبکار یا ناکارآمد اگرچه گاه از صندوق‌های رأی بیرون می‌آیند؛ دموکراسی اما مانع از آن است که در جریان تلاش برای انتقال قدرت، سرها بریده شوند، خون کودکان بر زمین ریزد یا آواره شوند؛ اگرچه نتیجه صندوق رأی گاهی توهین به شعور آدمی است، اما در جریان فرایند دموکراتیک به هیچ زنی تجاوز نمی‌شود و هیچ زنی از بیم تجاوز خودکشی نمی‌کند؛ آدمیان در رقابت دموکراتیک یکدیگر را تکفیر نمی‌کنند، و اگرچه گاه با آبروی یکدیگر بازی می‌کنند اما خون‌بازی نمی‌کنند. من اکنون چیزی را به خاطر نمی‌آورم که ابداعی انسانی‌تر از دموکراسی باشد. خاورمیانه دهه دوم قرن بیست‌ویک نشان داد که نفی دموکراسی می‌تواند تا چه اندازه خطرناک و دهشتناک باشد. (محمد فاضلی)
Forwarded from شمس - NPPS.IR
@npps_ir
🔵ناامنی و امنیت آب (1)
🖊مجید دکامین
دانشجوی دکتری اکولوژی گیاهان زراعی سازمان حفاظت محیط زیست
@npps_ir
مهم‌ترین چالشِ پیش روی دولت‌های آینده ایران، حل مسئلة امنیت آب است و پاسخ به این پرسش‌ها که: وضعیت کنونی امنیت آب ایران چگونه است؟ چه چالش‌هایی برای دستیابی به امنیت آبی در ایران وجود دارد؟ و دست‌آخر اینکه دورنمای امنیت آب در ایران چگونه است؟
متن کامل این مقاله در لینک زیر👇👇👇
شمس:
http://npps.ir/ArticlePreview.aspx?id=101764
رئیس‌جمهور فردا بیست‌ونهم آذر 1395 در مراسمی «منشور حقوق شهروندی» را رونمایی می‌کند. من می‌توانم از هم‌اکنون صداهایی را بشنوم که دو چیز را تکرار می‌کنند:
1. این‌ها حقوقی است که بارها بیان شده و بخش عمده آن‌ها هیچ‌گاه عملی نشده است و با گفتن و نوشتن کاری درست نمی‌شود.
2. مردم دغدغه بیکاری، نان و آب دارند و حقوق شهروندی شعار شیکی است که به‌کار مردم نمی‌آید.
این دو عبارت به اشکال مختلف بیان خواهد شد. من اما فکر می‌کنم هر دو سخن بر خطاست. من این سخن ماکس وبر را همواره در خاطر نگه داشته‌ام که «سیاست، سُفتن دشوار و آهسته تخته‌های سفت است.» و گفتن و نوشتن بخشی از سیاست‌ورزی است، هم‌چون تلاش برای سوراخ کردن تخته‌های سفت، تخته‌های مقاومت در برابر احقاق حقوق شهروندان. باراک اوباما در جریان مبارزات انتخاباتی سال 2008 در یکی از سخنرانی‌ها گفت:
Don’t tell me words don’t matter. I have a dream – just words words.
«به من نگویید کلمات مهم نیستند. من رؤیایی دارم – فقط کلمات کلمات.» یا شاید بهتر باشد بنویسیم «فقط سخنان سخنان».
«منشور حقوق شهروندی» نیز کلماتی است و سخنانی، شاید تکراری و حتماً نسبت به آن‌چه مطالبه می‌کنیم کفایت ندارند، اما این کلمات خنثی نیستند، و تخته‌های سفت مقاومت‌هایی را به تدریج سوراخ می‌کنند.
ما زیر بار این گفته نیز نرویم که این حقوق ربطی به بیکاری و زندگی روزمره مردم ندارد. حقوق شهروندی برای تثبیت شفافیت، مبارزه با فساد، تحقق شایسته‌سالاری و شاید در یک کلام، نفی قدرت خودسرانه است، و کیست که نداند مشکلات اقتصادی مملکت ایران تا چه اندازه محصول فساد، فقدان شفافیت و اعمال قدرت خودسرانه است.
می‌توانیم منتقد رئیس‌جمهور روحانی باشیم و حتی بابت این‌که چرا نسخه کامل‌تری از حقوق شهروندی را ارائه نمی‌کند، بر او خرده بگیریم؛ اما آن‌چه او انجام می‌دهد بخشی از تاریخ تحقق حقوق ایرانیان است که حتی منتقدانش نیز اگر به اندازه کافی بلندمدت‌نگر باشند، از تحقق منشور بهره خواهند برد. منشور را جناحی ننگریم، و درباره آن در مقیاس تاریخ ایران قضاوت کنیم. (محمد فاضلی)
نظر خود درباره متن را به @MohFazeli ارسال کنید.
👍1
کمپین «هر شب یک حق»
حسن روحانی، منشور حقوق شهروندی را امروز 29 آذر به مردم معرفی کرد. انتقادات بسیاری ممکن است به این کار وارد باشد از جمله این‌که دیرهنگام و در اواخر دوره ریاست جمهوری انجام شده است، جامعه مدنی به اندازه کافی در جریان تدوین آن قرار نداشته است، و انتقادهای دیگری که بر چنین اقدامی وارد می‌شود. «منشور حقوق شهروندی» اما اکنون با همه کاستی‌ها و قوت‌هایش پیش روی ماست. ما می‌توانیم هر شب یکی از حقوق بیان‌شده در منشور را بخوانیم – فقط یکی – آن‌را برای فرزندان‌مان تشریح نماییم، و کاستی‌های وضع موجود در قبال این حق را برای خود، خانواده، و هر کس که دست‌مان به او می‌رسد تبیین کنیم، و با استفاده از شبکه‌های اجتماعی، پیامک یا هر وسیله ارتباطی دیگری که این روزها در دست داریم، آن حق را با دیگران به اشتراک بگذاریم. شما شاید فکر کنید این کار تغییر مهمی ایجاد نمی‌کند، اما این جمله آدام فرگوسن در «رساله‌ای درباره تاریخ جامعه مدنی» را به یاد داشته باشیم که «اگر کرامول گفت: انسان هیچ‌گاه بیش از هنگامی که نمی‌داند به کجا می‌رود، اوج نمی‌گیرد؛ این گفته بیشتر درباره جوامع دلالت دارد، زیرا مردم زمانی بزرگ‌ترین انقلابات را پدید می‌آورند که قصد انجام هیچ تغییری را ندارند.» هر شب یک حق را بخوانیم، به دیگران یادآوری کنیم، با یکدیگر به اشتراک بگذاریم، و درباره آن بحث کنیم. ما به اندازه توان و تلاش خود جهان را تغییر می‌دهیم.
شب اول
ماده 1- شهروندان از حق حیات برخوردارند. این حق را نمی‌توان از آن‌ها سلب کرد مگر به‌موجب قانون.
نظر خود درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.
هر شب یک حق – شب دوم
ماده 2 منشور حقوق شهروندی: شهروندان از حق زندگی شایسته و لوازم آن همچون آب بهداشتی، غذای مناسب، ارتقای سلامت، بهداشت محیط، درمان مناسب، دسترسی به دارو، تجهیزات، کالاها و خدمات پزشکی، درمانی و بهداشتی منطبق با معیارهای دانش روز و استانداردهای ملّی، شرایط محیط زیستی سالم و مطلوب برای ادامه زندگی برخوردارند.

بحث
1. محیط زیست ناسالم، جزء اولین عواملی است که دسترسی ما و نسل آتی را به این حق دشوار می‌کند. پیش از آن‌که حق دسترسی به دارو و تجهیزات داشته باشیم، حق داریم در محیط زیستی سالم زندگی کنیم. محیط زیستی که به‌واسطه سوءمدیریت، عقب‌ماندگی فناوری، فقدان تعامل سازنده با جهان، فساد و قوانین نادرست، تخریب نشده و آلوده نگردد.
2. فقدان شفافیت و استانداردهای لازم، غذای سالم را از دسترس ما خارج می‌کند. ترکیبی از عقب‌ماندگی فناوری، روش‌های نادرست مدیریت، کشاورزی ناپایدار، و محیط زیست آلوده، غذای سالم را از ما دریغ می‌کنند و بیماری‌ها را در نسل ما افزایش خواهند داد.
3. ما حق داریم از درستی عملکرد نظام بهداشت و درمان خود اطمینان حاصل کنیم. ما باید مطمئن باشیم در کشوری زندگی می‌کنیم که در آن کارآمدترین رویه‌ها و قواعد بهداشت و درمان، قبل از پیشرفته‌ترین تجهیزات و داروها، به‌کار گرفته شده‌اند. تجهیزات، داروها و حتی کادرهای درمانی در دل قواعد نظام بهداشت و درمان فعالیت می‌کنند. قواعد نادرست، نظام بیمه‌ای ناکارآمد، قواعد ناعادلانه در توزیع هزینه‌های درمانی، رویه‌های نادرست روابط پزشک و بیمار، فقدان نظام ارجاع، فقدان پزشک خانواده، و وجود اقتصاد سلامت نادرست و غیرشفاف، حق سلامت و داشتن بهداشت و درمان کارآمد را از ما دریغ می‌کند.
امشب شب یلداست و در این طولانی‌ترین شب سال، بخشی از بحث‌های خود را به حقوقی اختصاص دهیم که به عنوان شهروند دارا هستیم، و زیستن در میان رویه‌ها و شرایط اجتماعی ناکارآمد، آن‌ها را از ما دریغ می‌کند.
شب یلدای شما خوش باد. (محمد فاضلی)
هر شب یک حق – شب سوم (1 دی 1395)
من تلاش می‌کنم هر شب درباره یکی از حقوق تصریح‌شده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشته‌ها و گفته‌های ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکه‌های اجتماعی می‌توانند وارد گفت‌وگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشته‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید. (محمد فاضلی)

ماده 3- حق زنان است که از برنامه‌ها و تسهیلات بهداشتی و درمانی مناسب و آموزش و مشاوره‌های مناسب برای تأمین سلامت جسمی و روانی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی در مراحل مختلف زندگی به‌خصوص دوران بارداری، زایمان، پس از زایمان و در شرایط بیماری، فقر یا معلولیت، برخوردار باشند.
بحث
- بیان حقوق زنان و تأکید کردن بر آن در جامعه‌ای نظیر ایران که به اشکال مختلف گرفتار تبعیض علیه زنان است، اتفاق مثبتی است.
- شواهد در ایران و جهان نشان می‌دهند زنان به جهات مختلف از جمله اشتغال، درآمد، سطح سلامت جسمانی، و سایر شاخص‌های رفاهی در وضعیتی نامناسب‌تر نسبت به مردان جامعه خود به سر می‌برند. بسیاری از جوامع حتی رویه‌های تبعیض مثبت نسبت به زنان در پیش گرفته‌اند تا زنان ارتقا یابند و در وضعیت‌های مناسب‌تری قرار گیرند.
- زن بودن به خودی خود در جامعه‌ای در حال توسعه و مردسالار، سبب نابرابری و مشکلاتی برای زنان می‌شود. شرایطی نظیر بیماری، فقر و معلولیت نیز شرایط نامناسب را تشدید می‌کنند. جامعه‌ای نظیر ایران حتی برای مردان معلول نیز به اندازه کافی شغل فراهم نمی‌کند و حمایت اجتماعی از معلولان مرد نیز ناکافی است. روند فزاینده فقر و بیماری بر اثر محقق نشدن حقوق تصریح‌شده در ماده 2 منشور حقوق شهروند، معلولیت‌های بیشتری در جامعه پدید می‌آورد و بدیهی است که زنان فقیر، بیمار یا معلول بیشتر در معرض رنج‌های ناشی از این وضعیت قرار دارند.
- دوران بارداری یکی از حساس‌ترین دوره‌های عمر زنان است که فشارهای جسمی و روحی سنگینی بر ایشان وارد می‌شود. این فشارها بالاخص برای آن دسته زنان که در سنین پایین و نامناسب باردار می‌شوند بسیار بیشتر و خطرناک است. جامعه ایرانی هنوز در نظام حمایت‌ از خانواده، و نظام بهداشت و درمان خود رویه‌های مشاوره و حمایت اجتماعی مناسب از زنان باردار را به‌وجود نیاورده است. مرگ و میر مادران و نوزادان به هنگام زایمان در سه دهه گذشته بسیار کاهش یافته اما به استانداردهای کشورهای توسعه‌نیافته نرسیده است.
- جامعه ایران به‌طور کلی در زمینه استانداردهای مراقبت‌های روانی با مشکلات جدی روبه‌روست. این مسأله درخصوص حمایت روانی از زنان مادر، بیمار، معلول و فقیر وضع ناخوشایندتری دارد. طرح بحث مراقبت روانی از زنان نیز به دلیل مجموعه‌ای از تابوها یا تصورات غلط اجتماعی، با مشکلاتی روبه‌روست.
تأکید ماده 3 منشور حقوق شهروندی بر حقوق جسمی، روانی و اجتماعی زنان، ضروری و گامی به سوی جامعه‌ای با عدالت جنسیتی فراگیرتر است.
نظرتان درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید. https://telegram.me/fazeli_mohammad
هر شب یک حق – شب چهارم (2 دی 1395)
من تلاش می‌کنم هر شب درباره یکی از حقوق تصریح‌شده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشته‌ها و گفته‌های ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکه‌های اجتماعی می‌توانند وارد گفت‌وگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشته‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید. (محمد فاضلی)

ماده 4- حق کودکان است که صرف‌نظر از جنسیت به‌طور خاص از هرگونه تبعیض، آزار و بهره‌کشی مصون و از حمایت‌های اجتماعی متناسب ازجمله در حوزه سلامت، مراقبت در مقابل بیماری‌های روحی، روانی و جسمانی و خدمات بهداشتی و درمانی برخوردار باشند.
بحث
- کودکان بسیاری وجود دارند که مورد آزار جسمی و جنسی قرار می‌گیرند، و به‌واسطه فقر والدین یا زیستن در مناطق محروم، از حداقل حمایت‌های اجتماعی برخوردار نیستند.
- غیرهدفمند بودن نظام پرداخت یارانه در ایران باعث شده دولت قادر نباشد مبالغ یارانه را به سوی گروه‌های خاص که یکی از مهم‌ترین آن‌ها کودکان – از جمله کودکان بی‌سرپرست، بدسرپرست، فقیر، معلول، و ... – است هدف‌گیری کرده و از ایشان به صورت ویژه حمایت کند.
- نابرابری میان برخورداری کودکان از امکانات زندگی در مناطق مختلف کشور هنوز بسیار زیاد است. کودکان در تهران و چند شهر توسعه‌یافته‌تر کشور، نسبت به کودکان نقاط محروم – نظیر نقاط مرزی، و برخی نقاط که گروه‌های قومی، مذهبی و زبانی تمرکز دارند – وضعیت بسیار بهتری دارند و این دو گروه گویی در دو دنیای متفاوت زندگی می‌کنند.
- علی‌رغم پنهان‌کاری‌ها، کودکان در ایران هنوز در برابر آزار جسمی و سوءاستفاده جنسی به درستی حمایت نمی‌شوند. ضعف قوانین حمایتی و نداشتن سیاست اجتماعی مناسب برای مقابله با آزار جسمی و جنسی کودکان در ایران، ایشان را در برابر سوءاستفاده‌ها بی‌پناه ساخته است.
- توسعه‌نیافته بودن تأسیسات و تسهیلات ورزشی، و بی‌توجهی به ورزش و تربیت بدنی در مدارس، باعث رشدنیافتگی جسمی کودکان در سنین مدرسه می‌شود. این عامل تأثیر به‌سزایی در ناهنجاری‌های جسمی کودکان و بالاخص عوارض مشهود در قد، سلامت استخوانی، کاستی‌های عضلانی و کمبود مهارت‌ها و آمادگی جسمانی دارد.
- نظام آموزشی مدارس به شیوه‌های مختلف باعث آسیب‌های روانی و کاستی‌های جسمی در کودکان می‌شود. بهترین سال‌های عمر انسان‌ها در مدارس این کشور صرف آموختن مطالبی می‌شود که در فایده‌ آن‌ها برای زندگی آینده و تبدیل شدن به شهروندانی مسئول و مشارکت‌جو، تردیدهای جدی وجود دارد. فشارهای مدارس برای کشاندن دانش‌آموزان به رقابت‌های درسی نیز دانش‌آموزان را از بهترین سال‌های عمرشان محروم می‌کند و در مقابل دست‌آورد قابل ملاحظه‌ای نیز برای ایشان ندارد.
- علی‌رغم پیشرفت‌های صورت‌گرفته، هنوز نرخ ثبت نام در مدرسه و میزان آموزش دختران و پسران متفاوت است و هنوز دانش‌آموزان دختر در معرض تبعیض تحصیلی قرار می‌گیرند.
سؤالاتی برای مباحثه
- مصادیق مشخص نقض ماده 4 منشور حقوق شهروندی و ضایع کردن حقوق کودکان در جامعه ایران چیست؟
- نظام آموزش مدارس در چه مسیری باید تغییر کند تا شرایط بهتری برای سلامت جسمی و روانی کودکان فراهم کند؟
- نظام سلامت و بیمه‌های بهداشت و درمان باید چگونه اصلاح شوند تا تحقق حقوق کودکان در دسترس قرار گیرد؟
- چه قوانینی برای حمایت بهتر از کودکان در برابر آزار و سوءاستفاده جسمی و جنسی لازم است؟
کودکان بزرگ‌ترین سرمایه‌های جامعه ما هستند و ما برای تغییر دادن سرنوشت این کشور و ساختن آینده‌ای بهتر به ایشان امید داریم. تأکید ماده 4 منشور حقوق شهروندی بر حقوق کودکان راهی به سوی ساختن جامعه‌ای انسانی‌تر و پایدارتر است. احقاق حقوق کودکان و تربیت انسان‌هایی با شخصیت انسانی و اخلاقی توسعه‌یافته، سرمایه‌گذاری برای آینده‌ای بهتر است.
نظرتان درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Forwarded from اقتصاد ایران
پتانسيل صنعت هوايي ايران
______________

غلامرضا سلامي*(دنیای اقتصاد)

✍🏻در اين نوشته سعي بر اين نيست كه با ارائه آمار و ارقام حيرت‌آور پتانسيل صنعت هوايي در منطقه، ذهن مخاطب مشوب شود و فقط به اين نكته اشاره مي‌شود كه دورخيز كشورهاي منطقه (تركيه، امارات و قطر) براي سال‌هاي نه‌چندان دور، جابه‌جایی حداقل سالي 250 ميليون مسافر و 20 ميليون تن بار در فرودگاه‌هاي اين كشورها است.

طبق سند چشم‌انداز كشور قرار بود در سال 1404 (يعني كمتر از 9 سال ديگر) صنعت هوایي ايران در جابه‌جایي بار مقام اول و در جابه‌جايي مسافر مقام دوم را در منطقه داشته باشد. با نگاهي به واقعيت‌هاي تاسف‌بار صنعت هوايي در ايران مشخص مي‌شود فاصله كشور ما با كشورهاي منطقه آنچنان عميق است كه با ادامه روند گذشته تحقق هدف سند چشم‌انداز رویایی بيش نخواهد بود. متاسفانه در حال حاضر كل جابه‌جایی مسافر و بار بين‌المللي در فرودگاه‌هاي كشور به ترتيب حداكثر 7 ميليون نفر و 200 هزار تن است.

به‌دليل ضعف و فرسودگي ناوگان هواپيمایي ايران در شرايط فعلي سهم ما از صادرات چند صد ميليارد دلاري خدمات هوایي منطقه تقريبا صفر است و در مقابل هر سال مسافران ايراني (با مبدا و مقصد فرودگاه‌هاي كشور) چيزي حدود 3 تا 4 ميليارد دلار به خطوط هوايي منطقه پرداخت مي‌كنند.

◀️تراژدي موقعي بيشتر نمايان مي‌شود كه مشخص شود سرمايه‌گذاري در صنعت هواپيمایي امروزه يك سرمايه‌گذاري انتفاعي به‌شمار مي‌رود به اين‌ معني كه ديگر لازم نيست دولت‌ها از محل طرح‌هاي غيرانتفاعي عمراني خود صنعت هوایي كشورشان را تقويت كنند بلكه كافي است كه حمايت قانوني براي توسعه اين صنعت ايجاد شود و در آن صورت سرمايه‌گذاري انجام شده در آن كاملا اقتصادي بوده و از محل درآمدهاي حاصله استهلاك‌پذير است

ولي با علم و اطلاع از اين واقعيت تعدادي از اشخاص موثر در تصميم‌گيري‌ها بدون ارائه هر نوع دليل منطقي با اقدامات نفسگير پس از برجام براي خريد حدود 200 فروندهواپيما از معتبر‌ترين برندهاي هواپيماسازي (كه حتي چين و روسيه نيز براي خطوط هوايي خود از هواپيماهاي آنها استفاده مي‌كنند) علم مخالفت به‌دست گرفته و با تقويت ناوگان هوايي كشور و قراردادهایي كه با توجه به شرايط حاضر و موضع‌گيري‌هاي كنگره ايالات متحده مي‌تواند به‌عنوان نقطه عطفي در مناسبات اقتصادي و حقوق بين‌المللي كشور تلقي شود، ستيز مي‌ورزند.
متن کامل را در سایت دنیای اقتصاد بخوانید↙️
yon.ir/Oee4

https://telegram.me/eghtesadbazar
هر شب یک حق – شب پنجم (3 دی 1395)
من تلاش می‌کنم هر شب درباره یکی از حقوق تصریح‌شده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشته‌ها و گفته‌های ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکه‌های اجتماعی می‌توانند وارد گفت‌وگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشته‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید. (محمد فاضلی)

ماده 5- حق توان‌خواهان (شهروندان دارای معلولیت) و سالمندان نیازمند است که از امکانات درمانی و توان‌بخشی برای بهبودی و یا توانمند شدن در جهت زندگی مستقل و مشارکت در جنبه‌های زندگی بهره‌مند شوند.
بحث
- معلولیت علل اجتماعی زیادی دارد. معلولیت اگرچه گاه مادرزادی است اما حتی معلولین مادرزاد نیز گاه قربانی رفتارها و وضعیت‌های اجتماعی هستند. ازدواج‌های فامیلی، آلودگی‌های محیط زیستی، فقدان مراقبت‌های بهداشتی کافی از مادران، سوءتغذیه و خدمات درمانی ناکافی به هنگام تولد کودکان یا در دوره نوزادی و کودکی، معلولیت به بار می‌آورند. معلولیت ناشی از تصادف، سوانح کار، و حوادث نیز بعد اجتماعی جدی دارند. وظیفه جامعه است شرایطی فراهم کند که از معلولیت جلوگیری شود. محیط زیست تا حوادث جاده‌ای همه در ایجاد معلولیت نقش دارند و جامعه‌ای که خواستار تحقق حقوق معلولین است باید ساماندهی درستی در همه این زمینه‌ها داشته باشد.
- شهرهای نامناسب برای زندگی و حرکت معلولین، مانع بزرگی پیش روی تحقق حقوق معلولین است.
- شهروندان ناآشنا با حقوق معلولین، یکی از موانع پیدایش احساس مثبت در معلولین است.
سؤالاتی برای مباحثه
- دولت و سایر قوا برای بهبود وضعیت عوامل ایجادکننده معلولیت در جامعه چه کرده‌اند؟
- دولت و سایر قوا تاکنون برای احقاق حقوق شهروندی معلولین چه کرده‌اند؟
- توسعه‌نیافتگی اقتصادی جامعه ایران چگونه سبب کاستی در احقاق حقوق معلولین و تشدید عوامل ایجاد‌کننده معلولیت شده است؟
- قوانین موجود در زمینه احقاق حقوق معلولین تا چه اندازه اجرایی شده‌اند؟ و کدام بخش از قوانین مغفول باقی مانده است؟
- وظایف دستگاه‌هایی نظیر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، شهرداری‌ها، وزارت بهداشت، وزارت راه و شهرسازی و سایر وزارتخانه‌ها در قبال معلولین چیست و کدام کاستی‌ها در عملکرد آن‌ها مشهود است؟
معلولین و شیوه مواجهه جامعه ما با آن‌ها آزمون میزان انسانی بودن جامعه ماست. افزایش یا کاهش معلولیت، و استانداردهای رفتار با معلولین نیز میزان توسعه‌یافتگی جامعه ما را می‌سنجند. جدای از این‌که دولت و قدرت سیاسی در کل برای معلولین چه می‌کنند، جا دارد از خود بپرسیم هر یک از ما به عنوان شهروند برای معلولین چه می‌کنیم.
نظرتان درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
هر شب یک حق – شب ششم (4 دی 1395)
من تلاش می‌کنم هر شب درباره یکی از حقوق تصریح‌شده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشته‌ها و گفته‌های ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکه‌های اجتماعی می‌توانند وارد گفت‌وگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشته‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید. (محمد فاضلی)

ماده 6- شهروندان حق دارند از محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی و دینی و تعالی معنوی برخوردار شوند. دولت همه امکانات خود را برای تأمین شرایط لازم جهت بهره‌مندی از این حق به کار می‌گیرد و با مفاسد اخلاقی ازجمله دروغ، ریا، تملق، نابردباری، بی‌تفاوتی، تنفر، بی‌اعتمادی، افراط‌گری و نفاق در جامعه مبارزه می‌کند.
بحث
- بند 1 اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و نفی کلیه مظاهر فساد و تباهی را تعهد دولت و حق مردم دانسته است، لیکن علی‌رغم این اصل، جامعه ایرانی در وضعیتی قرار گرفته که مردم بر این باورند که دروغ، ریا، تملق، بی‌تفاوتی و بی‌اعتمادی در آن رایج است.
- من حداقل از دو موضع می‌توانم درباره منشأ پیدایش این وضعیت بحث کنم. موضع نظری اول که برآمده از نظریه سرمایه اجتماعی روبرت پاتنام است، تأکید می‌کند که اعتماد و سرمایه اجتماعی (که بر همه فضائل اخلاقی دیگر مؤثر است) محصول توسعه جامعه مدنی و پیشرفت نهادهای داوطلبانه است. موضع نظری دوم که در نظریه «بو روثستاین» سوئدی ارائه شده معتقد است اعتماد و سرمایه اجتماعی محصول کارآمدی و بی‌طرفی دولت است.
- نظام سیاسی در ایران نه توانسته شرایط مناسبی برای توسعه جامعه مدنی فراهم کند، و نه قادر بوده کارآمد باشد و بی‌طرفانه با منافع شهروندان مواجه شود. نتیجه این‌که اعتماد و سرمایه اجتماعی دائم فرسایش یافته و سایر فضائل اخلاقی نظیر صداقت و مشارکت‌جویی اجتماعی نیز فرسایش یافته است.
- اخلاق در ایران زیر ضرب فشارهای ساختاری نیز بوده است. جمعیت فزاینده این کشور که ظرف چهار دهه گذشته دو برابر شده، و هم‌زمان ناکارآمدی اقتصادی، تنگناها و فقر اقتصادی به بار آورده و همین امر مردم را تحت فشار ساختاری برای اخلاق‌گریزی به منظور تأمین زندگی قرار داده است.
- معنای واقعی این‌که دولت همه امکانات خود را برای مبارزه با مفاسد اخلاقی و تأمین شرایط زیست اخلاقی به‌کار می‌گیرد این است که قدرت سیاسی کارآمد و بی‌طرف باشد، به سوی توسعه گام بردارد، حیات اخلاقی مردم را تحت فشار سیاسی قرار ندهد، و با به رسمیت شناختن آزادی و تحقق بخشیدن به شرایط زندگی عادلانه، مردم را از فشار برای متوسل شدن به ریا و دروغ رها سازد.
- توسعه همه‌جانبه است که شرایط زیست اخلاقی را فراهم می‌کند. ایرانی‌ها مردمانی ریاکار، دروغگو، بی‌تفاوت یا متملق نیستند، بلکه زیستن در شرایط نامناسب، ایشان را به چنین کارهایی وادار ساخته است.
سؤالی برای مباحثه
قدرت سیاسی و دولت برای تحقق ماده 6 منشور حقوق شهروندی که قانون اساسی نیز نسبت به آن تصریح دارد، چه کارهایی انجام ندهد؟
- ضروری است که قدرت سیاسی، منادیان اندیشه و اخلاق، و بالاخص مروجان اندیشه دینی را زیر سیطره قدرت خود قرار ندهد تا حریت اندیشه اخلاقی و دینی خدشه‌دار نشود.
- ضروری است که قدرت سیاسی و دولت، خود به نمادهای تضییع حقوق، فرصت‌طلبی، خلف وعده یا سوءکردار تبدیل نشوند تا الگوهایی برای بی‌اخلاقی شوند.
- ضروری است که هر گونه نادیده گرفتن حقوق مردم از میان برود تا نقض بی‌طرفی دولت و قدرت سیاسی صورت نگیرد. هر تضییع حقی به معنای طرفداری قدرت سیاسی از یک ذینفع است و در درازمدت مشروعیت دولت و روح اخلاقی جامعه را مخدوش می‌سازد.
قدرت سیاسی در ایران زمانی می‌تواند مدعی فراهم کردن زیست اخلاقی و ارتقای معنوی جامعه ایرانی شود که توسعه همه‌جانبه، بی‌طرفی قدرت سیاسی (اجرایی، قضایی و مقننه)، و ممانعت از تضییع حق را تحقق بخشد و بدین ترتیب فشار بر مردم برای کردار غیراخلاقی کاهش یابد، و قدرت سیاسی به عنوان الگوی نقض اخلاق در میان مردم شهره نگردد.
نظرتان درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Forwarded from Pedram