Forwarded from مالیه و اصول شرکت داری
Copper Report- 14040702-11-MJB.pdf
2.3 MB
تولید مس معادن در سال 2027 به حداکثر خود برابر 24.2 میلیون تن خواهدرسید و پس از آن علیرغم اینکه پروژههای جدید با ظرفیت 3.0 میلیون تن توسعه مییابند، اما به دلیل کاهش تولید معادن فعلی، عرضه معادن در سال 2035 به 19.7 میلیون تن کاهش خواهد یافت.تقاضای مس تا سال 2033 صعودی خواهد بود و در این سال به بیشینه خود برابر 27.3 میلیون تن خواهدرسید و از آن پس تقریباً با ثبات خواهد بود و برای سال 2035 برابر 27.2 میلیون تن برآورد شده است. تا سال 2035 مقدار مازاد تقاضای مس به 7.5 میلیون تن خواهد رسید. در افق بلندمدت تا 2035 محرکها و ریسکهای تقاضای مس عبارتند از:
1- توقف رشد چین،
2- تسریع اقتصاد کم کربن،
3- انزواگرایی آمریکا،
در سطوح تقریبی تعادلی فعلی مس توانسته است قیمت 10,000 دلار به ازای هر تن را تجربه نماید در سطوح مازاد تقاضای در سال 2035 مس اهداف قیمتی بسیار بالاتری را تجربه خواهد نمود. برای سال 2025 قیمت مس را برابر 9,618 پیشبینی شده است و در افق بلندمدت برای سال 2029 قیمت مس در سناریو میانه 14,075 و بیشینه 17,095 به ازای هر تن پیشبینی گردیده است.
https://news.1rj.ru/str/Co_Finance
1- توقف رشد چین،
2- تسریع اقتصاد کم کربن،
3- انزواگرایی آمریکا،
در سطوح تقریبی تعادلی فعلی مس توانسته است قیمت 10,000 دلار به ازای هر تن را تجربه نماید در سطوح مازاد تقاضای در سال 2035 مس اهداف قیمتی بسیار بالاتری را تجربه خواهد نمود. برای سال 2025 قیمت مس را برابر 9,618 پیشبینی شده است و در افق بلندمدت برای سال 2029 قیمت مس در سناریو میانه 14,075 و بیشینه 17,095 به ازای هر تن پیشبینی گردیده است.
https://news.1rj.ru/str/Co_Finance
یادداشت های مالی
معرفی دوره ویدئویی: در جستجوی سبد ایده آل قبلا در خصوص مطالعه ی الهام بخش جرمی سیگل در مورد تفاوت عملکرد کوتاه مدت و بلندمدت انواع طبقات دارایی و اثر معنادار راهبرد «خرید و نگهداری» بر کاهش ریسک سرمایه گذاری صحبت شد. علاوه بر توصیه به مطالعه کتاب «سهام برای…
فضیلت پیچیدگی*: چگونه هوش مصنوعی، مالی را بازنویسی میکند؟
برای دههها، دنیای سرمایهگذاری شبیه به یک جنگل انبوه و رامنشدنی بوده است. محققان مالی در تلاش برای یافتن مسیر موفقیت، صدها "عامل" (Factor) مختلف را کشف کردهاند؛ از ویژگیهای سادهای مانند اندازه شرکت و نسبت قیمت به درآمد گرفته تا معیارهای پیچیدهتر. این تکثیر بیرویه که به "جنگل عاملها" (Factor Zoo) معروف شده، سرمایهگذاران را با یک چالش بزرگ روبرو کرده است: در این هرج و مرج اطلاعاتی، کدام سیگنال واقعی و کدام یک صرفاً نویز آماری است؟
پاسخ سنتی به این آشفتگی، "اصل صرفهجویی" بود: به چند عامل آزمایششده و ساده بچسب و از پیچیدگی دوری کن. این رویکرد منطقی به نظر میرسید، چرا که از خطاهای ناشی از مدلهای بیش از حد پیچیده جلوگیری میکرد. اما این سادگی هزینهای نیز داشت: نادیده گرفتن انبوهی از اطلاعات و روابط پنهان در دل بازار.
اکنون، تحقیقات جدید، به خصوص کارهای پروفسور برایان کلی از دانشگاه ییل، این باور قدیمی را کاملاً دگرگون کرده است. او نشان میدهد که راهحل، فرار از پیچیدگی نیست، بلکه در آغوش کشیدن هوشمندانه آن است. این ایده که "فضیلت پیچیدگی" نام دارد، بیان میکند که مدلهای هوش مصنوعی با پارامترهای بسیار زیاد، نه تنها دچار سردرگمی نمیشوند، بلکه به شکل شگفتانگیزی در ساماندهی این جنگل آشفته موفق عمل میکنند.
این مدلهای هوش مصنوعی چگونه این کار را انجام میدهند؟
آنها مانند یک اکولوژیست خبره عمل میکنند. به جای بررسی هر "عامل" به صورت جداگانه، این الگوریتمها کل اکوسیستم مالی را تحلیل میکنند. آنها:
الگوهای واقعی را کشف میکنند: هوش مصنوعی با تحلیل تعاملات میان صدها عامل، تشخیص میدهد کدامها واقعاً قدرت پیشبینی دارند و کدامها صرفاً همبستگیهای تصادفی هستند.
روابط غیرخطی را درک میکنند: این مدلها میفهمند که یک عامل ممکن است به تنهایی کار نکند، اما در ترکیب با عوامل دیگر و در شرایط خاص بازار، بسیار قدرتمند باشد. برای مثال، شاید عامل "ارزش" فقط برای شرکتهای کوچک با سودآوری بالا معنادار باشد.
خودشان را تنظیم میکنند: این مدلها به لطف مکانیزمی به نام "تنظیم ضمنی" (Implicit Regularization)، از پیچیدگی خود برای کاهش خطا استفاده میکنند و مانع از بیشبرازش (Overfitting) میشوند.
برای درک قدرت این رویکرد، کافی است به این نتیجه تجربی نگاه کنیم: یک مدل هوش مصنوعی که دقیقاً با همان دادههای ورودی مدل معتبر "فاما-فرنچ" تغذیه شده بود، توانست با مدلسازی روابط پیچیده میان آنها، عملکردی به مراتب بهتر و بازدهی تعدیلشده با ریسک بالاتری ثبت کند.
در نهایت، هوش مصنوعی یک حیوان دیگر به این باغ وحش بینظم اضافه نمیکند؛ بلکه نقش باغبان یا مدیر اکوسیستمی را بازی میکند که این جنگل را هرس کرده، علفهای هرز را جدا میکند و به الگوهای واقعی اجازه رشد میدهد. ما در حال گذار از دورانی هستیم که در آن سادگی پادشاه بود، به عصری که در آن مدیریت هوشمندانه پیچیدگی، کلید اصلی درک و موفقیت در بازارهای مالی است.
* یادداشت حاضر با الهام از سخنرانی برایان کِلی، مدیر مالی محاسباتی و استاد دانشگاه ییل و با کمک هوش مصنوعی نگاشته شده است: https://www.youtube.com/watch?v=BUvNrU9YDO0
یادداشت های مالی
@finnota
برای دههها، دنیای سرمایهگذاری شبیه به یک جنگل انبوه و رامنشدنی بوده است. محققان مالی در تلاش برای یافتن مسیر موفقیت، صدها "عامل" (Factor) مختلف را کشف کردهاند؛ از ویژگیهای سادهای مانند اندازه شرکت و نسبت قیمت به درآمد گرفته تا معیارهای پیچیدهتر. این تکثیر بیرویه که به "جنگل عاملها" (Factor Zoo) معروف شده، سرمایهگذاران را با یک چالش بزرگ روبرو کرده است: در این هرج و مرج اطلاعاتی، کدام سیگنال واقعی و کدام یک صرفاً نویز آماری است؟
پاسخ سنتی به این آشفتگی، "اصل صرفهجویی" بود: به چند عامل آزمایششده و ساده بچسب و از پیچیدگی دوری کن. این رویکرد منطقی به نظر میرسید، چرا که از خطاهای ناشی از مدلهای بیش از حد پیچیده جلوگیری میکرد. اما این سادگی هزینهای نیز داشت: نادیده گرفتن انبوهی از اطلاعات و روابط پنهان در دل بازار.
اکنون، تحقیقات جدید، به خصوص کارهای پروفسور برایان کلی از دانشگاه ییل، این باور قدیمی را کاملاً دگرگون کرده است. او نشان میدهد که راهحل، فرار از پیچیدگی نیست، بلکه در آغوش کشیدن هوشمندانه آن است. این ایده که "فضیلت پیچیدگی" نام دارد، بیان میکند که مدلهای هوش مصنوعی با پارامترهای بسیار زیاد، نه تنها دچار سردرگمی نمیشوند، بلکه به شکل شگفتانگیزی در ساماندهی این جنگل آشفته موفق عمل میکنند.
این مدلهای هوش مصنوعی چگونه این کار را انجام میدهند؟
آنها مانند یک اکولوژیست خبره عمل میکنند. به جای بررسی هر "عامل" به صورت جداگانه، این الگوریتمها کل اکوسیستم مالی را تحلیل میکنند. آنها:
الگوهای واقعی را کشف میکنند: هوش مصنوعی با تحلیل تعاملات میان صدها عامل، تشخیص میدهد کدامها واقعاً قدرت پیشبینی دارند و کدامها صرفاً همبستگیهای تصادفی هستند.
روابط غیرخطی را درک میکنند: این مدلها میفهمند که یک عامل ممکن است به تنهایی کار نکند، اما در ترکیب با عوامل دیگر و در شرایط خاص بازار، بسیار قدرتمند باشد. برای مثال، شاید عامل "ارزش" فقط برای شرکتهای کوچک با سودآوری بالا معنادار باشد.
خودشان را تنظیم میکنند: این مدلها به لطف مکانیزمی به نام "تنظیم ضمنی" (Implicit Regularization)، از پیچیدگی خود برای کاهش خطا استفاده میکنند و مانع از بیشبرازش (Overfitting) میشوند.
برای درک قدرت این رویکرد، کافی است به این نتیجه تجربی نگاه کنیم: یک مدل هوش مصنوعی که دقیقاً با همان دادههای ورودی مدل معتبر "فاما-فرنچ" تغذیه شده بود، توانست با مدلسازی روابط پیچیده میان آنها، عملکردی به مراتب بهتر و بازدهی تعدیلشده با ریسک بالاتری ثبت کند.
در نهایت، هوش مصنوعی یک حیوان دیگر به این باغ وحش بینظم اضافه نمیکند؛ بلکه نقش باغبان یا مدیر اکوسیستمی را بازی میکند که این جنگل را هرس کرده، علفهای هرز را جدا میکند و به الگوهای واقعی اجازه رشد میدهد. ما در حال گذار از دورانی هستیم که در آن سادگی پادشاه بود، به عصری که در آن مدیریت هوشمندانه پیچیدگی، کلید اصلی درک و موفقیت در بازارهای مالی است.
* یادداشت حاضر با الهام از سخنرانی برایان کِلی، مدیر مالی محاسباتی و استاد دانشگاه ییل و با کمک هوش مصنوعی نگاشته شده است: https://www.youtube.com/watch?v=BUvNrU9YDO0
یادداشت های مالی
@finnota
YouTube
EDHEC Speaker Series | “Artificial Intelligence pricing and the Virtue of Complexity” by Bryan Kelly
Watch the full recording of the kickoff session of Season 5 of the EDHEC Business School The Future of Finance Speaker Series, featuring Bryan Kelly, Professor of Finance at Yale School of Management and Head of Machine Learning at AQR Capital Management.…
یادداشت های مالی
مقیاس پذیری در صنعت مشاوره و خدمات مالی یکی از مسائلی که به عنوان دغدغه فعالان حوزه مشاوره مدیریت و خدمات مالی مطرح است، مقیاس ناپذیری خدمات حوزه است. منظور این است که خدمت ارایه شده (عموما در قالب یک گزارش)، در بسیاری از موارد قابلیت ارایه به سایر مشتریان…
Gas Heater Replacement FS.html
58.2 KB
بازآفرینی مشاوره و خدمات مالی با هوش مصنوعی
هوش مصنوعی به کاهش هزینههای ارائه خدمات کمک میکند. اما مسئله صرفاً کاهش هزینه نیست. این ابزار سه ویژگی را فراهم میآورد:
مقیاسپذیری: توانایی ارائه خدمات به تعداد بالای مشتریان
مقایسهپذیری: امکان سنجش و مقایسه دقیق گزینههای متعدد
حفظ کیفیت معیار: تضمین ارائه سطح ثابتی از کیفیت
برای مثال، در پروژههای امکانسنجی اقتصادی، چالشهای رویکرد سنتی مشهود است. خروجی در قالب یک گزارش ایستا ارائه میشود که به مرور زمان کهنه شده و بهروزرسانی آن مستلزم صرف زمان و هزینه مجدد است. پاسخگویی به درخواستهای حسابرس و سایر افراد نیازمند هماهنگی و پیگیری است. در نهایت، این گزارشها علیرغم ساختار سلیقهای، توسعهپذیر و قابل شخصیسازی نیستند.
در سوی دیگر، گزارش امکانسنجی پویا (با کمک هوش مصنوعی) میتواند بر این موانع غلبه کند. این رویکرد نهتنها فرایند کار را تسهیل میکند، بلکه امکان مدیریت سناریوهای مختلف، بهروزرسانی آنی دادهها و پاسخگویی شفاف به ذینفعان را به سادگی فراهم میآورد.
در پیوست نسخهای ساده از این مفهوم را مشاهده نمایید.
یادداشتهای مالی
@finnota
هوش مصنوعی به کاهش هزینههای ارائه خدمات کمک میکند. اما مسئله صرفاً کاهش هزینه نیست. این ابزار سه ویژگی را فراهم میآورد:
مقیاسپذیری: توانایی ارائه خدمات به تعداد بالای مشتریان
مقایسهپذیری: امکان سنجش و مقایسه دقیق گزینههای متعدد
حفظ کیفیت معیار: تضمین ارائه سطح ثابتی از کیفیت
برای مثال، در پروژههای امکانسنجی اقتصادی، چالشهای رویکرد سنتی مشهود است. خروجی در قالب یک گزارش ایستا ارائه میشود که به مرور زمان کهنه شده و بهروزرسانی آن مستلزم صرف زمان و هزینه مجدد است. پاسخگویی به درخواستهای حسابرس و سایر افراد نیازمند هماهنگی و پیگیری است. در نهایت، این گزارشها علیرغم ساختار سلیقهای، توسعهپذیر و قابل شخصیسازی نیستند.
در سوی دیگر، گزارش امکانسنجی پویا (با کمک هوش مصنوعی) میتواند بر این موانع غلبه کند. این رویکرد نهتنها فرایند کار را تسهیل میکند، بلکه امکان مدیریت سناریوهای مختلف، بهروزرسانی آنی دادهها و پاسخگویی شفاف به ذینفعان را به سادگی فراهم میآورد.
در پیوست نسخهای ساده از این مفهوم را مشاهده نمایید.
یادداشتهای مالی
@finnota
یادداشت های مالی
Acquisition_in_action,_Crossing_the_minefield_V1_00_Edited_Kabirian.pdf
Merton Model Dafault Risk Ayandeh Bank V2.0.pdf
243.6 KB
تحلیل نقش بانک مرکزی در قیمت گذاری سهام بانک آینده در بازار
نویسنده مهمان: دکتر علیرضا شامخی (استاد محترم دانشگاه خاتم و متخصص فناوریهای مالی)
فایل پیوست به بررسی سوالی کلیدی میپردازد: چرا بازار، علیرغم آگاهی از ناترازی عمیق بانک آینده، این ریسک را آنطور که انتظار میرفت در قیمت سهام منعکس نمیکرد؟
نویسنده این فرضیه را مطرح میکند که مداخلات سیاستگذار، از طریق اقداماتی چون تأخیر در اعمال مقررات و اطمینانبخشی به سپردهگذاران، پارامتر «زمان مورد انتظار تا ورشکستگی» را در ذهن بازار به شکلی مصنوعی طولانیتر جلوه داده و این مسئله موجب ناکارایی بازار شده بود.
یادداشت های مالی
@finnota
نویسنده مهمان: دکتر علیرضا شامخی (استاد محترم دانشگاه خاتم و متخصص فناوریهای مالی)
فایل پیوست به بررسی سوالی کلیدی میپردازد: چرا بازار، علیرغم آگاهی از ناترازی عمیق بانک آینده، این ریسک را آنطور که انتظار میرفت در قیمت سهام منعکس نمیکرد؟
نویسنده این فرضیه را مطرح میکند که مداخلات سیاستگذار، از طریق اقداماتی چون تأخیر در اعمال مقررات و اطمینانبخشی به سپردهگذاران، پارامتر «زمان مورد انتظار تا ورشکستگی» را در ذهن بازار به شکلی مصنوعی طولانیتر جلوه داده و این مسئله موجب ناکارایی بازار شده بود.
یادداشت های مالی
@finnota
ادغام، تملک و اصلاح ساختار: مروری بر تجربیات شرکتهای ایرانی
روز گذشته، با حضور اساتید ارجمند دکتر عبده تبریزی و دکتر اسلامی بیدگلی و جمعی از دوستان، از کتاب «ادغام، تملک و اصلاح ساختار: مروری بر تجربیات شرکتهای ایرانی» در نمایشگاه کیش اینوکس رونمایی شد.
این کتاب حاصل تلاش آقای علیرضا شامخی و من (محمدحسین کبیریان) است. در نگارش آن کوشیدهایم ضمن ارائه چارچوب نظری منسجم و کاربردی، با طرح موردکاویهای متعدد، تجربههای شرکتهای ایرانی را در این حوزه مرور کنیم و پیوندی میان دانش عمومی ادغام و تملک و بستر منحصربهفرد اقتصادی و حقوقی بنگاهداری در ایران برقرار سازیم.
کتاب در نه فصل تنظیم شده و با پرداختن به مباحثی همچون مفاهیم بنیادین ادغام و تملک، سرمایهگذاری در شرکتهای آسیبدیده، ریزکاوی و ابزارهای آن، مروری بر ارزشگذاری و ملاحظات کلیدی، کنترل و جنبههای مرتبط با آن، بازیگران ادغام و تملک در ایران، اصلاح ساختار و نیز موردکاویهای تکمیلی، چارچوبی برای مواجهه با مسائل این حوزه ارائه میکند.
امیدواریم بهزودی، با انتشار عمومی کتاب از دیدگاهها و نظرات ارزشمند مخاطبان بهرهمند شویم.
یادداشت های مالی
@finnota
روز گذشته، با حضور اساتید ارجمند دکتر عبده تبریزی و دکتر اسلامی بیدگلی و جمعی از دوستان، از کتاب «ادغام، تملک و اصلاح ساختار: مروری بر تجربیات شرکتهای ایرانی» در نمایشگاه کیش اینوکس رونمایی شد.
این کتاب حاصل تلاش آقای علیرضا شامخی و من (محمدحسین کبیریان) است. در نگارش آن کوشیدهایم ضمن ارائه چارچوب نظری منسجم و کاربردی، با طرح موردکاویهای متعدد، تجربههای شرکتهای ایرانی را در این حوزه مرور کنیم و پیوندی میان دانش عمومی ادغام و تملک و بستر منحصربهفرد اقتصادی و حقوقی بنگاهداری در ایران برقرار سازیم.
کتاب در نه فصل تنظیم شده و با پرداختن به مباحثی همچون مفاهیم بنیادین ادغام و تملک، سرمایهگذاری در شرکتهای آسیبدیده، ریزکاوی و ابزارهای آن، مروری بر ارزشگذاری و ملاحظات کلیدی، کنترل و جنبههای مرتبط با آن، بازیگران ادغام و تملک در ایران، اصلاح ساختار و نیز موردکاویهای تکمیلی، چارچوبی برای مواجهه با مسائل این حوزه ارائه میکند.
امیدواریم بهزودی، با انتشار عمومی کتاب از دیدگاهها و نظرات ارزشمند مخاطبان بهرهمند شویم.
یادداشت های مالی
@finnota
Forwarded from bourse365 (Mansoor Asghari)
کانال تحلیلی بورس 365
این کانال با هدف ارائه تحلیلهای دقیق و قابلاتکا درباره بازار بورس و اخبار سیاسی–اقتصادی اثرگذار راهاندازی شده است.
تمرکز اصلی بر سهام بنیادی، رفتار نقدینگی، تحلیل گزارشها و ارائه چشمانداز اقتصادی در افقهای زمانی متنوع؛ بدون هیجانسازی و سیگنالفروشی.
در این کانال چه مییابید؟
- 📈 تحلیل روزانه و هفتگی بازار سهام
- 🔍 رصد اخبار مؤثر اقتصادی و سیاسی
- 💡 معرفی فرصتهای سرمایهگذاری بر پایه ارزشگذاری بنیادی
- 📉 پیگیری رفتار نقدینگی و شناسایی سهام ارزنده
- 🎯 ارائه چشمانداز بلندمدت بدون جهتگیری هیجانی
✍️ نویسنده کانال:
منصور اصغری – دانشجوی دکتری مالی دانشگاه تهران
📈 بورس ۳۶۵ | تحلیل روزانه بازار، سیاست و اقتصاد
🔗 t.me/bour3e365
این کانال با هدف ارائه تحلیلهای دقیق و قابلاتکا درباره بازار بورس و اخبار سیاسی–اقتصادی اثرگذار راهاندازی شده است.
تمرکز اصلی بر سهام بنیادی، رفتار نقدینگی، تحلیل گزارشها و ارائه چشمانداز اقتصادی در افقهای زمانی متنوع؛ بدون هیجانسازی و سیگنالفروشی.
در این کانال چه مییابید؟
- 📈 تحلیل روزانه و هفتگی بازار سهام
- 🔍 رصد اخبار مؤثر اقتصادی و سیاسی
- 💡 معرفی فرصتهای سرمایهگذاری بر پایه ارزشگذاری بنیادی
- 📉 پیگیری رفتار نقدینگی و شناسایی سهام ارزنده
- 🎯 ارائه چشمانداز بلندمدت بدون جهتگیری هیجانی
✍️ نویسنده کانال:
منصور اصغری – دانشجوی دکتری مالی دانشگاه تهران
📈 بورس ۳۶۵ | تحلیل روزانه بازار، سیاست و اقتصاد
🔗 t.me/bour3e365
Telegram
bourse365
این کانال به سبب پوشش اخبار سیاسی و اقتصادی موثر بر بازار سرمایه و همچنین تاکید بر خرید سهم بنیادی راه اندازی شده است.
ارتباط با نویسنده:
@MansoorAsghari
دانشجوی دکتری مالی دانشگاه تهران
توجه:نویسنده مسؤل سود یا زیان استفاده کنندگان از مطالب کانال نیست.
ارتباط با نویسنده:
@MansoorAsghari
دانشجوی دکتری مالی دانشگاه تهران
توجه:نویسنده مسؤل سود یا زیان استفاده کنندگان از مطالب کانال نیست.
یادداشت های مالی
ادغام، تملک و اصلاح ساختار: مروری بر تجربیات شرکتهای ایرانی روز گذشته، با حضور اساتید ارجمند دکتر عبده تبریزی و دکتر اسلامی بیدگلی و جمعی از دوستان، از کتاب «ادغام، تملک و اصلاح ساختار: مروری بر تجربیات شرکتهای ایرانی» در نمایشگاه کیش اینوکس رونمایی شد.…
پیش از انتشار عمومی کتاب «ادغام، تملک و اصلاح ساختار» – قسمت اول
یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی
پیش از نگارش این کتاب، با پرسشی مهم مواجه بودیم: با وجود انبوهی از کتابهای مرتبط با ادغام و تملک در بازار نشر ایران، چرا هر فردی که درباره موضوع با او گفتوگو میکردیم، همچنان علاقهمند و مشتاق به مطالعه بیشتر در موضوع ادغام و تملک است؟ خواننده مشتاق شنیدن چه اطلاعات جدیدی است که در کتابهای پیشین نبوده است؟
مطالعه منابع موجود چند نکته را نشان داد. نخست آنکه مثالهای ارائهشده عمدتاً از شرکتهای خارجی نظیر جنرالموتورز، اپل و کوکاکولا و مرتبط با دهههای گذشته بود؛ بنابراین تجربیاتی را بازتاب میداد که با فضای واقعی و روزمره کسبوکار در ایران پیوندی نداشت. دوم آنکه ابزارها، قوانین و فضای حقوقی–اقتصادی طرحشده در آنها تناسبی با شرایط ایران نداشت. همین نکات ما را بر آن داشت تا به فکر نگارش کتابی ویژه مخاطبان فارسیزبان ــ و بهطور خاص مدیران، تحلیلگران و علاقهمندان ایرانی ــ بیفتیم.
با همین رویکرد، تلاش شد نگارش کتاب بهگونهای تنظیم شود که:
الف) ابتدا مخاطب را با مفاهیم بنیادی این حوزه آشنا کند؛ سپس با توجه به بافت حقوقی و اقتصادی ایران، او را در شناسایی شرکتهای هدف و بررسی دقیق آنها از منظر عملیاتی، حقوقی، مالی، منابع انسانی و فنی یاری دهد؛ در ادامه، ملاحظات اساسی مربوط به ارزشگذاری، کنترل و بازیگران بازار ادغام و تملک ایران را که در فرایند معامله نقشی تعیینکننده دارند، مطرح کند؛ و در نهایت چارچوبی کاربردی برای اصلاح ساختار مالی و عملیاتی در اختیار خواننده قرار دهد.
ب) در خلال فصلها و برای ملموسکردن مباحث، ۶۲ مطالعه موردی از تجربیات واقعی مدیران و بنگاههای ایرانی ارائه شده و در پایان نیز ۱۹ تمرین برای تفکر و تحلیل بیشتر گنجانده شده است. مطالعههای موردی کتاب مجموعهای متنوع از صنایع و انواع شرکتها را پوشش میدهد؛ از کالاهای اساسی و محصولات صنعتی تا شرکتهای نوپا، متوسط و بزرگ؛ از شرکتهای خصوصی و عمومی تا بنگاههای در حال رشد، بالغ یا در مسیر افول. این تنوع کمنظیر یادآور میشود که ادغام و تملک صرفاً مختص شرکتهای بزرگ یا بحرانزده نیست؛ بلکه دانشی عمومی و ضروری برای مدیران، تحلیلگران و مشاوران بهشمار میآید.
برخی از شرکتهای مورد اشاره در کتاب عبارتاند از:
گروه صنعتی گلرنگ
مخابرات ایران
همراه اول
فولاد مبارکه
ملی صنایع مس ایران
گروه فیروزه
افق کوروش
سپید ماکیان
همراه مکانیک
کنتورسازی ایران
سایپا دیزل
ایران خودرو
هنکل پاکوش
تپسل
هلدینگ مکس
مادیران
گروه مینو
تخفیفان
ویتانا
فروشگاههای زنجیرهای رفاه
دیجیکالا
تولیپرس
پاکسان
امیدواریم با انتشار کتاب، بتوانیم نشستهایی با حضور مدیران بنگاهها و علاقهمندان حوزه ادغام و تملک برگزار کنیم. باور داریم این کتاب میتواند نقطه آغاز گفتوگوها و تعاملات ارزشمند در زمینه ادغام، تملک و اصلاح ساختار در ایران باشد.
یادداشت های مالی
@finnota
یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی
پیش از نگارش این کتاب، با پرسشی مهم مواجه بودیم: با وجود انبوهی از کتابهای مرتبط با ادغام و تملک در بازار نشر ایران، چرا هر فردی که درباره موضوع با او گفتوگو میکردیم، همچنان علاقهمند و مشتاق به مطالعه بیشتر در موضوع ادغام و تملک است؟ خواننده مشتاق شنیدن چه اطلاعات جدیدی است که در کتابهای پیشین نبوده است؟
مطالعه منابع موجود چند نکته را نشان داد. نخست آنکه مثالهای ارائهشده عمدتاً از شرکتهای خارجی نظیر جنرالموتورز، اپل و کوکاکولا و مرتبط با دهههای گذشته بود؛ بنابراین تجربیاتی را بازتاب میداد که با فضای واقعی و روزمره کسبوکار در ایران پیوندی نداشت. دوم آنکه ابزارها، قوانین و فضای حقوقی–اقتصادی طرحشده در آنها تناسبی با شرایط ایران نداشت. همین نکات ما را بر آن داشت تا به فکر نگارش کتابی ویژه مخاطبان فارسیزبان ــ و بهطور خاص مدیران، تحلیلگران و علاقهمندان ایرانی ــ بیفتیم.
با همین رویکرد، تلاش شد نگارش کتاب بهگونهای تنظیم شود که:
الف) ابتدا مخاطب را با مفاهیم بنیادی این حوزه آشنا کند؛ سپس با توجه به بافت حقوقی و اقتصادی ایران، او را در شناسایی شرکتهای هدف و بررسی دقیق آنها از منظر عملیاتی، حقوقی، مالی، منابع انسانی و فنی یاری دهد؛ در ادامه، ملاحظات اساسی مربوط به ارزشگذاری، کنترل و بازیگران بازار ادغام و تملک ایران را که در فرایند معامله نقشی تعیینکننده دارند، مطرح کند؛ و در نهایت چارچوبی کاربردی برای اصلاح ساختار مالی و عملیاتی در اختیار خواننده قرار دهد.
ب) در خلال فصلها و برای ملموسکردن مباحث، ۶۲ مطالعه موردی از تجربیات واقعی مدیران و بنگاههای ایرانی ارائه شده و در پایان نیز ۱۹ تمرین برای تفکر و تحلیل بیشتر گنجانده شده است. مطالعههای موردی کتاب مجموعهای متنوع از صنایع و انواع شرکتها را پوشش میدهد؛ از کالاهای اساسی و محصولات صنعتی تا شرکتهای نوپا، متوسط و بزرگ؛ از شرکتهای خصوصی و عمومی تا بنگاههای در حال رشد، بالغ یا در مسیر افول. این تنوع کمنظیر یادآور میشود که ادغام و تملک صرفاً مختص شرکتهای بزرگ یا بحرانزده نیست؛ بلکه دانشی عمومی و ضروری برای مدیران، تحلیلگران و مشاوران بهشمار میآید.
برخی از شرکتهای مورد اشاره در کتاب عبارتاند از:
گروه صنعتی گلرنگ
مخابرات ایران
همراه اول
فولاد مبارکه
ملی صنایع مس ایران
گروه فیروزه
افق کوروش
سپید ماکیان
همراه مکانیک
کنتورسازی ایران
سایپا دیزل
ایران خودرو
هنکل پاکوش
تپسل
هلدینگ مکس
مادیران
گروه مینو
تخفیفان
ویتانا
فروشگاههای زنجیرهای رفاه
دیجیکالا
تولیپرس
پاکسان
امیدواریم با انتشار کتاب، بتوانیم نشستهایی با حضور مدیران بنگاهها و علاقهمندان حوزه ادغام و تملک برگزار کنیم. باور داریم این کتاب میتواند نقطه آغاز گفتوگوها و تعاملات ارزشمند در زمینه ادغام، تملک و اصلاح ساختار در ایران باشد.
یادداشت های مالی
@finnota
یادداشت های مالی
پیش از انتشار عمومی کتاب «ادغام، تملک و اصلاح ساختار» – قسمت اول یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی پیش از نگارش این کتاب، با پرسشی مهم مواجه بودیم: با وجود انبوهی از کتابهای مرتبط با ادغام و تملک در بازار نشر ایران، چرا هر فردی که درباره موضوع با او گفتوگو…
ادغام و تملک: قمار پرریسک یا قابلیت سازمانی پایدار؟
یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی
تا دو دهه پیش، موفقیت در فرآیند ادغام و تملک (M&A) بیشتر به قماری پرریسک شباهت داشت. آمارهای دهه ۱۹۹۰ میلادی نشان میداد که تنها حدود ۳۰ درصد از معاملات به اهداف تعیینشده دست مییافتند. اما امروز تصویر متفاوتی پیش روی ماست؛ نرخ موفقیت در سالهای اخیر به بیش از ۶۰ درصد رسیده است. این جهش چشمگیر، حاصل تغییری بنیادین در رویکرد سازمانهاست: گذر از اتکا به شانس و شهود فردی، به سمت فرآیندهای علمی، تکرارپذیر و دادهمحور.
یکی از مهمترین تحولات در این مسیر، حرفهایسازی فرآیند «ریزکاوی» (Due Diligence) است. امروزه در ریزکاوی، دیگر تنها به بررسی دفاتر مالی و حقوقی بسنده نمیشود؛ بلکه تمرکز بر «ریزکاوی راهبردی و عملیاتی» است. هدف از این رویکرد جدید، سنجش دقیق تطابق معامله با اهداف بلندمدت و مسیر رشد شرکت، و همچنین ارزیابی واقعبینانه ظرفیتها برای تحقق همافزاییها و مزایای پیشبینیشده است.
همزمان با ریزکاوی، برنامهریزی برای یکپارچهسازی ساختاری، فرآیندی و فرهنگی نیز از همان آغاز مذاکرات طراحی میشود تا عملیات پس از تملک، بدون وقفه و شکاف اجرا شود. پیچیدگی فرآیندهای ادغام و تملک باعث شده تا تیمهای تخصصی در ساختار سازمانی شرکتها شکل بگیرند. ایجاد تیمهای ثابت و متمرکز بر جستوجو، ارزیابی و اجرای معاملات، M&A را از یک رویداد موردی و مقطعی به یک قابلیت سازمانی دائمی تبدیل کرده است.
در کنار تکامل فرآیندها، نگرش مدیران نیز دستخوش تغییر شده است. آنان به مرور زمان دریافتهاند که ناکامی در همسوسازی فرهنگها و عدم توانایی در حفظ نیروهای کلیدی، از دلایل اصلی شکست پروژههاست. از همین رو، برندگان حوزه M&A سرمایهگذاری ویژهای بر مدیریت فرهنگ سازمانی و حفظ استعدادها دارند.
این تحولات تنها محدود به شرکتهای خارجی نیست. در کتاب جدیدمان با عنوان «ادغام، تملک و اصلاح ساختار»، کوشیدهایم این رویکرد علمی را با مطالعات موردی (Case Studies) ایرانی پیوند دهیم. ویژگیهای برجسته کتاب عبارتاند از:
بررسی تجربههای واقعی شرکتهای ایرانی در حوزه ادغام و تملک؛
تمرکز ویژه بر عمقبخشی به فرآیند ریزکاوی (اعم از استراتژیک و عملیاتی)؛
واکاوی برنامهریزی پس از تملک و چالشهای یکپارچهسازی در بستر فرهنگ و ساختار بومی؛
استخراج الگوهای عملی از تجارب موفق و ناموفق داخلی به عنوان راهنمایی برای مدیران و سرمایهگذاران.
هدف نهایی کتاب این است که مدیران ایرانی، بتوانند با بهرهگیری از دانش بومی و درسهای بازار داخلی، مقوله ادغام و تملک را از اقدامی پرخطر به مسیری برای رشد پایدار و قابل تکرار تبدیل کنند.
منبع برای مطالعه بیشتر:
https://www.bain.com/insights/how-companies-got-so-good-at-m-and-a/
روی دیگر سکه: نقد آقای محمد وکیلی بر این موضوع را نیز مطالعه کنید:
https://news.1rj.ru/str/oracleofomaha30/180
یادداشت های مالی
@finnota
یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی
تا دو دهه پیش، موفقیت در فرآیند ادغام و تملک (M&A) بیشتر به قماری پرریسک شباهت داشت. آمارهای دهه ۱۹۹۰ میلادی نشان میداد که تنها حدود ۳۰ درصد از معاملات به اهداف تعیینشده دست مییافتند. اما امروز تصویر متفاوتی پیش روی ماست؛ نرخ موفقیت در سالهای اخیر به بیش از ۶۰ درصد رسیده است. این جهش چشمگیر، حاصل تغییری بنیادین در رویکرد سازمانهاست: گذر از اتکا به شانس و شهود فردی، به سمت فرآیندهای علمی، تکرارپذیر و دادهمحور.
یکی از مهمترین تحولات در این مسیر، حرفهایسازی فرآیند «ریزکاوی» (Due Diligence) است. امروزه در ریزکاوی، دیگر تنها به بررسی دفاتر مالی و حقوقی بسنده نمیشود؛ بلکه تمرکز بر «ریزکاوی راهبردی و عملیاتی» است. هدف از این رویکرد جدید، سنجش دقیق تطابق معامله با اهداف بلندمدت و مسیر رشد شرکت، و همچنین ارزیابی واقعبینانه ظرفیتها برای تحقق همافزاییها و مزایای پیشبینیشده است.
همزمان با ریزکاوی، برنامهریزی برای یکپارچهسازی ساختاری، فرآیندی و فرهنگی نیز از همان آغاز مذاکرات طراحی میشود تا عملیات پس از تملک، بدون وقفه و شکاف اجرا شود. پیچیدگی فرآیندهای ادغام و تملک باعث شده تا تیمهای تخصصی در ساختار سازمانی شرکتها شکل بگیرند. ایجاد تیمهای ثابت و متمرکز بر جستوجو، ارزیابی و اجرای معاملات، M&A را از یک رویداد موردی و مقطعی به یک قابلیت سازمانی دائمی تبدیل کرده است.
در کنار تکامل فرآیندها، نگرش مدیران نیز دستخوش تغییر شده است. آنان به مرور زمان دریافتهاند که ناکامی در همسوسازی فرهنگها و عدم توانایی در حفظ نیروهای کلیدی، از دلایل اصلی شکست پروژههاست. از همین رو، برندگان حوزه M&A سرمایهگذاری ویژهای بر مدیریت فرهنگ سازمانی و حفظ استعدادها دارند.
این تحولات تنها محدود به شرکتهای خارجی نیست. در کتاب جدیدمان با عنوان «ادغام، تملک و اصلاح ساختار»، کوشیدهایم این رویکرد علمی را با مطالعات موردی (Case Studies) ایرانی پیوند دهیم. ویژگیهای برجسته کتاب عبارتاند از:
بررسی تجربههای واقعی شرکتهای ایرانی در حوزه ادغام و تملک؛
تمرکز ویژه بر عمقبخشی به فرآیند ریزکاوی (اعم از استراتژیک و عملیاتی)؛
واکاوی برنامهریزی پس از تملک و چالشهای یکپارچهسازی در بستر فرهنگ و ساختار بومی؛
استخراج الگوهای عملی از تجارب موفق و ناموفق داخلی به عنوان راهنمایی برای مدیران و سرمایهگذاران.
هدف نهایی کتاب این است که مدیران ایرانی، بتوانند با بهرهگیری از دانش بومی و درسهای بازار داخلی، مقوله ادغام و تملک را از اقدامی پرخطر به مسیری برای رشد پایدار و قابل تکرار تبدیل کنند.
منبع برای مطالعه بیشتر:
https://www.bain.com/insights/how-companies-got-so-good-at-m-and-a/
روی دیگر سکه: نقد آقای محمد وکیلی بر این موضوع را نیز مطالعه کنید:
https://news.1rj.ru/str/oracleofomaha30/180
یادداشت های مالی
@finnota
یادداشت های مالی
ادغام و تملک: قمار پرریسک یا قابلیت سازمانی پایدار؟ یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی تا دو دهه پیش، موفقیت در فرآیند ادغام و تملک (M&A) بیشتر به قماری پرریسک شباهت داشت. آمارهای دهه ۱۹۹۰ میلادی نشان میداد که تنها حدود ۳۰ درصد از معاملات به اهداف تعیینشده…
چرا ادغام و تملک مورد توجه شرکتهای تأمین سرمایۀ ایرانی نیست؟
یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی
ادغام و تملک (Mergers & Acquisitions) بهطور رسمی یکی از خدمات قابل ارائه توسط شرکتهای تأمین سرمایه در ایران است. با این حال، در عمل مشاهده میشود که فعالیت این شرکتها در حوزه M&A بسیار محدود و پراکنده است. دلایل احتمالی این مسئله چیست؟
۱. رکود اقتصادی و شکل نگرفتن بازار واقعی M&A در ایران
نخستین مانع، نبود بازاری فعال و پویا برای ادغام و تملک در اقتصاد ایران است. رکود مزمن اقتصادی، تورم بالا، تحریمهای بینالمللی و نوسانات شدید نرخ ارز، فضای سرمایهگذاری را بهشدت نامطمئن کرده است. در چنین شرایطی، ارزشگذاری شرکتها، بهویژه شرکتهای غیربورسی یا زیانده، بهشدت دشوار و محل اختلاف است و سرمایهگذاران خصوصی تمایل چندانی به ورود به بنگاههای ورشکسته و بحرانزده به امید کسب بازدهی از مسیر اصلاح ساختار ندارند.
از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از پروندههای بالقوه M&A در ایران به واگذاریهای دولتی و خصوصیسازیها بازمیگردد. تجربههای پرحاشیۀ گذشته (مانند پروندههای هفتتپه یا ماشینسازی تبریز) فضای روانی سنگینی ایجاد کرده است. مدیران تأمین سرمایه و سرمایهگذاران ترجیح میدهند بهکلی از پروژههایی که ممکن است در آینده تبعات حقوقی یا امنیتی داشته باشند، فاصله بگیرند.
۲. فاصله میان تخصص تحلیلگران و ماهیت واقعی M&A
شرکتهایی که در معرض ادغام و تملک قرار میگیرند، غالباً شرکتهای آسیبدیده با مشکلات عمیق مالی، حقوقی و عملیاتی هستند. علاوه بر این، بسیاری از شرکتهای بالقوه برای M&A در ایران غیربورسیاند و صورتهای مالی منظم، حسابرسیشده و قابل اتکا ندارند. این در حالی است که:
- تحلیلگران تأمین سرمایه عمدتاً برای کار با شرکتهای بورسی و دادههای استاندارد (مانند اطلاعات کدال) آموزش دیدهاند.
- در چنین شرایطی نیاز به بررسی عمیق و فراتر از تحلیل مالی متعارف است؛ بررسیهایی که شامل حسابرسی عملیاتی، شناسایی ریسکهای حقوقی، تحلیل صنعت و حتی ارزیابی کیفیت مدیریت میشود.
بهعبارت دیگر، این نوع پروژهها نیازمند تیمهای چندرشتهای متشکل از حقوقدان، حسابرس عملیاتی و متخصص صنعت هستند، نه صرفاً تحلیلگر مالی با مدارک حرفهای بورسی. اکثر شرکتهای تأمین سرمایه در ایران فاقد چنین ساختار و تیمهایی هستند و طبیعتاً از ورود به این حوزه اجتناب میکنند.
۳. ماهیت غیرکارشناسی بسیاری از مسائل کلیدی M&A در ایران
بخش مهمی از مشکلات شرکتهای هدف، اساساً در سطح کارشناسی قابل حل نیست. برای مثال:
- بدهیهای کلان بانکی، مالیاتی یا بیمهای
- اختلافات حقوقی با نهادهای دولتی
- نیاز به اخذ مهلت، تخفیف و اصلاح ساختار بدهیها
حلوفصل این مسائل، بیش از آنکه به مدلسازی مالی و تحلیل اکسل وابسته باشد، نیازمند مذاکره در سطوح بالا، قدرت چانهزنی و ارتباطات نهادی است. در شرایط فعلی، مدیران ارشد شرکتهای تأمین سرمایه تمرکز خود را بر فعالیتهای روتین و کمریسک گذاشتهاند و کمتر وارد فرآیندهای پیچیده و فرسایشی میشوند که نیازمند حضور مستمر مدیریتی و حتی لابی نهادی است.
۴. ساختار درآمدی تأمین سرمایهها و نبود انگیزه اقتصادی
ساختار درآمدی شرکتهای تأمین سرمایه نیز نقش مهمی در این بیمیلی دارد. زمانی که بازارگردانی، تعهد پذیرهنویسی، عرضههای اولیه یا خدمات مشابه میتوانند با پیچیدگی کمتر و ریسک محدود، درآمدهای قابلتوجهی ایجاد کنند، ورود به پروژههای M&A که بسیار زمانبر، پرریسک و با احتمال شکست بالا هستند، از نظر اقتصادی جذابیت خود را از دست میدهد. در عمل، ممکن است یک پروژه M&A پس از ماهها یا حتی بیش از یک سال مذاکره به نتیجه نرسد و هیچ کارمزدی نصیب شرکت تأمین سرمایه نکند.
۵. نبود خریداران حرفهای و فعال در بازار
ادغام و تملک زمانی معنا و پویایی پیدا میکند که خریداران حرفهای در بازار حضور داشته باشند؛ خریدارانی که یا به دنبال همافزایی عملیاتی هستند یا سرمایهگذاران مالی صبور با چشمانداز اصلاح ساختار و خروج در آینده؛ در ایران:
- سرمایهگذاران نهادی صبور کمتعدادند.
- صندوقها اغلب کوتاهمدت و بازارمحور هستند.
- بازیگران اصلی نیز عموماً دولتیاند یا با محدودیتهای سیاسی و نظارتی مواجهاند.
در غیاب چنین خریدارانی، بازار M&A عملاً بیرمق میشود و شرکتهای تأمین سرمایه نیز انگیزهای برای توسعه این خدمت ندارند.
یادداشت های مالی
@finnota
یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی
ادغام و تملک (Mergers & Acquisitions) بهطور رسمی یکی از خدمات قابل ارائه توسط شرکتهای تأمین سرمایه در ایران است. با این حال، در عمل مشاهده میشود که فعالیت این شرکتها در حوزه M&A بسیار محدود و پراکنده است. دلایل احتمالی این مسئله چیست؟
۱. رکود اقتصادی و شکل نگرفتن بازار واقعی M&A در ایران
نخستین مانع، نبود بازاری فعال و پویا برای ادغام و تملک در اقتصاد ایران است. رکود مزمن اقتصادی، تورم بالا، تحریمهای بینالمللی و نوسانات شدید نرخ ارز، فضای سرمایهگذاری را بهشدت نامطمئن کرده است. در چنین شرایطی، ارزشگذاری شرکتها، بهویژه شرکتهای غیربورسی یا زیانده، بهشدت دشوار و محل اختلاف است و سرمایهگذاران خصوصی تمایل چندانی به ورود به بنگاههای ورشکسته و بحرانزده به امید کسب بازدهی از مسیر اصلاح ساختار ندارند.
از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از پروندههای بالقوه M&A در ایران به واگذاریهای دولتی و خصوصیسازیها بازمیگردد. تجربههای پرحاشیۀ گذشته (مانند پروندههای هفتتپه یا ماشینسازی تبریز) فضای روانی سنگینی ایجاد کرده است. مدیران تأمین سرمایه و سرمایهگذاران ترجیح میدهند بهکلی از پروژههایی که ممکن است در آینده تبعات حقوقی یا امنیتی داشته باشند، فاصله بگیرند.
۲. فاصله میان تخصص تحلیلگران و ماهیت واقعی M&A
شرکتهایی که در معرض ادغام و تملک قرار میگیرند، غالباً شرکتهای آسیبدیده با مشکلات عمیق مالی، حقوقی و عملیاتی هستند. علاوه بر این، بسیاری از شرکتهای بالقوه برای M&A در ایران غیربورسیاند و صورتهای مالی منظم، حسابرسیشده و قابل اتکا ندارند. این در حالی است که:
- تحلیلگران تأمین سرمایه عمدتاً برای کار با شرکتهای بورسی و دادههای استاندارد (مانند اطلاعات کدال) آموزش دیدهاند.
- در چنین شرایطی نیاز به بررسی عمیق و فراتر از تحلیل مالی متعارف است؛ بررسیهایی که شامل حسابرسی عملیاتی، شناسایی ریسکهای حقوقی، تحلیل صنعت و حتی ارزیابی کیفیت مدیریت میشود.
بهعبارت دیگر، این نوع پروژهها نیازمند تیمهای چندرشتهای متشکل از حقوقدان، حسابرس عملیاتی و متخصص صنعت هستند، نه صرفاً تحلیلگر مالی با مدارک حرفهای بورسی. اکثر شرکتهای تأمین سرمایه در ایران فاقد چنین ساختار و تیمهایی هستند و طبیعتاً از ورود به این حوزه اجتناب میکنند.
۳. ماهیت غیرکارشناسی بسیاری از مسائل کلیدی M&A در ایران
بخش مهمی از مشکلات شرکتهای هدف، اساساً در سطح کارشناسی قابل حل نیست. برای مثال:
- بدهیهای کلان بانکی، مالیاتی یا بیمهای
- اختلافات حقوقی با نهادهای دولتی
- نیاز به اخذ مهلت، تخفیف و اصلاح ساختار بدهیها
حلوفصل این مسائل، بیش از آنکه به مدلسازی مالی و تحلیل اکسل وابسته باشد، نیازمند مذاکره در سطوح بالا، قدرت چانهزنی و ارتباطات نهادی است. در شرایط فعلی، مدیران ارشد شرکتهای تأمین سرمایه تمرکز خود را بر فعالیتهای روتین و کمریسک گذاشتهاند و کمتر وارد فرآیندهای پیچیده و فرسایشی میشوند که نیازمند حضور مستمر مدیریتی و حتی لابی نهادی است.
۴. ساختار درآمدی تأمین سرمایهها و نبود انگیزه اقتصادی
ساختار درآمدی شرکتهای تأمین سرمایه نیز نقش مهمی در این بیمیلی دارد. زمانی که بازارگردانی، تعهد پذیرهنویسی، عرضههای اولیه یا خدمات مشابه میتوانند با پیچیدگی کمتر و ریسک محدود، درآمدهای قابلتوجهی ایجاد کنند، ورود به پروژههای M&A که بسیار زمانبر، پرریسک و با احتمال شکست بالا هستند، از نظر اقتصادی جذابیت خود را از دست میدهد. در عمل، ممکن است یک پروژه M&A پس از ماهها یا حتی بیش از یک سال مذاکره به نتیجه نرسد و هیچ کارمزدی نصیب شرکت تأمین سرمایه نکند.
۵. نبود خریداران حرفهای و فعال در بازار
ادغام و تملک زمانی معنا و پویایی پیدا میکند که خریداران حرفهای در بازار حضور داشته باشند؛ خریدارانی که یا به دنبال همافزایی عملیاتی هستند یا سرمایهگذاران مالی صبور با چشمانداز اصلاح ساختار و خروج در آینده؛ در ایران:
- سرمایهگذاران نهادی صبور کمتعدادند.
- صندوقها اغلب کوتاهمدت و بازارمحور هستند.
- بازیگران اصلی نیز عموماً دولتیاند یا با محدودیتهای سیاسی و نظارتی مواجهاند.
در غیاب چنین خریدارانی، بازار M&A عملاً بیرمق میشود و شرکتهای تأمین سرمایه نیز انگیزهای برای توسعه این خدمت ندارند.
یادداشت های مالی
@finnota
یادداشت های مالی
در هر صورت، نگاهی به نمودار این نکته را به ذهن می آورد که رشد و اصلاح نرخ ارز را نبایستی به رفت و آمد افراد نسبت داد و چاره ثبات ارزی را بایستی در جای دیگری جستجو نمود.
نگاهی دوباره به وضعیت دلار (دی 1404)
به بهانۀ تحولات اخیر دلار، نمودارهای برآورد نرخ تعادلی دلار به روز شده است. اگر با روش بررسی آشنایی ندارید، مطالب پیشین را مطالعه کنید.
یادداشت های مالی
@finnota
به بهانۀ تحولات اخیر دلار، نمودارهای برآورد نرخ تعادلی دلار به روز شده است. اگر با روش بررسی آشنایی ندارید، مطالب پیشین را مطالعه کنید.
یادداشت های مالی
@finnota
Forwarded from شرکت سبدگردان اعتبار
Budget Plan 1405 Review EtebarCapital.pdf
10.6 MB
روز گذشته، لایحه بودجه 1405 به مجلس ارایه شد و تصویری از برنامه دولت برای سال مالی پیش رو در اختیار فعالان اقتصادی کشور قرار گرفت.
شاید مهمترین تغییر بودجه را بتوان عبور از ارز ترجیحی و تغییر سیاست یارانه ای از اعطای یارانه به مصرف کننده به جای تولیدکننده دانست.
در ارایه پیش رو، ضمن مرور بودجه و مفروضات آن، در خصوص برخی از نتایج مورد انتظار بودجه و آثار آن بر بازار سرمایه بحث نموده ایم.
طبیعتا تا الان چیزی قطعی نیست و بایستی منتظر بررسی لایحه در مجلس و تغییرات احتمالی نمایندگان در این سند در روزها آتی باشیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یادداشت های مالی
صد هزار کیلووات ساعت برق چند؟ اگر مصرف کننده ای در شهر تهران 100 هزار کیلووات ساعت برق (معادل با مصرف تقریبا ۲۵۰ خانوار) در یک ماه غیرگرم و در شرایط میان باری (غیراوج) مصرف کند، مبلغ قبض وی چقدر خواهد بود؟ بسته به اینکه مصرف کننده چه کسی باشد خواهیم داشت:…
نرخ گاز گلخانه چند؟
هر متر مکعب گاز گلخانه بعد از هجده سال! عدم تغییر از 86 تومان به 175 تومان رسید. اما این همۀ ماجرا نیست:
یادداشت های مالی
@finnota
هر متر مکعب گاز گلخانه بعد از هجده سال! عدم تغییر از 86 تومان به 175 تومان رسید. اما این همۀ ماجرا نیست:
محمدمهدی برومندی معاون امور باغبانی وزارت جهادکشاورزی در این ارتباط اظهار داشت: «اخیراً با مصوبه هیئت وزیران، قیمت هر مترمکعب گاز از 86 تومان به حدود 574 تومان افزایش یافته است که با پیگیریهای ما در نهایت این عدد به 175 تومان رسید.»https://www.tasnimnews.com/fa/news/1404/07/07/3411410/%D9%86%D8%B1%D8%AE-%DA%AF%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-18-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA
وی با توجه به ناترازی های انرژی در کشور هشدار داد: تمام گلخانه ها باید نصب و بکار گیری تجهیزات مدرن و استاندارد که مصرف سوخت را بهینه می کنند را به عنوان اولویت جدی در دستور کار خود قرار دهند.
یادداشت های مالی
@finnota
خبرگزاری تسنیم | Tasnim
نرخ گاز گلخانهها پس از ۱۸ سال، افزایش یافت
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم بر اساس مصوبه جدید هیئت وزیران قیمت گاز مصرفی گلخانه داران که از سال 1386 تغییر نکرده بود، افزایش یافت و از 86 تومان به 175 تومان تغییر کردکه کمی بیش از دو برابر است.
برنامه دولت برای بنزین در سال 1405 چیست؟
دولت در لایحه بودجه 548 همت درآمد ناشی از فروش بنزین غیریارانه ای دیده است.
با فرض اینکه هر لیتر بنزین غیریارانه ای معادل 60 تا 80 هزار تومان به فروش برسد، می توان دید که برنامه دولت، فروش 20 تا 25 میلیون لیتر بنزین غیریارانه ای در روز است که تمامی آن در قالب یارانه مصرف خواهد شد.
البته در حال حاضر بنزین سوپر که به صورت محدود در کشور توزیع شده با نرخ 80 هزار تومان به فروش می رسد.
با فرض 120 میلیون لیتر مصرف روزانه، می توان گفت حدود 16 تا 20 درصد از کل مصرف بنزین کشور در سال آینده، غیریارانه ای خواهد بود.
یادداشت های مالی
@finnota
دولت در لایحه بودجه 548 همت درآمد ناشی از فروش بنزین غیریارانه ای دیده است.
با فرض اینکه هر لیتر بنزین غیریارانه ای معادل 60 تا 80 هزار تومان به فروش برسد، می توان دید که برنامه دولت، فروش 20 تا 25 میلیون لیتر بنزین غیریارانه ای در روز است که تمامی آن در قالب یارانه مصرف خواهد شد.
البته در حال حاضر بنزین سوپر که به صورت محدود در کشور توزیع شده با نرخ 80 هزار تومان به فروش می رسد.
با فرض 120 میلیون لیتر مصرف روزانه، می توان گفت حدود 16 تا 20 درصد از کل مصرف بنزین کشور در سال آینده، غیریارانه ای خواهد بود.
یادداشت های مالی
@finnota
یادداشت های مالی
اگر در نهاد مالی تحت نظارت سازمان بورس مشغول به فعالیت هستید لطفا پاسخ دهید:
در شرکت شما، وضعیت واحد بازاریابی و توسعه کسب و کار چگونه است؟
در شرکت شما، وضعیت واحد بازاریابی و توسعه کسب و کار چگونه است؟
اگر در نهاد مالی تحت نظارت سازمان بورس مشغول به فعالیت هستید، لطفا پاسخ دهید: وضعیت استفاده از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت شما چگونه است؟
Anonymous Poll
10%
به طور گسترده و در بخشهای مختلف شرکت استفاده می شود.
20%
به طور محدود استفاده میکنیم
4%
در حال بررسی و برنامهریزی برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی هستیم.
19%
تاکنون از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده نکردهایم.
5%
نمیدانم / اطلاعی ندارم.
42%
دیدن نتایج
یادداشت های مالی
پروژه ی تثبیت با این منطق محور کار قرار گرفته بود که تیم اقتصادی دولت معتقد بودند با مهار شوک های ارزی می توان تا حدی آتش تورم را مهار نمود.
تثبیت، تورم و ارز- قسمت سوم
دوره دوم تثبیت نیمایی از دی 1403 تا آذر 1404 در کشور اجرا شد. در این دوره شاهد رشد 17 درصدی دلار نیما بودیم. اما در نهایت این دوره با 48 درصد تورم انباشته و 58 درصد رشد در نرخ ارز آزاد به پایان رسید.
آیا با توجه به معرفی تابلوی دوم و پیشنهاد دولت در لایحه بودجه مبنی بر تخصیص یارانه ارز ترجیحی به انتهای زنجیره (مردم)، می توان سیاست تثبیت را پایان یافته تلقی نمود؟ یا اینکه شاهد استمرار سیاست ناکارآمد تثبیت خواهیم بود؟
سوال دیگر این است که آیا تک نرخی نمودن ارز (فارغ از مطلوبیت آن) امری ممکن است یا اختلاف نرخ رسمی و غیررسمی پیامد وضعیتی است که کشور در آن قرار دارد؟
یادداشت های مالی
@finnota
دوره دوم تثبیت نیمایی از دی 1403 تا آذر 1404 در کشور اجرا شد. در این دوره شاهد رشد 17 درصدی دلار نیما بودیم. اما در نهایت این دوره با 48 درصد تورم انباشته و 58 درصد رشد در نرخ ارز آزاد به پایان رسید.
آیا با توجه به معرفی تابلوی دوم و پیشنهاد دولت در لایحه بودجه مبنی بر تخصیص یارانه ارز ترجیحی به انتهای زنجیره (مردم)، می توان سیاست تثبیت را پایان یافته تلقی نمود؟ یا اینکه شاهد استمرار سیاست ناکارآمد تثبیت خواهیم بود؟
سوال دیگر این است که آیا تک نرخی نمودن ارز (فارغ از مطلوبیت آن) امری ممکن است یا اختلاف نرخ رسمی و غیررسمی پیامد وضعیتی است که کشور در آن قرار دارد؟
یادداشت های مالی
@finnota
یادداشت های مالی
بزرگترین پلتفرم فروش طلای آنلاین با عمر کمتر از یکسال به بیش از ۵ میلیون کاربر دست یافت.
فناوری برهم زننده و عبور از بازار- قسمت دوم
در کمتر از یکسال، بزرگترین پلتفرم فروش طلای آنلاین از 5 میلیون به بیش از 16 میلیون کاربر رسید.
مسیر فرضی که نهاد مالی برای رسیدن به صندوقی با 16 میلیون مشتری طی کند چقدر با این هدف در تناسب است؟ (از سرمایه ثبتی مورد نیاز تا اخذ مجوز تاسیس تا مجوز فعالیت و پذیره نویسی و مجوزهای افزایش سقف صندوق تا مختصات عملیاتی صندوق های طلا نظیر کارمزد فعالیت، هزینه های تبلیغات، نحوه خرید و فروش توسط مشتریان و ...)
یادداشت های مالی
@finnota
در کمتر از یکسال، بزرگترین پلتفرم فروش طلای آنلاین از 5 میلیون به بیش از 16 میلیون کاربر رسید.
مسیر فرضی که نهاد مالی برای رسیدن به صندوقی با 16 میلیون مشتری طی کند چقدر با این هدف در تناسب است؟ (از سرمایه ثبتی مورد نیاز تا اخذ مجوز تاسیس تا مجوز فعالیت و پذیره نویسی و مجوزهای افزایش سقف صندوق تا مختصات عملیاتی صندوق های طلا نظیر کارمزد فعالیت، هزینه های تبلیغات، نحوه خرید و فروش توسط مشتریان و ...)
یادداشت های مالی
@finnota
یادداشت های مالی
تثبیت، تورم و ارز- قسمت سوم دوره دوم تثبیت نیمایی از دی 1403 تا آذر 1404 در کشور اجرا شد. در این دوره شاهد رشد 17 درصدی دلار نیما بودیم. اما در نهایت این دوره با 48 درصد تورم انباشته و 58 درصد رشد در نرخ ارز آزاد به پایان رسید. آیا با توجه به معرفی تابلوی…
ضرورت اصلاحات فوری گمرکی در گذار ارزی
در شرایطی که دولت بنا به اجبار تصمیم به حذف دلار نیما و ایجاد بازار واحد ارزی گرفته است، بنگاههای اقتصادی با شوک ناگهانی کمبود نقدینگی ریالی مواجه میشوند. جهش نرخ ارز، هزینه تأمین مواد اولیه را به شدت بالا میبرد و اگر همزمان، فرآیندهای عملیاتی در گمرک نیز طولانی و پرهزینه باشد، شرکتها دچار مشکل نقدینگی شده و تولید متوقف میشود. در این نقطه حساس، اصلاحات گمرکی باید فراتر از تسهیلات اداری دیده شده و نقش «ضربهگیر» را ایفا کند تا از تبدیل شوک ارزی به رکود تولید جلوگیری شود.
نخستین و فوریترین گام، اصلاحات مالی با هدف «کاهش فشار خروج وجه نقد» است. در حال حاضر دریافت نقدی حقوق ورودی و مالیات بر ارزش افزوده در لحظه ترخیص، با توجه به افزایش نرخ تسعیر ارز، فشار مضاعفی بر نقدینگی شرکت وارد میکند. راهکار عملیاتی، حرکت به سمت «ترخیص اعتباری» است؛ به این معنا که گمرک به جای دریافت نقد، ضمانتنامههای بانکی یا اوراق تأمین مالی زنجیره تولید (مانند اوراق گام) را با سررسیدهای بلندمدت (مثلاً ۶ ماهه) از تولیدکنندگان معتبر بپذیرد. این اقدام با افزایش مهلت پرداخت بدهی، تنفس حیاتی به جریان وجوه نقد شرکت میدهد. همزمان، اجرای سیاست «کاهش تعرفه» ضروری است؛ بدین معنا که با افزایش نرخ ارزِ مبنای محاسبه، درصد تعرفه کاهش یابد تا از تحمیل تورم مالیاتی مضاعف بر تولیدکننده جلوگیری شود.
محور دوم، اصلاحات فرآیندی با تمرکز بر «کاهش دوره گردش موجودی کالا» است. هر روز توقف کالا در گمرک به معنای حبس سرمایه است. تغییر رویکرد از کنترلهای پیش از ترخیص به «حسابرسی پس از ترخیص» برای شرکتهای خوشنام، میتواند زمان خواب کالا را به حداقل برساند. همچنین استفاده از ابزارهایی مانند «انبارهای اختصاصی تحت نظارت گمرک» که در آن حقوق ورودی تنها در لحظه مصرف کالا در خط تولید پرداخت میشود، و همچنین «حمل یکسره» پای کشتی، هزینههای انبارداری و جریمههای تأخیر کشتی و کانتینر را حذف کرده و زمان پرداخت پول را با زمان مصرف کالا همگامسازی میکند.
در لایه مقرراتی، رفع گلوگاههای ارزی ناشی از دیوانسالاری بانکی اجتنابناپذیر است. با تکنرخی شدن ارز و کاهش انگیزه بیشاظهاری و کماظهاری، سختگیریهای فعلی برای تأیید منشأ ارز توجیه خود را از دست میدهند. بنابراین تفکیک فرآیند «ترخیص کالا» از «تخصیص ارز» ضروری است؛ به این صورت که گمرک اجازه دهد کالا بدون معطلی برای دریافت کد رهگیری بانک مرکزی ترخیص شده و تسویه ارزی در مراحل بعد انجام شود. این امر مانع از رسوب کالا به دلیل کندی فرآیندهای بانکی خواهد شد.
با این حال، چالش اصلی در اجرای این بسته، «تعارض منافع» کوتاهمدت دولت است. دولت که با کسری بودجه دستوپنج نرم میکند، ممکن است به افزایش درآمدهای گمرکی ناشی از جهش ارزی به عنوان یک منبع درآمد فوری نگاه کند و در برابر پذیرش ضمانتنامه یا کاهش تعرفه مقاومت ورزد. باید برای سیاستگذار شفاف شود که این مقاومت، سیاستی ضدتولید است؛ چرا که توقف تولید ناشی از کمبود نقدینگی، در نهایت منجر به سقوط درآمدهای مالیاتی در سال آینده خواهد شد و زیان آن برای دولت بیشتر از نفع آنی است.
در نهایت، هشدار جدی این است که بدون اجرای همزمان این اصلاحات (بهویژه ترخیص نسیه و تعدیل تعرفهها)، شوک حذف ارز ترجیحی نیاز بنگاهها به سرمایه در گردش را به چند برابر وضعیت فعلی میرساند. از آنجا که شبکه بانکی ناتراز توان تأمین این حجم از نقدینگی را ندارد، نتیجه قطعی این وضعیت «رکود تورمی» خواهد بود؛ شرایطی که در آن قیمتها به دلیل شوک ارزی بالا میرود، اما تولید به دلیل قفل شدن نقدینگی سقوط میکند.
در همین رابطه بخوانید، اثرات این موضوع برای سرمایه گذاران چیست؟: https://news.1rj.ru/str/oracleofomaha30/206
یادداشت های مالی
@finnota
در شرایطی که دولت بنا به اجبار تصمیم به حذف دلار نیما و ایجاد بازار واحد ارزی گرفته است، بنگاههای اقتصادی با شوک ناگهانی کمبود نقدینگی ریالی مواجه میشوند. جهش نرخ ارز، هزینه تأمین مواد اولیه را به شدت بالا میبرد و اگر همزمان، فرآیندهای عملیاتی در گمرک نیز طولانی و پرهزینه باشد، شرکتها دچار مشکل نقدینگی شده و تولید متوقف میشود. در این نقطه حساس، اصلاحات گمرکی باید فراتر از تسهیلات اداری دیده شده و نقش «ضربهگیر» را ایفا کند تا از تبدیل شوک ارزی به رکود تولید جلوگیری شود.
نخستین و فوریترین گام، اصلاحات مالی با هدف «کاهش فشار خروج وجه نقد» است. در حال حاضر دریافت نقدی حقوق ورودی و مالیات بر ارزش افزوده در لحظه ترخیص، با توجه به افزایش نرخ تسعیر ارز، فشار مضاعفی بر نقدینگی شرکت وارد میکند. راهکار عملیاتی، حرکت به سمت «ترخیص اعتباری» است؛ به این معنا که گمرک به جای دریافت نقد، ضمانتنامههای بانکی یا اوراق تأمین مالی زنجیره تولید (مانند اوراق گام) را با سررسیدهای بلندمدت (مثلاً ۶ ماهه) از تولیدکنندگان معتبر بپذیرد. این اقدام با افزایش مهلت پرداخت بدهی، تنفس حیاتی به جریان وجوه نقد شرکت میدهد. همزمان، اجرای سیاست «کاهش تعرفه» ضروری است؛ بدین معنا که با افزایش نرخ ارزِ مبنای محاسبه، درصد تعرفه کاهش یابد تا از تحمیل تورم مالیاتی مضاعف بر تولیدکننده جلوگیری شود.
محور دوم، اصلاحات فرآیندی با تمرکز بر «کاهش دوره گردش موجودی کالا» است. هر روز توقف کالا در گمرک به معنای حبس سرمایه است. تغییر رویکرد از کنترلهای پیش از ترخیص به «حسابرسی پس از ترخیص» برای شرکتهای خوشنام، میتواند زمان خواب کالا را به حداقل برساند. همچنین استفاده از ابزارهایی مانند «انبارهای اختصاصی تحت نظارت گمرک» که در آن حقوق ورودی تنها در لحظه مصرف کالا در خط تولید پرداخت میشود، و همچنین «حمل یکسره» پای کشتی، هزینههای انبارداری و جریمههای تأخیر کشتی و کانتینر را حذف کرده و زمان پرداخت پول را با زمان مصرف کالا همگامسازی میکند.
در لایه مقرراتی، رفع گلوگاههای ارزی ناشی از دیوانسالاری بانکی اجتنابناپذیر است. با تکنرخی شدن ارز و کاهش انگیزه بیشاظهاری و کماظهاری، سختگیریهای فعلی برای تأیید منشأ ارز توجیه خود را از دست میدهند. بنابراین تفکیک فرآیند «ترخیص کالا» از «تخصیص ارز» ضروری است؛ به این صورت که گمرک اجازه دهد کالا بدون معطلی برای دریافت کد رهگیری بانک مرکزی ترخیص شده و تسویه ارزی در مراحل بعد انجام شود. این امر مانع از رسوب کالا به دلیل کندی فرآیندهای بانکی خواهد شد.
با این حال، چالش اصلی در اجرای این بسته، «تعارض منافع» کوتاهمدت دولت است. دولت که با کسری بودجه دستوپنج نرم میکند، ممکن است به افزایش درآمدهای گمرکی ناشی از جهش ارزی به عنوان یک منبع درآمد فوری نگاه کند و در برابر پذیرش ضمانتنامه یا کاهش تعرفه مقاومت ورزد. باید برای سیاستگذار شفاف شود که این مقاومت، سیاستی ضدتولید است؛ چرا که توقف تولید ناشی از کمبود نقدینگی، در نهایت منجر به سقوط درآمدهای مالیاتی در سال آینده خواهد شد و زیان آن برای دولت بیشتر از نفع آنی است.
در نهایت، هشدار جدی این است که بدون اجرای همزمان این اصلاحات (بهویژه ترخیص نسیه و تعدیل تعرفهها)، شوک حذف ارز ترجیحی نیاز بنگاهها به سرمایه در گردش را به چند برابر وضعیت فعلی میرساند. از آنجا که شبکه بانکی ناتراز توان تأمین این حجم از نقدینگی را ندارد، نتیجه قطعی این وضعیت «رکود تورمی» خواهد بود؛ شرایطی که در آن قیمتها به دلیل شوک ارزی بالا میرود، اما تولید به دلیل قفل شدن نقدینگی سقوط میکند.
در همین رابطه بخوانید، اثرات این موضوع برای سرمایه گذاران چیست؟: https://news.1rj.ru/str/oracleofomaha30/206
یادداشت های مالی
@finnota