Gray Fog | مه خاکستری
𝖕𝖗𝖆𝖎𝖘𝖊 𝕬𝖓𝖌𝖊𝖑 𝖔𝖋 𝕿𝖎𝖒𝖊 𝕲𝖔𝖉 𝖔𝖋 𝕿𝖗𝖎𝖈𝖐𝖊𝖗𝖞 𝕲𝖔𝖉 𝖔𝖋 𝕸𝖎𝖘𝖈𝖍𝖎𝖊𝖋 𝕲𝖔𝖉 𝖔𝖋 𝕯𝖊𝖈𝖊𝖎𝖙 𝕰𝖗𝖗𝖔𝖗 𝖍𝖎𝖒𝖘𝖊𝖑𝖋 𝕬𝖓𝖌𝖊𝖑 𝖔𝖋 𝕽𝖊𝖉𝖊𝖒𝖕𝖙𝖎𝖔𝖓🛐
He could be anywhere
He could be anyone
He could be anyone
😁1
Forwarded from Gray Fog | مه خاکستری (iCronk Dantiz)
یکی از ترسناک ترین کسایی که توی فیکشن میتونی باهاش رو برو بشی
Forwarded from Friends (evils) (Arlott)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Aletheia
Photo
Zen Buddhism ; Chàn Buddhism
فلسفهٔ معبد شائولین؛ تلاقی بدن، ذهن و آگاهی
معبد شائولین در نگاه اول بیشتر با هنرهای رزمی و کونگفو شناخته میشود، اما در واقعیت، آنچه شائولین را به یک پدیده ماندگار در تاریخ شرق تبدیل کرده، نه قدرت بدنی، بلکه فلسفهای عمیق درباره انسان و شیوه زیستن است. شائولین پیش از آنکه مدرسه مبارزه باشد، مکانی برای پرورش آگاهی، انضباط درونی و شناخت خویشتن است.
ریشه فکری شائولین در بودیسم چان (که در ژاپن به نام ذن شناخته میشه) قرار دارد. این مکتب تاکید میکنه که حقیقت را نمیتوان صرفاً با مطالعه متون یا بحثهای فلسفی درک کرد، بلکه باید آن را زیست. به همین دلیل، راهبان شائولین به جای فاصله گرفتن از بدن، آن را به ابزاری برای بیداری ذهن تبدیل کردند. تمرینهای فیزیکی، مراقبه، تنفس و حتی کارهای روزمره، همگی بخشی از مسیر شناخت هستند.
در فلسفه شائولین، ذهن و بدن دو موجود جدا از هم نیستند. ذهن آشفته بدنی ناتوان میسازد و بدن ضعیف ذهن را محدود میکند. از این رو، تمرینهای بدنی شدید نه برای نمایش قدرت، بلکه برای رسیدن به تمرکز، سکون ذهنی و تسلط بر خویشتن طراحی شدهاند. راهبان باور داشتند که کسی که نمیتواند بدن خود را کنترل کند، هرگز به آرامش درونی واقعی دست نخواهد یافت.
یکی از سوءبرداشتهای رایج درباره شائولین، ارتباط آن با خشونت است. در حالی که فلسفه شائولین بهصراحت استفاده از زور را آخرین گزینه میداند. کونگفو در این مکتب، ابزار دفاع از زندگی است، نه وسیلهای برای سلطه یا برتریطلبی. حتی گفته میشود بالاترین سطح مهارت، زمانی است که فرد بتواند بدون درگیری از موقعیت خطرناک عبور کند. پیروزی واقعی، حفظ تعادل و آرامش است، نه شکست دادن دیگری.
رنج و سختی در شائولین جایگاه ویژهای دارد. تمرینهای طاقتفرسا، ساعات طولانی مراقبه و زندگی ساده، همگی آگاهانه انتخاب شدهاند. در این فلسفه، رنج دشمن انسان نیست، بلکه آموزگار اوست. مواجهه داوطلبانه با سختیها باعث میشود ترسها، وابستگیها و توهمات فرد آشکار شوند. راهب شائولین یاد میگیرد که به جای فرار از درد، آن را مشاهده کند و از آن عبور کند. مهارتی که نهتنها در معبد، بلکه در زندگی روزمره نیز حیاتی است.
سادگی یکی دیگر از ارکان اصلی فلسفه شائولین است. زندگی راهبان با حداقل امکانات میگذرد و این انتخاب از سر اجبار نیست، بلکه نتیجه درک عمیق از ماهیت خواستههای انسانی است. در این نگاه، بسیاری از رنجهای انسان از میل بیپایان به بیشتر داشتن سرچشمه میگیرد. کاهش خواستهها، ذهن را آزادتر و زندگی را شفافتر میکند. فروتنی نیز از همینجا شکل میگیرد. کسی که خود را مرکز جهان نمیبیند، آماده یادگیری مداوم است.
در نهایت، فلسفهٔ شائولین را میتوان تلاشی برای ایجاد هماهنگی میان قدرت و شفقت دانست. راهب شائولین میآموزد که قوی باشد، اما نه خشن، منضبط باشد، اما نه خشک، و آگاه باشد، بدون آنکه دچار غرور شود. این فلسفه، برخلاف تصور رایج، محدود به معبد یا شرق آسیا نیست. در دنیای پرتنش امروز، شائولین یادآور این حقیقت است که بزرگترین نبرد انسان، نه با دیگران، بلکه با آشفتگی درون خودش است.
- بنده حقیر حداقل اطلاعات رو تونستم از این معبد تاریخی در بیارم و در سطح مقاله های دانشگاهی نیست 🙏
فلسفهٔ معبد شائولین؛ تلاقی بدن، ذهن و آگاهی
معبد شائولین در نگاه اول بیشتر با هنرهای رزمی و کونگفو شناخته میشود، اما در واقعیت، آنچه شائولین را به یک پدیده ماندگار در تاریخ شرق تبدیل کرده، نه قدرت بدنی، بلکه فلسفهای عمیق درباره انسان و شیوه زیستن است. شائولین پیش از آنکه مدرسه مبارزه باشد، مکانی برای پرورش آگاهی، انضباط درونی و شناخت خویشتن است.
ریشه فکری شائولین در بودیسم چان (که در ژاپن به نام ذن شناخته میشه) قرار دارد. این مکتب تاکید میکنه که حقیقت را نمیتوان صرفاً با مطالعه متون یا بحثهای فلسفی درک کرد، بلکه باید آن را زیست. به همین دلیل، راهبان شائولین به جای فاصله گرفتن از بدن، آن را به ابزاری برای بیداری ذهن تبدیل کردند. تمرینهای فیزیکی، مراقبه، تنفس و حتی کارهای روزمره، همگی بخشی از مسیر شناخت هستند.
در فلسفه شائولین، ذهن و بدن دو موجود جدا از هم نیستند. ذهن آشفته بدنی ناتوان میسازد و بدن ضعیف ذهن را محدود میکند. از این رو، تمرینهای بدنی شدید نه برای نمایش قدرت، بلکه برای رسیدن به تمرکز، سکون ذهنی و تسلط بر خویشتن طراحی شدهاند. راهبان باور داشتند که کسی که نمیتواند بدن خود را کنترل کند، هرگز به آرامش درونی واقعی دست نخواهد یافت.
یکی از سوءبرداشتهای رایج درباره شائولین، ارتباط آن با خشونت است. در حالی که فلسفه شائولین بهصراحت استفاده از زور را آخرین گزینه میداند. کونگفو در این مکتب، ابزار دفاع از زندگی است، نه وسیلهای برای سلطه یا برتریطلبی. حتی گفته میشود بالاترین سطح مهارت، زمانی است که فرد بتواند بدون درگیری از موقعیت خطرناک عبور کند. پیروزی واقعی، حفظ تعادل و آرامش است، نه شکست دادن دیگری.
رنج و سختی در شائولین جایگاه ویژهای دارد. تمرینهای طاقتفرسا، ساعات طولانی مراقبه و زندگی ساده، همگی آگاهانه انتخاب شدهاند. در این فلسفه، رنج دشمن انسان نیست، بلکه آموزگار اوست. مواجهه داوطلبانه با سختیها باعث میشود ترسها، وابستگیها و توهمات فرد آشکار شوند. راهب شائولین یاد میگیرد که به جای فرار از درد، آن را مشاهده کند و از آن عبور کند. مهارتی که نهتنها در معبد، بلکه در زندگی روزمره نیز حیاتی است.
سادگی یکی دیگر از ارکان اصلی فلسفه شائولین است. زندگی راهبان با حداقل امکانات میگذرد و این انتخاب از سر اجبار نیست، بلکه نتیجه درک عمیق از ماهیت خواستههای انسانی است. در این نگاه، بسیاری از رنجهای انسان از میل بیپایان به بیشتر داشتن سرچشمه میگیرد. کاهش خواستهها، ذهن را آزادتر و زندگی را شفافتر میکند. فروتنی نیز از همینجا شکل میگیرد. کسی که خود را مرکز جهان نمیبیند، آماده یادگیری مداوم است.
در نهایت، فلسفهٔ شائولین را میتوان تلاشی برای ایجاد هماهنگی میان قدرت و شفقت دانست. راهب شائولین میآموزد که قوی باشد، اما نه خشن، منضبط باشد، اما نه خشک، و آگاه باشد، بدون آنکه دچار غرور شود. این فلسفه، برخلاف تصور رایج، محدود به معبد یا شرق آسیا نیست. در دنیای پرتنش امروز، شائولین یادآور این حقیقت است که بزرگترین نبرد انسان، نه با دیگران، بلکه با آشفتگی درون خودش است.
- بنده حقیر حداقل اطلاعات رو تونستم از این معبد تاریخی در بیارم و در سطح مقاله های دانشگاهی نیست 🙏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM