This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«حسادت میتونه نوعی از خشم باشه»
اگه ما از درون از خودمون، از چیزیکه هستیم با تمام کاستی ها راضی باشیم..
متن:#تکه_هایی_از_یک_کل_منسجم
#پونه_مقیمی
@Gashtaar | گشتار
اگه ما از درون از خودمون، از چیزیکه هستیم با تمام کاستی ها راضی باشیم..
متن:#تکه_هایی_از_یک_کل_منسجم
#پونه_مقیمی
@Gashtaar | گشتار
🖊لوئیز هی نویسنده اهل ایالات متحده آمریکا در کتاب "شفای درون" می گوید:
تمام بیماری ها از افکار سرچشمه می گیرد،
یعنی افکار ما هستند که بیماری ها را تولید می کنند،
مثلا:
سرطان؛ ناشی از نبخشیدن خود و دیگران است،
بیماری قند، به خاطر افسوس گذشته ها را خوردن است،
ام اس: به دلیل عصبانیت طولانی مدت و کینه ورزی است
سردرد؛ انتقاد از خود و ترس،
زکام؛ آشفتگی ذهنی،
درد؛ نیاز به محبت آغوش گرم؛
فشار خون؛ مشکل عاطفی دراز مدتی است که حل نشده،
پس باید ذهنمان را بشوییم،
دیگران را ببخشیم؛
خودمان را ببخشیم؛
بیشتر محبت کنیم؛
کمتر گله و شکایت کنیم؛
بیشتر بخندیم و شاد باشیم...
بدانیم هر کسی در سطح آگاهیش عمل کرده و افکار ما بسیار قدرتمند و اثرگذار هستند
حتی خودمان، گذشته را رها کنیم و لباس شادی به تن کنیم،
و کارهایی را که از عهده انجام آن بر نمی آییم به خدا بسپاریم، تا از بیماری ها رهایی پیدا کنیم...
#گشتار_فردی
@Gashtaar | گشتار
تمام بیماری ها از افکار سرچشمه می گیرد،
یعنی افکار ما هستند که بیماری ها را تولید می کنند،
مثلا:
سرطان؛ ناشی از نبخشیدن خود و دیگران است،
بیماری قند، به خاطر افسوس گذشته ها را خوردن است،
ام اس: به دلیل عصبانیت طولانی مدت و کینه ورزی است
سردرد؛ انتقاد از خود و ترس،
زکام؛ آشفتگی ذهنی،
درد؛ نیاز به محبت آغوش گرم؛
فشار خون؛ مشکل عاطفی دراز مدتی است که حل نشده،
پس باید ذهنمان را بشوییم،
دیگران را ببخشیم؛
خودمان را ببخشیم؛
بیشتر محبت کنیم؛
کمتر گله و شکایت کنیم؛
بیشتر بخندیم و شاد باشیم...
بدانیم هر کسی در سطح آگاهیش عمل کرده و افکار ما بسیار قدرتمند و اثرگذار هستند
حتی خودمان، گذشته را رها کنیم و لباس شادی به تن کنیم،
و کارهایی را که از عهده انجام آن بر نمی آییم به خدا بسپاریم، تا از بیماری ها رهایی پیدا کنیم...
#گشتار_فردی
@Gashtaar | گشتار
۱۷ #خطای_شناختی که باید بشناسید!👇🏻
1. ذهن خوانی:
شما فرض را بر اين مي گذاريد كه مي دانيد آدم ها چه فكر مي كنند بي آن كه شواهد كافي در مورد افكارشان داشته باشيد. مثلاً، "او فكر مي كند من يك بازنده ام".
2. پيش گويی:
آينده را #پيش_بيني مي كنيد. پيش بيني مي كنيد كه اوضاع بدتر خواهد شد يا خطري در پيش است. مثلاً "در امتحان قبول نخواهم شد" يا "اين شغل را به دست نخواهم آورد" .
3. فاجعه سازی:
شما بر اين #باوريد كه آنچه كه اتفاق افتاده است يا اتفاق خواهد افتاد آنچنان دردناك و غيرقابل تحمل خواهد بود كه شما نمي توانيد آن را تحمل كنيد . مثلاً: "اگر در امتحان رد شوم، وحشتناك است".
4. برچسب زدن:
يك ويژگي #منفي خيلي كلي را به خود و ديگران نسبت مي دهيد. مثلاً: "من دوست داشتني نيستم" يا "او بي لياقت است". برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است. به جای اینکه بگویید«اشتباه کردم» به خود #برچسب منفی می زنید:«من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می زنند. برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید ، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما «بازنده» و «احمق» به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به #خشم، اضطراب ، #دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سر«شخصیت» یا «جوهر و ذات» او است. در نتیجه او را به #کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.
@Gashtaar | گشتار
1. ذهن خوانی:
شما فرض را بر اين مي گذاريد كه مي دانيد آدم ها چه فكر مي كنند بي آن كه شواهد كافي در مورد افكارشان داشته باشيد. مثلاً، "او فكر مي كند من يك بازنده ام".
2. پيش گويی:
آينده را #پيش_بيني مي كنيد. پيش بيني مي كنيد كه اوضاع بدتر خواهد شد يا خطري در پيش است. مثلاً "در امتحان قبول نخواهم شد" يا "اين شغل را به دست نخواهم آورد" .
3. فاجعه سازی:
شما بر اين #باوريد كه آنچه كه اتفاق افتاده است يا اتفاق خواهد افتاد آنچنان دردناك و غيرقابل تحمل خواهد بود كه شما نمي توانيد آن را تحمل كنيد . مثلاً: "اگر در امتحان رد شوم، وحشتناك است".
4. برچسب زدن:
يك ويژگي #منفي خيلي كلي را به خود و ديگران نسبت مي دهيد. مثلاً: "من دوست داشتني نيستم" يا "او بي لياقت است". برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است. به جای اینکه بگویید«اشتباه کردم» به خود #برچسب منفی می زنید:«من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می زنند. برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید ، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما «بازنده» و «احمق» به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به #خشم، اضطراب ، #دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سر«شخصیت» یا «جوهر و ذات» او است. در نتیجه او را به #کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.
@Gashtaar | گشتار
5. دست كم گرفتن جنبه های مثبت:
مدعي هستيد كه دستاوردهاي #مثبت شما يا ديگران ناچيز و جزئي هستند. مثلاً: "اين وظيفه زن خانه است، بنابراين وقتي به من توجه مي كند كه شق القمر نكرده است ". "اين موفقيت ها كه مهم نيستند، خيلي #آسان به دست آمدند".
افرادی که دارای این نوع تفکر غیر منطقی هستند، توجه زیاد و باارزشی به جنبه های مثبت زندگی خود ندارند و همیشه نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه می دهند. با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارند. کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانند، معتقدند که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس #ناشایسته بودن سوق می دهد.
6. فيلتر منفی:
تقريباً منحصراً بر جنبه هاي منفي متمركز مي شويد و به ندرت به جنبه هاي مثبت توجه مي كنيد. مثلاً: "اگر نگاهي بياندازيد متوجه مي شويد چه تعداد آدم هايي هستند كه مرا دوست ندارند".
افرادی که دارای این نوع #افکار هستند تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیت را تار می بینند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنند و بقیه را فراموش می کنند. عدم #توانایی در دیدن بخش های مهمتر این حوادث ، عاملی است که ذهن ما را درگیر می کند. شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند.
7. تعميم افراطی:
صرفاً براساس يك رويداد خاص، يك الگوي كلي (فراگير) منفي را استنباط مي كنيد. مثلاً:"اين اتفاق هميشه براي من پيش مي آيد، انگار من خيلي جاها #شكست مي خورم". افرادی که این نوع خطا را در افکار دارند حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن می بینند. شدت و مقدار واقعی خیلی کمتر از مقدار و شدتی است که در ذهن فرد قرار دارد. فردی که دچار این #خطای_شناختی است ، هر حادثه منفی و از جمله یک #ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کند و آن را با کلماتی چون #هرگز و #همیشه توصیف می کند.
8. تفكر دو قطبی:
آدم ها يا اتفاق ها را به صورت همه يا هيچ مي بيند. مثلا : "همه مرا كنار گذاشته اند " يا"وقت تلف كردن بود". در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است . فرد یک #رفتار، فکر، موفقیت، پدیده یا موضوع را کلا #سفید یا #سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل، شکست بی چون و چراست. #عدم_قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار، یک فعالیت و یا یک امتیاز، آنها را از مزایای آن امر #محروم می کند. به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند یا اصلا هیچ ماشینی را نمی خواهند. این نوع تفکر در بسیاری از قسمت های #زندگی دیده می شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این طرز #تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.
@Gashtaar | گشتار
مدعي هستيد كه دستاوردهاي #مثبت شما يا ديگران ناچيز و جزئي هستند. مثلاً: "اين وظيفه زن خانه است، بنابراين وقتي به من توجه مي كند كه شق القمر نكرده است ". "اين موفقيت ها كه مهم نيستند، خيلي #آسان به دست آمدند".
افرادی که دارای این نوع تفکر غیر منطقی هستند، توجه زیاد و باارزشی به جنبه های مثبت زندگی خود ندارند و همیشه نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه می دهند. با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارند. کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانند، معتقدند که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس #ناشایسته بودن سوق می دهد.
6. فيلتر منفی:
تقريباً منحصراً بر جنبه هاي منفي متمركز مي شويد و به ندرت به جنبه هاي مثبت توجه مي كنيد. مثلاً: "اگر نگاهي بياندازيد متوجه مي شويد چه تعداد آدم هايي هستند كه مرا دوست ندارند".
افرادی که دارای این نوع #افکار هستند تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیت را تار می بینند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنند و بقیه را فراموش می کنند. عدم #توانایی در دیدن بخش های مهمتر این حوادث ، عاملی است که ذهن ما را درگیر می کند. شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند.
7. تعميم افراطی:
صرفاً براساس يك رويداد خاص، يك الگوي كلي (فراگير) منفي را استنباط مي كنيد. مثلاً:"اين اتفاق هميشه براي من پيش مي آيد، انگار من خيلي جاها #شكست مي خورم". افرادی که این نوع خطا را در افکار دارند حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن می بینند. شدت و مقدار واقعی خیلی کمتر از مقدار و شدتی است که در ذهن فرد قرار دارد. فردی که دچار این #خطای_شناختی است ، هر حادثه منفی و از جمله یک #ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کند و آن را با کلماتی چون #هرگز و #همیشه توصیف می کند.
8. تفكر دو قطبی:
آدم ها يا اتفاق ها را به صورت همه يا هيچ مي بيند. مثلا : "همه مرا كنار گذاشته اند " يا"وقت تلف كردن بود". در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است . فرد یک #رفتار، فکر، موفقیت، پدیده یا موضوع را کلا #سفید یا #سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل، شکست بی چون و چراست. #عدم_قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار، یک فعالیت و یا یک امتیاز، آنها را از مزایای آن امر #محروم می کند. به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند یا اصلا هیچ ماشینی را نمی خواهند. این نوع تفکر در بسیاری از قسمت های #زندگی دیده می شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این طرز #تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.
@Gashtaar | گشتار
9. بايدها:
#رويدادها برمبناي اين كه چطور بايد مي بودند تفسير مي كنيد و نه بر مبناي اين كه واقعاً چطور هستند. مثلاً "بايد خوب عمل كنم، و اگر خوب #عمل نكنم يعني #شكست خورده ام". انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می خواهید و انتظار دارید. همیشه این #انتظار محقق نمی شود و یا با درصد کمتری #محقق می شود. به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه #دشوار پیانو با خود گفت: «نباید این همه اشتباه می کردم». آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز #متوالی حال و روز بدی داشت. انواع و اقسام کلماتی که «#باید» را به شکلی تداعی می کنند، همین روحیه را ایجاد می نمایند. آن دسته از عبارت های «باید» دار که بر ضد شما به کار برده می شوند، به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند. اما همین #باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و #دلسردی می گردد « نباید این قدر سمج باشد». خیلی ها می خواهند با «باید» ها و «نباید»ها به خود #انگیزه بدهند. «نباید آن شیرینی را بخورم». این نوع فکر اغلب بی تاثیر است زیرا «باید»ها تولید #تمرد می کنند و اشخاص #تشویق میشوند که درست برعکس آن را انجام دهند.
10. شخصی سازی:
به خاطر اتفاقات #ناخوشايند منفي، تقصير زيادي را به صورت غير منصفانه به خود نسبت مي دهيد و به اين موضوع توجه نمي كنيد كه #ديگران باعث #اتفاقات خاص مي شوند مثلاً "#ازدواجم به بن بست رسيد، چون من شكست خوردم".
11. مقصر دانستن:
فرد ديگر ي را #منبع اصلي احساسات منفي تان مي دانيد و مسئوليت تغيير خودتان را نمي پذيريد. مثلاً "تقصير اوست كه من الآن اين گونه احساس مي كنم" يا "تمام #مشكلات من #تقصير والدينم است".
12. مقايسه های غيرمنصفانه:
اتفاق ها را براساس #استانداردهايي تفسير مي كنيد كه #واقع_بينانه نيستند . به اين ترتيب كه به افرادي توجه مي كنيد كه بهتر از شما #عمل مي كنند و در نتيجه خودتان را در مقايسه با ديگران حقير و پست مي بينيد. مثلاً: "او در #مقايسه با من #موفق تر است" يا "ديگران
بهتر از من #امتحان دادند".
@Gashtaar | گشتار
#رويدادها برمبناي اين كه چطور بايد مي بودند تفسير مي كنيد و نه بر مبناي اين كه واقعاً چطور هستند. مثلاً "بايد خوب عمل كنم، و اگر خوب #عمل نكنم يعني #شكست خورده ام". انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می خواهید و انتظار دارید. همیشه این #انتظار محقق نمی شود و یا با درصد کمتری #محقق می شود. به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه #دشوار پیانو با خود گفت: «نباید این همه اشتباه می کردم». آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز #متوالی حال و روز بدی داشت. انواع و اقسام کلماتی که «#باید» را به شکلی تداعی می کنند، همین روحیه را ایجاد می نمایند. آن دسته از عبارت های «باید» دار که بر ضد شما به کار برده می شوند، به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند. اما همین #باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و #دلسردی می گردد « نباید این قدر سمج باشد». خیلی ها می خواهند با «باید» ها و «نباید»ها به خود #انگیزه بدهند. «نباید آن شیرینی را بخورم». این نوع فکر اغلب بی تاثیر است زیرا «باید»ها تولید #تمرد می کنند و اشخاص #تشویق میشوند که درست برعکس آن را انجام دهند.
10. شخصی سازی:
به خاطر اتفاقات #ناخوشايند منفي، تقصير زيادي را به صورت غير منصفانه به خود نسبت مي دهيد و به اين موضوع توجه نمي كنيد كه #ديگران باعث #اتفاقات خاص مي شوند مثلاً "#ازدواجم به بن بست رسيد، چون من شكست خوردم".
11. مقصر دانستن:
فرد ديگر ي را #منبع اصلي احساسات منفي تان مي دانيد و مسئوليت تغيير خودتان را نمي پذيريد. مثلاً "تقصير اوست كه من الآن اين گونه احساس مي كنم" يا "تمام #مشكلات من #تقصير والدينم است".
12. مقايسه های غيرمنصفانه:
اتفاق ها را براساس #استانداردهايي تفسير مي كنيد كه #واقع_بينانه نيستند . به اين ترتيب كه به افرادي توجه مي كنيد كه بهتر از شما #عمل مي كنند و در نتيجه خودتان را در مقايسه با ديگران حقير و پست مي بينيد. مثلاً: "او در #مقايسه با من #موفق تر است" يا "ديگران
بهتر از من #امتحان دادند".
@Gashtaar | گشتار
13. هميشه پشيمان بودن:
#تمركز و اشتغال #ذهني با اين كه من مي توانستم بهتر از اين ها عمل كنم به جاي توجه به اين كه من الآن چه كارهايي را مي توانم بهتر انجام بدهم . مثلاً: "#اگر #تلاش كرده بودم مي توانستم شغل بهتري داشته باشم" يا "نبايد اين حرف را مي زدم".
14. چه می شود اگر؟:
يك سلسله سؤالات مي پرسيد كه همه به اين صورت هستند كه "چه مي شود اگر "، اتفاق خاصي بيافتد؟ و البته شما هرگز از #پاسخي كه به خود مي دهيد #راضي نيستيد. مثلاً: "درست ، ولي اگر #مضطرب شوم چه؟" يا "اگر نتوانم درست نفس بكشم چه؟"
15. استدلال احساسی:
اجازه مي دهيد كه #احساساتتان، تفسيرتان از واقعيت را هدايت كنند. مثلا: احساس #افسردگي مي كنم، و اين يعني ازدواجم به #بن_بست خورده است.
افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده #واقعیت ها هستند. این نوع #استدلال احساسی ما را از بسیاری #واقعیت ها دور نگه می دارد . به طور مثال : «از سوار شدن در هواپیما #وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار #خطرناک است».« یا احساس گناه می کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «#خشمگین هستم، پس معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است.» یا «چون احساس #حقارت می کنم، معنایش این است که فرد درجه دومی هستم». یا «احساس نومیدی می کنم، پس حتما باید #نومید باشم».
16. ناتوانی در عدم تأييد شواهد:
همه مدارك يا شواهد بر عليه افكار منفي تان را رد مي كنيد. مثلاً وقتي اين تفكر را داريد كه "دوست داشتني نيستم "، هر مدركي كه نشان بدهد آدم ها شما را دوست دارند را رد مي كنيد. در نتيجه افكارتان قابل رد كردن نيستند.
17. برخورد قضاوتی:
خودتان، ديگران و اتفاق ها را به جاي اين كه صرفاً فقط توصيف كنيد، بپذيريد يا درك كنيد، به صورت سياه و سفيد ارزيابي مي كنيد (خوب و بد يا برتر و حقير ). خودتان و ديگران را بر مبناي معيارهاي دلبخواه و سليقه اي قضاوت مي كنيد و به اين نتيجه مي رسيد كه خودتان يا ديگران كوتاهي كرده ايد. به #قضاوت ديگران يا به قضاوت #سختگيرانه از خودتان درباره خويش بها مي دهيد . مثلاً "در دانشگاه خوب درس نخواندم " يا "اگر تنيس كار كنم، خوب از آب در نمي آيد " يا "ببين چقدر #موفق است، من نيستم".
همه ی این مواردی که برشمردیم در حوزه ی شناختی علم #روانشناسی تعریف می شود. رویکردی که نقش اصلی در زندگی و رفتارهای آدمی را به شناخت نسبت می دهد.
خوب در تفکراتتان بگردید و ببینید که چندتا از این #خطاهای_شناختی را دارید؟!
@Gashtaar | گشتار
#تمركز و اشتغال #ذهني با اين كه من مي توانستم بهتر از اين ها عمل كنم به جاي توجه به اين كه من الآن چه كارهايي را مي توانم بهتر انجام بدهم . مثلاً: "#اگر #تلاش كرده بودم مي توانستم شغل بهتري داشته باشم" يا "نبايد اين حرف را مي زدم".
14. چه می شود اگر؟:
يك سلسله سؤالات مي پرسيد كه همه به اين صورت هستند كه "چه مي شود اگر "، اتفاق خاصي بيافتد؟ و البته شما هرگز از #پاسخي كه به خود مي دهيد #راضي نيستيد. مثلاً: "درست ، ولي اگر #مضطرب شوم چه؟" يا "اگر نتوانم درست نفس بكشم چه؟"
15. استدلال احساسی:
اجازه مي دهيد كه #احساساتتان، تفسيرتان از واقعيت را هدايت كنند. مثلا: احساس #افسردگي مي كنم، و اين يعني ازدواجم به #بن_بست خورده است.
افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده #واقعیت ها هستند. این نوع #استدلال احساسی ما را از بسیاری #واقعیت ها دور نگه می دارد . به طور مثال : «از سوار شدن در هواپیما #وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار #خطرناک است».« یا احساس گناه می کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «#خشمگین هستم، پس معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است.» یا «چون احساس #حقارت می کنم، معنایش این است که فرد درجه دومی هستم». یا «احساس نومیدی می کنم، پس حتما باید #نومید باشم».
16. ناتوانی در عدم تأييد شواهد:
همه مدارك يا شواهد بر عليه افكار منفي تان را رد مي كنيد. مثلاً وقتي اين تفكر را داريد كه "دوست داشتني نيستم "، هر مدركي كه نشان بدهد آدم ها شما را دوست دارند را رد مي كنيد. در نتيجه افكارتان قابل رد كردن نيستند.
17. برخورد قضاوتی:
خودتان، ديگران و اتفاق ها را به جاي اين كه صرفاً فقط توصيف كنيد، بپذيريد يا درك كنيد، به صورت سياه و سفيد ارزيابي مي كنيد (خوب و بد يا برتر و حقير ). خودتان و ديگران را بر مبناي معيارهاي دلبخواه و سليقه اي قضاوت مي كنيد و به اين نتيجه مي رسيد كه خودتان يا ديگران كوتاهي كرده ايد. به #قضاوت ديگران يا به قضاوت #سختگيرانه از خودتان درباره خويش بها مي دهيد . مثلاً "در دانشگاه خوب درس نخواندم " يا "اگر تنيس كار كنم، خوب از آب در نمي آيد " يا "ببين چقدر #موفق است، من نيستم".
همه ی این مواردی که برشمردیم در حوزه ی شناختی علم #روانشناسی تعریف می شود. رویکردی که نقش اصلی در زندگی و رفتارهای آدمی را به شناخت نسبت می دهد.
خوب در تفکراتتان بگردید و ببینید که چندتا از این #خطاهای_شناختی را دارید؟!
@Gashtaar | گشتار
https://sahebiacademy.com/blog/%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ab%d9%84%d8%ab-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/
خوندن این مطلب رو از دست ندید👆🏻شاید این آگاهی برای ما لازم باشه!
@Gashtaar | گشتار
خوندن این مطلب رو از دست ندید👆🏻شاید این آگاهی برای ما لازم باشه!
@Gashtaar | گشتار
💥چگونه دست زدن به بازي #سرزنش ديگران (افراد، شرايط، حوادث، شانس، ...) ميتواند #شادمانی و خشنودی را تهديد كند؟
🖌 #دکتر_علی_صاحبی
🔹از دیدگاه آلبرت الیس، يكي از #مخربترين مشغوليتهای انسان انجام «#بازی_سرزنش» است.
💢اين بازي باعث به وجود آمدن وقايع و درگيريهاي بزرگي همانند جنگها، دعواها و منازعات تأسفبار خياباني و در طيف وسيعترش درگيري در روابط بين فردي (اعم از درگيريهاي خانوادگي، اجتماعي، شغلي) و ميزان زيادي از #ناكامي و #ناخشنودي در زندگي انسانها بوده است.
💡بازي سرزنش معمولاً شامل #سرزنش كردن يا #مقصر قلمداد كردن ديگران، وقايع، #شرايط و رخدادهايي كه به نظر ما #نامطلوب و ناخوشايند ميآيند و تأكيد بر مقصر بودن، #عوامل_بيروني است، به جاي آن كه بطور فعّال در پي آن باشيم كه دست به تغييراتي بزنيم، يا اقداماتي انجام دهيم كه شرايط و وضعيت را بهبود بخشد
✅ @Entekhabbehtar
@Gashtaar | گشتار
🖌 #دکتر_علی_صاحبی
🔹از دیدگاه آلبرت الیس، يكي از #مخربترين مشغوليتهای انسان انجام «#بازی_سرزنش» است.
💢اين بازي باعث به وجود آمدن وقايع و درگيريهاي بزرگي همانند جنگها، دعواها و منازعات تأسفبار خياباني و در طيف وسيعترش درگيري در روابط بين فردي (اعم از درگيريهاي خانوادگي، اجتماعي، شغلي) و ميزان زيادي از #ناكامي و #ناخشنودي در زندگي انسانها بوده است.
💡بازي سرزنش معمولاً شامل #سرزنش كردن يا #مقصر قلمداد كردن ديگران، وقايع، #شرايط و رخدادهايي كه به نظر ما #نامطلوب و ناخوشايند ميآيند و تأكيد بر مقصر بودن، #عوامل_بيروني است، به جاي آن كه بطور فعّال در پي آن باشيم كه دست به تغييراتي بزنيم، يا اقداماتي انجام دهيم كه شرايط و وضعيت را بهبود بخشد
✅ @Entekhabbehtar
@Gashtaar | گشتار
چگونه بازي «سرزنش ديگران» را متوقف كنيم؟
قربانيگري تا به كي؟
@Gashtaar | گشتار
#از_کانال_دکتر_علی_صاحبی👇🏻
قربانيگري تا به كي؟
@Gashtaar | گشتار
#از_کانال_دکتر_علی_صاحبی👇🏻
تا به کی همچون طفیل جغد بر کاشانه ها؟
ما که از سنگ حوادث می توانیم خانه ساحت
🔵چگونه دست زدن به بازي سرزنش ديگران (افراد، شرايط، حوادث، شانس، …) ميتواند شادماني و خشنودي ما را تهديد كند؟
🔶يكي از مخربترين مشغوليتهاي انسان انجام «بازي سرزنش» است. اين بازي باعث به وجود آمدن وقايع و درگيريهاي بزرگي همانند جنگها، دعواها و منازعات تأسفبار خياباني و در طيف وسيعترش درگيري در روابط بين فردي (اعم از درگيريهاي خانوادگي، اجتماعي، شغلي) و ميزان زيادي از ناكامي و ناخشنودي در زندگي انسانها بوده است.
🔶 بازي سرزنش معمولاً شامل سرزنش كردن يا مقصر قلمداد كردن ديگران، وقايع، شرايط و رخدادهايي كه به نظر ما نامطلوب و ناخوشايند ميآيند و تأكيد بر مقصر بودن، عوامل بيروني است، به جاي آن كه بطور فعّال در پي آن باشيم كه دست به تغييراتي بزنيم، يا اقداماتي انجام دهيم كه شرايط و وضعيت را بهبود بخشد. از دیدگاه شناختی نيروي محركه و برانگيزانندة اين بازي چهار باور غيرمنطقي فرد است:
1 ـ اگر كسي اشتباهي مرتكب شود يا اشتباهي رخ دهد (يا اگر امور آنگونه كه بايد پيش نرود) آنگاه كسي به غير از خودِ من بايد به عنوان عامل مقصد شناسايي شده و براي اين اتفاق يا شرايط پيش آمده مورد سرزنش قرار گيرد.
2 ـ اشتباه و خطا (يا بدكاري) اين فرد (يا افراد) مقام احترام و شأن و منزلتي كه به عنوان يك انسان دارا بوده را از آنها سلب می کند.
3 ـ بنابراين كاملاً مجاز است با او (يا آنها) به گونهاي كه شایسته آن هستند رفتار شود، رفتارهايي مانند ناديده گرفتن، فحاشي، قهر و يا در موارد افراطيتر كتك زدن يا زد وخورد فيزيكي.
4 ـ من نبايد براي شرايط / موقعيت / رويداد پيشآمده هيچ مسئوليتي بپذيريم ـ يا مسئوليت زيادي متوجه من نخواهد بود ـ چرا كه پذيرفتن اين مسئوليت و اينكه من هم سهم دارم، به اين معنا خواهد بود كه من نيز احترام انساني خودم را از بين برده و بنابراين من هم مستحق مزمت و برخورد منفي خواهم بود.
@entekhabbehtar
🔶ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید
🌐http://choicetheory.ir/Blog?ID=1277
@Gashtaar | گشتار
ما که از سنگ حوادث می توانیم خانه ساحت
🔵چگونه دست زدن به بازي سرزنش ديگران (افراد، شرايط، حوادث، شانس، …) ميتواند شادماني و خشنودي ما را تهديد كند؟
🔶يكي از مخربترين مشغوليتهاي انسان انجام «بازي سرزنش» است. اين بازي باعث به وجود آمدن وقايع و درگيريهاي بزرگي همانند جنگها، دعواها و منازعات تأسفبار خياباني و در طيف وسيعترش درگيري در روابط بين فردي (اعم از درگيريهاي خانوادگي، اجتماعي، شغلي) و ميزان زيادي از ناكامي و ناخشنودي در زندگي انسانها بوده است.
🔶 بازي سرزنش معمولاً شامل سرزنش كردن يا مقصر قلمداد كردن ديگران، وقايع، شرايط و رخدادهايي كه به نظر ما نامطلوب و ناخوشايند ميآيند و تأكيد بر مقصر بودن، عوامل بيروني است، به جاي آن كه بطور فعّال در پي آن باشيم كه دست به تغييراتي بزنيم، يا اقداماتي انجام دهيم كه شرايط و وضعيت را بهبود بخشد. از دیدگاه شناختی نيروي محركه و برانگيزانندة اين بازي چهار باور غيرمنطقي فرد است:
1 ـ اگر كسي اشتباهي مرتكب شود يا اشتباهي رخ دهد (يا اگر امور آنگونه كه بايد پيش نرود) آنگاه كسي به غير از خودِ من بايد به عنوان عامل مقصد شناسايي شده و براي اين اتفاق يا شرايط پيش آمده مورد سرزنش قرار گيرد.
2 ـ اشتباه و خطا (يا بدكاري) اين فرد (يا افراد) مقام احترام و شأن و منزلتي كه به عنوان يك انسان دارا بوده را از آنها سلب می کند.
3 ـ بنابراين كاملاً مجاز است با او (يا آنها) به گونهاي كه شایسته آن هستند رفتار شود، رفتارهايي مانند ناديده گرفتن، فحاشي، قهر و يا در موارد افراطيتر كتك زدن يا زد وخورد فيزيكي.
4 ـ من نبايد براي شرايط / موقعيت / رويداد پيشآمده هيچ مسئوليتي بپذيريم ـ يا مسئوليت زيادي متوجه من نخواهد بود ـ چرا كه پذيرفتن اين مسئوليت و اينكه من هم سهم دارم، به اين معنا خواهد بود كه من نيز احترام انساني خودم را از بين برده و بنابراين من هم مستحق مزمت و برخورد منفي خواهم بود.
@entekhabbehtar
🔶ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید
🌐http://choicetheory.ir/Blog?ID=1277
@Gashtaar | گشتار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تمام زندگیها جاهای خالی بزرگی وجود دارد که دیگر قرار نیست پر شوند یا میتوانیم مدام چشم بدوزیم و حسرت بخوریم، یا سوگواری کنیم و با این درد کنار بیاییم.
«نداشته»های زندگی هر فرد بسیار دردناک و غمگینکننده است.
یکی محبت پدر را ندارد ، یکی خانه ندارد.
یکی دست ندارد و دیگری...
برای بعضی از «نداشته»ها نباید تلاش کرد. باید فقط کنار آمد. فقط کنار آمد و اجازه داد جریانِ زندگی کارش را انجام دهد و جلو برود.
مثل کسی میماند که سالها است قبول نمیکند پایش قطع شده است به هرحال یا روزی قبول میکند یا همیشه در حسرت پایش باقی میماند.
اینکه آدمها کدام گزینه را انتخاب میکنند به توانایی درونی آنها برمیگردد.
آنهایی که با «نداشته»های بزرگی کنار آمدهاند معمولا همانهایی هستند که در سختترین تجربهها طاقت آوردهاند و جلو رفتهاند.
نداشتهها ، خودشان به اندازهی کافی دردناک هستند، لازم نیست آنها را به رنجهایی سمج تبدیل کنیم.
@Poonehmoghimi متن
@Gashtaar | گشتار
«نداشته»های زندگی هر فرد بسیار دردناک و غمگینکننده است.
یکی محبت پدر را ندارد ، یکی خانه ندارد.
یکی دست ندارد و دیگری...
برای بعضی از «نداشته»ها نباید تلاش کرد. باید فقط کنار آمد. فقط کنار آمد و اجازه داد جریانِ زندگی کارش را انجام دهد و جلو برود.
مثل کسی میماند که سالها است قبول نمیکند پایش قطع شده است به هرحال یا روزی قبول میکند یا همیشه در حسرت پایش باقی میماند.
اینکه آدمها کدام گزینه را انتخاب میکنند به توانایی درونی آنها برمیگردد.
آنهایی که با «نداشته»های بزرگی کنار آمدهاند معمولا همانهایی هستند که در سختترین تجربهها طاقت آوردهاند و جلو رفتهاند.
نداشتهها ، خودشان به اندازهی کافی دردناک هستند، لازم نیست آنها را به رنجهایی سمج تبدیل کنیم.
@Poonehmoghimi متن
@Gashtaar | گشتار
از دست دادن فرصتها جز جدایی ناپذیر زندگی ما است.
به هرحال فلسفهی زندگی هرچه که باشد گویی با از دستدادنی دائمی عجین است که راه فراری از آن نیست و قطعا این از دستدادنها آسان نیست اما آن قدرها غیرقابل تحمل هم نیست.
ما از دست میدهیم، پدر و مادرهای ما هم فرصتهای زیادی را از دست دادهاند، قرار است کودکان ما هم از دست بدهند.
برای دستکشیدن و رها کردنِ موقعیت و یا شخصی، باید اول «از دست دادن» را به نوعی تجربه کنیم. یعنی باید «از دست دادن» را حس کنیم و برای این حس کردن باید بتوانیم واقعیتهای دنیا را آنگونه که هستند ببینیم. ما برای هر به دست آوردنی، چیزی را از دست میدهیم.
برای بهدست آوردن خانهی بزرگتر ، احتمالا باید بیشتر کار کنیم و آزادی و راحتی گذشته را از دست میدهیم.
برای دیدنِ ازدواج فرزندانمان ، بودنِ آنها را در خانه از دست میدهیم.
برای داشتن مویی کوتاه ، لذت بافتنِ مویی بلند را از دست میدهیم.
اینجاست که «از دستدادنها» شبیه راههایی نجات دهنده در زندگیمان ظاهر میشوند.
ما میتوانیم یا به این راهها اعتماد کنیم و آنچه را که مدتها قبل از دست دادهایم رها کنیم و به استقبال تجربههای جدیدتر برویم و یا همچنان به «از دست دادههایمان» بچسبیم و هر روز بیشتر احساس درماندگی کنیم. در نهایت انتخاب با ما است.
زندگی پر از ناکامیهایی است که موقت هستند و در مقابل، همین زندگی پر از فرصتهایی است که هدفهای دیگری را سر راه ما قرار میدهد که آنها هم موقت هستند.
بهتر است زمان زیادی را با سوگواری برای ناکامیهایمان هدر ندهیم.
چون ناکامی به اندازهی کافی ما را مضطرب میکند، اما سالها تلاش برای فرار از احساس دردناک ناکامیهایمان ، ما را بیشتر و بیشتر مضطرب و خسته خواهد کرد.
جایی باید پروندههای نیمه بسته را کامل ببندیم تا عذابش کمتر شود. شبیه خداحافظی با آرزویی است که خیلی وقت است تاریخ انقضایش گذشته است. یک خداحافظی سخت اما پایان دهنده.
با هر خداحافظی ما آمادهی سلامهای بعدی میشویم.
اگر یکبار برای «نداشتههایمان» سوگواری کنیم حالمان بهتر میشود و دیگر هر روز و شب با حسرتی بزرگ به جاخالیهای زندگیمان چشم نمیدوزیم و سری تکان نمیدهیم.
متن @Poonehmoghimi
@Gashtaar | گشتار
به هرحال فلسفهی زندگی هرچه که باشد گویی با از دستدادنی دائمی عجین است که راه فراری از آن نیست و قطعا این از دستدادنها آسان نیست اما آن قدرها غیرقابل تحمل هم نیست.
ما از دست میدهیم، پدر و مادرهای ما هم فرصتهای زیادی را از دست دادهاند، قرار است کودکان ما هم از دست بدهند.
برای دستکشیدن و رها کردنِ موقعیت و یا شخصی، باید اول «از دست دادن» را به نوعی تجربه کنیم. یعنی باید «از دست دادن» را حس کنیم و برای این حس کردن باید بتوانیم واقعیتهای دنیا را آنگونه که هستند ببینیم. ما برای هر به دست آوردنی، چیزی را از دست میدهیم.
برای بهدست آوردن خانهی بزرگتر ، احتمالا باید بیشتر کار کنیم و آزادی و راحتی گذشته را از دست میدهیم.
برای دیدنِ ازدواج فرزندانمان ، بودنِ آنها را در خانه از دست میدهیم.
برای داشتن مویی کوتاه ، لذت بافتنِ مویی بلند را از دست میدهیم.
اینجاست که «از دستدادنها» شبیه راههایی نجات دهنده در زندگیمان ظاهر میشوند.
ما میتوانیم یا به این راهها اعتماد کنیم و آنچه را که مدتها قبل از دست دادهایم رها کنیم و به استقبال تجربههای جدیدتر برویم و یا همچنان به «از دست دادههایمان» بچسبیم و هر روز بیشتر احساس درماندگی کنیم. در نهایت انتخاب با ما است.
زندگی پر از ناکامیهایی است که موقت هستند و در مقابل، همین زندگی پر از فرصتهایی است که هدفهای دیگری را سر راه ما قرار میدهد که آنها هم موقت هستند.
بهتر است زمان زیادی را با سوگواری برای ناکامیهایمان هدر ندهیم.
چون ناکامی به اندازهی کافی ما را مضطرب میکند، اما سالها تلاش برای فرار از احساس دردناک ناکامیهایمان ، ما را بیشتر و بیشتر مضطرب و خسته خواهد کرد.
جایی باید پروندههای نیمه بسته را کامل ببندیم تا عذابش کمتر شود. شبیه خداحافظی با آرزویی است که خیلی وقت است تاریخ انقضایش گذشته است. یک خداحافظی سخت اما پایان دهنده.
با هر خداحافظی ما آمادهی سلامهای بعدی میشویم.
اگر یکبار برای «نداشتههایمان» سوگواری کنیم حالمان بهتر میشود و دیگر هر روز و شب با حسرتی بزرگ به جاخالیهای زندگیمان چشم نمیدوزیم و سری تکان نمیدهیم.
متن @Poonehmoghimi
@Gashtaar | گشتار
ای مطرب دل زان نغمه خوش
این مغز مرا پرمشغله کن
ای زهره و مه زان شعله رو
دو چشم مرا دو مشعله کن
نعلین ز دو پا بیرون کن و رو
در دست طوی پا آبله کن
تکیه گه تو حق شد نه عصا
انداز عصا و آن را یله کن
مولانا
#روز_بزرگداشت_مولانا
@Gashtaar | گشتار
این مغز مرا پرمشغله کن
ای زهره و مه زان شعله رو
دو چشم مرا دو مشعله کن
نعلین ز دو پا بیرون کن و رو
در دست طوی پا آبله کن
تکیه گه تو حق شد نه عصا
انداز عصا و آن را یله کن
مولانا
#روز_بزرگداشت_مولانا
@Gashtaar | گشتار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز جهانی #گیاهخواری مبارک🌿
اقدامات محیط زیستی برای احیا زمین بُعدهای زیادی داره؛ خوبه که بشناسیمشون؛ با انتخاب خودمون قدم برداریم🍀اگه بتونیم گیاهخواری باشیم که پسماند صفر زندگی میکنه و آشغال نمیریزه،دوچرخه سواری میکنه و سیگار نمیکشه،با حیوونا هم مهربونه عالیه..
اما خودمون باشیم و قدم برداریم قرار نیست کامل باشیم ما میتونیم قدم های کوچیک برداریم.#عادت بسازیم.
@Gashtaar | گشتار
اقدامات محیط زیستی برای احیا زمین بُعدهای زیادی داره؛ خوبه که بشناسیمشون؛ با انتخاب خودمون قدم برداریم🍀اگه بتونیم گیاهخواری باشیم که پسماند صفر زندگی میکنه و آشغال نمیریزه،دوچرخه سواری میکنه و سیگار نمیکشه،با حیوونا هم مهربونه عالیه..
اما خودمون باشیم و قدم برداریم قرار نیست کامل باشیم ما میتونیم قدم های کوچیک برداریم.#عادت بسازیم.
@Gashtaar | گشتار
نـوروز و بهار به شادی🌱
ما کماکان در اینستاگرام و تلگرام فعال هستیم و از تغییر حرف میزنیم؛ خوشحال میشیم همراهمون باشین
🌱یوگا ، مدیتیشن و موزیک
https://news.1rj.ru/str/sogandsaalari
https://instagram.com/sogandsaalari?utm_medium=copy_link
___
🌱کتابخونی و روزمرگی
https://news.1rj.ru/str/bookrecording
https://instagram.com/atiehooshmand?utm_medium=copy_link
ما کماکان در اینستاگرام و تلگرام فعال هستیم و از تغییر حرف میزنیم؛ خوشحال میشیم همراهمون باشین
🌱یوگا ، مدیتیشن و موزیک
https://news.1rj.ru/str/sogandsaalari
https://instagram.com/sogandsaalari?utm_medium=copy_link
___
🌱کتابخونی و روزمرگی
https://news.1rj.ru/str/bookrecording
https://instagram.com/atiehooshmand?utm_medium=copy_link