گلها – Telegram
گلها
1.93K subscribers
103K photos
24.2K videos
2.54K files
3.71K links
ساقیا باده بیاور که برانیم همه

که بجز عشق تو
از خویش برانیم همه

#مولانا

https://news.1rj.ru/str/goolfs
Download Telegram
پیش نسیم صبح، گل آغوش باز کرد
از پاکدامنان نتوان احتراز کرد

از وصل، ساختم به نظربازیِ خیال
بوی گلم ز صحبت گل بی نیاز کرد...

#صائب_تبریزی
Doostet Daram
Alireza Ghorbani
این غزل زیبای قیصرامین پور

باصدای علیرضاقربانی ..🕊💕

تقدیم به همراهان دوست داشتنی
کانال
زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد
از صورت بی طاقتیم پرده برافتاد

گفتیم که عقل از همه کاری به درآید
بیچاره فروماند چو عشقش به سر افتاد

شمشیر کشیدست نظر بر سر مردم
چون پای بدارم که ز دستم سپر افتاد

در سوخته پنهان نتوان داشتن آتش
ما هیچ نگفتیم و حکایت به درافتاد

با هر که خبر گفتم از اوصاف جمیلش
مشتاق چنان شد که چو من بی‌خبر افتاد

هان تا لب شیرین نستاند دلت از دست
کان کز غم او کوه گرفت از کمر افتاد

صاحب‌نظران این نفس گرم چو آتش
دانند که در خرمن من بیشتر افتاد

نیکم نظر افتاد بر آن منظر مطبوع
کاول نظرم هرچه وجود از نظر افتاد

سعدی نه حریف غم او بود ولیکن
با رستم دستان بزند هر که درافتاد


#سعدی...🌺
هر کس که میِ عشق به جامش کردند
از دردی درد،  تلخ‌کامش کردند

گویا همه غم‌های جهان در یک جا
جمع آمده بود، عشق نامش کردند



هلالی جغتایی.
ساقی بہ دستــ باش‌ڪه این مستِــ مِی‌پرستــ


چون خُم ز پا نشستــ و هنوزش‌خمارِ توستــ

#هوشنگ_ابتهاج
ساقی بہ دستــ باش‌ڪه این مستِــ مِی‌پرستــ


چون خُم ز پا نشستــ و هنوزش‌خمارِ توستــ

#هوشنگ_ابتهاج
ما خرابیم و خرابات ز ما شوریده‌ست
   گنج عیشیم اگر چند در این ویرانیم

کدخدامان به خرابات همان ساقی و بس
کدخدا اوست و خدا اوست همو را دانیم

#مولانا
از آن خوشتر تماشایی تواند بود در عالم

که بیند دیدهٔ عاشق به خلوت روی دلدارش؟


#عراقی
.

با من بی‌کس تنها شده، یارا تو بمان
همه رفتند از این خانه، خدا را تو بمان

من بی‌برگ خزان‌دیده، دگر رفتنی‌ام
تو همه بار و بری، تازه‌ بهارا تو بمان

داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر این نقش بخون شسته، نگارا تو بمان

زین بیابان گذری نیست سواران را لیک
دل ما خوش بفریبی‌ست‌، غبارا تو بمان

هر دم از حلقۀ عشّاق‌، پریشانی رفت
به سر زلف بتان سلسله دارا تو بمان

#هوشنگ_ابتهاج
.
روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است

هوشنگ ابتهاج
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

محبت تو اگر با من دروغی از سر ناچاری‌ست
دل از محبت من بردار، خیانت تو وفاداری‌ست

فدای سرخی لب‌هایت هرآنچه خون جگر خوردم
دلِ شکسته‌ی عاشق را چه احتیاج به دلداری‌ست

کسی حقیقت‌مستی را نشان نداد به ما، افسوس!
شراب‌خوردن ما بی‌هم فقط فرار ز هُشیاری‌ست

ز دل‌بریدن و دل‌بستن به یک طرف متمایل شو
که آنچه من ز تو می‌بینم نه‌اشتیاق نه‌بیزاری‌ست

چو کوه دید غرض دریاست؛ به رود اجازه رفتن داد
ز دوست دست‌کشیدن گاه غرور نیست، فداکاری‌ست

#فاضل_نظری
.

می فروشان آن چه از صهبای گلگون کرده‌اند
شاهدان شهر ما از لعل میگون کرده‌اند

می‌پرستان ماجرا از حسن ساقی کرده‌اند
تنگ دستان داستان از گنج قارون کرده‌اند

در جنون عاشقی مردان عاقل، دیده‌اند
حالتی از من که صد رحمت به مجنون کرده‌اند

از بلای ناگهان آسوده خاطر گشته‌ام
تا مرا آگاه از آن بالای موزون کرده‌اند

من نه تنها بر سر سودای او افسانه‌ام
هوشمندان را از این افسانه افسون کرده‌اند

جوی خون از چشم مردم می‌رود بی‌اختیار
بس که دل را در غمش سرچشمهٔ خون کرده‌اند

حال من داند غلامی کاو به جرم بندگی
خواجگانش از سرای خویش بیرون کرده‌اند

خلق را از لعل میگون تو مستی داده‌اند
عقل را از چشم فتان تو مفتون کرده‌اند

مرغ دل در سینه‌ام امشب فروغی می‌تپد
لشکر ترکان مگر قصد شبیخون کرده‌اند


#فروغی_بسطامی...🌺
مرگ من روزی فرا خواهدرسید
در بهــاری روشــن از امـواج نــور

در زمستــانــی غبـارآلــود و دور
یا خزانـی خالی از فریـاد و شــور

#فروغ_فرخزاد

۲۴ بهمن ماه سالروز درگذشت #فروغ_فرخزاد
یادش گرامی
‌‌‌‌‌      ‌    این چه عشقی است که در دل دارم
            من از این عشق چه حاصل دارم
               می گیریزی زمن و در طلبت
                 بازهم کوشش باطل دارم

#فروغ_فرخزاد
♤دیگر می‌خواهم گوشۀ اتاق بنشینم و چشم‌هایم را روی هم بگذارم و ‌هرچه را که پیش خواهد آمد در ذهنم بسازم و تماشا کنم.

#فروغ_فرخزاد
نیست یاری تا بگویم راز خویش،
ناله پنهان کرده‌ام در ساز خویش.
چنگ اندوهم؛
خدا را  زخمه‌ای!
زخمه‌ای،
تا برکشم آواز خویش...

#فروغ_فرخزاد
در دلم،
باز هوایی است
که طوفانیِ _تُ ست...



حسین_منزوی
.

تو ایستاده ای اما
توان دم زدنت نیست

خموشی ات همه فریاد و
خود به لب سخنت نیست

چه تلخ خورده ای
از دست روزگار که دیگر

چنان گذشته ی شیرین
لب شکرشکنت نیست

چه جای غم که ندارم
تو را که در نظر من

سعادتی به جهان مثل
دوست داشتنت نیست

چگونه می سپری تن
به بوسه های رقیبم؟

نشانه بوسه ی من
در کدام سوی تنت نیست؟

من از تو، اصل تو را
برگزیده ام که همیشه

دلت مراست -تو خود گفته ای-
اگر بدنت نیست

چنین که عطر تنت
ره به هر نسیم گرفته است

تو با منی و نیازی
به بوی پیرهنت نیست...

#حسین_منزوی
نواهای ماندگار
گلپایگانی_ساز و آواز
استاد #گلپا
#گلپایگانی...🕊💕

غزل آواز از عطار:
گم شدم در خود چنان کز خویش ناپیدا شدم
شبنمی بودم ز دریا، غرقه در دریا شدم