جای سایهش رو پرده مونده
جای کفشاش روی زمین
جای چشاش روی عکسا
جای دستاش روی ویترین
جای انگشتاش
جای لگدش
جای اخمش
جای خالیش
جای کفشاش روی زمین
جای چشاش روی عکسا
جای دستاش روی ویترین
جای انگشتاش
جای لگدش
جای اخمش
جای خالیش
از وقتی به دنیا اومد، نمیتونست روی یه جای مسطح بخوابه،
سرشو باید روی یه چیز بالاتری میذاشت.
برای همین میومد سرشو میذاشت روی آرنجم و میخوابید.
سرشو باید روی یه چیز بالاتری میذاشت.
برای همین میومد سرشو میذاشت روی آرنجم و میخوابید.
وقتی ماست میخورد سردش میشد، میلرزید،
میگرفتم بغلم و روی پیشونیش نفس میکشیدم و گرم میشد میخوابید.
میگرفتم بغلم و روی پیشونیش نفس میکشیدم و گرم میشد میخوابید.