Out of this world – Telegram
Out of this world
787 subscribers
1.21K photos
73 videos
47 links
از فا، تا دو، به می گِریَم.
من آتانازم، اینجا آلبوم عکسای منه.
.

https://news.1rj.ru/str/BluChtBot?start=67aeac01bcdeab818f49
Download Telegram
بی تو، مهتاب‌ شبی، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید :
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو همه، راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی :
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ ای چند بر این آب نظر کن
آب، آیین عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم :‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
با هم شعرِ فریدون مشیری بخونیم.
بعد از اینکه چند دقیقه نگام کرد، نفسی کشید و گفت "زیباییت بند نمیاد."
و بعد، من چند دقیقه نگاش کردم.
Forwarded from mim (mitra)
آدمای عمیق، صحبت های عمیق، رابطه های عمیق، نگاه های عمیق، دوست داشتن های عمیق، من همه‌ی چیزهای عمیق رو میپرستم.
Forwarded from دوات
خورشید یه جوریه انگار تو بغل آسمونه.
ولی دوره. خیلی دوره.
داشتم از در خارج میشدم که به عقب نگاه کردم، یه قدم اومد جلو، از در خارج شده بودم ولی برگشتم...
گفتم بله؟
گفت بله؟
هردو خجالتی بودیم و نابلد.
جدیدا فهمیدم به صداها علاقه بیشتری از تصاویر دارم.
و گاه و بی‌گاه، هرجایی، صدا ضبط می‌کنم.
اینجوری علاوه بر تصویری که توی ذهنم نقش می‌بنده و می‌بینمش، حال و هواشم با خودم دارم.
《مزه اشکاتو وقتی می‌بوسم صورتتو، به دنیا نمیدمش.》
به تناقض خوردم برای ترک عادت‌های بدم.
برای ترک سیگار به عشق نیاز دارم،
برای ترک عشق، به سیگار.
دوات
بیداره...