واسه من، سال با دانشگاه تموم میشه.
و این یک سال، پر از ماجراجویی و هیجان بود،
بالا پایین زیادی داشت،
چه لحظات سخت و بگایی که با گوشت و استخون احساس کردیم کنار همیم...
و چه لحظات زیبایی که با گوشت و استخون خوشحال بودیم...
ایران گردی رو شروع کردیم و کلی سفر رفتیم،
هرجایی که شد رقصیدیم و پیک زدیم،
در هر ویو و آب و هوایی سیگار کشیدیم و پوک زدیم،
ما امسال زندگی کردیم و جوون بودیم.
رفقا، مواظب خودتون باشید.
و این یک سال، پر از ماجراجویی و هیجان بود،
بالا پایین زیادی داشت،
چه لحظات سخت و بگایی که با گوشت و استخون احساس کردیم کنار همیم...
و چه لحظات زیبایی که با گوشت و استخون خوشحال بودیم...
ایران گردی رو شروع کردیم و کلی سفر رفتیم،
هرجایی که شد رقصیدیم و پیک زدیم،
در هر ویو و آب و هوایی سیگار کشیدیم و پوک زدیم،
ما امسال زندگی کردیم و جوون بودیم.
رفقا، مواظب خودتون باشید.
Forwarded from Out of this world
حالا من قرض دارم، زیاد
یه کیسه دونه به پرندههای میدون شهرداری رشت، که رضایت بدن وایستی بینشون ازت عکس بگیرم.
دو قرص نون به ماهیخوارای روی پل غازیان انزلی، چون دوس دارن خب نون.
یه وعده ناهار دونفره به ناهارخوران، چون تو شکمو بودی و محال بود از کنارشون ساده بگذری.
یه دستگاه اتومبیل به خودم، چون تو دوس داشتی بشینی کنار راننده پرتقال پوست بِکنی.
یه "حالا بریم ببینیم چطوره"، به بنگاهای شهرک اکباتان، یه جور که انگار اگه خوشمون بیاد میخریمش شوخیام نمیکنیم.
یه "شوخی کردیم" به بنگاهیای اکباتان.
یه پیادهروی دونفره، به راستهی انقلاب تهران، به کوچهباغای قصرالدشت شیراز، به بازار هنر تا هشتبهشت اصفهان، به حد فاصل عطار تا خیام، به بلوار انزلی.
یه "پِخ" به تو، وسط شب درهی ستارگان.
دزده گرفت و بردت و میخوام گیمه به پا، کلاه به سر، یه کوزه آب، یه سفره نون، بزنم به دل جاده دنبالت، ولی یه ایران طلبکاره ازم، یه مملکت قرض بالا آوردم و مرغِ من! مرغ زرد پاکوتاه! کاکلحنای نوکطلا! بین قرض داشتن و سفر نرفتن رابطه مستقیم وجود داره.
-در سفر
یه کیسه دونه به پرندههای میدون شهرداری رشت، که رضایت بدن وایستی بینشون ازت عکس بگیرم.
دو قرص نون به ماهیخوارای روی پل غازیان انزلی، چون دوس دارن خب نون.
یه وعده ناهار دونفره به ناهارخوران، چون تو شکمو بودی و محال بود از کنارشون ساده بگذری.
یه دستگاه اتومبیل به خودم، چون تو دوس داشتی بشینی کنار راننده پرتقال پوست بِکنی.
یه "حالا بریم ببینیم چطوره"، به بنگاهای شهرک اکباتان، یه جور که انگار اگه خوشمون بیاد میخریمش شوخیام نمیکنیم.
یه "شوخی کردیم" به بنگاهیای اکباتان.
یه پیادهروی دونفره، به راستهی انقلاب تهران، به کوچهباغای قصرالدشت شیراز، به بازار هنر تا هشتبهشت اصفهان، به حد فاصل عطار تا خیام، به بلوار انزلی.
یه "پِخ" به تو، وسط شب درهی ستارگان.
دزده گرفت و بردت و میخوام گیمه به پا، کلاه به سر، یه کوزه آب، یه سفره نون، بزنم به دل جاده دنبالت، ولی یه ایران طلبکاره ازم، یه مملکت قرض بالا آوردم و مرغِ من! مرغ زرد پاکوتاه! کاکلحنای نوکطلا! بین قرض داشتن و سفر نرفتن رابطه مستقیم وجود داره.
-در سفر