وقتی بچه بودم و یه کفش تازه میخریدم، میخواستم شبو با کفشم بخوابم، ذوق داشتم و حال دلم خوب بود، چون اون تهتههای دلم "کفش نو" قلقلکم میداد...
سالهای سال این حسو نداشتم
نه با کفش، نه با هیچ چیز نوی دیگه...
اینروزا همون حسو دارم، چون اون تهتههای دلم "تو" قلقلکم میدی...
تنها تفاوتش اینه که، ذوقم یه روزه تموم نمیشه و ادامه داره، شاید همیشه؟
سالهای سال این حسو نداشتم
نه با کفش، نه با هیچ چیز نوی دیگه...
اینروزا همون حسو دارم، چون اون تهتههای دلم "تو" قلقلکم میدی...
تنها تفاوتش اینه که، ذوقم یه روزه تموم نمیشه و ادامه داره، شاید همیشه؟
Forwarded from Mmdix
واقعا اگه قدرتشو داشتم میدادم هرکی تو چهارشنبه سوری ترقه های وحشتناااک میترکونه رو از تخماش دارش بزنن