لحظاتی که احساس جالبی داشتن.
دانا بودن تو این شرایط نه معنیش اینه که باید خوشحال باشیم نه معنیش اینه که باید ناراحت باشیم، فقط و فقط: اینو درک کنیم که هرکسی تو بحران احساس متفاوتی رو تجربه میکنه.
توو شهرمون یه کوچه بود، نه شهرداری براش چراغ گذاشته بود، نه توو خونههاش آدمای زیادی زندگی میکردن... اینجوری شد که نوری به اون کوچه نمیتابید و من اسمشو گذاشته بودم "تاریکترین کوچهی تاریکِ دنیا"
خلاصه که این روزها تاریکم، تاریک تر از تاریکترین کوچهی تاریک دنیا.
خلاصه که این روزها تاریکم، تاریک تر از تاریکترین کوچهی تاریک دنیا.