اخبار و کتاب های ریاضی – Telegram
اخبار و کتاب های ریاضی
11.3K subscribers
9.27K photos
1.12K videos
2.54K files
2.55K links
همه چیز در مورد ریاضیات
جدیدترین اخبار در حوزه ریاضی
معرفی جدیدترین و مهم ترین کتاب های ریاضی
پادکست های عالی ریاضی
زیباترین مسائل و معماهای ریاضی
کاربرد ریاضیات در علوم و فنون مهندسی

آی دی مدیر کانال جهت ارتباط
@meisami_mah
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه با پروفسور مورل (استاد رياضي دانشگاه پرينستون )
@harmoniclib
12❤‍🔥1
معرفی پروفسور مریم میرزاخانی در کتاب «داستان‌های خوب برای دختران بلندپرواز» (نشر نو، ۱۳۹۶). این کتاب ترجمه یک اثر آمریکایی در معرفی زنان موفق و استثناییِ تاریخ است.
@harmoniclib
35
ایگور شافاروویچ
از اساتید به‌نام جبر
@harmoniclib
17👍3
@harmoniclib
یک ریاضیدان خبره جایزه‌اش را از پادشاه هند طلب می‌کند.
👍102
مبخشای بر هر کجا ظالمی‌ست
که رحمت بر او جور بر عالمی‌ست
@harmoniclib
سعدی
👏196👍4
یک راهب که بر روی "مسئله پایان جهان" کار می‌کند، در مقابل یک مجسمه بزرگ از برهما ایستاده است.
@harmoniclib
تعداد دیسک‌های طلایی در اینجا کمتر از 64 نشان داده شده است، زیرا کشیدن این تعداد بسیار دشوار بود.

#برج_هانوی
10
ون در واردن در شهر آمستردام کشور هلند متولد شد. پدر وی یک ریاضیدان بود ولی نمی‌خواست پسرش به ریاضیات بپردازد و بدین علت کتاب‌های ریاضی خود را که در خانه داشت در قفسه قفل می‌کرد، ولی علی‌رغم این وضعیت ون در واردن با مراجعه به کتابخانه و مطالعهٔ کتاب‌های ریاضی حس کنجکاوی خود را ارضا می‌کرد. پس از پایان دبیرستان وی به دانشگاه آمستردام وارد شد و رشتهٔ ریاضی را برگزیـد. پس از فراغت از تحصیل به مدت یک سال به دانشگاه گوتینگن رفت و در آنجا با هیلبرت و امی نوتر آشنا شد. او سپس به دانشگاه آمستردام بازگشت و دو سال بعد از رسالهٔ دکترای خود که دربارهٔ هندسهٔ جبری نوشته بود، دفاع کرد. ون در واردن به‌عنوان استاد مدعو در چند دانشگاه آلمان حضور پیدا می‌کرد. هنگامی که وی در دانشگاه هامبورگ بود، ریاضیدان نامی آرتین مشغول نوشتن کتابی در زمینهٔ جبر بود. او به ون در واردن پیشنهاد داد که به کمک یکدیگر این کتاب را بنویسند. ون در واردن قبول کرد و شروع به نوشتن نمود. ابتدا فصل اول و سپس فصل دوم را نوشت و نشان آرتین داد. آرتین خیلی تحت تأثیر نوشته‌های ون در واردن قرار گرفت و لذا به وی پیشنهاد داد که این کتاب را خود به‌تنهایی بنویسد. نتیجهٔ این شد که کتاب «جبر مدرن» که یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های ریاضی قرن بیستم بود به منصهٔ ظهور رسید. زمانی که وی در دانشگاه لایپزیگ اقامت داشت، هایزنبرگ فیزیک‌دان معروف را ملاقات کرده و به فیزیک علاقه‌مند گردید و در نتیجه کتاب مهم دیگری تحت عنوان نظریهٔ گروه‌ها و مکانیک کوانتومی به رشتهٔ تحریر درآورد.
@harmoniclib
27
سه عدد نامتناهی
الف صفر، الف یک و الف دو
@harmoniclib
12
A mathematical joke involving finitely presented groups is given by Renteln and Dundes (2005).

Q: What's purple, round, and doesn't get much for Christmas?
A: A finitely presented grape.
@harmoniclib
3👏2🥰1
جنگجویی خسته‌ام بعد از نبردی نابرابر
پیش رویش پُشته‌ای از کُشته‌ی هم‌سنگرانش
@harmoniclib
حسین منزوی
💔182👍2😢2
سه دستگاه مختصات
@harmoniclib
🔥111👍1😢1
اخبار و کتاب های ریاضی
فروختن یا نفروختن @harmoniclib
شما جزو کدام دسته از دانش‌آموزان بودید. اگر یک همکلاسی کار بدی می‌کرد او را می‌فروختید؟!
Anonymous Poll
9%
بله
91%
خیر
👏2🤗1
گنج‌یابی با اعداد موهومی
@harmoniclib
5
4_5794373445986813021.pdf
535.2 KB
کنکاش در ارز های رمزنگاری شده
@harmoniclib
3
آنچه آن‌ها می‌خواهند

والیو در مورد تنهایی می‌نوشت،
آن هنگام که از گرسنگی در حال مرگ بود.

یک روسپی گوش ونگوگ را نپذیرفت.

آرتور رمبو برای یافتن طلا به آفریقا رفت اما به یک نوع سفلیس لاعلاج مبتلا شد.

بتهوون کر شد.

پاوند را در قفس دور خیابان‌ها چرخاندند.

چترتون مرگ موش خورد.

مغز همینگوی در آب پرتقال پاشید.

پاسکال رگش را در حمام زد.

آرتو با دیوانه‌ها هم‌بند بود.

داستایوفسکی را پای دیوار گذاشتند.

کرین به داخل پره قایق پرید.

لورکا در جاده به وسیله ارتش اسپانیا تیر خورد.

بریمن از پل پرید.

باروز به زنش تیراندازی کرد.

میلر زنش را با چاقو زد.

این چیزى‌ست که مى‌خواهند؛
یک نمایش لعنتی،
یک بیلبورد نورانی،
در وسط جهنم.
این آن چیزى‌ست که جماعتِ کودنِ گنگِ محتاطِ افسرده‌کننده‌ی تحسین‌کننده‌ی این کارناوال مى‌خواهند.

@harmoniclib
چارلز بوکوفسکی
9
اخبار و کتاب های ریاضی
آنچه آن‌ها می‌خواهند والیو در مورد تنهایی می‌نوشت، آن هنگام که از گرسنگی در حال مرگ بود. یک روسپی گوش ونگوگ را نپذیرفت. آرتور رمبو برای یافتن طلا به آفریقا رفت اما به یک نوع سفلیس لاعلاج مبتلا شد. بتهوون کر شد. پاوند را در قفس دور خیابان‌ها چرخاندند.…
این شعرِ بوکوفسکی یکی از بی‌رحمانه‌ترین و صادقانه‌ترین حمله‌های اوست به فرهنگِ تماشاگر؛ به مردمی که هنر و رنجِ هنرمند را نه برای فهم، بلکه برای تماشا و مصرف می‌خواهند.

او با اسطوره‌زدایی از «نبوغ»، نام نویسنده‌ها، شاعرها و هنرمندانی را ردیف می‌کند که امروز «بزرگ» و «جاودانه» محسوب می‌شوند، اما:
در فقر مُردند،
دیوانه شدند،
خودکشی کردند،
تحقیر شدند،
یا قربانی خشونت و بیماری بودند.

او عمداً رمانتیک‌سازیِ رنج را می‌شکند.
این‌ها «قهرمان تراژیک» نیستند؛ آدم‌هایی‌اند که له شدند.

جامعه بعد از مرگ‌شان آن‌ها را می‌پرستد،
اما در زمان حیات‌شان رهایشان کرد.

اما چرا این مثال‌ها این‌قدر خشن‌اند؟

به این تصویرها دقت کنید:

مغز همینگوی پاشیده می‌شود،
گوش بریده‌ی ونگوگ،
قفس پاوند،
دیوانه‌خانه‌ی آرتو،

این‌ها تصادفی نیستند.

بوکوفسکی می‌خواهد تماشاگر را شوکه کند، چون معتقد است مخاطب فقط با خشونت بیدار می‌شود.

او می‌گوید:

شما درد را فقط وقتی دوست دارید که «تماشایی» باشد.

«این چیزی‌ست که می‌خواهند»
این خط، قلب شعر است.

اما «آن‌ها» چه کسانی‌اند؟

تماشاگران
منتقدان
جامعه‌ی متوسطِ راحت‌طلب
فرهنگ رسمی
آدم‌هایی که امن زندگی می‌کنند ولی عاشق تماشای سقوط دیگران‌اند.

آن‌ها چه می‌خواهند؟ نه حقیقت، نه هنر، نه نجات انسان، بلکه یک نمایش لعنتی.

"بیلبورد نورانی وسط جهنم" این تصویر شاهکار است.
بیلبورد نشانه تبلیغ، مصرف، زرق‌وبرق
نورانی یعنی جذاب، فریبنده
منظور از وسط جهنم یعنی رنج واقعی انسان‌ها

یعنی رنجِ واقعی وقتی ارزش دارد که بشود آن را فروخت، قاب گرفت، لایک کرد و تحسین نمود.

خشم بوکوفسکی از «تحسین‌کنندگان»
آخر شعر بسیار مهم است:

جماعتِ کودنِ گنگِ محتاطِ افسرده‌کننده‌ی تحسین‌کننده

او حتی از «تحسین» هم متنفر است، چون:
تحسین بدون فهم است، ستایشِ امن است و خطر ندارد. هیچ هزینه‌ای برای تحسین‌کننده ندارد.

تحسین‌کننده می‌گوید:
«چه شاعر بزرگی»

ولی حاضر نیست:

با او زندگی کند، رنجش را تحمل کند، یا سیستم را تغییر دهد.

اما دقت کنیم که بوکوفسکی نمی‌گوید «هنرمند رنج بکشد خوب است» برعکس، می‌گوید:

جامعه از رنج هنرمند لذت می‌برد، اما مسئولیتش را نمی‌پذیرد.

این شعر می‌خواهد بگوید که:

هنر یک سیرک نیست،
رنج یک نمایش نیست،
نابغه اسباب سرگرمی نیست.

ولی متاسفانه دنیا هنرمند را زنده نمی‌خواهد؛
او را شکسته، مرده، یا دیوانه می‌خواهد، تا بعد با خیال راحت تشویقش کند.
@harmoniclib
14🫡2
پروفسور جورج کانتور و یک بومی آفریقایی هر دو سرگرم اعدادی هستند که توانایی شمردن آن‌ها را ندارند.
@harmoniclib
9
1974 Fields medalists Enrico Bombieri and David Mumford on August 21, 1974
@harmoniclib
4
شاید شیرین‌ترین لذت در این جهان بازخوانی اندیشه‌ی ریاضیدانانی باشد که دوردست‌ترین مرزهای تفکر بشری را درنوردیده‌اند.
@harmoniclib
👍202