🄷ell in winter🧋 – Telegram
🄷ell in winter🧋
244 subscribers
3.97K photos
988 videos
20 files
550 links
نمیدونم کی هستم، دارم تلاش میکنم یادم بیاد. تا اون موقع هانا صدام کن.
Entp
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1937803019
Download Telegram
من به مارک خودکارم خیانت نمیکنم اونوقت بقیه به دوستای هزاران ساله خیانت میکنن
جالبه
نرین مدرسه
تو رو جون هر کی دوست دارین نرین مدرسه
تو رو جون جدتون نرین مدرسه
پریودی این شکلیه که در جواب کجات درد میکنه هیچ جواب واحدی وجود نداره
چون اصلا نمیدونی این جایی که درد میکنه وجود خارجی داره یا نه؟ یا اصن اگه وجود داره، مردم عادی چی صداش میکنن؟
خب الان من چطور بگم لوله‌ی فالوپ سمت چپم درد میکنه. طرف هنگ میکنه خب
چیزی که در آخر منو به پایان میرسونه، خودمم
همه دراما کویین بودن هام ریشه در بچگی داره و تقصیر عمو پورنگه
وگرنه من ۴ ساله چه اهمیتی داشت برام که «کاشکی که لک لک دوست شه با اردک تا که نمونن این دو تا تک تک»؟
احساس میکنم وقت غیب شدنه
ولی نمیدونم به کدوم گوری باید غیب شم
🄷ell in winter🧋
Stephen Sanchez – Until I Found You
Oh, I used to say
I would never fall in love again until I found her
I said, “I would never fall unless it’s you I fall into”
I was lost within the darkness, but then I found her
I found you
دلم میخواد یه کلکسیون از موهای زیبای پارمیدا و مهرآسا راه بندازم
مدل موهای پارمیدای جاذاب من به قدری زیبا بودن همیشه که اصن😭😭😭😭😭
سه نفر جدی بهشون چتری میاد
مهرآسا
تیلور سوییفت
پارمیدا
And in the middle of my chaos, there was you
مشکلات اعتمادم از وقتی شروع شد که سعید آسایش خوند «عشق تو دروغ بود دیگه»
من لایقش نیستم
سه سال پیش، همین موقع، غم باد گرفته بودیم که من دارم از ایران میرم
دو سال پیش همین موقع، خوشحال بودم. اینقدری خوشحال که حد نداشت
نمیدونستم قراره عموم فوت کنه، قراره کسی که خیلی دوسش دارم این همه حالمو بد کنه و من بشم مقصرش. نمیدونستم اینجوری میکنی.
و من هنوز همه چیزو نگه داشتم. سیزده تا برگه‌ای که برام نوشتیو، خرسی که برای تولدم گرفتی، هودی‌ای که برای اون یکی تولدم گرفتی، اون پارچه‌ی چهارخونه‌ی زرد که شبیه در مربا بود و برام توش نوشته بودی تولدم خاصه، چون من خاصم. اون کتابایی که برام خریدی صرفا چون من گفته بودم از این کتابه بدم میاد چون نمیدونم داستانش چیه و همه میگن من شبیهشم. هنوز خاطراتمونو نگه داشتم، درست مثل همون چوب بستنی‌ای که من واسه تینا خریده بودم ولی تینا چسی اومد و تو خوردیش. هنوز اون گیره‌ی ببعی صورتی رنگی رو که تنها صورتی‌ای بود که بهم حالت تهوع نمیداد رو نگه داشتم. تورو توی ذهنم نگه داشتم.
هنوز نه جرئت اینو دارم که به اون خرسه نگاه کنم، نه جرئت این که هودیه رو در بیارم و یه بار دیگه بپوشمش. جرئت ندارم یه بار دیگه به تو فکر کنم، با این که میدونم چه زخمایی بهم زدی، ولی فکر کردن بهت باعث میشه یه بار دیگه دلتنگت بشم. یه دلتنگی‌ای که یازده صبح میاد و یقتو میگیره و بغض ولت نمیکنه.
گفته بودی جایگزینت میکنم، نه. هیچ وقت. جای خالیت هنوز تو قلبمه. جای خالی‌ای که اونقدر سنگینه که سیاه چاله شده واسه خودش
امرور تلاش میکنم واسه همیشه تمومش کنم، اما فراموش نه. تموم میشی، به همون اندازه‌ای که امیدمو تموم کردی، وقتی که توی سیاهی زندگیم ولم کردی و رفتی.
تمومت میکنم، این بار واسه بار آخر.
Daemi
Shervin Hajipour
هیچی دائمی نیست
تموم میشه همش
هیچی جز این درد لعنتی نمیمونه ازت
🍓1