🄷ell in winter🧋 – Telegram
🄷ell in winter🧋
243 subscribers
3.97K photos
988 videos
20 files
550 links
نمیدونم کی هستم، دارم تلاش میکنم یادم بیاد. تا اون موقع هانا صدام کن.
Entp
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1937803019
Download Telegram
سوالِ «چرا من» واقعا میتونه روان یه فردو برباد بده
و منی که از اول زندگیم مدام دارم میگمش منتظرم ببینم کی روانم بر باد میره
ترنج همون باریکه نوره که مولانا گفت از زخم ها وارد میشوند
Forwarded from nightmare (-ماهی)
ولی در نهایت متوجه میشی انسان ها بسیار حرامزاده هستند و جملگی شیر مادر نخورده اند
یک مشت انسان کان نشور می‌خواهند کله‌ی مرا کان کنند. کانی ها نمیدانند به کانم و کانشان حواله‌یشان کرده‌ام میخواهم جملگی با سیسی ها کان خوشگل بشویم.
ایشون دختر منه، پیشی خانوم
Forwarded from The cat's whiskers° (ᴀʀᴍʏᴛᴀ)
Mommy issues or daddy issues?
Bro i'm THE ISSUE
She's my girl.
شهلا فوت کرد
من دیگه به سایه‌ی خودمم اعتماد ندارم
جوری فیلم Greta کریپ و عجیبه که واقعا الان فکر میکنم باید با همه کات کنم چون من نمیدونم اونا سایکوعن یا نه
فکر کنم اون اسکل استاکر منم یچیزی مثل اینه
البته اگه باهاش حرف میزدم و میدونستم کیه
کمک
اما از زمانی که یادمه همیشه احساس اضافه بودن داشتم و فکر میکردم که باید از مردم دور بمونم، احساس میکردم ذره ای دوست داشتنی و جالب نیستم یا اونقدری خوب نیستم که ی نفر بخواد باهام ارتباطی داشته باشه
این حس ها چندین و چند سال روی هم اومدن، آدمایی که اومدن نه تنها این حس رو کم نکردن بلکه بیشتر و بدترش کردن و من رو به جایی رسوندن که نمیتونم باور کنم من هم لایق دوست داشته شدن هستم یا من هم آدم جالبیم، چندین نفر بهم گفتن که این چیز ها فقط توی ذهن خودته، خیلی از آدم ها دلشون میخواد باهام ارتباط داشته باشن چون به نظرشون آدم جالب و عاقلی هستم، اکثرا میگن خیلی بانمکم و میتونم به قول خودشون مجلس گرم کن باشم، دوست صمیمیم همیشه بهم میگفت خیلی بامزه ای، خیلی باهوشی، افراد زیادی گفتن خیلی زیبایی، اکثرا بهم میگن انسان امنی هستی
اما اون رفتارهایی که من توی گذشته دیدم و اون اتفاقاتی که توی گذشته افتاد طی مدت زمان طولانی من رو به این فردِ بدون اعتماد به نفس تبدیل کرده که دیگه هیچ تعریفی رو باور نمیکنه و حس می‌کنه همشون دروغ و یا از سر تعارف هستن.
الان کسی ازم تعریف می‌کنه یا حتی میخواد منو ببینه میترسم، از ابراز محبت وحشت دارم، احساس میکنم آدما فقط میان که اذیت کنن و برن، این مشکل اعتماد نداشتن واقعا سخته ولی در عین حال سیف هم هست، از خودم و ظاهرم بیزارم، خودم رو کوچیک میبینم اما اون ته وجودم ی چیزی هست که به کسی اجازه نمیده من رو کوچیک ببینه، همه فکر میکنن من یکی از اون آدمای قلدرم که هیچی باعث نمیشه خم به ابروش بیاد، البته حق هم دارن، در ظاهر من خیلی آدم با اعتماد به نفس و خشکی هستم، ولی از درون خودم میدونم که چقدر به یک مو بندم، چقدر راحت به هم میریزم و چقدر حساسم.