🄷ell in winter🧋 – Telegram
🄷ell in winter🧋
244 subscribers
3.97K photos
988 videos
20 files
550 links
نمیدونم کی هستم، دارم تلاش میکنم یادم بیاد. تا اون موقع هانا صدام کن.
Entp
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1937803019
Download Telegram
گفتن دانشگاه ها میتونن رشته‌ی جدید ارائه بدن که شغلش موجود باشه.
میخوام برم بگم لطفا رشته‌ی تو کون نرویی رو ارائه بدن. خیلیا شاغل میشن این شکلی.
من واسه پیشی زود رفتم کلاس. پیشی نیست و الان علاف دو عالمم
Forwarded from 
kiss me hard before you go
چرا با لحن wake me up before you go go خوندمش
Forwarded from فتوسنتز
کوئسشن خیلی گریه‌داره چرا کسی درک نمیکنه🚬
Forwarded from فتوسنتز
"نه من حالم خوبه، این منم که اضطرابم رو کنترل میکنم نه اون من رو"

*شماره‌ی گوشیم رو یادم نمیاد*
*خاطراتم رو فراموش میکنم*
*روزی هزاربار از خودم می‌پرسم فلان چیز قبلا هم اتفاق نیفتاده بود؟*
*دیکته‌ی هر چیزی رو چندبار چک میکنم*
میرم خونه و اینقدر گنشین پلی میدم تا بتونم کاوه رو بگیرم
مارک تواین gets me
من از این شلوارا که مسیح میپوشه لازم دارم
دلم میخواد یه سری متنا راجع به آهنگای شروین بنویسم ولی فکر نکنم کسی بخونه.
مسیح بهم امید داشت.
ببین اگه توی کنکور شیمی رو درصد بالایی بزنم پنجاه درصدش بخاطر مسیحه، چهل و پنج درصدش آرمیتا و پنج درصدش خودمو
ولی بچه ها آهنگ سایه یچیز دیگه‌اس
اولش میاد دقیقا لحظه‌ی قبل از رفتن پارتنرشو میگه. اون ترس و نگرانی که آیا بهش بگم بمونه؟ یا بهش علاقمو یه بار دیگه یادآوری کنم؟ و با نگاهش منصرفش میکنه که کاری کنه بمونه و اون روی تموم احساسش پا میذاره و جوری رفتار میکنه انگار یه آشغاله تا اون راحت تر بره و وقتی اون رفت شروین میمونه و سایه‌ای از خیال که داره تو تصوراتش باهاش میرقصه ولی میدونه که قلبش، عشقش داره از اینجا میره و نمیتونه کاری بکنه پس فقط توی تصورش میمونه و میرقصه و میرقصه.
بعد میاد به معنای واقعی کلمه خستگی روحی طرف موقع از دست دادن عشقش میگه، میگه که دوستاش میان که حالشو عوض کنن و ببرنش بیرون ولی اون نمیخواد بره چون اونجا خونه‌ایه که اون توش بوده و توش خاطراتشون هست پس ترجیح میده بمونه خونه و به دیوار زل بزنه و خاطراتشو مرور کنه تا شب بشه، شب بخوابه و خوابشو ببینه و صبح دوباره خواب ببینه. دنیا براش خاکستری و ابری جلوه میکنه و بادی که توی اتاق میزنه براش مهمه چون میترسه عطر عشقش از اتاق بره، حال نداره بره بیرون و به کاراش برسه و آهنگاشو ضبط کنه چون انگیزه‌اش و منبع الهامش رفته و منیجرش هم کفری میشه و همون موقع مامان عشقش میاد و یه چیزی براش میاره و میگه از طرف اونه، وقتی جعبه‌اشو باز میکنه یه نامه میبینه که توش پر عطره (اینجاش خیلی قشنگه چون شروین اینقدر احساساتی شده که حتی نحوه‌ی استفاده از حروف اضافه رو فراموش کرده) که توش نوشته اگه بخوای برمیگردم و شروین هم با تمام وجود دلش میخواد بهش بگه برگرده ولی نمیگه چون میدونه تو ایران هیچی نمیشه و میدونه هر جوابیم که بده طرف احساسی میشه و هوایی میشه که برگرده بخاطر همین جواب نمیده و میره لای لحافش و به آباژور لبه‌ی میز نگاه میکنه و تصور میکنه سایه‌ی اون افتاده روی زمین و عشقش باز برگشته...
فیلم دانجنز آف درگنز داره ناامیدم میکنه
کاش یکی بود که تو ایران ازش بخرم و با بچه ها بازی کنم
تنها کسی که اون روی ای دی اچ دی واقعی منو دیده میشه گفت مهرآساست
وقتی که داشتم با آیرون من روی کلیدم و قورباغه‌ی روی کلیدش میجنگیدم و هی دم گوشش میگفتم شیلوپ
شاسگول خانوم چطوری، شاسگول خانوم خانومی
🤝1
این کارمای دلفیناس