Forwarded from Shit house (Mary (neil's version))
تو وضعیتیم هم دلم میخواد تنها باشم هم هانارو بپیچم با خودم ببرم تو غار
Shit house
تو وضعیتیم هم دلم میخواد تنها باشم هم هانارو بپیچم با خودم ببرم تو غار
خانومی گریم میندازه😔💕✨
پارت جدید فن فیکمو آپلود کردم و میخوام با هم اینجا نظرات رو بررسی کنیم :)
🄷ell in winter🧋
پارت جدید فن فیکمو آپلود کردم و میخوام با هم اینجا نظرات رو بررسی کنیم :)
مسعود مگه ادمین واست پلو میپزه اینا کار منه :)
😭1
🄷ell in winter🧋
مسعود مگه ادمین واست پلو میپزه اینا کار منه :)
ناراحتم عوام دارن داستان رو میخونن من باید زرت و پرتای امتحانم رو بخونم
🄷ell in winter🧋
ناراحتم عوام دارن داستان رو میخونن من باید زرت و پرتای امتحانم رو بخونم
تو اینا رو قبلا خوندی آرام بگیر
Forwarded from سیزیف
موقع امتحانات، ارتفاعات جای خوبی برای پیادهروی و مرگموشها خوشمزهترین غذا بنظر میرسن❤️
the crowley type of people who are mean on the outside but have a soft spot for that one person:
💘1
Forwarded from ᴀᴍʏɢᴅᴀʟᴀ (Prongs)
برای دوست، برادر و تنها کسی که داشتم.
حق با تو بود مرد، پایان خوش گیر هرکسی نمیاد.
این اولین کریسمس مورگان و پپر بدون تو بود یا بهتره بگم اولین کریسمس همهمون بدون تو؟
اگه میخوای بدونی... چیزبرگر درست کردیم، آبجو خوردیم و آخرشب وقتی دلمون برات تنگ شد نمیدونم چرا و چطور اما یهو دیدم همهمون توی کارگاهتیم و توی سکوت بههم زل زدیم.
اما الان فقط منم.
گاهی میتونم صدای حرف زدنت با جارویس یا فرایدی رو بشنوم و باور کن حس خیلی مزخرفی داره.
تمام اینجا شبیه توئه اما تو دیگه بینمون نیستی.
میدونی تونی؟ تو تنها کسی بودی که من داشتم و حالا حس میکنم تمام چیزی که داشتم ازم گرفته شده.
بقیه رو نمیدونم اما من، هنوز نمیتونم باور کنم که نیستی.
هنوز گاهی صبح زود بیدار میشم، میرم از کافهی موردعلاقهات دوتا قهوه میگیرم و سر ساعت هفت خودم رو به سنترال پارک میرسونم و بعد حقیقت مثل پتک میخوره تو سرم.
نزدیک به سهماهه که دیگه پیشمون نیستی و من شاید بیشتر از تعداد انگشتهای دو تا دست، این اشتباه رو انجام داده باشم؟
دلم برات تنگ شده رفیق، امیدوارم زودتر ببینمت.
کریسمس مبارک.
حق با تو بود مرد، پایان خوش گیر هرکسی نمیاد.
این اولین کریسمس مورگان و پپر بدون تو بود یا بهتره بگم اولین کریسمس همهمون بدون تو؟
اگه میخوای بدونی... چیزبرگر درست کردیم، آبجو خوردیم و آخرشب وقتی دلمون برات تنگ شد نمیدونم چرا و چطور اما یهو دیدم همهمون توی کارگاهتیم و توی سکوت بههم زل زدیم.
اما الان فقط منم.
گاهی میتونم صدای حرف زدنت با جارویس یا فرایدی رو بشنوم و باور کن حس خیلی مزخرفی داره.
تمام اینجا شبیه توئه اما تو دیگه بینمون نیستی.
میدونی تونی؟ تو تنها کسی بودی که من داشتم و حالا حس میکنم تمام چیزی که داشتم ازم گرفته شده.
بقیه رو نمیدونم اما من، هنوز نمیتونم باور کنم که نیستی.
هنوز گاهی صبح زود بیدار میشم، میرم از کافهی موردعلاقهات دوتا قهوه میگیرم و سر ساعت هفت خودم رو به سنترال پارک میرسونم و بعد حقیقت مثل پتک میخوره تو سرم.
نزدیک به سهماهه که دیگه پیشمون نیستی و من شاید بیشتر از تعداد انگشتهای دو تا دست، این اشتباه رو انجام داده باشم؟
دلم برات تنگ شده رفیق، امیدوارم زودتر ببینمت.
کریسمس مبارک.
Forwarded from 𝖠𝗇𝖽𝗒 <3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝖠𝗇𝖽𝗒 <3
Andrew Garfield playing basketball (Old) @Andrewgarfield13
اندر هم مثل من گارد پلی میده واهیکحضحصحصح
البته من خودمو بکشم قدم به این نمیرسه
مردک دراز دستشو وا کنه حلقه بسکتو میاره پایین
مردک دراز دستشو وا کنه حلقه بسکتو میاره پایین
وا یعنی چی یعنی من کفش پاشنه ده سانتی بپوشم با اختلاف دو سه سانت میشیم همقد؟