🄷ell in winter🧋 – Telegram
🄷ell in winter🧋
244 subscribers
3.97K photos
988 videos
20 files
550 links
نمیدونم کی هستم، دارم تلاش میکنم یادم بیاد. تا اون موقع هانا صدام کن.
Entp
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1937803019
Download Telegram
اندرو میخوام :(
💔2
خونه تو در آینده بیشتر شبیه یک استودیو خواهد بود که انواع کلیپ‌ها رو درش ضبط میکنی و توی یوتیوب قرار میدی.اگر شخصی وارد خونت بشه،اولین چیزی که چشمش رو میگیره،دکوری بزرگی از منظومه شمسی در وسط خونه هست.
@hellinwinter.
فکر کن یکی بیاد خونم بگم لطفاً رو زحل نشین
😭1
🄷ell in winter🧋
من دقیقا دارم میام رو زحل بشینم
باشه ولی رو اورانوس نشین اون شکستنیه
Forwarded from Viny
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Viny
Video message
من وقتی شیمی فردا
Okay maybe they don't love me
Guess all you have to do is die
Forwarded from روباه پرتقالی؛🌿 (𝗛𝗻𝘆🦊")
— این پیام رو فوروارد کنید توی چنل‌هاتون، تا من بهتون بگم وایب کدوم کرکتر ویلن رو میدین.♡
Forwarded from 🄷ell in winter🧋 (Hannah (هانا))
چند وقت پیش چند تا مقاله‌ خونده بودم که میگفتن تاثیر ورزش سنگین روی افسردگی خفیف، یک و نیم برابر بهتر از دارو درمانیه. از اونجایی که خودمم دچار افسردگی خفیف هستم و تراست ایشوز هم دارم گفتم این مقاله‌ها رو به امتحان بذارم. اولین مقاله میگفت نیم ساعت ورزش (یا پیاده روی) در هر روز هفته تاثیری تقریبا هم اندازه‌ی دارو درمانی داره. مقاله‌ی دوم سه جلسه‌ی یک و نیم ساعته‌ی ورزش سنگین (یعنی ضربان قلبتون بالای ۱۳۰ برسه) برای هر هفته رو پیشنهاد میکرد و میگفت تاثیرش تقریبا صد و پنجاه درصد دارو درمانیه.
هر دو مقاله روی سوژه‌های مختلف امتحان شده بودن و نتایجشون بعد از شیش الی هشت هفته ورزش مداوم منتشر شده بود. نتایجش واقعا زیبا و دلپذیر بود و میچسبید. گفتم امتحان بکنم.
از اونجایی که روزانه نیم ساعت وقت نداشتم، از چند هفته‌ی پیش تصمیم گرفتم یک روز در میون حداقل یک ساعت ورزش سنگین (با ضربان قلب حداقل ۱۴۰) داشته باشم. الان تقریبا یک الی دو هفته‌اس که دارم انجامش میدم و نتایجش بی نظیره. بله، شاید اوایل ماهیچه درد های وحشتناک به دلیل دوری از ورزش داشتم و شاید نظم پریودیم بهم ریخته باشه، ولی دیگه خبری از فکر های خودکشی و شک کردن به خودم نیست. آدمی بودم که سر کوچیکترین چیزهای ممکن از خودم عصبی میشدم و به خودم گیر میدادم، ولی الان کمتر این اتفاق رخ میده. برای اولین دفعه توی سه ماه اخیر، حس میکنم زندگی ارزش زندگی کردن رو داره. نمیدونم کسی این رو میخونه یا نه، ولی امیدوارم بخونه و سراغش بره و تجربه‌اش کنه، چون حال خوب واقعا باحالی داره. :)
لینک های مربوط به مقاله های ذکر شده: یک / دو
- you're the mos jealous woman i know
+You know other women?
🄷ell in winter🧋
- you're the mos jealous woman i know +You know other women?
من خیلی یونو آدر ومن هستم
هر اپیزود داکتر هو یه ترومایی رو لمس میکنه که نمیدونستم هنوز اینجاست
1👍1
Doctor who season 4 episode 10 (midnight) spoilers




توی این اپیزود داکتر داشت قشنگ تجربه‌ی شنیده نشدن، عدم اعتماد و دزدیده شدن ایده‌هاش رو تجربه میکرد. جوری که داشت حرف‌هاشو فریاد می‌کشید و همچنان کسی نمی‌شنیدش، جوری که میخواست همه‌چیز رو بگه ولی نمیتونست، جوری که اعتمادش رو شکستن و حتی وقت نداشت براش عزاداری کنه منو یاد زندگی توی خونواده ایرانی انداخت. من خودمو خفه میکنم با فریاد کشیدن توی خونه و اینقدر حرف میزنم که گاهی می‌میرم ولی هیچکس منو نمیشنوه. گاهی اوقات من باهوش ترین فرد اتاقم ولی کسی بهم گوش نمیده. این که هر چقدر هم حرف بزنم بازم نمیتونم بفهمونم تو سرم چه طوفانیه گاهی روانیم میکنه. این اپیزود واقعا تموم خاطراتمو یه دور انداخت جلوی چشمم
👍2
همچنان اسپویلر همون اپیزود




جوری که افتاده بود کف زمین و داشت میگفت it's gone it's gone it's gone این کاریه که من بعد از هر اتفاق بد میکنم. به خودم میگم آروم باش تموم شد آروم باش گریه نکن آروم باش.
خلاصه که دکتر خیلی خاک تو سرت چرا اینقدر میفهممت