Forwarded from فتوسنتز
"وقتی زیبایی، اسگلی و هات بودن در یه آدم جمع میشن، نتانستیترین آدم ممکن میشه".
Sincerity Is Scary
The 1975
من اینو به خاطر لیریک نه، بلکه بخاطر ملودیش میپرستم.
🌚1
🌚1
هانا : یه لباس قرمز/جیگری ساتن پوشیده، موهاشو بالا بسته و احتمالا با نشون دادن آندرکاتش داره درمورد اعصاب نداشتش به بقیه هشدار میده
واضحا به دیتش گفته دور و بر من نپلک من فقط اومدم که مراقب بچههام باشم
هانا اونیه که تو دسشویی مشغول رد و بدل کردن بالم لب/لوازم آرایش/نوار بهداشتی و عطره و داره بدبختایی که مست و پاره یه گوشه افتادنو قبل از لو رفتنشون امداد رسانی میکنه
آخرشم احتمالا بخاطر اینکه پاشنه کفششو تو دهن یکی از پسرای پرام پیدا کردن ماسا و هانا رو باهم پرت میکنن بیرون
ولی مهم نیست چون ماسا و هانا پرام نمیرن، پرامو میبرن خونشون.
واضحا به دیتش گفته دور و بر من نپلک من فقط اومدم که مراقب بچههام باشم
هانا اونیه که تو دسشویی مشغول رد و بدل کردن بالم لب/لوازم آرایش/نوار بهداشتی و عطره و داره بدبختایی که مست و پاره یه گوشه افتادنو قبل از لو رفتنشون امداد رسانی میکنه
آخرشم احتمالا بخاطر اینکه پاشنه کفششو تو دهن یکی از پسرای پرام پیدا کردن ماسا و هانا رو باهم پرت میکنن بیرون
ولی مهم نیست چون ماسا و هانا پرام نمیرن، پرامو میبرن خونشون.