بچه ها شما تا حالا حس کردین میخواین قربون صدقهی خودتون برین؟ جوری به خودتون و بدنتون خیره بشید و با تموم نقصاش بخواید تحسینش کنین و واقعا خوشتون بیاد از خودتون؟
نمیدونم، برای من عجیبه. عجیبه وقتی مبینم ایرادی نیست که بگیرم. عجیبه وقتی میبینم هیچ بد نیست که حس میکنم بامزه و دوست داشتنی و خفنم و میتونم بگم آره، من اینم؛ گور بابای بقیه. این حس بی نظیریه که میتونم با خودم مهربون باشم و بگم عیبی نداره، تقصیر تو نیست. به خودت زمان بده، بخدا تو درستش میکنی. حس بی نظیریه که میتونم گریه نکنم و آروم باشم و آهنگ بذارم و برقصم و نترسم از این که «فلانی چه فکری میکنه» الان دیگه میگم بابا، گور پدر فلانی. بیا با هم دیگه وسط کوچه برقصیم.
نمیدونم، برای من عجیبه. عجیبه وقتی مبینم ایرادی نیست که بگیرم. عجیبه وقتی میبینم هیچ بد نیست که حس میکنم بامزه و دوست داشتنی و خفنم و میتونم بگم آره، من اینم؛ گور بابای بقیه. این حس بی نظیریه که میتونم با خودم مهربون باشم و بگم عیبی نداره، تقصیر تو نیست. به خودت زمان بده، بخدا تو درستش میکنی. حس بی نظیریه که میتونم گریه نکنم و آروم باشم و آهنگ بذارم و برقصم و نترسم از این که «فلانی چه فکری میکنه» الان دیگه میگم بابا، گور پدر فلانی. بیا با هم دیگه وسط کوچه برقصیم.
🍌1
فکر کنم آخر زمون شده. یه چسب زخم زدم به پام و تا الان که باهاش یه حموم رفتم و دو روز روی قوزک پام بوده چسبش نه شل شده و نه اذیتم میکنه.
داشتم فکر میکردم برم به فلانی بگم:« آهای فلانی، چرا از دیلیم لفت دادی؟ فکر میکردم درک میکنی منو.» بعد یه لحظه به خودم اومدم دیدم هی، عزیز دلم؛ فلانی این همه درکت کرده و کنارت بوده و بغلت کرده و خوب تو رو خواسته، چرا تو درکش نمیکنی؟ شاید بنا به دلایل محیطی نشده بمونه. شاید اصلا حوصلهی حرفاتو نداشته. شاید میخواسته یه مدت فاصله بگیره. هر تصمیمی هم گرفته باشه، فلانی چیزی به جز درک شدن و مقبولیت لیاقتش نیست، چرا سختش میکنی؟ بپذیرش.
و حقیقتا خودم خیلی منطقیه نمیتانمش.
و حقیقتا خودم خیلی منطقیه نمیتانمش.
کلمهی تغلیظ شده خیلی بامزهاس. اگه مخالفین دو سه بار با لحن و لهجه های مختلف بلند بیانش کنین تا متوجه حرف من بشید.
ببین عزیزم سه ماه پیش دوستام به اندازه کافی ریدن بهت، الانم حوصله درامایی که از توی احمق باشه رو ندارم. برو سیکتو بزن و در توهمات صورت خونی خودت خوش باش.
آها راستی من هر گوهی بخورم به تو مربوط نیست فشاری بدبخت. با هر کی بخوام میگردم. تا چشمات در بیاد.
آها راستی من هر گوهی بخورم به تو مربوط نیست فشاری بدبخت. با هر کی بخوام میگردم. تا چشمات در بیاد.
دوباره نیفتی تو چاله عبارت عجیبیه
چون حداقلش برای من، وقتی قرار باشه دوباره بیفتم تو چاله، تا اون زمان احتمالا هم من تغییر کردم هم چاله.
چون حداقلش برای من، وقتی قرار باشه دوباره بیفتم تو چاله، تا اون زمان احتمالا هم من تغییر کردم هم چاله.
هانای عزیزم در چنلش نوشته بود که توقعشون از من زیاده. من بلافاصله یاد این آهنگ افتادم
🄷ell in winter🧋
Velshodegan – Tavaghoet Ziadeh
دستور العمل: درب اتاق را ببندید، بگذرید آهنگ بخواند و قر پارسی سلیس بدهید