یکی از بچه های دبیرستان رو اصلا نمیتونم تحمل کنم. به میزان زیادی دوروعه و پشت سرم حرف زده. الان هم دانشگاهیمه و دقیقا تا رفتم تو سرویس یه جا نشسته بود که همه میدیدنش.
When Taylor said "Bridges burn" she was definitely talking about imgonnagetyouback
🄷ell in winter🧋
Two graves, one gone. I'll find someone.
But it's never about finding someone. I miss the thing i had with you.
"how can i keep leading when the people I'm leading jeep retreating?" But it's my emotions holding me back from focusing on my life.
دیگه هممون بیف و دیس و دیس بازی بین دریک و کندریک رو میدونیم دیگه؟😭 یکی رفته تو ao3 تگ ساخته واسشون😭😭😭😭😭😭😭😭
😭1
تو دانشگاه جدیده منو به دو اسم میشناسن. دختر جزوهای و یه خودکشیمون نشه.
🄷ell in winter🧋
تو دانشگاه جدیده منو به دو اسم میشناسن. دختر جزوهای و یه خودکشیمون نشه.
اون روز یکی خیلی جدی داشت راه میرفت وسط دانشگاه، منو دید برگشت گفت عه بچه ها یه خودکشیمون نشه.
خونم به جای شوری مزه ترشی میده. فکر کنم گند زدم بچه ها (از درون)