شروین وقتی میگفت «من قول میدم بهت یه جا شاید بهشت ما بازم با همیم» در واقع داشت به خودش دلداری میداد. کاری به عشقش نداشت
بعد وقتی چشماتو ببند رو میخونه عملا میگه برام شاید بهشتو نفرست. من دیگه کارم از دلداری گذشته. من باید برم کف تهران بمیرم.
برو، با باد بعد عصر.
برو، وقتی که شد غروب.
پرواز کن شهرو جا بذار.
برو دنبال آرزوت.
برو، وقتی که شد غروب.
پرواز کن شهرو جا بذار.
برو دنبال آرزوت.
بعد از کنکورم یه چنل میزنم واسه درس. نمونه سوالای نهایی و کتابایی که استفاده کردم و سوالات نهایی سال خودم و کتابای سال یازدهم دهم رو به همراه جزوه هام میذارم اونجا. باشد که رستگار شوید