بعد حالا تو این خواب، مارک رافلو فارسی یاد گرفته بود و اومده بود توی یه مغازه چیز میز فروشی که من میخواستم شاگردی کنم و داشت همهی وسایلو بهم میزد تا گیرهی یخچال پیدا کنه. دقت بفرمایید «گیرهی یخچال»
بعد یکی از بچه های همین چنل، شده بود مربی کیونگ شین (رشته ورزشی رزمی تخیلی در خوابم) و داشت توی یه اتاقی که یه بولدوزر میخواست بلندش کنه و تقریبا این کارو کرد بهمون یاد میداد چجوری حرکت پا بریم.
بعدش یهو نمیدونم چی شد رفتم توی یه جایی که علاوه بر لوازم آرایشی، میذاشتن خودتون غذاتونو درست کنین و من از این گردنبندای ماری و پلاک، ستاره و ماهشو دیدم و میخواستم بخرم که چشمم به این گردنبندای سنگ منشوری افتاد و انگار که جادوم کرده باشن خواستم اونو بخرم که نمیدونم چیشد و زدم بیرون و یهو دیدم ساعت دوازده صبح هوا مثل یک شب تاریکه.
🄷ell in winter🧋
بعد یکی از بچه های همین چنل، شده بود مربی کیونگ شین (رشته ورزشی رزمی تخیلی در خوابم) و داشت توی یه اتاقی که یه بولدوزر میخواست بلندش کنه و تقریبا این کارو کرد بهمون یاد میداد چجوری حرکت پا بریم.
حالا میفرمایین از کجا میدونم کیونگ شین بود؟ رو در کلاس نوشته شد بود با حروف بزرگ و خونی.
🄷ell in winter🧋
Photo
I'm A Fool To Want You (Remastered)
Frank Sinatra
اگه کلاسیک محسوب میشه، day 16
🄷ell in winter🧋
اونی که بیداری، بخواب عزیزم. بخواب.
امتحان زبان انگلیسی تخصصی دارم🚬
خواب ظهرم خواب نبود، یه صفحهی سیاه بود که فقط صدای false god تیلور توش میومد
کاش اگه یه کارهای شدم مثل این آقای دندون پزشک مهربون و خوش اخلاق و با حوصله باشم. یعنی تمام هدفم همینه.
بی حسی اول رو که زد بهش گفتم من از آمپول یکم میترسم میشه صبر کنیم؟ دستشو گذاشت دور صندلیم گفت گفته آره چرا نشه بیا صبر کنیم و به منظره خیره بشیم و ازش لذت ببریم.
برگشتم گفتم ببخشید من موهامو این شکلی آویزون کردم؟ گفت نه بابا خوشگلن اتفاقا ولی میخوام آلوده نشن بخاطر همین پاشو من اینا رو برات درست کنم و موهامو جمع کرد مثل بالش گذاشت زیر سرم
از روزایی که پشت سر گذاشته میشم بدم میاد. یعنی چی که رفتی یه جای دیگه دنبال کارت و منو «فراموش» کردی؟ اکسامم منو فراموش نمیکنن تو که پدرمی خیر سرت.