کسی اهمیت نداد ولی here i fucking go i love talking about different experiments
👍3
توماس یانگ در سال ۱۸۰۱ شروع کرد به ارائهی یک تئوری که به صورت خلاصه داشت توضیح میداد که نور مرئی در واقع به صورت یک موج حرکت میکنه و در نتیجه مثل یک موج رفتار میکنه، پس بخاطر اثبات این نظریهاش ایدهی یک آزمایشو داد که میگفت اگر به دو برش روی کاغذ نور بندازید، چندین رد خواهید گرفت.
👌2
🄷ell in winter🧋
توماس یانگ در سال ۱۸۰۱ شروع کرد به ارائهی یک تئوری که به صورت خلاصه داشت توضیح میداد که نور مرئی در واقع به صورت یک موج حرکت میکنه و در نتیجه مثل یک موج رفتار میکنه، پس بخاطر اثبات این نظریهاش ایدهی یک آزمایشو داد که میگفت اگر به دو برش روی کاغذ نور بندازید،…
و دقیقا هم همین شکلی شد. این نور اثری از نور یک لیزر سبزه که داره از دو برش که یک دهم میلی متر طول و چهار دهم میلی متر عرض داره رد شده. این آزمایش برای اولین بار توی سال ۱۹۲۷ به صورت مستقل توسط دیویدسون و گرمر و همزمان توسط جورج پجت تامسون و دستیارش الکساندر رید صورت گرفت.
🤯3
این آزمایش نسخهی اولیهی آزمایشه، و از روی این آزمایش چندین و چند آزمایش دیگه انجام شده اما چیزی که توی اون ویدیو بهش اشاره شده در واقع همین آزمایشه وقتی که رفتار تک تک فوتون ها رو بررسی میکنن. حالا درسته من گفتم نور مثل موج رفتار میکنه، اما در واقع یک شاخه نور از دسته های فوتون تشکیل شده که عدد صحیحی هستند. این فکت در معادلهی پلانک مشاهده میشه.
❤2
🄷ell in winter🧋
این آزمایش نسخهی اولیهی آزمایشه، و از روی این آزمایش چندین و چند آزمایش دیگه انجام شده اما چیزی که توی اون ویدیو بهش اشاره شده در واقع همین آزمایشه وقتی که رفتار تک تک فوتون ها رو بررسی میکنن. حالا درسته من گفتم نور مثل موج رفتار میکنه، اما در واقع یک شاخه…
حالا این رفتار رو بهش میگن الگوی دخالت کوانتومی (احتمالا اسم فارسیش رو اشتباه ترجمه کردم ولی خب). وقتی که فوتون ها رو تحت نظر قرار بگیرید، این الگو از بین میره و مثل یک فوتون کلاسیک رفتار میکنن و به جای خطوط متعدد نورانی، تنها دو خط که وابسته به همون دو برشه دیده میشه.
❤3🤓1
خلاصه فوتون عین منه. پشت در های بسته راحت هرکاری میکنه ولی تا در باز شه رفتار قابل قبول ارائه میده و شروع میکنه تمیز کردن اتاق.
❤4
منابع واسه مطالعه شخصیتون:
ویکی پدیا (انگلیسی)
ناسا (انگلیسی) مناسب برای کلاس نهم به بالا
ویدیوی یوتیوب کرش کورس (انگلیسی)
ویکی پدیا (فارسی)
دیپ لوک (فارسی)
ویکی پدیا (انگلیسی)
ناسا (انگلیسی) مناسب برای کلاس نهم به بالا
ویدیوی یوتیوب کرش کورس (انگلیسی)
ویکی پدیا (فارسی)
دیپ لوک (فارسی)
NASA
Double-Slit Experiment (9-12) - NASA
Recreate one of the most important experiments in the history of physics and analyze the wave-particle duality of light.
Forwarded from Hidden Chat
سلام، کتاب جهانی از عدم رو خوندی؟ اگر خوندی نظرت در مورد نتیجهگیری اون آزمایش چراغ و الکترون چیه؟
سلام
نه اون کتابو نخوندم😭 اگه اسم آزمایشو بگی بهم شاید راجع بهش خونده باشم
نه اون کتابو نخوندم😭 اگه اسم آزمایشو بگی بهم شاید راجع بهش خونده باشم
Forwarded from Hidden Chat
اسمش رو اصلا یادم نمیاد چند سال پیش خوندمش، فکر کنم اصلا اسم هم نداشت همینطوری یه هو یه آزمایش فرضی انداخته بود وسط کتاب. کلا یک صفحه بود اگر میخوای میتونم چیزی که یادم میاد رو بنویسم.
Forwarded from Hidden Chat
اوکی، آزمایش کاملا تئوریک و از همین الان به خاطر بد تعریف کردن معذرت میخوام.
فرض کنیم یک چراغقوه داریم که با روشن کردنش میشه الکترون رو دید. یک زمان سنج معمولی هم داریم.
حالا در یک آزمایشگاه زمان سنج رو فعال میکنیم و وارد راهرو آزمایشگاه میشیم، در ثانیه ۴ به در یک اتاق میرسیم و بازش میکنیم، در ثانیه ۵ وارد اتاق شدیم و در لحظه ای(لحظه، نه ثانیه) چراغقوه رو روشن میکنیم و یک الکترون رو مشاهده میکنیم.
حالا این الکترون که ما در یک لحظه بعد از ثانیه ۵ دیدیم ، در خود ثانیه ۵ کجا بود؟
به خاطر عدم قطعیت هایزنبرگ میدونیم که وقتی در اون لحظه کوتاه مکان ذره رو دقیق اندازه گیری کردیم پس در مورد سرعتش هیچ نظری نمیتونیم بدیم و سرعتش میتونه هرچیزی باشه، هرچیزی. حتا فراتر از سرعت نور.
حالا، وقتی اون الکترون در ثانیه ۵ میتونه هر سرعتی داشته باشه، پس میتونه هر مکانی هم داشته باشه، نویسنده فرض میکنه که الکترون در ثانیه ۵ روی ماه بوده چون چرا که نه.
پس فرض میکنیم که الکترون در ثانیه ۵ روی ماه بود و با سرعت زیاد به سمت زمین حرکت کرد تا در یک لحظه پس از ثانیه ۵ توسط ما مشاهده بشه.
اگر پرتو نور بخواد این مسیر رو طی کنی ۱.۳ ثانیه طول میکشه، پس اگر الکترون بخواد این مسیر رو توی یک لحظه طی کنه پس باید سرعتی فراتر از سرعت نور داشه باشه. (برای یاد آوری انیشتین گفته بود اگر چیزی به سرعت نور برسه زمان براش متوقف میشه و اگر از سرعت نور فراتر بره در زمان به عقب برمیگرده.)
یعنی الکترون ما که برای رسیدن به زمین نیاز به سرعتی فراتر از سرعت نور داشته وقتی به زمین میرسه در زمان به عقب رفته، یعنی در طمانی قبل از ثانیه ۵ به اتاق میرسه، مثلا ۳.۵
۳.۵! یعنی زمانی که ما حتی در اتاق روهم باز نکردیم چه برسه به اینکه چراق رو روشن کرده باشیم، آیا این اتفاق به این معنیه که ما قبل از اینکه چراق قوه رو روشن کنیم سرنوشتمون مشخص شده؟
فرض کنیم یک چراغقوه داریم که با روشن کردنش میشه الکترون رو دید. یک زمان سنج معمولی هم داریم.
حالا در یک آزمایشگاه زمان سنج رو فعال میکنیم و وارد راهرو آزمایشگاه میشیم، در ثانیه ۴ به در یک اتاق میرسیم و بازش میکنیم، در ثانیه ۵ وارد اتاق شدیم و در لحظه ای(لحظه، نه ثانیه) چراغقوه رو روشن میکنیم و یک الکترون رو مشاهده میکنیم.
حالا این الکترون که ما در یک لحظه بعد از ثانیه ۵ دیدیم ، در خود ثانیه ۵ کجا بود؟
به خاطر عدم قطعیت هایزنبرگ میدونیم که وقتی در اون لحظه کوتاه مکان ذره رو دقیق اندازه گیری کردیم پس در مورد سرعتش هیچ نظری نمیتونیم بدیم و سرعتش میتونه هرچیزی باشه، هرچیزی. حتا فراتر از سرعت نور.
حالا، وقتی اون الکترون در ثانیه ۵ میتونه هر سرعتی داشته باشه، پس میتونه هر مکانی هم داشته باشه، نویسنده فرض میکنه که الکترون در ثانیه ۵ روی ماه بوده چون چرا که نه.
پس فرض میکنیم که الکترون در ثانیه ۵ روی ماه بود و با سرعت زیاد به سمت زمین حرکت کرد تا در یک لحظه پس از ثانیه ۵ توسط ما مشاهده بشه.
اگر پرتو نور بخواد این مسیر رو طی کنی ۱.۳ ثانیه طول میکشه، پس اگر الکترون بخواد این مسیر رو توی یک لحظه طی کنه پس باید سرعتی فراتر از سرعت نور داشه باشه. (برای یاد آوری انیشتین گفته بود اگر چیزی به سرعت نور برسه زمان براش متوقف میشه و اگر از سرعت نور فراتر بره در زمان به عقب برمیگرده.)
یعنی الکترون ما که برای رسیدن به زمین نیاز به سرعتی فراتر از سرعت نور داشته وقتی به زمین میرسه در زمان به عقب رفته، یعنی در طمانی قبل از ثانیه ۵ به اتاق میرسه، مثلا ۳.۵
۳.۵! یعنی زمانی که ما حتی در اتاق روهم باز نکردیم چه برسه به اینکه چراق رو روشن کرده باشیم، آیا این اتفاق به این معنیه که ما قبل از اینکه چراق قوه رو روشن کنیم سرنوشتمون مشخص شده؟
❤1
ببین وقتی داری سفر در زمان رو قاطی معادله میکنی باید پارادوکس پدربزرگو هم در نظر بگیری
پارادوکس پدربزرگ میگه اگه من تو زمان به عقب برگردم و پدربزرگمو بکشم، چطور میتونم وجود داشته باشم که به زمان برگردم و پدربزرگمو بکشم؟
یه جورایی میگه تو هیچ جوره نمیتونی کنترل کنی که چه اتفاقی میفته، اتفاق اگر محکوم به اتفاق افتادن باشه قطعا اتفاق میفته، چه تو بخوای تصمیم بگیری چه نه. اما بحث سرنوشت فرق داره چون سرنوشت تحت تاثیر قوهی اختیار توعه. اما این چیزی که میگی، بیشتر به حالت قسمت تعبیر میشه تا سرنوشت.
پارادوکس پدربزرگ میگه اگه من تو زمان به عقب برگردم و پدربزرگمو بکشم، چطور میتونم وجود داشته باشم که به زمان برگردم و پدربزرگمو بکشم؟
یه جورایی میگه تو هیچ جوره نمیتونی کنترل کنی که چه اتفاقی میفته، اتفاق اگر محکوم به اتفاق افتادن باشه قطعا اتفاق میفته، چه تو بخوای تصمیم بگیری چه نه. اما بحث سرنوشت فرق داره چون سرنوشت تحت تاثیر قوهی اختیار توعه. اما این چیزی که میگی، بیشتر به حالت قسمت تعبیر میشه تا سرنوشت.
من خودم به شخصه به این اعتقاد دارم که هیچ چیز رندومی وجود نداره و هرگز هم نمیتونه وجود داشته باشه. هر تصمیم تاثیر داره و هر تاثیر یک راه جدیده. اگه یه برگ میفته بخاطر یه دلیله و هرگز هیچ چیزی رندوم نخواهد بود.
🤝1
بخاطر همین به تاروت و اینا اعتقاد دارم اما این بحث برای روز دیگریست چون فکر نکنم مردم آمادهی شنیدنش باشن.
🄷ell in winter🧋
یکی پی دی اف جهانی از عدم رو بهم بده این وسط
عنوان اصلی رو بگو برات پیدا کنم