خوابم چیز عجیبی بود. مثل اون سکانس آخر جوخهی انتحار بهم گفتن کافیه اون رمزو بگم تا اون کسی رو که میخوام برگردونن و همه چیز درست شه. ولی هیچ چیز درست نمیشه.
کاش میشد همه چیزو درست کنم. قلبمو بخیه بزنم و با یه بوسه دیگه حتی جای زخمی نمونده باشه. کاش میشد تو رو برگردونم. کاش میتونستم همه چیزو درست کنم.
گاهی اوقات فکر میکنم این حالت تهوعها، به خاطر مریض شدنم نیست. مغزم از دست این افکار و احساسات خسته شده و میخواد با واکنش بالا آوردن یه کاری کنه هم افکارم رو هم احساساتم رو بالا بیارم. آخ مغز بیچارهی من!
آقای نیچه، شما گفتی هر چیزی که نکشتت قوی ترت میکنه. تو خیلی چیز ها با هم موافقیم ولی این یکیش نیست. هر چیزی که نکشتت، یه روز دیگه هم خواهد داشت تا تلاششو بکنه تا تو رو بکشه. اینجوری هر روز میمیری.
میتونستم یه مورد تحقیق برای آقای فروید باشم. منِ ناخودآگاه خیلی چیزها حالیشه و الان که به صلح رسیدیم داره دستی دستی بهم تقلب میرسونه.
میخواستم یه نامهی بلند بالا برات بنویسم.
ولی فقط میگم در قلبمو باز میذارم. هر وقت خواستی یواش برگرد بعدشم درو ببند که سوز میاد.
ولی فقط میگم در قلبمو باز میذارم. هر وقت خواستی یواش برگرد بعدشم درو ببند که سوز میاد.
🍾1
🄷ell in winter🧋
Taylor Swift – exile (feat. Bon Iver)
دستور العمل: صندلی راحت جلوی کولر، چراغای خاموش بعد از اتمام غروب با هندزفری/هدفون و صدای بلند.
همه که دارن راجع به نامه های تولد میگن:
منی که اون نامه های تولد رو معمولا مینویسم و نامهی تولد دریافت نمیکنم:
منی که اون نامه های تولد رو معمولا مینویسم و نامهی تولد دریافت نمیکنم: