🄷ell in winter🧋
حس میکنم بعدش قهر میکنن میرن
عین خودت وقتی گازت میگیرم😭😂😭😂😭😂😭😂😭😂😭😭😂
🄷ell in winter🧋
عین خودت وقتی گازت میگیرم😭😂😭😂😭😂😭😂😭😂😭😭😂
من قهر نمیکنم 🤨
شرمنده عزیزم ولی اونقدری که لباس «مردونه» به من میاد، به تو نمیاد so back off
آره از تو پسرونه تر لباس میپوشم و پاش بیفته میتونم از تو هم غیرتی تر باشم، ولی فرق تو و من اینه که من مثل تو نیستم که بگم «موهاتو بده تو😡 چرا به اون پسره نگاه کردی😡 تو غلط کردی اینجوری لباس پوشیدی که پسره بهت تیکه بندازه😡» من بیشتر این شکلیم که تو گوه میخوری بخوای واسه عزیز من تعیین تکلیف کنی چی بپوشه یا چیکار بکنه یا هر گوهی، زندگی خودشه و خودش تصمیم میگیره پس سرتو بکن توی کاسهی گوه زندگی خودت. هر وقت خواستی حریم عزیز منو بشکنی، بهتره یه کپی از باسنت داشته باشی چون بعدش تو راهم که اصلیشو پاره کنم عزیزم☺️✨💋
تو کی باشی که واسه من پسرونه بودن و دخترونه بودن اخلاقیات رو تعیین کنی؟ تو مارک شلوارتم مامانی جون انتخاب میکنه. بعد میاد به من میگه وای نه این لباسو نپوش خیلی پسرونهاس😱 میپوشم به موقعش کونتم میذارم
تو گوه خوردی گوه خوری یکی از اطرافیان منو کردی گوساله. (البته حیف گوساله به اون کیوتی) دلش بخواد رنگ رژشو میکنه رنگ قیافهات وقتی میفهمی زنا پریود میشن، دلشم بخواد رژ نمیزنه که راحت پیتزاشو بخوره. تو خر کی هستی که بخوای تصمیم بگیری؟
عزیزم من آدم خوش صحبتی نیستم، نظرت چیه اگه ایدهای واسه مکالمه نداری مکالمه رو شروع نکنی؟
تنها بدی بسکتبال اینه که وقتی بقیه دستای کشیده و پیانیستی دارن تو میتونی از دستات به عنوان ماهیتابه جهت کتک زدن هالک استفاده کنی و مهم نیست انگشتات چقدر بلنده، همیشه کوتاه به نظر میرسه👍
🄷ell in winter🧋
تنها بدی بسکتبال اینه که وقتی بقیه دستای کشیده و پیانیستی دارن تو میتونی از دستات به عنوان ماهیتابه جهت کتک زدن هالک استفاده کنی و مهم نیست انگشتات چقدر بلنده، همیشه کوتاه به نظر میرسه👍
به عنوان مثال دست مهرآسا اینقدر کوچیکه که لای دستای من مثل دست نینی ها به نظر میرسه ولی تو عکسا من انگاری یه بچهی کوچیکم و مهرآسا انگار نوازندهی آثار نفیس پیانو.
میتونم چشمای اشکیمو بپوشونم و لرزش دستامو قایم کنم و حرف نزنم که صدام مشخص نکنه، ولی نمیتونم قایم کنم چقدر دلم میخواد از یه اجتماع فرار کنم و چقدر بهم استرس میده.
🤝1
🄷ell in winter🧋
میتونم چشمای اشکیمو بپوشونم و لرزش دستامو قایم کنم و حرف نزنم که صدام مشخص نکنه، ولی نمیتونم قایم کنم چقدر دلم میخواد از یه اجتماع فرار کنم و چقدر بهم استرس میده.
و این خیلی جالبه چون همهی اطرافیانم منو به عنوان انسان خوش صحبت و خوب در برابر اجتماع میشناسن، و من مشکلی با خود آدما ندارم، مشکل من با تعداد آدمهاست. آدم ها که بیشتر و بیشتر میشن مهم نیست چقدر تک تکشون رو بشناسم همچنان من دلم میخواد فرار کنم که اون حجم منو نبینن.
🤝1