🄷ell in winter🧋
عشق دروغ بامزهایه.
حالا درسته بهت خندیدیم ولی گوه اضافه نخور.
🄷ell in winter🧋
ادمین های قربونتون برم، یکم محتوا تولید کنین تا من یادم بیاد چه شکلی حرف میزدم.
هانا گفت تولید محتوا کنیم پس سلام.
حالا اون با چادر و تیپ مذهبی و دخترش تا ته پوشیده و حتی دستکش
من: کوتاه ترین مانتوم که به عنوان شومیز هم استفاده نمیکنم به همراه شالی که توی کیفمه و شلوار قد هشتاد و گیوه با موهای یلند
من: کوتاه ترین مانتوم که به عنوان شومیز هم استفاده نمیکنم به همراه شالی که توی کیفمه و شلوار قد هشتاد و گیوه با موهای یلند
❤🔥2
Forwarded from 𝘣𝘦𝘧𝘰𝘳𝘦 𝘪 𝘧𝘦𝘭𝘭
✉️
این یه نامه برای توعه که همیشه برای همه نامه مینویسی و خودت نامههای زیادی دریافت نمیکنی.
روزهای زیادی اومدن و رفتن که هیچچیز برای از سر گذروندن آسون نبوده، روزهای زیادی هم خواهند آمد و خواهند رفت که نفس کشیدن به اندازهی جابهجا کردن کارتنهای پر از خاطره، سخت خواهد بود. فعلهای زمان آینده که موردعلاقهت هستن، بهنوبت تبدیل به فعلهای حال و گذشته میشن و همهچیز عوض میشه. (میدونی آرزوی من چیه؟ کاش لبخندت حال استمراری بمونه.)
اگر از یک چیز بتونیم مطمئن بمونیم، اینه که هیچچیزی تا ابد نمیمونه. زمان فقط رو به جلو حرکت میکنه و باور کن سوالهات جواب داده میشن و وقتی can i ask you a questionهات بیجواب نمونن، همهچیز آسونتر میشه. وقتی آغوشی که آرزو میکنی موندگار بشه از راه برسه، لبخند توعه که موندگار میشه. اون موقعه که برگههای سپیدی که توی خونهتون داری، شعرآگین میشن و زخمهای قدیمی، دیگه باز نمیشن. من اینجام و من میمونم. زمان فقط رو به جلو حرکت میکنه و روح تو، فقط زیباتر و زیباتر خواهد شد.
این یه نامه برای توعه که همیشه برای همه نامه مینویسی و خودت نامههای زیادی دریافت نمیکنی.
روزهای زیادی اومدن و رفتن که هیچچیز برای از سر گذروندن آسون نبوده، روزهای زیادی هم خواهند آمد و خواهند رفت که نفس کشیدن به اندازهی جابهجا کردن کارتنهای پر از خاطره، سخت خواهد بود. فعلهای زمان آینده که موردعلاقهت هستن، بهنوبت تبدیل به فعلهای حال و گذشته میشن و همهچیز عوض میشه. (میدونی آرزوی من چیه؟ کاش لبخندت حال استمراری بمونه.)
اگر از یک چیز بتونیم مطمئن بمونیم، اینه که هیچچیزی تا ابد نمیمونه. زمان فقط رو به جلو حرکت میکنه و باور کن سوالهات جواب داده میشن و وقتی can i ask you a questionهات بیجواب نمونن، همهچیز آسونتر میشه. وقتی آغوشی که آرزو میکنی موندگار بشه از راه برسه، لبخند توعه که موندگار میشه. اون موقعه که برگههای سپیدی که توی خونهتون داری، شعرآگین میشن و زخمهای قدیمی، دیگه باز نمیشن. من اینجام و من میمونم. زمان فقط رو به جلو حرکت میکنه و روح تو، فقط زیباتر و زیباتر خواهد شد.
𝘣𝘦𝘧𝘰𝘳𝘦 𝘪 𝘧𝘦𝘭𝘭
✉️ این یه نامه برای توعه که همیشه برای همه نامه مینویسی و خودت نامههای زیادی دریافت نمیکنی. روزهای زیادی اومدن و رفتن که هیچچیز برای از سر گذروندن آسون نبوده، روزهای زیادی هم خواهند آمد و خواهند رفت که نفس کشیدن به اندازهی جابهجا کردن کارتنهای پر از…
چقدر خوشحالم که توی دفترچهی روزگار، من یه خط خطی کوچیک نیستم و آدمایی هستن که بتونن بخونن منو. آدمایی که میدونن «هیچی دائمی نیست» و «can i ask you a question» یعنی چی و چرا میگم. آدمایی که میدونن چرا فعلای زمان آینده رو زیاد استفاده میکنم و آدمایی که تلمیح مورد علاقمو به کار ببرن. چقدر خوشحالم که ترنجو دارم :)
❤1
آقای محترم ماز،
من دچار سطح سه استرس و ADHD هستم و نمیتونم خواب درست و کافی داشته باشم. به خواب فرو رفتن برام سخت و طاقت فرساست. تو باید ساعت نه صبح بهم زنگ بزنی که من هم با استرس از خواب بلند شم که دستام بلرزه هم این که چرت و پرت بگی؟ پوریا نمیدونم چیچی، تو گوه خوردی این ساعت تصمیم گرفتی بهم زنگ بزنی که من استرس بگیرم و حالم بد بشه. اه.
من دچار سطح سه استرس و ADHD هستم و نمیتونم خواب درست و کافی داشته باشم. به خواب فرو رفتن برام سخت و طاقت فرساست. تو باید ساعت نه صبح بهم زنگ بزنی که من هم با استرس از خواب بلند شم که دستام بلرزه هم این که چرت و پرت بگی؟ پوریا نمیدونم چیچی، تو گوه خوردی این ساعت تصمیم گرفتی بهم زنگ بزنی که من استرس بگیرم و حالم بد بشه. اه.
🄷ell in winter🧋
من توی خونه، حرف نمیزنم. همیشه سرم توی کتاب و پازل و بازی و اینجور چیزاست. پس یاد گرفتم نگاه کنم و از چیزایی که میبینم درس بگیرم. من از اشتباهای بقیه فهمیدم باید تو زندگیم چیکار نکنم و با ذهنم تونستم زور بزنم تا راه درستو یاد بگیرم. که خیلی وقتا هم اشتباه…
یه کسی هست که متن های بلند و چیزهای شخصی منو پرایوت شیر میکنه، مثل این متن. دلم میخواد بغلش کنم و بگم دوستش دارم و تلاششو تحسین میکنم و دوست دارم بدونم کجا پرایوت شیر کرده :)