Forwarded from Rashōmon (ᵐᵉʰʳᵃˢᵃ)
«رنج او آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به آن عادت کردند و از یاد بردند که او سخت در عذاب است.»
Forwarded from 𝘣𝘦𝘧𝘰𝘳𝘦 𝘪 𝘧𝘦𝘭𝘭
این که ضحاک رو به اونی که خودتون میدونید نسبت میدن، هیچوقت برای من کهنه نمیشه. هر بار که میشنومش از نو شورانگیزه. امیدوارم فقط من نباشم که این حس رو دارم.
Forwarded from yappuccino (Hannah)
بهار کِی میرسد مادر؟
وقتی زنان، دوباره در این سرزمین آواز بخوانند.
وقتی زنان، دوباره در این سرزمین آواز بخوانند.
Forwarded from The cat's whiskers°
میشه سال دیگه ارو پیش آخوندا جشننگیریم؟
Forwarded from nightmare (-ماهی)
من اینجوریم که هیچی درس نمیخونم و در عین حال موقع امتحان استرس میگیرم و انتظار دارم 20 بشم.💀
چیزی که مردم خیلی فراموش میکنن اینه که اون شخصی که تو با یه نقش میشناسی (همسر/ پارتنر/ خانواده/ دوست) نقش های دیگهای رو هم توی زندگیش داره. مادرت همسر کسیه و دوستت دوست شخص دیگهای. کنار اومدن با همهی این نقش ها، سخته. هر شخص بعضی نقشا رو کمتر میپذیره و بنا به موقعیتش، مجبوره کار هایی رو کمتر انجام بده و از نقش هایی هم استفعا بده.
زندگی بر حسب یه چیز نمیگذره بخدا، ماها محور دنیا نیستیم.
زندگی بر حسب یه چیز نمیگذره بخدا، ماها محور دنیا نیستیم.
Forwarded from nightmare (-ماهی)
مرا ببوس با اینکه زخمای عمیقم بازه.
Forwarded from nightmare (-ماهی)
که حتی با آنتی بیوتیکم میمونه تازه.