کتاب هم شرقی، هم غربی یکی از بهترین کارهای چاپشده در سالهای اخیر است. این کتاب، روایتی است از روشنفکری ایرانی، در پیوند با جریانهای جهانی آن.
جدا از بررسی اثرپذیری ایرانیان از محیطهای فکری روسیه و ترکیه (عثمانی) که با استعارهی جالب غرب از شمال غربی بیان میشود، نسبت نویسندگان ایرانی با اندیشهی متفکران آلمانی در بین دو جنگ جهانی جالب است.
نویسنده نشان میدهد ایران، همپای جریانهای معاصر در جهان، تحت تأثیر اندیشههای سوسیالیستی بعد از جنگ جهانی دوم است. چهرهی پرمناقشهای که او به سراغش میرود، جلال آلاحمد است.
اما شاید جالبترین ایدهی کتاب، نشاندادن تلاش نویسندگان در دورههای مختلف، برای ایجاد یک هویت ناب و اصیل است. چیزی که تقریباً در همهی جریانهای سیاسی، حتی درون دربار سلطنتی هم حضور دارد. ایدهای مسلط، که باز به باور به یک رستاخیز نهایی گره میخورد.
@hezaartoomag
جدا از بررسی اثرپذیری ایرانیان از محیطهای فکری روسیه و ترکیه (عثمانی) که با استعارهی جالب غرب از شمال غربی بیان میشود، نسبت نویسندگان ایرانی با اندیشهی متفکران آلمانی در بین دو جنگ جهانی جالب است.
نویسنده نشان میدهد ایران، همپای جریانهای معاصر در جهان، تحت تأثیر اندیشههای سوسیالیستی بعد از جنگ جهانی دوم است. چهرهی پرمناقشهای که او به سراغش میرود، جلال آلاحمد است.
اما شاید جالبترین ایدهی کتاب، نشاندادن تلاش نویسندگان در دورههای مختلف، برای ایجاد یک هویت ناب و اصیل است. چیزی که تقریباً در همهی جریانهای سیاسی، حتی درون دربار سلطنتی هم حضور دارد. ایدهای مسلط، که باز به باور به یک رستاخیز نهایی گره میخورد.
این کتاب، ظهور ایدئولوژی اسلامی در ایران را نه بهعنوان شکست غربیشدن و مدرنشدن، بلکه پروژهای میداند جهت تبدیل اسلام به یک ایدئولوژی سیاسی که با جهانبینیهای فرا-مذهبی و عرفی مدرن سازگار است.
افشین متین، هم شرقی هم غربی، ص ۲۳
@hezaartoomag
هزارتو
تاریخ ایران مدرن ۴.aac
اوایل دورهی قاجار همچنین شاهد ظهور طبقهی قدرتمند ملایان شیعی بود. این طبقه به دولت نگاهی محافظهکارانه و گاه عنادورزانه داشت و به تدابیر مدرنسازانهی آن مشکوک بود. علمای مکتب اصولی برای حفظ امتیازات و نفوذ اجتماعی خود، نوعی نظریهی حقوقی طرح کردند که مطابق با آن، مؤمنان در همهی امور پیچیدهی دینی، مقلد مجتهدان میشدند. مکتب اصولی که ریشه در تعالیم صفوی داشت، از طریق مجموعهی گستردهای از قوانین و مناسک، نه فقط رفتار مؤمنان بلکه رویهی اخلاقی و حقوقی جامعه را هم تنظیم کرد. میل دولت قاجار به حفظ وضعیت موجود، به پایداری قدرت سترگ علمای شیعه کمک کرد. ولی همزیستی دولت و طبقهی علما، در حکم مانعی بود برای اندیشههای نوآورانه و گشودگی بیشتر فرهنگی.
تاریخ ایران مدرن، عباس امانت، صص ۲۰۸-۲۰۹
@hezaartoomag
❤6👍2
کتاب فوقالعادهی احمد کاظمی موسوی، تحقیقی جدی و تیزبینانه از روند شکلگیری نهاد روحانیت شیعه در ایران معاصر است. خاقان صاحبقران و علمای زمان، با تمرکز بر دورهی سلطنت فتحعلیشاه، اوضاع سیاسی و اجتماعی قدرتگیری این نهاد را، در دل مواجهه با جهان جدید میکاود. این موضوع، با بررسی شخصیت فتحعلیشاه آغاز میشود، و با تأکید بر اهمیت جنگهای ایران و روسیه، که سرآغاز رویارویی ایران با عصر مدرن بود، به تحقیق در مناسبات میان شاه و روحانیون میپردازد.
نکتهی جالب شاید تلون مزاج فتحعلیشاه باشد، ولی اینبار در حوزهی دین. او همنشین جمع متنوعی از مؤمنان در دوران سلطنت خود بود، از علمای اصولی بگیر تا حلقههای صوفیان و دراویش. البته باباخان خودش را صاحبنظر در دین میدانست و حتی با علما به مباحثه میپرداخت.
اما مهمترین بخش کتاب، فصل سوم آن است که نظریهی سلطنت بهنیابت از مجتهدان را بررسی و سه چهرهی کلیدی نظریهی ولایت عامهی فقیه را معرفی میکند: شیخ جعفر کاشفالغطاء، میرزا ابوالقاسم قمی و ملا احمد نراقی.
احمد کاظمی موسوی، خاقان صاحبقران و علمای زمان، تهران، آگاه، ۱۳۹۷
#قاجاریه
#جنگهای_ایران_و_روس
@hezaartoomag
نکتهی جالب شاید تلون مزاج فتحعلیشاه باشد، ولی اینبار در حوزهی دین. او همنشین جمع متنوعی از مؤمنان در دوران سلطنت خود بود، از علمای اصولی بگیر تا حلقههای صوفیان و دراویش. البته باباخان خودش را صاحبنظر در دین میدانست و حتی با علما به مباحثه میپرداخت.
اما مهمترین بخش کتاب، فصل سوم آن است که نظریهی سلطنت بهنیابت از مجتهدان را بررسی و سه چهرهی کلیدی نظریهی ولایت عامهی فقیه را معرفی میکند: شیخ جعفر کاشفالغطاء، میرزا ابوالقاسم قمی و ملا احمد نراقی.
احمد کاظمی موسوی، خاقان صاحبقران و علمای زمان، تهران، آگاه، ۱۳۹۷
#قاجاریه
#جنگهای_ایران_و_روس
@hezaartoomag
❤5👌2👍1
هزارتو
کتاب فوقالعادهی احمد کاظمی موسوی، تحقیقی جدی و تیزبینانه از روند شکلگیری نهاد روحانیت شیعه در ایران معاصر است. خاقان صاحبقران و علمای زمان، با تمرکز بر دورهی سلطنت فتحعلیشاه، اوضاع سیاسی و اجتماعی قدرتگیری این نهاد را، در دل مواجهه با جهان جدید میکاود.…
میدانیم که ۱۲۲۰هجریق سال اوج جنگ اول ایران و روس بود و سردار روس سیسیانف که سربازرس کل نیروهای نظامی روسیه نیز بود، پس از گرفتن شیروان قصد تصرف باکو را کرد؛ چون با نیروی کمکی که عباسمیرزا برای حسینقلیخان حاکم باکو فرستاده بود، خود را قادر به تسخیر آنجا نمیدید، بهعلت کمبود آذوقه پیشنهاد مذاکره داد. حاکم باکو با احتمال حیله از سوی سیسیانف، با مذاکره موافقت کرد و او را به کناره قلعه باکو کشاند. در پای همین قلعه سیسیانف با تیر عموزاده حاکم شهر کشته شد و سرش را برای آگاهی عباسمیرزا که در راه بود فرستادند، که او نیز سر را به تهران فرستاد. میرزامحمد اخباری، که اتفاقاً بیست روز پیش از رسیدن سر ایشپخدر (inspector) خبر کشتهشدن او را داده بود، دلیل تازهای برای تأثیر شگرف سحر و طلسمات خود یافت.
احمد کاظمی موسوی، خاقان صاحبقران و علمای زمان، تهران، آگاه، ۱۳۹۷، صص ۱۳۴ - ۱۳۵.
@hezaartoomag
❤1👍1
هزارتو
قهرمان و سایهاش ۴ .pdf
از متن:
@hezaartoomag
نکته همین است. نقطهی صفر انفعالات برای سقراط، نقطهای است که فلسفه محقق میشود، جایی که انگار با یک عقلانیت محض طرفیم. بههمین خاطر میگوید فیلسوف از مرگ نمیترسد. او در یک عقل سرمدی، جاویدان باقی میماند. بسیاری از مضامین متافیزیک، در همین گفتگوی فایدون دارد مطرح میشود. در صحنهی پایانی حیات سقراط، شاهد تقابلی هستیم که بیان چیستی مرگ است، چراکه تقابل جسم و نفس درانتها، به جدایی روح از بدن میرسد. این ستیز جسم و نفس، یا ستیز محسوسات و معقولات در فلسفه، خودش خط اتصالی است برای نسبت ادبیات و فلسفه.
@hezaartoomag
❤3👍1
کتاب ایران و عصر روشنگری، مجموعهی نُه مقاله است از استادان فلسفه، علوم سیاسی و ادبیات فرانسه، در نسبت ایران با دورهی روشنگری در اروپا. هرچند که عنوان کتاب مواجههی ایران با مدرنیته را تداعی میکند، اما عمدهی مضامین مقالات، به تصویر ایران در میان متفکران عصر روشنگری میپردازد؛ از مارسیلیو فیچینو (از فیلسوفان نوافلاطونی، و بنابراین هماورد ماکیاولی)، تا پییر بل، مونتسکیو و دیدرو.
این بررسیها، البته نشان میدهد که این نویسندگان، تصویر واحدی از ایران نداشتند؛ که این، رابطهی پیچیدهی اروپای مدرن با شرق، و برداشتهای مختلف مستشرقان در دورههای مختلف را نشان میدهد.
برای مثال، تصویر سفرنامهنویسان در دورهی شاه اسماعیل، منفی است؛ درحالی که اروپا به شاهعباس و دورهی او، نگاه مثبتی داشت.
دو محور مهم در مقالات، یکی کشف آیین زرتشت توسط اروپاییان است که به نقد مسیحیت در دورهی روشنگری یاری میرساند؛ دیگری ایدهای است که میان مورخان و متفکران ایرانی، روزبهروز اهمیت بیشتری پیدا میکند: اینکه
#صفویه
#ایران_مدرن
@hezaartoomag
این بررسیها، البته نشان میدهد که این نویسندگان، تصویر واحدی از ایران نداشتند؛ که این، رابطهی پیچیدهی اروپای مدرن با شرق، و برداشتهای مختلف مستشرقان در دورههای مختلف را نشان میدهد.
برای مثال، تصویر سفرنامهنویسان در دورهی شاه اسماعیل، منفی است؛ درحالی که اروپا به شاهعباس و دورهی او، نگاه مثبتی داشت.
دو محور مهم در مقالات، یکی کشف آیین زرتشت توسط اروپاییان است که به نقد مسیحیت در دورهی روشنگری یاری میرساند؛ دیگری ایدهای است که میان مورخان و متفکران ایرانی، روزبهروز اهمیت بیشتری پیدا میکند: اینکه
سرنوشت ایران مدرن را صفویان رقم زدند.
#صفویه
#ایران_مدرن
@hezaartoomag
❤13
وقتی قصه آغاز میشود
قصه، جادو میکند. این شاید سرراستترین مواجهه با داستان باشد. طی هزارههای متمادی، این قصهها همواره ما را با خود همراه کرده، به هزارتوی پررمزوراز سرگذشتهای گونهگون بردهاند. پس قصهگویی انگار بهقدمت خود انسان است.
حیوان قصهگو، جدیدترین تعریفی است که از انسان شده. پیشتر تفاوت او را با جانداران دیگر، در سخنگفتن میدانستند. اما این، بهنظر کافی نمیآمد. انسان میتواند قصه بگوید. حالا تعریف دقیقتری داریم.
@hezaartoomag
قصه، جادو میکند. این شاید سرراستترین مواجهه با داستان باشد. طی هزارههای متمادی، این قصهها همواره ما را با خود همراه کرده، به هزارتوی پررمزوراز سرگذشتهای گونهگون بردهاند. پس قصهگویی انگار بهقدمت خود انسان است.
حیوان قصهگو، جدیدترین تعریفی است که از انسان شده. پیشتر تفاوت او را با جانداران دیگر، در سخنگفتن میدانستند. اما این، بهنظر کافی نمیآمد. انسان میتواند قصه بگوید. حالا تعریف دقیقتری داریم.
پس قصهپردازی و روایتگری، وجه تمایز این جاندار سخنگوست. یعنی قصهگویی، معرف ماهیت و سرشت انسان است. اما قصه، که سرشت انسان را میسازد، خودش چیست؟ از کجا آمده؟ و چرا انسان را جادو میکند؟
@hezaartoomag
❤12
هزارتو
وقتی قصه آغاز میشود قصه، جادو میکند. این شاید سرراستترین مواجهه با داستان باشد. طی هزارههای متمادی، این قصهها همواره ما را با خود همراه کرده، به هزارتوی پررمزوراز سرگذشتهای گونهگون بردهاند. پس قصهگویی انگار بهقدمت خود انسان است. حیوان قصهگو، جدیدترین…
در این دوره، میکوشیم سری به سرآغازهای داستان بزنیم، و با نگاهی به بعضی آثار ماندگار تاریخ ادبیات داستانی، به پیدایش رمان در جهان جدید برسیم. هرچند تلاش میکنیم در طی دوره، از آراء و نظرات متفکران و نویسندگان مهم و مؤثر بهره ببریم، اما مسیر حرکتمان را محدود به نظریهی ادبی نخواهیم کرد، و میکوشیم از لابهلای خطوط خود قصهها، به رازورمز و تحولشان بپردازیم. درانتها، با نگاهی به تحولات تاریخی و اجتماعی، خواهیم دید چگونه سروکلّهی رمان پیدا میشود، و نظریهی رمان مقصد نهایی ما خواهد بود.
در صورت تمایل برای شرکت در این دوره، به شناسهی زیر پیام دهید 👇🏻
@Neemalavi
@hezaartoomag
در صورت تمایل برای شرکت در این دوره، به شناسهی زیر پیام دهید 👇🏻
@Neemalavi
@hezaartoomag
❤20
هزارتو
تاریخ ایران مدرن ۵ .aac
در ۱۲ دسامبر ۱۹۰۵ (۲۱ آذر ۱۲۸۴) جمعیت بزرگی پس از بستن بازار، در مسجد شاه گرد آمدند تا هم به بدرفتاری حاکم پایتخت با تجار شکر اعتراض کنند و هم دست به دامان مجتهدین تهران شوند. جمالالدین اصفهانی، این واعظ محبوب و بابی مخفی برای مردم سخنرانی کرد و حاکم تهران را بابت ظلم و تعدیاش ملامت نمود و گفت ملت ایران مستحق عدالت و امنیت عمومی است. بهعلاوه، خواستار لغو کنترل سختگیرانه دولت بر قیمتها شد. او همچنین اظهار داشت قانون عرفی - که مجریاش دولت است - و قانون اسلامی - که مجریاش مجتهدیناند - باید تابع یک قانون باشند. این خواسته، که منتهی به ایده قانون اساسی میشد، برای ایرانیان جدید بود.
عباس امانت، تاریخ ایران مدرن، ص ۳۵۸
@hezaartoomag
👍4❤3
Forwarded from #MakeFilmTogether
📚 آغاز ثبتنام دورهی «داستان ادبیات و سرگذشت اجتماع»
با نیما علوی
چطور ادبیات فارسی از نقالی و قصهگویی عامیانه، به رمان و شعر نو رسید؟
چه شد که زبان رسمی جای خود را به زبان مردم داد، و نویسنده به صدای اجتماع بدل شد؟
در این دوره، مسیر دگرگونی ادبیات نو فارسی را دنبال میکنیم؛
از ورود ماشین چاپ و روزنامهها تا جنبش مشروطه، از جمالزاده تا نیما،
از امیدهای روشنفکری تا سرخوردگی پس از استبداد،
از قصهی امیرارسلان نامدار تا افسانهی نیما.
این دوره روایت جستجوی ادبیاتی است که همزمان با جامعه بیدار شد —
ادبیاتی که خود بخشی از تاریخ اجتماعی ایران شد.
🔹 آنچه در این دوره مرور میکنیم:
زمینههای تاریخی و اجتماعی پیدایش ادبیات نو
تأثیر صنعت چاپ و روزنامهها بر زبان و فرم ادبی
ادبیات مشروطه و مفهوم «دموکراسی ادبی»
از نقالی و روایت عامیانه تا شکلگیری رمان
شعر نیما بهعنوان بیانیهی یک دگرگونی
ادبیات ملیگرایانه و فضای روشنفکری پهلوی اول
🗓 دورهی اول: آبان ۱۴۰۴
📍 بهصورت حضوری برگزار میشود
📩 برای ثبتنام، به آیدی زیر در واتساپ یا تلگرام پیام بدهید
@makefilmtogether
با نیما علوی
چطور ادبیات فارسی از نقالی و قصهگویی عامیانه، به رمان و شعر نو رسید؟
چه شد که زبان رسمی جای خود را به زبان مردم داد، و نویسنده به صدای اجتماع بدل شد؟
در این دوره، مسیر دگرگونی ادبیات نو فارسی را دنبال میکنیم؛
از ورود ماشین چاپ و روزنامهها تا جنبش مشروطه، از جمالزاده تا نیما،
از امیدهای روشنفکری تا سرخوردگی پس از استبداد،
از قصهی امیرارسلان نامدار تا افسانهی نیما.
این دوره روایت جستجوی ادبیاتی است که همزمان با جامعه بیدار شد —
ادبیاتی که خود بخشی از تاریخ اجتماعی ایران شد.
🔹 آنچه در این دوره مرور میکنیم:
زمینههای تاریخی و اجتماعی پیدایش ادبیات نو
تأثیر صنعت چاپ و روزنامهها بر زبان و فرم ادبی
ادبیات مشروطه و مفهوم «دموکراسی ادبی»
از نقالی و روایت عامیانه تا شکلگیری رمان
شعر نیما بهعنوان بیانیهی یک دگرگونی
ادبیات ملیگرایانه و فضای روشنفکری پهلوی اول
🗓 دورهی اول: آبان ۱۴۰۴
📍 بهصورت حضوری برگزار میشود
📩 برای ثبتنام، به آیدی زیر در واتساپ یا تلگرام پیام بدهید
@makefilmtogether
❤6😢1
#MakeFilmTogether
📚 آغاز ثبتنام دورهی «داستان ادبیات و سرگذشت اجتماع» با نیما علوی چطور ادبیات فارسی از نقالی و قصهگویی عامیانه، به رمان و شعر نو رسید؟ چه شد که زبان رسمی جای خود را به زبان مردم داد، و نویسنده به صدای اجتماع بدل شد؟ در این دوره، مسیر دگرگونی ادبیات نو…
قراره در این دوره بریم سروقت کتاب شاهرخ مسکوب و به ادبیات مشروطه به کمک این کتاب دوباره نگاهی بندازیم.
اگه علاقهمند بودید، به اکانت بالا پیام دهید.
با مهر ☘
اگه علاقهمند بودید، به اکانت بالا پیام دهید.
با مهر ☘
❤8
هزارتو
قهرمان و سایهاش ۵ .pdf
تا اینجای کار، آنچه باید در نسبت ادبیات و فلسفه، که خودش مشاجرهای فلسفی است، دوباره بر آن تأکید کنیم، ستیز و رویارویی فلسفه و ادبیات است. پس این دو، در عین ستیز در مناسباتشان، یکطورهایی سازنده یکدیگرند. یعنی هرکدام، دیگری را به چالش میکشد و میکوشد در عین حال، هم به خودش و هم به دیگری شکل و قوارهای ببخشد.
از متن درسگفتار
@hezaartoomag
❤3
Forwarded from محمد مالجو
پیش از ویرانی (نسخهی آخر).pdf
1.6 MB
📕 پیش از ویرانی: مانیفستی برای بقا
محمد مالجو
با مقدمهای از فاطمه صادقی
پیشاز ویرانی: مانیفستی برای بقا مجموعهای از یادداشتهای محمد مالجو است که در یکی از پرالتهابترین برهههای تاریخ معاصر ایران در کانال تلگرامیاش منتشر شدند: از روزهای پراضطراب جنگ دوازدهروزهٔ اسرائیل و ایران تا اندکی پیش از یورش نیروهای امنیتی سازمان اطلاعات سپاه به خانهاش که پایان اجباری این سلسله یادداشتها را رقم زد. این یادداشتها، برخلاف آثار پیشین مالجو در حوزهٔ اقتصاد و نیز برخلاف کتابهای سالهای اخیرش در قلمرو تاریخنگاری، محصول وضعیتی استثناییاند: نوشتههایی سیاسی در متن اضطرار و زیر سایهٔ جنگ که این اقتصاددان تاریخپژوه را ناگزیر به قلمرو سیاست روز و تاریخنگاریِ لحظهٔ حال سوق داد. این اثر، فراتر از ثبت تاریخ و مستندسازی دورهای بحرانی، حاوی هشداری است که در تمام صفحاتش طنین انداخته: اگر در برابر منطق جنگ و ایدئولوژیهای ویرانگر ایستادگی نکنیم، ایران به سوی آیندهای رانده میشود که در آن امکان زیستن بهکلی منتفی خواهد شد. این کتاب، در جوهر خود، دعوت به حفظ امکان زندگی است. (برگرفته از مقدمهٔ فاطمه صادقی)
🆔 @mmaljoo
محمد مالجو
با مقدمهای از فاطمه صادقی
پیشاز ویرانی: مانیفستی برای بقا مجموعهای از یادداشتهای محمد مالجو است که در یکی از پرالتهابترین برهههای تاریخ معاصر ایران در کانال تلگرامیاش منتشر شدند: از روزهای پراضطراب جنگ دوازدهروزهٔ اسرائیل و ایران تا اندکی پیش از یورش نیروهای امنیتی سازمان اطلاعات سپاه به خانهاش که پایان اجباری این سلسله یادداشتها را رقم زد. این یادداشتها، برخلاف آثار پیشین مالجو در حوزهٔ اقتصاد و نیز برخلاف کتابهای سالهای اخیرش در قلمرو تاریخنگاری، محصول وضعیتی استثناییاند: نوشتههایی سیاسی در متن اضطرار و زیر سایهٔ جنگ که این اقتصاددان تاریخپژوه را ناگزیر به قلمرو سیاست روز و تاریخنگاریِ لحظهٔ حال سوق داد. این اثر، فراتر از ثبت تاریخ و مستندسازی دورهای بحرانی، حاوی هشداری است که در تمام صفحاتش طنین انداخته: اگر در برابر منطق جنگ و ایدئولوژیهای ویرانگر ایستادگی نکنیم، ایران به سوی آیندهای رانده میشود که در آن امکان زیستن بهکلی منتفی خواهد شد. این کتاب، در جوهر خود، دعوت به حفظ امکان زندگی است. (برگرفته از مقدمهٔ فاطمه صادقی)
🆔 @mmaljoo
❤2
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ خشمِ بیرهبر
آیا اعتراضات خیابانی کنونی صرفاً صحنۀ فورانی دیگر از خشم فروخوردهاند یا نشانهای از ورود جامعۀ ایران به مرحلهای سرنوشتساز از تاریخ خود؟
در تلاش برای ارائۀ پاسخی به این پرسش باید عقبتر ایستاد و مسیر طیشدۀ پس از انقلاب را مرور کرد. آنچه امروز در خیابانها میبینیم محصول توفیق در اجرای سیاستی است که دههها جامعه را بهطور نظاممند از امکان ساختن «ما»ی جمعی محروم کرده است. حکومت، آگاهانه، از شکلگیری هویتهای مستقل سیاسی و صنفی و مدنی در جامعه ممانعت کرده و سازمانیابی را به امری پرهزینه و پرخطر بدل ساخته است. نتیجه عبارت است از جامعهای پر از صدای نارضایتی اما بیبلندگو و پر از خشم اما بیسازمان.
از دل چنین وضعیتی است که اعتراضات کنونی سر برآوردهاند: اعتراضاتی بیسازمان و بیرهبر. نه آغازشان به تصمیم نهادی بازمیگردد، نه استمرارشان به فرمان تشکیلاتی وابسته است و نه پایانشان با فراخوانی مرکزی رقم میخورد. درست به همین دلیل است که این اعتراضات را نه میتوان بهسادگی مهندسی کرد و نه پیشاپیش بهدقت پیشبینی.
در این میان، یک موتور پنهان اما تعیینکننده نیز حضور دارد: شکاف نسلی. نسلِ حاضر در خیابانها نه خاطرۀ انقلاب را دارد و نه بدهکاری عاطفی به نظم مستقر. پرشمارند در این نسل که آیندهای برای خویش در چارچوب موجود نمیبینند و همین فقدانِ افق است که درجۀ بالایی از ریسکپذیری را به نیروی محرک اعتراضها بدل کرده است. خیابان برای بسیارانی در این نسل نه ابزار فشار بلکه میدان اثبات وجود است. بااینهمه، این نسل نیز، در غیاب شبکههای پایدار سازمانیابی، ناگزیر بار اعتراض را بیشتر بر بدن و حضور فیزیکی خود حمل میکند، امری که هم قدرت انفجاری میآفریند و هم هزینههای سنگین انسانی و روانی به همراه دارد.
فقدان سازمان و رهبری است که معادلۀ مهار را برهم میزند. مذاکره با چه کسی؟ وقتی رهبری وجود ندارد، مذاکره کارکرد خود را از دست میدهد. اعتراضات تودهایِ بیرهبر با میز مذاکره فروکش نمیکنند. تداوم یا افولشان نه تابع میز مذاکره بلکه عمدتاً تابع دینامیکهای میدانی و شدت سرکوب و تجربۀ زیستۀ بنبست و احساس امید یا بیافقی در جامعه است.
اقتصادِ فرسوده نیز به این آتش بهقوت سوخت میرساند. تورم مزمن و ناامنی معیشتی عملاً مطالبات را از نقد سیاستهای خاص به اعتراض به ساختاری کشانده که امکان زندگی عادی را دیگر برای بخش وسیعی از جمعیت منتفی کرده است. مسئله که عمدتاً کل شیوۀ زیستن شد، مصالحه بسیار دشوار میشود و عقبنشینی بسیار پرهزینه. اعتراض اکنون دیگر واکنش به یک خطمشی خاص نیست، اعتراض به یک وضعیت است.
تناقض تلخ ماجرا اینجاست: نظام سیاسی دقیقاً به دلیل توفیق در تشکلزدایی است که امروز با چنین اعتراضی روبهرو میشود. همان سیاستی که مانع تولد هویتهای جمعی شد، اعتراضاتی ساخته که سیالاند، تکثیرشوندهاند و بهدشواری مهارشدنی. خیابان خود به رسانه بدل شده و منطق سرایت عملاً هر سرکوب را به امکان زایش اعتراض در نقطهای دیگر تبدیل میکند. اما این گردش مداوم، بدون لنگر سازمانی، خطر بازتولید چرخههای فرسایشی را نیز در خود دارد.
در این میان، بُعدی کلیدیتر نیز وجود دارد: نسبتِ این ناآرامیها با تهدید خارجی. از یک سو، استمرار اعتراضات میتواند برای برخی بازیگران خارجی نشانۀ تضعیف انسجام داخلی تلقی شود. از سوی دیگر، ایرانِ ملتهب و ناآرام الزاماً هدفی کمهزینه برای مداخلۀ خارجی نیست و بیثباتی داخلی میتواند هزینۀ هر تهاجم خارجی را بهطور جدی افزایش دهد. بااینهمه، گرچه نمیتوان با قطعیت گفت که اعتراضات خیابانی خود محرک حملۀ خارجی خواهند شد یا نه، اما با اطمینان بیشتری میتوان ادعا کرد که وقوع یک حملۀ خارجی احتمالاً به فروکشکردن اعتراضات خیابانی خواهد انجامید زیرا، در شرایط تهدید بیرونی، منطق بقا و امنیت جمعی موقتاً بر شکافهای درونی غلبه میکند، خیابان از میدان اعتراض به صحنۀ اضطرار تغییر کارکرد میدهد و حتی جامعهای ناراضی نیز در برابر خطر خارجی به حالت تعلیقِ تعارضات داخلی و تمرکز بر دفع تهدید سوق داده میشود. از این منظر، خیابانهای ملتهب میتوانند برای تهاجم خارجی همزمان هم چراغ سبز باشند و هم چراغ قرمز، بسته به این که از بیرون چگونه خوانده شوند و چه رویدادی این معادله را ناگهان برهم بزند. اما تهاجم خارجی غالباً نقش خاموشکنندۀ موقت اعتراضها را ایفا میکند، نه از سر حل مسئله بلکه از رهگذر تعلیق مسئله.
نهایتاً این اعتراضات نه بهراحتی به پیروزی میرسند و نه بهسادگی خاموش میشوند. آینۀ جامعهایاند که دههها از سازمانیابی محروم مانده اما هنوز از حرکت بازنایستاده. پرسش اصلی شاید این باشد: آیا این انرژی سرگردان راهی برای تبدیلشدن به «ما»ی جمعی خواهد یافت یا همچنان با فراز و نشیب در خیابانها فوران خواهد کرد؟
🆔 @mmaljoo
آیا اعتراضات خیابانی کنونی صرفاً صحنۀ فورانی دیگر از خشم فروخوردهاند یا نشانهای از ورود جامعۀ ایران به مرحلهای سرنوشتساز از تاریخ خود؟
در تلاش برای ارائۀ پاسخی به این پرسش باید عقبتر ایستاد و مسیر طیشدۀ پس از انقلاب را مرور کرد. آنچه امروز در خیابانها میبینیم محصول توفیق در اجرای سیاستی است که دههها جامعه را بهطور نظاممند از امکان ساختن «ما»ی جمعی محروم کرده است. حکومت، آگاهانه، از شکلگیری هویتهای مستقل سیاسی و صنفی و مدنی در جامعه ممانعت کرده و سازمانیابی را به امری پرهزینه و پرخطر بدل ساخته است. نتیجه عبارت است از جامعهای پر از صدای نارضایتی اما بیبلندگو و پر از خشم اما بیسازمان.
از دل چنین وضعیتی است که اعتراضات کنونی سر برآوردهاند: اعتراضاتی بیسازمان و بیرهبر. نه آغازشان به تصمیم نهادی بازمیگردد، نه استمرارشان به فرمان تشکیلاتی وابسته است و نه پایانشان با فراخوانی مرکزی رقم میخورد. درست به همین دلیل است که این اعتراضات را نه میتوان بهسادگی مهندسی کرد و نه پیشاپیش بهدقت پیشبینی.
در این میان، یک موتور پنهان اما تعیینکننده نیز حضور دارد: شکاف نسلی. نسلِ حاضر در خیابانها نه خاطرۀ انقلاب را دارد و نه بدهکاری عاطفی به نظم مستقر. پرشمارند در این نسل که آیندهای برای خویش در چارچوب موجود نمیبینند و همین فقدانِ افق است که درجۀ بالایی از ریسکپذیری را به نیروی محرک اعتراضها بدل کرده است. خیابان برای بسیارانی در این نسل نه ابزار فشار بلکه میدان اثبات وجود است. بااینهمه، این نسل نیز، در غیاب شبکههای پایدار سازمانیابی، ناگزیر بار اعتراض را بیشتر بر بدن و حضور فیزیکی خود حمل میکند، امری که هم قدرت انفجاری میآفریند و هم هزینههای سنگین انسانی و روانی به همراه دارد.
فقدان سازمان و رهبری است که معادلۀ مهار را برهم میزند. مذاکره با چه کسی؟ وقتی رهبری وجود ندارد، مذاکره کارکرد خود را از دست میدهد. اعتراضات تودهایِ بیرهبر با میز مذاکره فروکش نمیکنند. تداوم یا افولشان نه تابع میز مذاکره بلکه عمدتاً تابع دینامیکهای میدانی و شدت سرکوب و تجربۀ زیستۀ بنبست و احساس امید یا بیافقی در جامعه است.
اقتصادِ فرسوده نیز به این آتش بهقوت سوخت میرساند. تورم مزمن و ناامنی معیشتی عملاً مطالبات را از نقد سیاستهای خاص به اعتراض به ساختاری کشانده که امکان زندگی عادی را دیگر برای بخش وسیعی از جمعیت منتفی کرده است. مسئله که عمدتاً کل شیوۀ زیستن شد، مصالحه بسیار دشوار میشود و عقبنشینی بسیار پرهزینه. اعتراض اکنون دیگر واکنش به یک خطمشی خاص نیست، اعتراض به یک وضعیت است.
تناقض تلخ ماجرا اینجاست: نظام سیاسی دقیقاً به دلیل توفیق در تشکلزدایی است که امروز با چنین اعتراضی روبهرو میشود. همان سیاستی که مانع تولد هویتهای جمعی شد، اعتراضاتی ساخته که سیالاند، تکثیرشوندهاند و بهدشواری مهارشدنی. خیابان خود به رسانه بدل شده و منطق سرایت عملاً هر سرکوب را به امکان زایش اعتراض در نقطهای دیگر تبدیل میکند. اما این گردش مداوم، بدون لنگر سازمانی، خطر بازتولید چرخههای فرسایشی را نیز در خود دارد.
در این میان، بُعدی کلیدیتر نیز وجود دارد: نسبتِ این ناآرامیها با تهدید خارجی. از یک سو، استمرار اعتراضات میتواند برای برخی بازیگران خارجی نشانۀ تضعیف انسجام داخلی تلقی شود. از سوی دیگر، ایرانِ ملتهب و ناآرام الزاماً هدفی کمهزینه برای مداخلۀ خارجی نیست و بیثباتی داخلی میتواند هزینۀ هر تهاجم خارجی را بهطور جدی افزایش دهد. بااینهمه، گرچه نمیتوان با قطعیت گفت که اعتراضات خیابانی خود محرک حملۀ خارجی خواهند شد یا نه، اما با اطمینان بیشتری میتوان ادعا کرد که وقوع یک حملۀ خارجی احتمالاً به فروکشکردن اعتراضات خیابانی خواهد انجامید زیرا، در شرایط تهدید بیرونی، منطق بقا و امنیت جمعی موقتاً بر شکافهای درونی غلبه میکند، خیابان از میدان اعتراض به صحنۀ اضطرار تغییر کارکرد میدهد و حتی جامعهای ناراضی نیز در برابر خطر خارجی به حالت تعلیقِ تعارضات داخلی و تمرکز بر دفع تهدید سوق داده میشود. از این منظر، خیابانهای ملتهب میتوانند برای تهاجم خارجی همزمان هم چراغ سبز باشند و هم چراغ قرمز، بسته به این که از بیرون چگونه خوانده شوند و چه رویدادی این معادله را ناگهان برهم بزند. اما تهاجم خارجی غالباً نقش خاموشکنندۀ موقت اعتراضها را ایفا میکند، نه از سر حل مسئله بلکه از رهگذر تعلیق مسئله.
نهایتاً این اعتراضات نه بهراحتی به پیروزی میرسند و نه بهسادگی خاموش میشوند. آینۀ جامعهایاند که دههها از سازمانیابی محروم مانده اما هنوز از حرکت بازنایستاده. پرسش اصلی شاید این باشد: آیا این انرژی سرگردان راهی برای تبدیلشدن به «ما»ی جمعی خواهد یافت یا همچنان با فراز و نشیب در خیابانها فوران خواهد کرد؟
🆔 @mmaljoo
❤1