دربارهی تعادل کار و زندگی از کتاب "کار" نوشته آقای "لارس اسونسن" و ترجمهشده توسط خانم فرزانه سالمی:
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
اگر فکر میکنیم که صرف وقت بیشتر با خانواده و دوستان برای ما اهمیت بیشتری دارد، از دست دادن یک ترفیع میتواند قابل قبول باشد. شاید بعضیها بگویند اینکه کسی بهخاطر تمایل به گذراندن وقت بیشتر با خانوادهاش تنبیه شود، منصفانه نیست. به نظر من آنها تنبیه نمیشوند، بلکه فقط تصمیم میگیرند که چه چیزی برایشان مهمتر است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2
خلاصهی مطلب اینه که هوش مصنوعی مولد (Gen AI) باعث میشه که افراد کار رو با کیفیت بهتری انجام بدن (که تا اینجا بدیهیعه) اما اگر در انجام وظایف بعدی ابزار هوش مصنوعی رو از کارکنان بگیریم، باعث میشه که در انجام اون کار احساس بیحوصلگی و بیانگیزگی کنن (و این هم با شهود ما همخوانی داره).
دلیل این موضوع هم از سمت پژوهشگران اینطوری بیان شده که چون همکاری با هوش مصنوعی باعث میشه که با کاهش تلاش، نتایج بهتری ایجاد بشه و بنابراین وقتی فرد قراره کار رو به تنهایی انجام بده، کار براش پرزحمتتر به نظر میاد و همچنین احساس میکنه چون نتیجهش به خوبی کار با هوش مصنوعی نمیشه، انگیزهی کمتری هم خواهد داشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2🤔1
انسان در سازمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیدوارم این ویدیو بهانهای بشه که بعدا بیشتر دربارهی اولریش و نظراتش دربارهی مدل عملیاتی منابع انسانی بنویسم. البته خود اولریش در لینکدین بسیار فعاله و زیاد پست منتشر میکنه.
همچنین امیدوارم این ویدیو به دست HRایهایی برسه که همچنان مصرانه خودشون رو «فقط» درگیر گرفتن جشن تولد، دورهمی و خالهبازیهای اینچنینی در سازمان کردن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2🤔1
انسان در سازمان
ممکنه این جملات رو از همکارا و مدیرامون بشنویم که مثلا فلان کار از عدالت به دوره یا این کار رو انجام میدیم که در راستای عدالت کاری انجام داده باشیم. بهطور کلی وقتی دربارهی «عدالت سازمانی : Organizational Justice» صحبت میکنیم، دربارهی چی صحبت میکنیم و…
به این معنا: همونطور که آدمها به عدالت در چرایی و چگونگی تقسیم خروجیها و نتایج (درآمد و ...) اهمیت میدن، به اینکه چقدر تونستند در ورودیهای مختلف جامعهشون تاثیرگذار باشند، اهمیت خواهد داد.
به بیان دیگه:
این مفهوم برای خود من از این جهت جذابه که باعث میشه به نگرشهای شغلی و فرایندهای سازمانی با رویکرد جدیدی نگاه کنم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
انسان در سازمان
ما باید این استعارهها رو مثل زوایای مختلف یک منشور در نظر بگیریم. بسته به اینکه از کدام طرف نور بتابونیم، طیف متفاوتی از رنگها نمایان میشه 💎
در هر لحظه، همه این ابعاد همزمان وجود دارند. اما بسته به شرایطی که در اون قرار داریم و زاویهای که از اون نگاه میکنیم، هر کدام از این رنگها برجستهتر میشن.
این استعارهها برای من اینطور مفید بوده که وقتی از اتفاقاتی در محل کارم ناراحت میشم یا تعجب میکنم، به خودم یادآوری میشم که همه چهرههای زیست سازمانی برایم خوشایند نخواهند بود.
نفس حضور در بافت سازمانی ایجاب میکنه که برخی واقعیتها رو بپذیریم:
〰 ذات رابطه رئیس و مرئوس و سلسلهمراتب، خواه ناخواه جنبههایی از قدرت، کنترل و تسلط رو در خود داره.
〰 قرار نیست همه ایدههای ما به عنوان عضوی از سازمان جدی گرفته بشه.
〰 اساس سازمان تجاری بر محاسبه عقلانی و هزینه-فایده شکل گرفته. این باعث میشه گاهی ملاحظات اخلاقی کمرنگتر بشن.
〰 لزوماً قرار نیست در محیط کار، روابط عمیق و معنادار با همه ایجاد کنیم.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
در هر لحظه، همه این ابعاد همزمان وجود دارند. اما بسته به شرایطی که در اون قرار داریم و زاویهای که از اون نگاه میکنیم، هر کدام از این رنگها برجستهتر میشن.
این استعارهها برای من اینطور مفید بوده که وقتی از اتفاقاتی در محل کارم ناراحت میشم یا تعجب میکنم، به خودم یادآوری میشم که همه چهرههای زیست سازمانی برایم خوشایند نخواهند بود.
نفس حضور در بافت سازمانی ایجاب میکنه که برخی واقعیتها رو بپذیریم:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6
Performance Management Revolution.png
6.1 MB
مجلهی کسبوکار هاروارد، مقالهای داره با عنوان: انقلاب مدیریت عملکرد. میتونید این مقاله رو از این کانال دانلود کنید.
در این مقاله ضمن بررسی تاریخچهی موضوع مدیریت عملکرد در سازمانها، ناکارآمدیهای سیستمهای ارزیابی «رتبهبندی اجباری» (Forced Ranking) بررسی شدن و مدلهای جایگزین فعلی معرفی شدن.
💡 ایدهی کلی مقاله این هست که پاندول ساعت ارزیابی عملکرد و دادن بازخورد عملکردی به دیگران، همیشه بین دو رویکرد در نوسانه:
1️⃣ پاسخگویی برای عملکرد گذشته (Accountability)
2️⃣ توسعهی فردی و شغلی برای آینده (Development)
من با کمک notebook lm و با توجه به متن مقاله، اینفوگرافی بالا رو ساختم.
همچنین در نظر دارم که با محوریت این مقاله، دربارهی تاریخچهی موضوع مدیریت عملکرد بنویسم.
پستها رو با هشتگ #مدیریت_عملکرد منتشر خواهم کرد.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
در این مقاله ضمن بررسی تاریخچهی موضوع مدیریت عملکرد در سازمانها، ناکارآمدیهای سیستمهای ارزیابی «رتبهبندی اجباری» (Forced Ranking) بررسی شدن و مدلهای جایگزین فعلی معرفی شدن.
من با کمک notebook lm و با توجه به متن مقاله، اینفوگرافی بالا رو ساختم.
همچنین در نظر دارم که با محوریت این مقاله، دربارهی تاریخچهی موضوع مدیریت عملکرد بنویسم.
پستها رو با هشتگ #مدیریت_عملکرد منتشر خواهم کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2
این سیستم چی بوده؟ امرای ارتش باید برای این سوالات پاسخ داشته باشن:
چه کسی باید ترفیع بگیره؟
چه کسی باید به ماموریتهای خاص اعزام بشه؟
چه کسی مستحق مرخصی هست؟
در زمان خودش یه سیستم امتیازی دقیق بوده که بر اساس ماههای خدمت، نشانها و مدالهای جنگی، تعداد فرزندان و ... میومده و سربازها رو رتبهبندی میکرده و مزایا رو بین اونها توزیع میکرده.
اما تاثیر مفاهیم نظامی در ادبیات مدیریت به خیلی قبلتر از جنگ جهانی اول برمیگرده. با توجه به مقالهی تالبوت کمی موضوع رو بیشتر بررسی میکنم.
اگر همین الان به واژگان مدیریتی هم نگاه کنید، خیلیهاشون از دنیای نظامی اومدن:
ستاد و صف
استراتژی
بخش (Division)
افسر (Officer)
با این اوصاف اصلا نباید تعجب کنیم که سیستمهای ارزیابی عملکرد هم در گذشته و حتی امروز، ریشههای قوی در موضوعات نظامی داشته باشن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2
انسان در سازمان
در پست قبلی به این موضوع اشاره کردم که ریشههای #مدیریت_عملکرد امروزی به جنگ جهانی دوم و ارتش آمریکا برمیگرده و گفتم که بهطور کلی خیلی از موضوعات مدیریتی امروزی، وامدار مفاهیم نظامی هستند.
در زمان کمی جلوتر بریم:
در اواخر دههی ۵۰ میلادی و دههی ۶۰ میلادی، نیروهای متخصص مدیریتی در بازار کار آمریکا نادر و کمیاب بودن. این کمیابی باعث میشد که رویکرد کارفرما بره به این سمت که نیروهای خودش رو پرورش بده روی توسعهی اونا کار کنه. بنابراین ارزیابی عملکرد اون جنبهی نظامی و گذشتهنگر خودش رو از دست داد و روی آینده و مسیر شغلی افراد تمرکز کرد.
در سال ۱۹۵۷ داگلاس مکگرگور چارچوب نظری انسان X و Y خودش رو منتشر کرد. طبق نظر مکگرگور، ما میتونیم در برخوردهای مدیریتیمون با افراد دو تا رویکرد داشته باشیم:
تئوری🚩 : انسانها ذاتا تنبل هستند، کار رو دوست ندارند. باید نظارت دقیقی روی اونها وجود داشته باشه تا کار رو پیش ببرن، برای انگیختن اونها باید ابزارهای تنبیهی و تشویقی مادی داشت.
تئوری🚩 : افراد خودانگیخته هستن، از کارشون لذت میبرن، وقتی در مسیر مناسب قرار بگیرن و درست هدایت بشن، تمام تلاش خودشون رو میکنن.
مکگرگور تئوری X رو اساس مدیریت سنتی میدونست و تئوری Y رو اساس مدیریت مدرن و دومی رو تشویق میکرد.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
در زمان کمی جلوتر بریم:
در اواخر دههی ۵۰ میلادی و دههی ۶۰ میلادی، نیروهای متخصص مدیریتی در بازار کار آمریکا نادر و کمیاب بودن. این کمیابی باعث میشد که رویکرد کارفرما بره به این سمت که نیروهای خودش رو پرورش بده روی توسعهی اونا کار کنه. بنابراین ارزیابی عملکرد اون جنبهی نظامی و گذشتهنگر خودش رو از دست داد و روی آینده و مسیر شغلی افراد تمرکز کرد.
در سال ۱۹۵۷ داگلاس مکگرگور چارچوب نظری انسان X و Y خودش رو منتشر کرد. طبق نظر مکگرگور، ما میتونیم در برخوردهای مدیریتیمون با افراد دو تا رویکرد داشته باشیم:
تئوری
تئوری
مکگرگور تئوری X رو اساس مدیریت سنتی میدونست و تئوری Y رو اساس مدیریت مدرن و دومی رو تشویق میکرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2
انسان در سازمان
در پست قبلی به این موضوع اشاره کردم که ریشههای #مدیریت_عملکرد امروزی به جنگ جهانی دوم و ارتش آمریکا برمیگرده و گفتم که بهطور کلی خیلی از موضوعات مدیریتی امروزی، وامدار مفاهیم نظامی هستند. در زمان کمی جلوتر بریم: در اواخر دههی ۵۰ میلادی و دههی ۶۰ میلادی،…
تغییر رویکرد #مدیریت_عملکرد از توسعه به پاسخگویی (Accountability)
حرفهای زیبای داگلاس مکگرگور در فضای مدیریتی آمریکا چندان دووم نیاوردن. به دو دلیل مهم:
📈 نرخ تورم آمریکا در دههی ۷۰ به شدت افزایش پیدا کرد. در این شرایط مدیران باید تصمیم میگرفتن که کدوم یک از کارمندا استحقاق افزایش حقوق رو داره و کدوم نه!
🗽 قوانین ضد تبعیض آمریکا هم کارفرما رو مجبور کرده بود که بر اساس معیارهای عینی و ملموس به افراد ارتقا بدن.
کسی در این شرایط چندان دنبال توسعه و مسیر شغلی آینده و ... نمیره. کارفرمای آمریکایی هم همین کار رو کرد. موضوع دستاوردها و نتایج گذشته دوباره داغ شد و ارزیابیهای عملکرد خیلی جدی و نظامی دوباره اجرایی شدن که در پست بعدی دربارهشون میگم.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
حرفهای زیبای داگلاس مکگرگور در فضای مدیریتی آمریکا چندان دووم نیاوردن. به دو دلیل مهم:
کسی در این شرایط چندان دنبال توسعه و مسیر شغلی آینده و ... نمیره. کارفرمای آمریکایی هم همین کار رو کرد. موضوع دستاوردها و نتایج گذشته دوباره داغ شد و ارزیابیهای عملکرد خیلی جدی و نظامی دوباره اجرایی شدن که در پست بعدی دربارهشون میگم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2
انسان در سازمان
تغییر رویکرد #مدیریت_عملکرد از توسعه به پاسخگویی (Accountability) حرفهای زیبای داگلاس مکگرگور در فضای مدیریتی آمریکا چندان دووم نیاوردن. به دو دلیل مهم: 📈 نرخ تورم آمریکا در دههی ۷۰ به شدت افزایش پیدا کرد. در این شرایط مدیران باید تصمیم میگرفتن که کدوم…
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟
جک ولش در سال ۱۹۸۱ مدیرعامل جنرال الکتریک شد. بهواسطهی تفکر و خط مشیای که داشت، سیستم رتبهبندی اجباری (Forced Ranking) رو GE زنده کرد. سیستم مدیریت عملکرد ولش خیلی ساده بود.
ما با سه گروه از کارمندان طرفیم:
⭐️ بازیکنان A: کارمندن ستارهی ما هستن. باید به اینها پاداش بدیم و ارتقاشون بدیم.
✅ بازیکنان B: باید اینقدری بهشون برسیم که در شرکت موندگار بشن و حفظشون کنیم. (افزایش حقوق به اندازهی تورم)
👎 بازیکنان C: باید اخراجشون کنیم.
بهخاطر این نامگذاریها، این رویکرد ولش به الفبا یا ABC ارزیابی عملکرد تبدیل شد و همین الان هم داره در بعضی شرکتها اجرا میشه.
چرا اسمش رتبهبندی اجباری هست؟ چون مدیر باید به اجبار رتبهبندی کنه. یعنی باید اجبارا تعدادی از افراد خودش رو بذاره در قسمت A، تعداد بیشتر افراد خودش رو بذاره در گروه B و دوباره درصد کمی از افراد رو بذاره در گروه C (منحنی توزیع نرمال رو در نظر بگیرید)
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
جک ولش در سال ۱۹۸۱ مدیرعامل جنرال الکتریک شد. بهواسطهی تفکر و خط مشیای که داشت، سیستم رتبهبندی اجباری (Forced Ranking) رو GE زنده کرد. سیستم مدیریت عملکرد ولش خیلی ساده بود.
ما با سه گروه از کارمندان طرفیم:
بهخاطر این نامگذاریها، این رویکرد ولش به الفبا یا ABC ارزیابی عملکرد تبدیل شد و همین الان هم داره در بعضی شرکتها اجرا میشه.
چرا اسمش رتبهبندی اجباری هست؟ چون مدیر باید به اجبار رتبهبندی کنه. یعنی باید اجبارا تعدادی از افراد خودش رو بذاره در قسمت A، تعداد بیشتر افراد خودش رو بذاره در گروه B و دوباره درصد کمی از افراد رو بذاره در گروه C (منحنی توزیع نرمال رو در نظر بگیرید)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2
انسان در سازمان
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟ جک ولش در سال ۱۹۸۱ مدیرعامل جنرال الکتریک شد. بهواسطهی تفکر و خط مشیای که داشت، سیستم رتبهبندی اجباری (Forced Ranking) رو GE زنده کرد. سیستم مدیریت عملکرد ولش خیلی ساده بود. ما با سه گروه از کارمندان طرفیم:…
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟
دو موضوع دیگه هم هستن که تاثیر بهسزایی در ترویج رویکردهای سنتی ارزیابی عملکرد داشتن.
1️⃣ اول اینکه در سال ۱۹۹۳ قانونی در آمریکا تصویب میشه که سقف معافیت مالیاتی حقوق رو یک میلیون دلار در نظر میگیره. اما پرداختهای مبتنی بر عملکرد از این قانون معاف شدن. بنابراین برای شرکتها بسیار اهمیت پیدا کرد که روش ارزیابی عملکرد خودشون رو عینی و ملموس کنن تا بر اساس اون به افراد خودشون پاداش بدن.
2️⃣ ایدهی اهمیت استعداد در افراد بسیار طرفدار پیدا کرده بود. منظور این ایده هست که برخی از افراد اساسا بااستعدادتر از افراد دیگه هستن و تفکر رایج این بود که این استعدادها رو میشه با یه نگاه شناخت و از دیگران متمایز کرد.
مقالهی جنگ برای استعداد مکنزی (در این کانال) نمایندهی این رویکرده. این مقاله در سال ۱۹۹۸ میلادی منتشر شده.
این رویکردها، تقویتکننده و ادامهدهندهی رویکردهای جک ولش بودند. داشتن استعداد یک امر ذاتیعه، شما باید با ارزیابی عملکرد این استعدادها رو پیدا کنید، باید برای داشتن استعدادها بجنگید، بهشون حقوق زیاد و پاداشهای خوب بدید، نیروهای ضعیفتون رو قاطعانه از شرکت اخراج کنید.
پینوشت: فارغ از بحث فعلی، مطالعهی این مقاله رو به هر فردی که در زمینهی جذب و استخدام یا مدیریت استعدادها فعال هست، توصیه میکنم.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
دو موضوع دیگه هم هستن که تاثیر بهسزایی در ترویج رویکردهای سنتی ارزیابی عملکرد داشتن.
مقالهی جنگ برای استعداد مکنزی (در این کانال) نمایندهی این رویکرده. این مقاله در سال ۱۹۹۸ میلادی منتشر شده.
این رویکردها، تقویتکننده و ادامهدهندهی رویکردهای جک ولش بودند. داشتن استعداد یک امر ذاتیعه، شما باید با ارزیابی عملکرد این استعدادها رو پیدا کنید، باید برای داشتن استعدادها بجنگید، بهشون حقوق زیاد و پاداشهای خوب بدید، نیروهای ضعیفتون رو قاطعانه از شرکت اخراج کنید.
پینوشت: فارغ از بحث فعلی، مطالعهی این مقاله رو به هر فردی که در زمینهی جذب و استخدام یا مدیریت استعدادها فعال هست، توصیه میکنم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2
انسان در سازمان
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟ دو موضوع دیگه هم هستن که تاثیر بهسزایی در ترویج رویکردهای سنتی ارزیابی عملکرد داشتن. 1️⃣ اول اینکه در سال ۱۹۹۳ قانونی در آمریکا تصویب میشه که سقف معافیت مالیاتی حقوق رو یک میلیون دلار در نظر میگیره. اما پرداختهای…
تا همین جای تاریخ لازمه که به چند موضوع اشاره کنم:
◀️ به نظر میرسه وقتی شرکتها از حیث برند کارفرمایی، مزیت رقابتی ندارن بهتره که در موضوع #مدیریت_عملکرد رویکرد توسعهمحور رو انتخاب کنن و به سمت ارزیابی عملکرد سفت و سخت نرن.
◀️ تورم که در کشور ما بیداد میکنه، موضوع ارزیابی عملکرد و رتبهبندی رو بسیار مهم میکنه. در شرایط فعلی هر چقدر که سازمان جای خوبی برای موندن باشه، باز هم اگر فرد جای بهتری رو از لحاظ مالی و درآمدی پیدا کنه، بهصورت جدی به اون فکر میکنه.
مگر اینکه در سازمان از نظر درآمدی و با توجه به عملکردش رشد کنه یا به عبارت بهتر؛ زمینهی رشد عملکرد و به تبع اون درآمد خودش رو در سازمان ببینه.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
مگر اینکه در سازمان از نظر درآمدی و با توجه به عملکردش رشد کنه یا به عبارت بهتر؛ زمینهی رشد عملکرد و به تبع اون درآمد خودش رو در سازمان ببینه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
انسان در سازمان
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟ جک ولش در سال ۱۹۸۱ مدیرعامل جنرال الکتریک شد. بهواسطهی تفکر و خط مشیای که داشت، سیستم رتبهبندی اجباری (Forced Ranking) رو GE زنده کرد. سیستم مدیریت عملکرد ولش خیلی ساده بود. ما با سه گروه از کارمندان طرفیم:…
رویکرد اصلی جک ولش چی بود؟ چیزی که برای اون به عنوان یه مدیر ارشد مهم این بود که مکانیزمهای سازمان بین افراد با عملکرد خوب، متوسط و بد تمایز (Differentiation) قائل بشن.
💭 پیشنیاز این تمایز هم گفتوگوهای سخته.
یه مقالهای هست از جک ولش در والاستریت ژورنال (برای خوندن مقاله در والاستریت ژورنال باید اشتراک داشته باشید اما میتونید مقالهی کامل رو از این کانال هم مطالعه کنید.)
🤔 ذهنیت جک ولش در این مقاله مشخصه:
این صحبتای ولش خیلی آموزنده است. میگه هدف ما اینه که فضای صراحت و شفافیت در سازمان رو ایجاد کنیم. مطمئن بشیم که افراد سازمان بدونن که با ما چند چند هستن و ما نسبت به کار اونها چطور فکر میکنیم.
اون میگه وقتی من از افراد میپرسم که نظر مدیر یا سازمانشون دربارهی عملکرد اونها چیه، تعداد کمی پاسخ رو میدونن. این یه جنایت از سمت مدیران در حق افراده.
❌ جک ولش اینها رو در پاسخ به انتقادات به روش ارزیابی عملکردش که به اون Rank and Yank (رتبهبندی کن و لگد بزن!) میگه. میگه این یه برچسب تحقیرآمیز، سیاسیشده و خردکننده است که حتی از به کار بردن اون هم متنفرم. استفاده از این برچسب باعث میشه که شیوهی درست تمایزگذاری بین آدمها، به بیراهه بره.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
یه مقالهای هست از جک ولش در والاستریت ژورنال (برای خوندن مقاله در والاستریت ژورنال باید اشتراک داشته باشید اما میتونید مقالهی کامل رو از این کانال هم مطالعه کنید.)
Differentiation isn't about corporate plots, secrecy or purges. It's about building great teams and great companies through consistency, transparency and candor...
...Candor is absolutely essential to make differentiation work.
As a manager, you owe candor to your people. They must not be guessing about what the organization thinks of them.
این صحبتای ولش خیلی آموزنده است. میگه هدف ما اینه که فضای صراحت و شفافیت در سازمان رو ایجاد کنیم. مطمئن بشیم که افراد سازمان بدونن که با ما چند چند هستن و ما نسبت به کار اونها چطور فکر میکنیم.
«به عنوان یک مدیر، شما صراحت و شفافیت را به اعضای تیم خود مدیون هستید!»
اون میگه وقتی من از افراد میپرسم که نظر مدیر یا سازمانشون دربارهی عملکرد اونها چیه، تعداد کمی پاسخ رو میدونن. این یه جنایت از سمت مدیران در حق افراده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍2
مجلهی MIT Sloan در جدیدترین شمارهی خودش مطلبی داره با این عنوان:
⬇️ میتونید این مقاله رو از این کانال مطالعه کنید.
مقاله دست میذاره رو این ويژگی بعضی از مدیران که به بهانهی اصالت، صراحت و شفافیت، رفتارهای زنندهای با افراد تیم خودشون میکنن.
نکتهی این مقاله اینه که ما در این رفتارهای زننده و صریح، اصالت نمیبینیم بلکه این رو میبینیم که افراد دارن به (Ego)ی خودشون بها میدن و میخوان به هر روشی، از تصویری که خودشون از خودشون در ذهن دارن، پایبند بمونن. (نمیدونم ترجمهی درست Ego چی هست؛ منیت؟ نفسانیت؟)
راهکاری هم که پیشنهاد میده اصالت متواضعانه هست. تعریفی هم که از تواضع ارائه میشه برای من جالب بود:
تواضع و فروتنی یعنی این که سعی کنیم Egoی خودمون رو آروم کنیم با پذیرش این امر که ما انسانهای کاملی نیستیم و بارها در مسیر پایبندی به استانداردهای خودمون شکست میخوریم.
✏️ قبلا در این پستها دربارهی اصالت نوشته بودم:
پارادوکس اصالت
مثلث اعتماد
تعاریف اصالت
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
Are you an authentic leader or an authentic jerk?
یک رهبر اصیل هستی یا یک عوضی اصیل؟😳
مقاله دست میذاره رو این ويژگی بعضی از مدیران که به بهانهی اصالت، صراحت و شفافیت، رفتارهای زنندهای با افراد تیم خودشون میکنن.
نکتهی این مقاله اینه که ما در این رفتارهای زننده و صریح، اصالت نمیبینیم بلکه این رو میبینیم که افراد دارن به (Ego)ی خودشون بها میدن و میخوان به هر روشی، از تصویری که خودشون از خودشون در ذهن دارن، پایبند بمونن. (نمیدونم ترجمهی درست Ego چی هست؛ منیت؟ نفسانیت؟)
راهکاری هم که پیشنهاد میده اصالت متواضعانه هست. تعریفی هم که از تواضع ارائه میشه برای من جالب بود:
تواضع و فروتنی یعنی این که سعی کنیم Egoی خودمون رو آروم کنیم با پذیرش این امر که ما انسانهای کاملی نیستیم و بارها در مسیر پایبندی به استانداردهای خودمون شکست میخوریم.
پارادوکس اصالت
مثلث اعتماد
تعاریف اصالت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1
انسان در سازمان
Photo
اول اینکه این مدلها ناظر به گذشته هستند و مسیر آینده رو مد نظر قرار نمیدن. (من خودم شخصا این انتقاد رو وارد نمیدونم!)
دو اینکه این مدلها باعث میشن که همکاری و روحیهی کار تیمی بین افراد از بین میره. چون در حقیقت این حس به افراد القا میشه که در نهایت هر فرد مسئول کار خودش هست و هر گلی زدی به سر خودت زدی. این باعث میشه که در اولویت دادن به کارها، در نهایت کار خودت رو مقدم بر کار دیگران بدونی. (مشاهداتی که داشتم، این موضوع رو بسیار تایید میکنه)
و چهارم اینکه اگر قرار باشه ارزیابی عملکرد فقط هر شش ماه یکبار یا هر سال یک بار برگزار بشه، نمیتونه پاسخگوی نیازهای چابکی (Agility) صنایع مختلف باشه.
(تجربهی شخصیم هم نشون میده اجرای ارزیابیهای این چنینی، باعث کمرنگ شدن نیاز گفتوگوی مستمر با عضو تیم از سمت لیدر میشه.)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤1
انسان در سازمان
خلاصهش این که فیدبکهای توسعهمحور اثرگذار میشن که بین لیدر و پیرو اون یک رابطهی معنادار دوستانه و خیرخواهانه وجود داشته و رابطه باید فراتر چارچوب مدیر و کارمند باشه و نیازمند حد خوبی از توجه شخصی دو طرفه هست.
ساخت این روابط در محیطهای کاری پر تغییر امروزی سخته. یعنی آدمها تا میان با یکی جور بشن یا خودشون از سازمان میرن یا مدیرشون یا تیمشون عوض میشه.
در نهایت ایرادات دیگهای هم وجود داره که در مقالهی اصلی به اونها اشاره شده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1
انسان در سازمان
🔚این هم آخرین پست با توجه به مقالهی «انقلاب در #مدیریت_عملکرد»
نویسندگان میگن که با توجه به چالشهایی که در مدل سنتی و جدیدتر ارزیابی عملکرد وجود داره، باید بریم سراغ رویکردهای هیبرید. یعنی هم روشهای خوب رویکرد سنتی رو انتخاب کنیم و هم تمرکز بر توسعه داشته باشیم. مثلا:
👈 سعی کنیم تعداد ارزیابیها رو در طول سال زیاد کنیم و فیدبکهای فوری و مستمر بدیم تا هزینهی ارزیابی برای مدیر و فرد کمتر بشه.
👈 به جای اینکه فقط حواسمون به خروجی افراد باشه، شایستگیهای دیگه رو هم مدنظر قرار بدیم و فقط یک نمره نداشته باشیم.
👈 این ذهنیت رو بین مدیران و افراد جا بندازیم که هدف از انجام ارزیابی عملکرد رشد دادن و توسعهی افراد هست.
راستش من خودم پایانبندی این مقاله رو دوست نداشتم. چون در نهایت تجویز مشخصی برای ارزیابی عملکرد نداره. یعنی زیرآب همهی مدلها رو میزنه ولی نمیگه خب چه کنیم :)
اما در مجموع مقاله از این جهت که زوایای پنهان و تاریک رویکردهای مختلف رو مشخص میکنه، جذاب و مفیده و خوندنش رو توصیه میکنم.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
نویسندگان میگن که با توجه به چالشهایی که در مدل سنتی و جدیدتر ارزیابی عملکرد وجود داره، باید بریم سراغ رویکردهای هیبرید. یعنی هم روشهای خوب رویکرد سنتی رو انتخاب کنیم و هم تمرکز بر توسعه داشته باشیم. مثلا:
راستش من خودم پایانبندی این مقاله رو دوست نداشتم. چون در نهایت تجویز مشخصی برای ارزیابی عملکرد نداره. یعنی زیرآب همهی مدلها رو میزنه ولی نمیگه خب چه کنیم :)
اما در مجموع مقاله از این جهت که زوایای پنهان و تاریک رویکردهای مختلف رو مشخص میکنه، جذاب و مفیده و خوندنش رو توصیه میکنم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍2