ایکاف - ایده تا نوآوری – Telegram
ایکاف - ایده تا نوآوری
270 subscribers
108 photos
11 videos
3 files
97 links
idea to innovation
Contact information :
Email: zarei@ikafnet.com
website:http://ikafnet.com/
admin: ikaf_admin Mobile: +98 919 3219901 Address: تهران، میدان ونک، خیابان شهید حقانی، پلاک 40
Download Telegram
روزی برای گرامیداشت #زنان_مخترع
26آوریل هر سال، به عنوان #روز_جهانی_مالکیت_فکری نامیده شده است. این روز به خاطر نقشی که اهمیت صیانت از حقوق مالکیت فکری (در عرصه هایی نظیر پتنت، کپی رایت، علاتم تجاری و طراحی صنعتی و...) بر رشد خلاقیت و نوآوری دارد، سالانه از سوی سازمان جهانی مالکیت فکری (#وایپو) تجلیل میشود. هر سال به مناسب این روز، شعاری نیز انتخاب میگردد و شعار سال جاری روز جهانی مالکیت فکری، تغییر در قدرت: #نقش_زنان_در_نوآوری_و_خلاقیت (Powering Change: Women in Innovation and Creativity ) نام گرفت و به همین مناسبت، استعدادها و موفقیت‌‌های زنان مخترع و خلاق در سراسر جهان در مراسم تجلیل این روز، گرامی داشته شد.
بر همین اساس، وبسایت سازمان جهانی مالکیت فکری، گزارش کوتاهی از روند رشد مخترعین زن در جهان بین سالهای #2003 تا 2017# را منتشر ساخته است. در این گزارش به سیر صعودی و ماهیت اختراعاتی که زنان مخترع در سیستم ثبت اختراع PCT داشته اند پرداخته شده است. این گزارش نشان میدهد در حالی که در سال 2003، درصد اختراعات مخترعین زن از کل اختراعات، 22 درصد بوده، در سال 2017، این رقم به 31.2 درصد رسیده است. یک روند صعودی بسیار ملایم! بر اساس سخنرانی ریاست سازمان جهانی مالکیت فکری (فرانسیس گری)، علی رغم رشد نسبتا قابل ملاحظه ای که اختراعات زنان در سالهای اخیر داشته اند، همچنان اختلاف جنسیتی به چشم میخورد و باید برای برداشتن موانع برای توازن بیشتر جنسیتی در جامعه مخترعین گامهایی برداشت.
در گزارش کوتاه منتشر شده از سوی وایپو به همین مناسبت، سهم مخترعین زن در کشورهای مختلف (در سیستم ثبت اختراع PCT نیز مورد بررسی قرار گرفته است که برخی نتایج جالب آن در زیر خلاصه میشود:
این گزارش نشان میدهد در کشورهای آسیای شرقی، توازن جنسیتی بیشتری بین مخترعین به چشم میخورد. .به عنوان مثال، در #کره_جنوبی، 50 درصد ازکل اختراعات ثبت شده در سیستم ثبت اختراع PCT، توسط مخترعین زن به ثبت رسیده اند و این رقم در #چین با اختلافی کم، برابر 47.5 درصد است. در حالیکه در کشور آمریکا این رقم حدود 32% است و بعد از بلژیک و اسپانیا در رتبه ی پنجم جدول قرار گرفته است.
مورد قابل توجه دیگر در این گزارش (که البته چندان دور از ذهن و انتظار نیز نمی باشد) این است که عمده اختراعات زنان در حوزه هایی نظیر #بایوتکنولوژی_داروسازی، شیمی آلی و پلیمر، صنایع غذایی و.. است (بیش از 50% از کل اختراعات این حوزه ها) در حالی که مثلا در ساخت قطعات مکانیکی، توربین،پمپ، وهمچنین مهندسی راه و ساختمان، مخترعین زن کمترین سهم را داشته اند (حدود 14 الی تا 15%)
این گزارش همچنین لیستی از 30 شرکت و 30 دانشگاه و مرکز علمی تحقیقاتی که در آنها زنان درصد اختراع قابل ملاحظه ای دارند تهیه کرده و آنها را از از نظر میزان مشارکت زنان طبقه بندی کرده است.
در میان شرکتها، شرکت LG.chem شرکتی است که 72.5 درصد از اختراعات آن را زنان به ثبت رسانده اند. در شرکت لورآل، هنکل، Dow این رقم به ترتیب، 63،67 و 61 درصد است و در شرکتهای سامسونگ و ال جی (شاخه ی الکترونیکی این شرکتها) 56 و 54 درصد از مخترعین زنان هستند. در میان این لیست، شرکتی ترکیه ای با نام ARCELIK ANONIM SIRKETI که در زمینه تولید قطعات الکترونیکی فعالیت دارد نیز به چشم میخورد. در میان دانشگاه ها و مزاکز تحقیقاتی هم هم دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کره و چین از نظر درصد مخترعین زن، حرف اول را میزنند. مثلا در مرکز تحقیقات الکترونیک کره، مرکز تحقیقات پیشرفته ی شنزن در چین، همچنین دانشگاه زینگوا و جیانگ نان در چین ، بیش از 80 درصد از اختراعات توسط مخترعین زن به ثبت رسیده اند. علاوه بر این، در حالیکه بیش از نیمی از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی علمی این لیست (top 30) در کشورهای آسیای شرقی است، ولی با اینحال، نام سه دانشگاه اسراییلی هم به چشم میخورد که حتی از نظر رتبه از دانشگاه های آمریکایی این لیست، نظیردانشگاه استنفورد، کرنل و کلمبیا در جایگه بالاتری از نظر تعداد و درصد مخترعین زن قرار گرفته اند.

متن کامل گزارش در http://ikafnet.com/7-15/ ✍️لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
#مخترعین_زن : آمارهایی از رشد اختراعات زنان مخترع
‍‍ ‍‍ آیا #ثبت_ایده امکان پذیر است؟
فرض کنید که شما ایده ای نو در سر دارید. تصور میکنید در صورت تحقق بافتن، ایده بازار خوبی پیش رو خواهد داشت. ولی مسئله ای در این بین وجود دارد: در صورت تحقق یافتن ایده، یا حین فرایند تحقق یافتن آن، شاید افشا شدن ایده اجتناب ناپذیر باشد. بعد از افشا شدن ایده نیز ممکن است کار برای دزدان ایده و کپی کاران سهل گردد. لذا مسئله ی حفاظت حقوقی از ایده برای رفع این نگرانی مطرح میشود..سوال در مورد ثبت ایده و نحوه ی حفاظت از ایده از سوالاتی است که به کرّات از من – و فکر میکنم از همه ی همکاران فعال در حوزه حقوق مالکیت فکری- پرسیده میشود.
در نوشته ی زیر سعی شده که به طور اجمالی ، به مفهوم ایده، حفاظت و ثبت ایده و چالشهای آن در قالب چند پرسش و پاسخ ، پرداخته شود.
ایده چیست؟ در فرهنگنامه ی معین، ایده با واژه هایی نظیر فکر، اندیشه، تصور، عقیده معنا شده است. در حقیقت ایده یک تصور ذهنی یا یک راه حل ذهنی است که در برابر یک مسئله، مثلا برای رفع یک مشکل، در ذهن جاری میشود. برخی ایده را معادل یک تلنگر ذهنی درون افکار شخص تعبیر میکنند. تفاوت در درک مفهوم ایده بین افراد، درحوزه کارآفرینی، مثلا هنگام مذاکره برای یافتن سرمایه گذار، و یا تعیین تکلیف برای مالکیت ایده ی تحقق یافته پر رنگ تر میشود. از نظر شخص ایده پرور، داشتن ایده مساوی داشتن ملزومات اصلی نوآوری و کارآفرینی است و تمام دارایی اوست. در طرف دیگر، از نظر سرمایه گذار، ایده معادل همان تلنگر ذهنی است. از آن تلنگرهای ذهنی که ممکن است در ذهن بسیاری از افراد به وجود آِید!!. عموما از نظر سرمایه گذار، تحقق و هنر اجرا و پیاده سازی ایده است که اهمیت دارد. شاید این شناخت از دیدگاه های طرف مقابل هنگام مذاکره شخص ایده پرور و سرمایه گذار، بتواند مسیری بهتر برای ارائه ی ایده و جلب همکاری سرمایه گذار باز کند ولی همچنان این نگرانی برای ایده پرور وجود دارد که اگر ایده ی ناب من در صورت افشا و ارائه، توسط سرمایه گذار به یغما برود چه بکنم؟ چطور میتوانم از ایده ی خود در حین پیاده سازی حفاظت کنم؟ اینجاست که فکر ثبت ایده و حفاظت حقوقی از ایده مطرح میشود.
آیا ایده قابل ثبت است؟ ایده هنگامی قابل ثبت است که عینیت پیدا کند و ملموس گردد. عینیت پیدا کردن و ملموس شدن به معنی نگاشتن و ثبت آن تصورات ذهنی یا ایده است. برای ثبت یک ایده نمیتوان تنها به ذهنیات یک فرد اکتفا کرد و طرز صحیح عینیت بخشیدن به ایده نیز بستگی به ماهیت ایده دارد. مثلا ایده داستان یا فیلمنامه باید بر روی کاغذ نوشته شود (منتشر گردد) و یا آهنگ تنظیم شده باید جایی ضبط گردد تا بتوان از طریق قوانین کپی رایت از آن محافظت نمود.. همینطور ایده ی یک طرح صنعتی یا ایده ی خلق یک وسیله یا فرایند باید با نتایج و توضیحاتی همراه گردد که از ادعاهایی (claims) پشتیبانی میکنند و این ادعاها، توضیحات، و ترسیمات و نتایج، باید به گونه ای نوشته شود که از نظر شخصی که در حوزه ی مورد نظر دانش قابل قبول و یا تجربه ای دارد، قابل تکرار باشد و بر این اساس واجد شرایط اختراع و پتنت شدن شناخته شود.
دلیل ثبت نشدن ایده ها؟ یکی از موانعی که باعث ثبت ایده ها میشود گستردگی بیش از حد قلمرو ایده ها و وسعت زیاد تقاضاهای ثبت ایده در صورت وجود چنین تمهیدی است. حفاظت حقوقی از ایده وقتی معنا می یابد که جدید ، بدیهی بودن یا کاربردی بودن آن توسط افراد خبره در این کار بررسی گردد. وسعت زیاد تقاضاهای ثبت ایده و نیاز به بررسی هریک از ایده ها از نظر برخورداری از شرایط لازم، این کار را عملا غیر ممکن میسازد . هر شخص در طول زندگی خود ایده های مختلفی را در سر می پروراند که عموما درحد همان ایده باقی میمانند و عینیت بخشیدن به آنها بنا به دلایل مختلف حتی به مرحله ی پیاده سازی ایده و عینیت بخشیدن هم نمیرسند. این یک واقعیت است که ایده هم زمان با پروراندن و پیاده سازی پخته شده، توسعه می یابد، نواقص آن شناخته شده و رفع میگردد. اگر قرار بر این بود که این ایده های ناپخته و پیاده نشده به صورت همان ایده ی صرف ثبت شوند و حق انحصاری استفاده از آن به مالک آن ایده داده شود تا بتواند از طریق خرید و فروش و اجاره آن منفعتی کسب کند، ادارات ثبت باید بسیار بزرگتر از حد و اندازه های کنونی بود تا بتواند پاسخگوی ممیزی این ایده ها با سرعت مناسب باشد و هزینه ی زیادی صرف ممیزهای آموزش دیده و بررسی ایده هایی میشد که که ممکن بود علاوه بر نداشتن فاکتورهای مناسب برای برای تجاری سازی ( مشکلی که اختراعات ثبت شده نیز وجود دارد)، حتی قابل تحقق و عینیت بخشیدن هم نباشند. ادامه در 👇
متن کامل در: http://ikafnet.com/7-16/
لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
ادامه مطلب در مورد #ثبت_ایده👆...
با رونق کسب و کارهای اینترنتی در سالهای اخیر، بخصوص مدل #کسب_و_کارهای_ پلتفرمی (کسب و کارهایی که بر اساس ایجاد تعامل بین تولید کننده ی بیرونی و مصرف کننده بیرونی درآمد زایی میکنند ) نظیر اسنپ و تپسی، الوپیک، دیجی کالا، دیوار، شیپور و .. انگیزه ی زیادی در جامعه برای خلق ایده هایی مشابه, و به تبع آن، ثبت اینگونه ایده ها دیده میشود. از آنجا که بخش مهمی از کسب و کار پلتفرمی، ایجاد زیر ساخت برای #شکل_گیری_ تعامل_ها ست، ایده پردازان عموما روشهایی با زیر ساخت نسبتا مشابه در ذهن دارند که تصمیم دارند ایده آن روشها را ثبت نموده و سپس با طراحی و ساخت نرم افزار یا اپلیکیشنی پیاده سازی کنند. پرسشی که اینجا مطرح میشود نیز مربوط به ثبت ایده ها قبل از طراحی اپلیکیشن یا نرم افزار مربوطه است
همانگونه که قبلا گفته شد، ایده صرف قابل ثبت نیست. از سوی دیگر، ایده ای که در قالب روش کسب و کار ( مثلا به صورت الگوریتم و فرمول) عینیت یابد و نگاشته شود نیز به عنوان اختراع قابل حفاظت نیست. روشهای کسب و کار در بسیاری از کشورها از حمایت و حفاظت حقوقی بهره مند نیستند (به دلیل انتزاعی بودن اینگونه ایده ها) و در برخی کشورها که قابل ثبت می باشند باید دارای ویژگی هایی باشند که بتوان برای ثبت آنان اقدام نمود ( مراجعه به پست: http://ikafnet.com/7-6/) در ایران نیز، بر اساس ماده 2 قانون 86 اختراعی قابل ثبت است که دارای کاربری صنعتی باشد و بر اساس بند ب ماده 4 همین قانون، قواعد و روشهای انجام کار تجار]ی شامل روشهای کسب و کار[ و سایر فعالیتهای ذهنی و اجتماعی به دلیل کاربری صنعتی نداشتن از دایره ی حمایت خارج گشته اند. با اینحال، اگر بتوان روش یاد شده را در قالب فرایندی کاربردی قرار داد، به شرط جدید بودن و داشتن گام ابتکاری و کاربری صنعتی روش، به عنوان اختراع قابل ثبت شناخته میشود. به سبب توسعه ی کسب و کارهای اینترنتی در سالهای اخیر و امکان ثبت نرم افزار درنظام حقوقی ایران، اگر روشهای کسب و کار اینترنتی (همانند روشهای کسب و کار اینرنتی پلتفرمی) در قالب نرم افزار نگاشته شوند، قابلیت ثبت خواهند داشت و به شرط جدید بودن و داشتن گام ابتکاری، قادر به اخذ گواهی ثبت اختراع خواهند شد. بنابراین اگر قادر به ثبت روشهای کسب و کار خود در قالب نرم افزار هستید میتوانید با استفاده از طراحی و ساخت نرم افزارها، از ایده کسب و کار خود نیز محافظت کنید. با اینحال نباید از نظر دور داشت که اختراع نرم افزاری نیز مانند سایر اختراعات، بعد از مدت مشخصی از زمان ثبت ، برای عموم افشا میشود و بر روی اینترنت قرار میگیرد. استفاده از کدهای نرم افزاری و کپی آنها بسیار سهل تر از کپی سایر اختراعات است لذا باید دقت کافی در نگارش این اظهار نامه ها به کار بست تا در عین داشتن شرایط لازم از نظر افشای کامل، بعد از قرارگیری در معرض عموم، دست کپی کاران را به قیمت ضرر صاحب اصلی ایده، باز نگذارد. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که در سیستم ثبت اختراع ، داوری برنامه های نرم افزاری از نظر شرایط احراز پتنت کاری پیچیده و دشوار است و نیاز به ممیزانی متخصص و محرب برای تشخصض شرایط احراز پتنت دارد. چرا که در بحث گام ابتکاری ، به دلیل استفاده از کدهای منتجه از سایر برنامه ها ، در موضوع داشتن گام ابتکاری لبه تیغی بسیار نازک وجود دارد که میتواند کلیت اینگونه اختراعات را زیر سوال ببرد
لازم به ذکر است که کدهای نرم افزاری، از طریق قوانین #کپی_رایت، بر اساس معاهده برن به صورت بین المللی پس از انتشار قابل حفاظت خواهند بود ولی نکته اینجاست که در قوانین کپی رایت، ظاهر برنامه رایانه ای حفاظت میشود ولی عناصر غیر نوشتاری برنامه حفاظت نمیگردد. بنابراین چنانچه ناقض کپی رایت با مهندسی معکوس و مشاهده عملکرد برنامه، نسخه ای مشابه و اجرایی تهیه کند، تنها به صرف اینکه کپی کامل صورت نگرفته میتواند تولید محصول مشابه را قانونی جلوه دهد.
با هدف حفاظت بیشتر، بهتر است در کنار قوانین ذکر شده از سایر ظرفیتهای قانونی برای حفاظت از ابعاد گوناگون اینگونه محصولات نرم افزاری نیز بهره جست. مثلا با استفاده از حفاظت های #قراردادی در حوزه تولید و انتقال حقوق نرم افزارها، با استفاده از #علائم_تجاری برای حفاظت از نام و نشان محصول نرم افزاری استفاده کرد. همچنین استفاده از حفاظت قانونی برای #اسرار_تجاری یا دانش فنی محرمانه نیز به عنوان روشی مکمل برای حفاظت از ایده های روشهای کسب و کار و نرم افزار به ثبت رسیده عموما پیشنهاد میگردد. نوشته کامل در: http://ikafnet.com/7-16/
✍️لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
‍ ‍‍ #ژو_کانفی، ثروتمندترین زن عرصه فناوریهای پیشرفته با ثروتی خود ساخته


لیست منتشر شده زنان ثروتمند جهان در سال 2018
(https://wealthygorilla.com/top-20-richest-women-world/) را عموما اسامی زنانی تشکیل داده است که ثروت آنان از والدین یا همسر به آنان انتقال یافته است. اگرچه توانایی و قابلیتهای برخی از آنان در حفظ یا افزایش این ثروت بی تاثیر نبوده است ولی آنچه مسلم است این است که نمیتوان این زنان را ثروتمندانی خود ساخته محسوب نمود. اما در میان این لیست، نامی به چشم می‏خورد که به عنوان موسس و سرمایه گذار یک شرکت فناوری محور، ثروتمندی است که از هیچ به معنای واقعی فعالیتش را آغاز کرده است.

#ژو_کانفی (Zhou Qunfei )کارآفرین چهل و هشت ساله چینی و موسس شرکت #لنز_تکنولوژی است، که ارزش خالص دارایی های او 9.7 میلیارد دلار ( در اوایل سال 2018) تخمین زده شده است. او علاوه بر اینکه به عنوان نفر سیزدهم در لیست زنان [هان در سال 2018 قرار گرفته است، در لیست کارآفرینان ثروتمند حوزه ی فناوری منتشر شده در وبسایت فوربس نیز (لیستی فارغ از جنیست که در آن لیست، نامهایی همچون #بیل_گیتز و #جف_بزوس و #ایلان_ماسک دیده میشود)، ، رتبه ی #بیست_و_ششم را در سال 2017 از آن خود کرده بود و اولین زن ثروتمند حوزه فناوریهای پیشرفته در این لیست است.
محصولات شرکت لنز تکنولوژی که ژوکانفی موسس آن است در محصولات الکترونیکی شرکتهای بزرگی همچون تسلا، اپل، الجی، هوآوی، سامسونگ، نوکیا، ماکروسافت و...استفاده میشوند و از این روی، کاربری جهانی دارند ولی موسس این شرکت برای رسیدن به این مقام و رتبه، مسیر سهلی پیش رو نداشته و بر موانع و محدودیتهای زیادی غلبه کرده است:


ژو کانفی متولد سال 1970 در یکی از روستاهای #چین است، پدرش قبل از تولد او، نابینا شده بود و یکی از انگشتان خود را هنگام کار در کارخانه از دست داده بود. مادرش هنگامی که 5 ساله بود فوت کرد. پدر ژو با ساخت سبدهای بامبو و هنرهای دستی، کسب درآمد میکرد. ژو کانفی از همان کودکی در مزارع و کارخانجات مشغول کار بود و به دلیل فقر، از تحصیل در دبیرستان باز ماند و در شانزده سالگی برای کار در یکی از کارخانه های ساخت لنز در شهر شنزن چین مشغول به کار شد. او در ساعات بعد از کار، به تحصیل حسابداری می پرداخت به امید آنکه روزی از کارگری نجات پیدا کند و به سمت رویاهای بزرگش گام بردارد

در سال 1993، زمانی که او 23 ساله بود، دو هزار و پانصد دلار پس انداز خود را برای شروع کسب و کار خود به عنوان سرمایه استفاده کرد. او با هشت نفر از اقوام و خویشاوندان خود، اقدام به تاسیس شرکت در یک آپارتمان سه خوابه در شهر شنزن کردند که هم محل زندگی آنها بود و هم در آنها به تولید لنز میپرداختند. بنا به اذعان خودش، او در دوره طلایی کسب و کار چین ،فعالیتش را آغار کرد زمانی که زمینه برای فعالیتهای نوآورانه در این کشور مهیا شده بود. سال 2001، او موفق به قراردادی با شرکتی چینی TCL شد که حاضر بود نوآوری این شرکت در تولید شیشه های مخصوص #تلفنهای_همراه را برای استفاده در محصولات خود خریداری کند و باعث رشد بیشتر این شرکت تازه تاسیس شد، به طوریکه تا سال 2003، قریب به هزار نفر درکارخانه او مشغول کار بودند. سال 2003 نقطه عطفی در حیات کاری او پیش آمد که زمینه را برای فعالیتهای بین الملل شرکت او مهیا ساخت؛ همزمان با تحت فشار قرار گرفتن از سوی یکی از تامین کنندگان مواد اولیه که حتی احتمال ورشکستگی شرکت تازه تاسیس او را به همراه میتوانست داشته باشد، تماسی از موتورلا ( بعد از ارسال ایمیلهای زیادی که به شرکتهای مختلف از جمله موتورولا برای معرفی محصول جدید خود زده بود) دریافت کرد که متقاضی استفاده از شیشه های تولیدی شرکت ژوکانفی برای صفحات موبایل Razr V3, شده بود. قرارداد این شرکت با موتورلا نقط عطف حیات این شرکت بود چرا که پس از موفقیت این محصول موتورلا در بازار، تقاضاهایی از سوی شرکتهای بزرگ مثل #نوکیا، #HTC، #سامسونگ یه سوی کارخانه Lens Technology سرازیر شد . بعد از ساخت تاچ اسکرین موبایل #اپل در سال 2007، این شرکت به عنوان یکی از تولید کنندگان بلامنازع در حوزه صفحات تاچ اسکرین جهان سر بلند کرد.

شرکت lens technology با #فعالیتهای_نوآورانه اش، موقعیت خود را برای تامین صفحات تاچ اسکرین، حفظ کرده است به طوری که 75 درصد از درآمد این شرکت از فروش محصولاتش به شرکتهای اپل و سامسونگ تامین میشود. در حال حاضر این شرکت با 32 کارخانه ای که در چین بنا نموده است، 92 هزار نفر نیرو در استخدام خود دارد.
او معتقد است انتخاب این نوع کسب و کار،سخت کوشی و لذت بردن از نوآوری و تحقیق، از جمله مواردی است که از پدر نابینایش به او به ارث رسیده است‌.

کامل بخوانید درhttp://ikafnet.com/7-17/
✍️ لیلا زارعی، کارشناس حقوق مالکیت فکری
Forwarded from عکس نگار
نوشتن ادعا یا فهرست کردن مزایا؟!

اگر با سند #پتنت آشنا باشید حتما می‏دانید که یکی از بخش‏های حیاتی و در حقیقت بخشی که بار #حفاظت_قانونی یک پتنت را بر دوش دارد، قسمت #ادعاها (claims) است. در حقیقت ادعاهای پتنت هستند که چارچوب حفاظت از اختراع و حدود حمایت از آن را مشخص می‏کنند. با اینحال، معمولا هنگامی که از مخترعی (عموما برای بار اول) خواسته می‏شود پیش نویسی از ادعاهای اختراع خود ارائه نماید، مخترعین عموما مزایای اختراع خود را فهرست نموده و در اختیار قرار می‏دهند (البته بنده شبهه آمیز بودن خود کلمه ی "ادعا" یا "ادعاها" را که ترجمه ای از کلمه claim/s است را به عنوان دلیل این امر، بی تاثیر نمی‏دانم📐).
چندی پیش یکی از مراجعین با گله مندی فراوان از ناکارآمدی سیستم قضایی کشور برای حل اختلافات حقوقی پیش آمده برای اختراعاتش یاد می‏کرد و از فرسوده شدن در مسیر ناهموار رعایت الزامات حقوق مالکیت فکری می‏گفت. داستان این مخترع ناامید از این قرار بود که علی رغم ثبت اختراعاتش و به بازار عرضه نمودن محصولات اختراعی، نتوانسته بود از فعالیت کپی کنندگان محصولش جلوگیری کند و با مراجعه به دادگاه و تشکیل پرونده حقوقی نیز کاری از پیش نبرده بود . داستانهایی از این دست را ممکن است شنیده باشیم و یا حتی در یرخی موارد در پخش و انتشار این قیبل داستانها هم نقش داشته باشیم!
بنده منکر ناکارآمدی نظام فعلی مالکیت فکری، نقص های متعدد سیستم حفاظت حقوقی از اختراعات در کشور، و تعلل و عدم اهتمام کافی مدیران و مهره های اصلی برای بهبود و اصلاح نواقص موجود در این سیستم نیستم، ولی درعین حال معتقدم برای هر نوع نتیجه گیری و اظهار نظر قاطع در مورد مشکلات، ضروری است جوانب مختلف در کنار هم سنجیده شوند.
با نگاه به پرونده و #اظهار نامه_اختراع این مخترع، اطلاعاتی ناقص و درهم قابل رویت بود. گویا فقط ثبت اختراع و کسب مجوز اختراع به ساده ترین روش برای این مخترع محترم اهمیت داشته و ناآگاهی او از اهمیت بخشهای مختلف و ساختار آنها در سرنوشت محصول اختراع شده، منجر به ثبت چنین اظهار نامه ناقصی شده بود. مهم تر از آن، عدم بررسی دقیق و نظارت کافی اداره ثبت اختراع ، باعث دادن مجوز ثبت اختراع به چنین پرونده ناقصی شده بود. در قسمت ادعاها که چارچوب حفاظت از اختراع را مشخص می‏کنند، فقط لیستی از مزایا فهرست شده بودند. مثل: 1-مناسبترین راهکار برای جلوگیری از آلودگی های محیط زیست!!)، 2- سرعتی باور نکردنی(!)3- امنیت بیشتر! 4-صرفه جویی قابل ملاحظه در مصرف انرژی،و... و هیچ توضیحی در مورد دستگاه یا فرایند ابداع شده در قسمت ادعاهای این اظهار نامه نشده بود.
درست است که عدم ملاحظه این نواقص آشکار در هنگام ثبت اظهار نامه و اعطای مجوز ثبت اختراع، یکی از دیگر ایرادات غیر قابل اغماض وارد بر نظام مالکیت فکری کشور، بخصوص در سالهای نه چندان دور گذشته است ( که البته چنین اختراعات با چنین نواقص آشکاری از آنجا که باید بیست سال تحت حفاظت باشند، همچنان تا سالهای بعد هم مشمول حفاظت حقوقی تلقی می گردند!)، ولی از آنجا که علی رغم رشد نسبی #دانش_عمومی_اختراعات در کشور در سالهای اخیر، همچنان برخی مخترعین محترم و خلاق کشور، برای ثبت اختراع خود با شبهاتی رو به رو هستند و نسبت به اهمیت بخشهای مختلف و نوع و نحوه نوشتار اظهار نامه آگاهی کافی ندارند(مثلا در کنار عدم افشای اطلاعات ضروری، در قسمت ادعاها همچنان مصر به فهرست کردن مزایای اختراع خود هستند)، لازم دیدم این نوشته را در باب بیان اهمیت قسمت ادعاها به صورت خلاصه بنویسم تا مقدمه ای باشد برای نوشته ای دیگر که قسمتهای مختلف اختراع در آن نوشته به طور مفصلتری شرح داده میشود.
نوشته ی کامل در http://ikafnet.com/1-1-3/

✍️ لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
‍ ‍‍ #معرفی_تعدادی_وبسایت_حاوی_پادکست_با_موضوع_مالکیت_فکری_نوآوری_و_کارآفرینی_نوآورانه
شاید این مطلب را شنیده یا تجربه کرده باشید که درگوش دادن زمان بسیار کمتری نسبت به خواندن از روی متن یا مطالعه صرف میشود. همین مزیت باعث ماندگاری مدیاهای صوتی مثل رادیو حتی بعد از ظهور تلویزیون شده است.
پادکست به طور کلی از انواع مدیاهای صوتی و نوعی ابزار تولید محتوا محسوب میشود که قادرند اطلاعات مورد نیاز کاربر را برای او مهیا میکند. در حالی که کاربر میتواند در حین گوش دادن به این مدیای صوتی، به فعالیتهای دیگرش نظیر رانندگی، آشپزی، ورزش، سفر و سایر فعالیتهایی که ذهن را چندان مشغول نمی‏کنند بپردازد و به طور کلی از زمانهای مرده‏ی خویش بهترین استفاده را ببرد.
مزیت پادکست نسبت به مدیای صوتی نظیر رادیو این است که شنونده میتواند کنترل بیشتری بر روی زمان استفاده و انتخاب نوع محتوای مورد نیاز خود داشته باشد
انواع پادکست در حال حاضر وجود دارد، از آموزش زبانهای مختلف گرفته تا نقل داستان و اخبار علمی و فرهنگی و اقتصادی واخبار روز.
در موضوع نوآوری، کارآفرینی از طریق نوآوری و حفاظت از حقوق مالکیت فکری، در ادامه تعدادی از منابع و بسایت‏های انگلیسی زبان که به تولید پادکست در این موضوعات پرداخته اند و با آنها آشنا هستم معرفی میشوند:

نوآوری
وبسایت npr: این وبسایت حاوی پادکست هایی است که در آنها با کار آفرینان و نوآوران مصاحبه شده و در مورد نحوه شکل گیری ایده و مراحل نو آوری صحبت شده است:
📻https://www.npr.org/podcasts/510313/how-i-built-this

وبسایت Innovation Show: اکثر پادکست های این وبسایت را مصاحبه با نویسندگان و مدرسین و صاحب نظران در حیطه خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی تشکیل داده اند.
📻http://www.theinnovationshow.io/
وبسایت eCorner Stanford وبسایتی وابسته به دانشگاه استنفورد . پادکستهای این وبسایت ایده ها و منابعی را در مبحث نوآوری ،کارآفرینی، استراتژی کسب و کار فراهم میکنند.
📻https://ecorner.stanford.edu/startups/
کار_آفرینی
در حوره کارآفرینی تعداد وبسایتهای حاوی پادکست بسیار فراوان هستند. در میان آنها وبسایت Eventual_millionaire# وبسایتی است که عموما به مصاحبه با کارآفرینانی می پردازد که از طریق ایده ای نوآورانه ثروتمند شده اند. یکی از محاسن استفاده از این وبسایت این است که متن هر مصاحبه (trannoscript) هم در پایین فایل صوتی مربوطه قرار گرفته است . بنابراین در صورت درک نکردن تلفظ و معنا میتوان به متن مراجعه کرد
📻https://eventualmillionaire.com/category/other/millionaire-interviews/
مالکیت_فکری
در حوزه ی مالکیت فکری اکثر پادکستها (اکثر پادکست هایی که بنده یافته و گوش کرده ام) مربوط به آموزش کلیات مالکیت فکری هستند ولی در این میان، وبسایتی که تا حدی توانسته گام را نسبت به بقیه فراتر نهد و به بیان جزئیات، چالشها و فرصتها ی بیشتری در این حوزه نیز بپردازد وبسایت IP Friday است. پادکست های این وبسایت عموما مصاحبه هایی هستند که با صاحب نظران، کارشناسان و وکلای مالکیت فکری در اروپا ( و عموما با لهجه کشورهای اروپایی) درموضوعات مختلف نظیر پتنت، علائم تجاری، طراحی صنعتی و... انجام شده است.
📻http://www.ipfridays.com/
نوشته ی کامل در (این نوشته در وبسایت به مرور به روز رسانی خواهد شد)http://ikafnet.com/podcasts_introducing/

✍️ لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
‍ ‍‍ #حفاظت_از_طرح_های_سه_بعدی_و_اشکال_به_صورت_علامت_تجاری_یا_طرح_صنعتی؟

طرح و شکل فروشگاه اپل در نیوریورک، ساختمان هتل تاج محل در بمبئی، بطری برخی عطرها و نوشیدنی ها، بازیها و سرگرمی هایی نظیر روبیکا و لگو، حتی شکل ظاهری اتومبیل ها و وسایل نقلیه، همه میتوانند با استفاده از "علائم تجاری" حمایت شود. دلیل استفاده از "علائم تجاری" برای حفاظت حقوقی، به جای "طراحی صنعتی" چیست و شرایط احزار آن چگونه است؟
کامل بخوانید در: http://ikafnet.com/حفاظت-از-طرح-ها-…به-صورت-علامت-تج/ ‎
‍‍ ‍‍ بذرپاشی_اقتصاد_دانش_بنیان در کجا؟!
✍️لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
پشت در مهد کودک منتظر خروج پسرم بودم. در همین حین فرصت داشتم به کارهایی که به عنوان فعالیتهای دستی و خلاقانه بچه ها به در و دیوار مهد کودک آویزان بود نگاهی بیندازم. هر بیننده با نگاه اول میتوانست دست خاله های مهربان بچه ها در مهد کودک را در این کارها ببیند، نه دست بچه ها: نقاشی‏های زیبا، اشکال هندسی منظم، کلاژهای ساخته شده ازحبوبات، پارچه، کاغذ رنگی و چوب بستنی، همه اجزا در جای خود.؛ بسیار ستودنی و زیبا! به شخصه ترجیح میدهم به خط خطی ها و شکل های هندسی عجیب و غریبی که پسرم با قوه تخیل خود با عناوین مختلف ترسیم کرده افتخار کنم و به کارهای دستی ببالم در آن اجزای افزودنی، نه با آن ترتیبی که من در ذهن دارم، بلکه آنچه در ذهن خود اوست کنار هم آمده و با شلخته‏گی اقتضای سنش به هم چسبانده شده باشد، تا این کارهای بی‌‏نقص و تمیز.
ماجرای بالا را می‏توان مشت از خرواری دانست که در فرایند پرورش، تربیت و آموزش فرزندانمان رخ میدهد: ترسیم و تعیین چارچوبهایی برای محدود ساختن تخیل و قدرت ذهن تحت عنوان #هدایت. چارچوبهایی که ناخواسته و به تدریج، خلاقیت ذهنی فرزندان ما را محدود، سرکوب و در نهایت فلج می‌‏سازد. هدف از ترسیم این چارچوبهای ذهنی این است که بچه ها در آینده‏ ای که ما با معلومات و درک فعلی خود در ذهنمان ساخته ایم محافظت شوند. به عبارت دیگر، با دانسته‌های قبلی و امروزمان برای آینده ای که نمی‌شناسیم، چارچوب و محدوده پرواز تعیین می‌کنیم. ولی با این کار، علاوه بر ندادن اجازه پرواز ذهن در خارج از چارچوب های تعیین شده، فرصت و تجربه اشتباه و خطا کردن را از آنان، در سنی که باید تجربه و خطا کنند می‏گیریم. به خاطر داشته باشیم که لازمه خلاق بودن، خطا و اشتباه کردن، و درک و پذیرش اشتباهات و خطاهاست.

#اما_ارتباط_بین_اقتصاد_دانش_بنیان_و_ پیش_از_دبستان_ و_دوره_های_تحصیلی_چیست؟
اقتصاد دانش بنیان که محور اصلی آن نوآوری است، در سال‌های اخیر مورد بحث، توجه و مطالعه بسیاری از سیاستگذاران و دانش پژوهان کشور قرار گرفته است. #اقتصاد_دانش_بنیان نقش مهمی در اثر بخشی تولید و بالابردن سطح رفاه و تولید ثروت کشورهای پیشرو در زمینه نوآوری داشته است. در کشور ما نیز ایجاد زیر ساخت‌ها و حمایت‌ها از اقتصاد دانش بنیان، در دستور کار قرار گرفته است. با این حال، عدم توجه عمیق به حلقه گمشده‌ای در این بین، سبب عدم حصول نتیجه مطلوب یا دست کم روبنایی بودن کلیه اقدامات شده است. این حلقه گمشده، همان "خلاقیت" است که مسئول پرورش و رشد آن، خانواده ها و بخصوص، نظام آموزشی پرورشی کشورهاست. #خلاقیت مهره اصلی و گمشده ایست که فقدانش در صنایع و سازمانها کوچک وبزرگ کشور، باعث رغبت کمتر آنان برای کاهش تکیه بر اقتصاد سنتی شده است. چارچوب‌هایی محدود کننده که ذهن مدیران این صنایع و سازمانها را کانالیزه کرده و هر نوع خروجی از این چارچوب‌ها را به طور پیش فرض، معادل اشتباه قلمداد می‌کند. جامعه مبتکرین و مخترعین کشور ما نیز از فقدان این مهره اساسی رنج می برند؛ به طوری که ایده‌ها و ابتکارات و ابداعاتی که واقعا بتواند به نوآوریهای تاثیر گذار بیانجامند، انگشت شمار وآنهم در حوزه های محدود هستند. ...
ادامه در پست پایین👇
کامل بخوانید در:http://ikafnet.com/678-2/
‍‍ ‍‍ ....... ادامه از ☝️ ..... اهمیت #خلاقیت در چرخه #نوآوری و توسعه، "ظاهرا “موضوعی کاملا شناخته شده است و از کشفیات بنده به عنوان نگارنده این مطلب نیست. بر همین اساس است که موضوع "خلاقیت" و "پرورش خلاقیت" سوژه داغ و دهان پرکنی است که از جانب مدیران و سیاست گذاران، بخصوص مسئولین نظام آموزشی و پرورشی کشور به کرات شنیده میشود بدون آنکه الفبای آن از سوی این بزرگواران شناخته شده باشد. با وجود این ادعاها، نظام آموزشی از همان سالهای آغازین کودکی و تحصیل، فرزندان را به نوعی درگیر چارچوب‏ها ساخته و تخیل و خلاقیت ذهن آنها را در حل مسائل محدود و محدودتر می‏سازد. به دلیل ناموزون بودن عرضه و تقاضا در مقاطع مختلف آموزشی، سیستم ناگزیر به استفاده از غربالگری استعدادها است. نظام آموزشی به همین منظور، به حربه های بسیار ناکارآمد با نامهای آزمون و #کنکور متوسل می‌شود. سیستم غربالگری معیوبی که هنوز جایگزین عادلانه‏تری نیافته است. روش فعلی غربالگری، فقط تقویت مافیای موسسات برگزار کننده آزمون و کنکور را موجب شده است و رشد بی رویه و قارچ گونه ی مدارس غیر انتفاعی کنکور- محور. مافیایی که از این ضعف سیستم تربیتی، آموزشی و پرورشی کشور، و همینطور نگرانی ما در تامین آینده فرزندانمان، توانسته آنقدر سود کسب کند که ضمن اشغال بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهرها، صدا و سیمای ملی کشورمان، را نیز به تسخیر خود درآورده است! در چنین فرایند غربالگری پر ایراد، همان خلاقیت حفظ شده تا این مرحله نیز سرکوب میشود. چرا که دانش آموز از ذهن خود برای حل مسائل به طور معقول و پویا و خلاقانه استفاده نمی‌کند بلکه برای حل مسائل، روش‏ها و قواعد و فرمولهای کم خطا و سریعتر پیشنهادی این موسسات به مغز دانش آموزان فرو داده می‌شود. در حقیقت، ، روند نابود سازی قدرت حل مسئله با تکیه بر خلاقیتهای ذهنی، با این روش غربالگری که میتوان آن را بیشتر غربالگری محفوظات ذهنی دانست تا غربالگری استعداد، تسریع می‌شود.
این فرایند به همین جا هم ختم نمی‌شود. بعد از ورود استعدادهای غربال شده به طریق معیوب بالا به دانشگاه، دانشجو دوباره موظف به کنترل خلاقیتهای ذهنی و ایده‌های خود فقط در چارچوبهایی است که از طرف اساتید برای او تعیین و دیکته می‌شود. چارچوبهایی کم خطا که رشد تعداد مقالات را برای اساتید بزرگوار و دانشگاه‌ها تضمین کنند. مقالاتی که سرعت رشد علم و دانش کشور را طبق آمار نشان می‌دهند ولی تاثیر خاصی بر حل مشکلات اقتصادی کشور نداشته‏اند. خروجی این سیستم فقط و فقط، #تورم_آکادمیک کشور را رقم زده است.
مطالب نوشته شده، بیان مسئله و مشکلی بود که حل آن از نظر نگارنده این نوشته، برای نائل شدن به اهدافی نظیر توسعه اقتصاد دانش بنیان کشور، حداقل برای سالهای دور آینده ضروری است. بازی با کلمات و غرغره کردن عبارات "خلاقیت" و "نوآوری" از سوی مدیران نظام آموزشی و تربیتی و پرورش، چاره کار نیست. اقدامات بنیادین باید از نظام آموزشی و پرورشی کشور برای نهادینه ساختن تدریجی خلاقیت صورت بگیرد. وظیفه ما، مطالبه گری در این حوزه و قناعت نکردن به شعارها و شوآف های متداول است.
کامل بخوانید در: http://ikafnet.com/678-2/ ✍️ لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
‍‍ ‍‍ #پتنتی_برای_بستنی_یخی🍡 ستنی یخی یا به اصطلاح آلاسکا را خیلی از ما می‏شناسیم و سالهای کودکی اکثر ما حاوی خاطرات پر و پیمانی است از نقش آفرینی این نوع بستنی! ولی آِیا میتوانید حدس بزنید که برای همین بستنی های یخی پتنتی هم ثبت شده باشد؟ آنهم حدود صد سال پیش؟ اما جالب تر از از آن، آیا میدانستید این اختراع در مرحله اول در اثر یک اتفاق به وجود آمده و نه رفع یک نیاز که عامل اصلی نوآوری هاست؟! اتفاقی معمول که یک کودک یازده ساله شاهد آن بوده است؟!
ماجرا از این قرار بود که کودکی یازده ساله به نام فرانک اپرسون (Frank Epperson) در یکی از شبهای پاییز سال 1905، فراموش کرد لیوان حاوی آب سودای خود را (آب کربناته که ظاهرا در آن زمان در کشور آمریکا از محبوبیت زیادی برخوردار بود) به داخل خانه ببرد. این لیوان در حالی که تکه چوبی هم داخل آن قرار داشت، تمام شب در خارج از خانه باقی ماند. صبح روز بعد هنگامی که فرانک یازده ساله از خانه خارج شد، متوجه شد که خوردن این ترکیب یخی در حالیکه دور تکه جوب را احاطه کرده، چه لذت بخش و گواراست!
اپرسون این به اصطلاح اکتشاف کودکانه اش را از خاطر نبرد و نوزده سال بعد (1924 ) هنگامی که سی ساله و دارای چند فرزند بود درحالیکه با طعم های مختلف این بستنی یخی ها را برای فرزندان خود درست می‏کرد تصمیم گرفت کارش را به عنوان اختراع خود ثبت کند. خود اپرسون نام این بستنی یخی ها را Eppsicle گذاشته بود ولی فرزندانش آن را popsicle (پاپ سیکِل) نامیدند که در حال حاضر در بسیاری از کشورها به همین نام اخیر شهرت دارد.
پتنت به شماره US1505592A پتنت فرانک اپرسون در مورد این اختراع است که در سال 1924 ثبت وگرنت شده است.
💡چطور قرار دادن تکه جوبی در داخل مایع فریز شونده را میتوان اختراع محسوب نمود؟ آیا این مورد به دلیل بدیهی بودن، مانعی برای ثبت اختراع نیست؟ پاسخ به این سوالات را میتوان از سند پتنت که توضیحاتی از آن در پاراگراف بعدی👇 خواهد آمد مشخص نمود. به طور کلی، برای ثبت اختراعات، آنچه اهمیت بسیار دارد، توجه به مفهوم اصلی اختراع است: در تشکیل بستنی یخی، کدام قسمت ماحصل فکر و خلاقیت یک انسان است؟ خلاقیتی که بتواند قابلیت انحصار به دنبال داشته باشد؟ با توجه به این نکته، میتوان متوجه شد که شناسایی و تفکیک هوشمندانه بخشهایی از تولید بستنی یخی که در مفهوم اختراع می گنجد، راز موفقیت این اختراع برای شامل حمایت قانونی شدن بوده است. از سوی دیگر، نحوه نگارش این فرایند به عنوان اختراع و پوشش تمامی جوانب مربوطه نیز اهمیت به سزایی در کسب این موفقیت داشته است:
👁پتنت فرانک اپرسون همانطور که در این لینک قابل مشاهده است (https://patents.google.com/patent/US1505592?oq=frank+epperson)، شامل 7 #ادعا (claims)است که با تعریف امروزی که ما از تعریف انواع ادعا داریم، همه این 7 ادعا را میتوان ادعاهای مستقل یا independent claims تلقی نمود!
ادعاهای این اختراع زوایای مختلف فرایند ساختن بستنی یخی را مورد توجه و پوشش قرار داده است و با اینکه حدود صد سال پیش نگاشته شده (که طبعا قوانین نگارش بسیار ساده تری حکمفرما بوده است)، ولی نگارش نسبتا استادانه ای دارد. در این سند پتنت و ادعانامه آن، تمامی جوانبی که می‏تواند تجاری شدن اختراع را تحت الشعاع قرار دهد در ادعاها- قسمت Claims - لحاظ گردیده و شامل حفاظت و حمایت قانونی نموده است.
#ترسیمات این اختراع (Drawings) واضح و تمامی نکات ترسیم برای وضوح و درک (شماره گذاری و ارجاعات) در آن به خوبی مورد توجه قرار گرفته است.
توضیحات سند اختراع نیز در همان حال که به پشتیبانی ادعاهای این سند اختراع است، افشاسازی معقول و بسیار مناسبی دارد. بنابراین نحوه نگارش اسناد مربوطه، یکی از دلایل موفقیت ثبت این اختراع به عنوان پتنت می‏باشد.
💰سرنوشت این پتنت چه بود؟
در سال 1925، اپرسون این پتنت را به شرکت Joe Lowe فروخت ( یا لایسنس نمود!) و بعد از مدت کوتاهی از تولید این شرکت، بستنی یخی ها با نام پاپ سیلک محبوبیت زیادی در شهرهای آمریکا کسب کردند و روز به روز هم بر محبوبیت آنها اضافه شد و در همین حال، نام اپرسون به عنوان خالق این بستنی ها ماندگار شد.
نام فرانک اپرسون در لیست میلیونرهای تصادفی همیشه به چشم می خورد ولی مشخص نیست که ثروت میلیونی او از راه فروش و لایسنس پتنت اصلی او بوده است یا از راه لایسنس نام تجاری محصولاتش(popsicle)که باعث شهرت این بستنی ها تحت این نام در بسیاری از کشورهاست.
✍️ لیلازارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
👓 بخوانید در: http://ikafnet.com/7-18/[In reply to Leyla Zare]
#
#خلاقیت
#چارلز_کترینگ (1876-1958) مخترع دارای 186 پتنت و موسس شرکتDELCO که استفاده از الکتریسته در اتومبیل ها برای کاربردهای مختلف را جریان سازی کرد.
(تحصیلات= آموخته ها)
قابل توجه علاقه مندان به مبحث #جست_و_جوی_اطلاعات_در_اسناد_پتنت: در روز دوم این کارگاه، جست و جو در بانکهای داده رایگان و استفاده از اطلاعات اسناد پتنت، به صورت تئوری و عملی آموزش داده میشود.
‍ ‍‍ #بررسی_بدیهی_یا_بدیهی_نبودن_اختراعات: معرفی وبسایتی حاوی پرونده های دادگاهی در این خصوص
همانگونه که پیش‏تر در نوشته‏های قبل بیان شد، بعد از ثبت اظهارنامه اختراع، اظهارنامه ها باید از نظرداشتن ویژگی هایی بررسی شوند تا برای قرارگیری در چارچوب حمایت قانونی از سوی دولت منعی نداشته باشند ضمن اینکه حقوق دیگری/دیگران در این مسیر زایل نگردد. این ویژگی ها عبارتند از جدید بودن، داشتن گام ابتکاری و کاربری صنعتی داشتن.
در میان این ویژگی ها، اثبات داشتن کاربری صنعتی آسانترین شرط برای بررسی است. جدید بودن اختراع نیز در صورتی که قبل از ثبت اظهارنامه جست و جوی دقیقی مخترع ( یا نماینده قانونی او) انجام شده باشد، میتواند تا حدودی احراز شود. برای اینکه اختراعی شرط جدید بودن را دارا باشد، کافی است یکی از بخش‏های اختراع که در قسمت ادعاها (claims) نام برده شده در دانش پیشین (prior art) وجود نداشته باشد تا شرط جدید بودن احراز شود.
در میان شروط بررسی، داشتن گام ابتکاری یا بدیهی نبودن از موارد چالش انگیز است. به این دلیل که در آن شخص ممتحن ((examiner [که عموما باید در حوزه مورد اختراع، برخوردار از دانش عمومی خوبی باشد]، با توجه به آنچه در دانش پیشین وجود دارد، باید بر روی بدیهی بودن یا نبودن، قابل پیش بینی و یا غیر قابل پیش بینی بودن ادعاهای اظهار نامه اختراع، اعمال نظر ‏نماید. تفاسیر مختلفی که هر شخص از یک نوشته یا یک شکل میتواند داشته باشد و بر آن اساس بدیهی بودن اختراع حاضر را زیر سوال ببرد یا آن را تایید نماید میتواند متفاوت باشد. با این‏حال، آشنایی با تجارب مربوطه چه در قالب مکاتبات بین شخص ممتحن ((examinerو نماینده قانونی مخترع که با هدف رفع ابهامات و ایرادات و شفاف سازی بیشتر انجام میشود، و چه در قالب پرونده های دادگاهی با موضوعیت قابل پتنت بودن سند ثبت شده، تا حدود زیادی راهگشا است. بررسی پرونده ها با این موضوعیت، میتواند تا حدود زیادی بر کنترل اعمال سلایق شخصی داور موثر باشد و در آموزشهای داوران مد نظر قرار گیرند.
بررسی پرونده های دادگاهی که با موضوع اثبات بدیهی بودن یا نبودن اختراع تشکیل شده اند، علاوه بر آنکه میتوانند راهنمایی خوبی برای داوران ( از منظر کسب ایده های مفید برای بررسی اختراع باشند)، برای وکلا، نمایندگان قانونی یا اشخاصی که مسئولیت تنظیم و نگارش پرونده ثبت اختراع را بر عهده دارند نیز می‏توانند مفید باشد. چرا که بررسی این پرونده ها، با نشان دادن موارد چالش زا، ایده های خوبی برای تنظیم بهتر سند اختراع ارائه میدهند تا با لحاظ نمودن این موارد، پرونده در مراحل بعدی دچار مشکلات کمتری گردد.
یکی از مراجع رایگان و در دسترس را وبسایت EPO فراهم آورده است در لینک زیر با عنوان Case law of the Borard of Apeal (https://www.epo.org/law-practice/legal-texts/html/caselaw/2016/e/clr_i_d.htm). در این وبسایت موارد دادگاهی که عموما در مرحله Objection رخ داده و قابلیت یک پتنت از نظر شرایط قابل پتنت شدن از سوی شخص سومی (third party) مورد مناقشه قرار گرفته را نشان میدهد. پرونده های دادگاهی با حرف T و اعدادی مقابل این حرف مشخص میشوند.
یک مثال در این مورد (https://www.epo.org/law-practice/case-law-appeals/recent/t130405eu1.html)
در مورد مناقشه و پازبینی پرونده ثبت اختراع از نظر داشتن گام ابتکاری در سند اختراع شماره EP1394535B1 صورت گرفته است. این سند اختراع بعد از گرنت شدن به دلیل تشکیل دو پرونده مخالفت با گرنت این سند ( تحت عنوان opposition)، مورد بررسی دادگاهی قرار گرفت.
👁ادعاهای سند پتنت دستگاه اندازه گیری شاخصی در نمونه خون [با استفاده از سنسور] را افشا کرده بودند که در زمانی کوتاه، کمتر از 10 ثانیه با استفاده از "مدار زمانبندی شده" قادر به اندازه گیری آنالیتی در خون میشد.
دلیل مخالفت با پتنت شدن این اختراع آن بود که اضافه نمودن یک مدار زمانبندی از نظر مخالفان کاملا بدیهی به نظر میرسید و دانش پیشین نیز تاییدی بر آن داشت. در این مناقشه، دانش پیشین مورد استناد (US5366609) بود. با آنکه در این دانش پیشین، به نام بردن "مدار زمانبندی" و استفاده از آن در بایوسنسور اشاره ای نشده بوده و به مسئله زمان در ادعاها پرداخته نشده بوده، ولی از مدارهایی استفاده نموده بودند که قادر بوده زمان خواندن غلظت آنالیت (مورد آنالیز شونده در خون) را در مدت زمان معقول نشان دهد (آنهم کمتر از ده ثانیه: تایید این زمان در US5366609 با استناد به یکی از اشکال بخش ترسیمات و همینطور بررسی دقیق تر نوشته های قسمت توضیحات مشخص شد). لذا استفاده از مدار زمانبندی درسند پتنت مورد مناقشه (EP1394535B1) بدیهی فرض شد و پتنت باطل گردید... 👓کامل بخوانید در: http://ikafnet.com/1-25/
✍️لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
بزرگترین گردهمایی مدیرانِ فناوری و نوآوری ایران

(دوازدهمین کنفرانس ملی و هشتمین کنفرانس بین المللی)

🕓 21 و 22 آذر 1397
کاتالوگ: iramot2018.ir/catalog

🌐 iramot2018.ir
📞 021-41883600
@iramot
‍ ‍‍ مصاحبه از سوی کانون پتنت با #پروفسور_شمناد_بشیر ✍️تهیه و تنظیم: لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
پروفسور شمناد بشیر(Shamnad Basheer) یکی از افراد بسیار تاثیرگذار در حوزه مالکیت فکری کشور هند، و بنیانگذار پروژه‏ انسان دوستانه‏ای نظیر IDIA است. او که در دانشگاه‏های صاحب نامی چون مدرسه حقوق دانشگاه ملی هند و دانشگاه آکسفورد تحصیل کرده و سابقه تدریس در دانشگاه‏های مطرح بین المللی، نظیر دانشگاه جورج واشنگتن آمریکا، را در سوابق خود دارد، تنها به تدریس و فعالیت‏های آکادمیک، بسنده نکرده است. دغدغه اصلی او ایجاد فضایی شفاف برای جلوگیری از فساد در نظام حقوق مالکیت فکری هند و همینطور، ایجاد جامعه‏ای پویا و بدون تبعیض برای همه است. در پروژه IDIA که او بنیان‏گذار آن است، کوشش کرده تا با ایجاد امکانات برای پرورش دانش آموزان فقیر و مستعد ایالات محروم هند، زمینه را برای ادامه تحصیل آنها در بهترین دانشکده‏های حقوق هند فراهم آورد. هدف این پروژه، کمک به ایجاد جامعه‏ای بدون تبعیض، با احترام به تنوع عقاید و افکار و سطوح مختلف اجتماعی است تا در نهایت، حرکت کشور هند به سمت توسعه‏ی پایدار تسریع شود. علاوه بر این، او برای شفاف سازی و قابل فهم ساختن قوانین مالکیت فکری و روشن ساختن اذهان عمومی نسبت به ‏این قوانین، از سال 2005 وبلاگ Spicy IP را ایجاد کرده است. این وبلاگ که یکی از محبوب ترین وبسایت‏های حقوق مالکیت فکری نه تنها در هند، بلکه در جهان است (رتبه سوم وبسایت‏های محبوب حوزه مالکیت فکری در جهان )، موفق شده با فراهم آوردن زمینه برای آشنایی جامعه با قوانین و مفاهیم حقوق مالکیت فکری، در افزایش مطالبه‏گری مردم از سیاستگذاران و مسئولان نقش داشته باشد و در نهایت، برای اصلاح قوانین حقوق مالکیت فکری، گام‏های اساسی بردارد.
در کارگاهی آموزشی که به همت کانون پتنت با همکاری وزارت دادگستری در تاریخ 10 تا 14 آذرماه برپاشده بود، بود، افتخار میزبانی از پروفسور بشیر را که ‏یکی از مدرسین مدعو در این کارگاه بودند را داشتیم. در مصاحبه‏ای صمیما‏نه، پای صحبت‏ های او نشستیم. از دغدغه‏های او پرسیدیم و انگیزه او را برای انجام فعالیت‏هایش جویا شدیم که در نوشتار حاضر، حاصل این گپ و گفت ارائه شده است...
👈کامل بخوانید در وبسایت ایکاف: http://ikafnet.com/مصاحبه-با-پروفسور-شمناد-بشیر/
👈متن کامل این مصاحبه در وبسایت کانون پتنت:
https://patentoffice.ir/interview/4840/%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%AF%20%D8%A8%D8%B4%DB%8C%D8%B1
‍ ‍‍ #کدام_دانش_پیشین_در_روند_بررسی_اختراع_بیشتر_مورد_استناد_قرار_می_گیرد؟
✍️لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
بارها شنیده اید که اطلاعات خود را قبل از ثبت اختراع هیچ جا افشا نکنید. افشا کردن اطلاعات اختراع، همانگونه که پیش تر در مباحث قبلی عنوان شده است، جزئی از دانش پیشین (prior art) محسوب خواهد شد که جدید بودن (novelty)، بدیهی بودن ( (obviousnessاختراع را زیر سوال خواهد برد.
دانش پیشین در حقیقت هر نوع افشا سازی در مورد فناوری اختراع شده تا قبل از تاریخ ثبت اظهارنامه ی اختراع است. این افشاسازی میتواند شامل پتنت ها، مقالات، محصولات موجود در بازار، سخنرانی ها، کاتالوگ، پایان نامه ها و... ارائه شده توسط خود مخترع یا دیگر اشخاص باشد. بعد از بررسی دانش پیشین توسط داور و عدم تطابق دانش پیشین با مورد اختراع شده، و همینطور بررسی قابل پیش بینی نبودن یا بدیهی نبودن اختراع بر اساس آنچه در دانش پیشین افشا شده، اختراع یا گرنت میشود ( گواهی ثبت اختراع به آن تعلق می گیرد) و یا برای اخذ گواهینامه مردود می گردد.
اما ممکن است این سوال در ذهن شما هم نقش بسته باشد که آِیا انواع و اقسام دانش پیشین، همه به یک نسبت مورد استناد قرار می گیرند؟ مثلا آِیا پتنت و کاتالوگ یا محصول موجود در بازار در مردود ساختن پتنتی که گرنت شدنش مورد اعتراض قرار گرفته است، از اهمیتی یکسان در دادگاه برخوردارند؟
پروفسور استفان یاندرمن در آخرین نتایج تحقیقاتش که در ماه گذشته (نوامبر سال 2018) منتشر شد، به این مسئله پرداخته است. لازم به ذکر است که جامعه آماری تحقیقاتی او محدود به پرونده های پتنت های ثبت شده در USPTO است که قابل پتنت بودن آنها بعد از گرنت شدن ( اخذ گواهینامه ثبت اختراع)، از سوی شخص ثالتی ( عموما افراد ذی النفع یا رقبا)، در دادگاه ناحیه ای (district court) مورد اعتراض قرار گرفته است. یاندرمن و همکارانش برای یافتن پاسخ به این سوالات، تمامی پرونده های دادگاه مربوطه را در بازه زمانی 2011 تا 2017 مورد بررسی قرار دادند.
از آنجا که ممکن است مفهوم و چرایی اعتراض به پتنت گرنت شده برای برخی خوانندگان این نوشته، نامفهوم باشد، شاید بهتر باشد با توضیحی کوتاه، کمی بیشتر به فرایند اعتراض یا دلایل اعتراض بپردازیم و سپس به برخی نتایج تحقیقات پرفسور یاندرمن بپردازیم.
در بسیاری از موارد پتنت با وجود دانش پیشین، حتی در ادارات ثبت اختراع کشورهای پیشرو و با وجود داورانی (examiners) آموزش یافته برای این کار، همچنان گرنت میشوند. دلایل متعددی میتوان برای این موضوع وجود داشته باشد. عدم دسترسی آسان به آنچه دانش پیشین گفته میشود از مهم ترین دلایل این امر است.؛ مثلا وجود پرونده های اختراعی که در همان حوزه اختراع ثبت شده ولی هنوز انتشار نیافته اند یا به دلیل پیچیدگی های جست و جو، یافتن دانش پیشین برای بررسی دقیق دشوار باشد. به این موارداضافه کنید عدم دانش دستیابی به اطلاعات دانش پیشین در داوران در کشورهای در حال توسعه با سیستم ناکارآمد داوری!
چرا این مشکل حتی در کشورهای پیشرفته و پیشرو هم رخ می دهد؟
البته این خطاها در ادارات ثبت اختراعات این کشورها درصد پایینی دارند ولی از آنجا که این کشورها سیستم قضایی شفافی دارند، بهتر میتوان متوجه این قضایا شد. یکی از مهم ترین دلایل رخ دادن این موارد در ادارات ثبت اختراع پیشرو را میتوان حجم کاری بالای داوران در این ادارات و فرصت محدود آنها برای جست و جوی انواع دانش پیشین دانست. نتایج یک تحقیق نشان داده است که هر داور در USPTO به طور متوسط نوزده ساعت برای هر پرونده صرف میکند . این نوزده ساعت زمان شامل تمامی مراحل خواندن اظهار نامه، جست و جوی دانش پیشین، مقایسه دانش پیشین با اظهارنامه مورد بررسی، زدن نامه های رد اختراع ( non final rejection and final rejection)، خواندن دلایل مخترع و نوشتن پاسخ به استدلالهای مالک اختراع یا وکیل پرونده و گاهی اوقات مصاحبه با وکیل میشود. علی رغم اینکه هر ممتحن در یک حوزه تخصصی بسیار خاص مسئولیت بررسی اظهار نامه ها را بر عهده دارد و انتظار می‏رود به تمامی دانش پیشین این حوزه تسلط داشته باشد، با اینحال به دلیل سرعت بالای رشد دانش در برخی حوزه های تخصصی (آنهم به زبانهای مختلفی که دانش پیشین در آن حوزه ها منتشر میشود) احتمال نیافتن دانش پیشین محتمل‏تر می گردد. ..
کامل بخوانید در http://ikafnet.com/دانش-پیشین-در-روند-بررسی-اختراع/
‍‍ ‍‍ #پتنت_یا_مقاله_؟

این سوال میتواند سوال بسیاری از افراد در جامعه دانشگاهی کشور باشد. البته کافی است همین سوال را به صورت انگلیسی در گوگل سرچ کنید تا متوجه شوید این سوال ذهن بسیاری از افراد در دنیا را مشغول خود ساخته است!
بنده نیز برای کنجکاوی و دانستن دیدگاه های مختلف در مورد این موضوع، به جست و جوی کوتاهی از طریق گوگل پرداختم. یکی از صفحاتی که متخصصین و افراد فعال در حوزه های تحقیقاتی در آن به تبادل نظر پرداخته بودند (البته حدود 5 سال پیش)، این صفحه بود: https://www.researchgate.net/post/Is_patent_more_worthy_or_a_good_paper_publication
در بین نظرات مختلف بیان شده در پاسخ به این سوال، که عمدتا قسمتی از کارکرد پتنت و تفاوت پتنت با مقاله را آشکار می ساخت، نظر یکی از اساتید ایرانی توجه من را جلب نمود. او بعد از بیان تفاوت بین پتنت و مقاله از دیدگاه خویش، که البته دیدگاه نادرستی هم نبوده، اینگونه نتیجه گیری کرده است که:
Patent certificates are nice to be hang on the wall!
به عبارتی چسباندن قاب حاوی این گواهی به دیوار (و شاید حظ بصری از آن!) تنها فایده داشتن گواهی پتنت از نظر این استاد بزرگوار بوده است!
ممکن است این نظر، باعث بر آشفته شدن برخی طرفداران ثبت پتنت شود ولی در عین حال، حاکی واقعیتی است که نمی توان منکر آن شد: واقعیتی که تجربه اندک برخورد و همکاری با جامعه دانشگاهی نیز آن موید این می باشد که دیدگاه اکثریت جامعه دانشگاهی کشور نسبت به پتنت، البته با کمی جرح و تعدیل!، همین عقیده است. اما چرا؟!!
عوامل زیادی را میتوان به عنوان عواملی که باعث به وجود آمدن چنین دیدگاه هایی میشوند بر شمرد. ولی شاید بتوان مهم ترین علت را این موضوع دانست که نقش و کاربرد پتنت و اختراع به درستی در اذهان جامعه ای که پتانسیل خلاقیت و ابتکار و نوآوری دارند، منجمله جامعه دانشگاهی شناخته شده نیست. علاوه بر این، نقش پتنت به عنوان فعالیت و معیاری نوظهور در دانشگاه ها، با مترها و معیارهایی سنجیده شوند که شالوده دانشگاه ها را بنیان نهاده است: «تولید علم» که البته در کشور ما بیشتر به «تولید مقاله» سوق داده شده است.
درست است که به هیچ عنوان نمیتوان نقش مقاله را در رشد علم و دانش و نهایتا توسعه کشور نادیده گرفت، اما آیا هدف دانشگاه باید صرفا تولید مقاله باشد؟ در این صورت چه خروجی را میتوان از دانشگاه ها انتظار داشت؟ شاید اگر پاسخ به این سوالات مشخص و شفاف باشد، بتوان علت عدم اقبال از پتنت را در جامعه اکثریتی از دانشگاهیان یافت.
آنچه مسلم است دانشگاه ها، به عنوان محل پرورش و تربیت نیروی جوان و به عبارتی پتانسیل کار کشور- زمانی مفید و موثر قلمداد میشوند که بتوانند گره ای از مشکلات کشور بگشایند . طبعن خروجی دانشگاهی که در بهترین حالت ممکن و متصور، به پرورش تعدادی افراد آکادمیک بینجامد، نمی تواند نقش فعالی در باز کردن گره های فناوری و نهایتا، توسعه اقتصاد نوآوری محور کشور داشته باشد.
بخشی از این مهم – رفع مشکلات فناورانه در جهت بهبود هرچند تدریجی اوضاع یا گام برداشتن در این راستا- زمانی میسر میگردد که ارتباط موثری بین صنعت و دانشگاه به وجود آید. ارتباطی فراتر از دادن شعارهای فعلی و انجام اقدامات رو بنایی آنهم با سرعت فعلی! هنگامی که خروجی دانشگاه، دانشجویانی خلاق و تربیت یافته، برای شناسایی و رفع مشکلات فناوری موجود باشد و نقش تحقیقات و فعالیتها دانشگاهی در نوآوری، بهبود فعالیتهای صنعتی و کاستن هزینه ها شناخته شده باشد، فایده اختراع و گواهی ثبت اختراع، به عنوان یک نیروی محرکه قوی برای سرعت بخشیدن به روند رشد توسعه و اقتصاد نوآوری محور، خود به خود شناخته و پر رنگ میشود. طبعن در آنصورت میتوان فایده ی گواهی پتنت راچیزی فراتر از قابی زیبا به دیوار و افتخار کردن به این قاب به عنوان دستاورد دانست!
اجازه دهید به سوال مطرح شده در عنوان این نوشتار بر گردیم. مقاله یا ثبت پتنت ؟
به طور کلی میتوان گفت مقایسه این دو به دلیل ماهیت، هدف، و کارکرد متفاوت، شاید معقول نباشد. مقاله یک سند علمی است که دستاوردهای تحقیقاتی را به اطلاع علاقه مندان و جامعه علمی می رساند در حالی که پتنت یک سند حقوقی احراز مالکیت است و بنا به مقتضیات تعیین شده، راه حل یک مشکل فنی را با زبانی کاملا حقوقی بیان می کند. هدف مقاله، انتقال دستاوردهای تحقیقاتی برای علاقه مندان و استفاده کنندگان است، در صورتی که با ثبت پتنت، دستاوردهای اقتصادی و کسب منافع مادی مد نظر است ( با ممانعت دیگران و ایجاد انحصار و مونوپلی ). جدول زیر برخی از این تفاوتها را بر شمرده است. ✍️ لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
کامل بخوانید در :
http://ikafnet.com/پتنت-یا-مقاله؟/
برخی تفاوتهای پتنت و مقاله
‍‍ ‍‍ #اسباب_بازی_محبوب_لگو: داستان پیدایش و حقوق مالکیت فکری
📎(این مطلب قبلا برای وبسایت کانون پتنت تحت عنوان «لگو، امپراطوری بلوکهای ساختنی» تهیه و منتشر شده است).
🔆 همه ما با لگو «Lego»، این امپراطوری بلوک‌ها و شخصیت‌های رنگارنگ آشنا هستیم. محصولات دوست‌داشتنی این شرکت، فراتر از سن، نژاد، وضعیت اقتصادی و علایق گوناگون حرکت کرده‌اند و تمام تلاش خود را نموده‌اند که در عرصه جذب مشتری، بی‌رقیب بمانند.
🔹اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید شرکت عظیم لگو فعالیت خود را حدود صد سال پیش از یک کارگاه چوب بری در منطقه بیلاند دانمارک آغاز کرده و در ابتدای کار هیچ چشم اندازی برای تولید اسباب بازی نداشته است! پایین بودن قدرت خرید مردم در برهه ای از تاریخ دانمارک که مصادف با فعالیت این شرکت بوده و ناگزیری صاحب کارگاه (اوله کریستانس) برای درآمد زایی به هر ترتیب، و صد البته ذوق و هنر صاحب چوب بری و فرزند دوازده ساله اش، باعث شد تا تولید اسباب بازیهای چوبی از اضافات هم در برنامه کاری این کارگاه قرار گیرد. به دلیل وسواس زیادی که در ساخت با کیفیت اسباب بازی های چوبی این کارگاه انجام میشد، به تدریج این اسباب بازی های چوبی جای خود را بین مردم دانمارک باز کرد و محصول شناخته شده ای در آن کشور شد. اما هنگامی که صاحب این کارگاه نجاری تازه داشت طعم خوش برداشت از زحمات خود را بعد از سالها می چشید، جنگ جهانی دوم شروع شد و در همین اثنا کارگاه او هم دچار حریق شد. بعد از جنگ، او دوباره به مرمت کارگاه خود پرداخت ولی این بار، فعالیت خود را فقط محدود به تولید اسباب بازی های چوبی کرد. با تلاشهای فراوان، کم کم فعالیتهای شرکت لگو رونق گرفت طوری که محصولات با کیفیت چوبی این شرکت در خارج از کشور دانمارک نیز شناخته شدند.
🔛در نمایشگاهی، او با دستگاه قالب ریزی پلاستیک محصول کشور انگلستان آشنا شد و قطعه ای پلاستیکی شبیه بلوک های ساختنی اسباب بازی دید که ذهن او را به تولید بلوک های ساختنی پلاستیکی معطوف ساخت. او یکی از این دستگاه های قالب ریزی پلاستیک را خریداری کرد و به محض صدور مجوز برای تولید مواد پلاستیکی در کشور دانمارک ( دو سال بعد از خرید دستگاه)، اوله کریستانس و پسرش شروع به تولید بلوک های پلاستیکی اسباب بازی کردند و حتی برای صادرات و فروش این فرم جدید از اسباب بازی ها به کشورهای اطراف تلاشهایی انجام دادند.
🔅هنگام صدور محصولات به کشور انگلستان بود که با اهمیت پتنت مواجه شد چرا که متوجه شد بلوک های ساختنی پلاستیکی که او در حین بازدید از نمایشگاه به عنوان محصول دستگاه قالب ریزی دیده و از آن برای تولید اسباب بازی های پلاستیکی ایده گرفته بود، در انگلستان قبلا پتنت شده است. لذا این پتنت می توانست جلوی فعالیت او را در این کشور بگیرد. از این رو او با صاحب پتنت تماس گرفت تا اجازه ای از او برای فروش محصولات خود دریافت کند. صاحب انگلیسی پتنت به دلیل مشکلاتی اقتصادی و روحی که در آن زمان داشت، به آسانی به اوله کریستانس اجازه تجارت در انگلستان داد و حتی برای او آرزوی موفقت کرد.
همین آشنایی با عالم پتنت و مالکیت فکری، باعث شد ایده ی ناب پسر اوله کریستانس برای بهبود عملکرد این بلوک های ساختنی به صورت تعبیه لوله هایی داخل این بلوک ها برای قرار گیری بهتر آنها بر روی هم، به صورت پتنتی ثبت شود که ثبت این این پتنت در کشورهای بزرگ و آمریکا توانست موفقیت زیادی را برای شرکت لگو کسب کند.
شرکت لگو علاوه بر توجه به موضوع مالکیت فکری و حفاظت از جوانب مختلف آن در محصولات خود ( صاحب پتنت های ارزشند و همچنین قرار گیری در لیست صد برند برتر از دید Forbes)، به عنوان یکی از نوآورترین شرکت ها در دنیای اسباب بازی و سرگرمی شناخته میشود. شرکتی که نیازهای مردم را از داشتن اسباب بازی به خوبی درک کرده و با ایده هایی نوآورانه در صدد رفع این نیاز ها بر می آید. ساخت پارک های لگو درشهرهای مختلف دنیا، تولید ست های ساختنی بسیار متنوع مطابق با ذائقه مصرف کنندگان، مینی فیگورهایی که بعضا بر اساس شخصیت های محبوب تلویزیونی ساخته میشوند (بتمن و اسپایدر من و...)، ساخت مجموعه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی و کتب و مجلات که به محبوبیت بیشتر این شرکت کمک زیادی می نماید و به تشویق بیشتر به خرید این محصولات منجر میشوند، و همینطور بازیهای کامپیوتری و ..... همه و همه عواملی هستند که جایگاه این شرکت را در صدر نگاه داشته اند. در حقیقت نوآوری مشتری محور در کنار حفظ کیفیت و همینطور برنامه های خوب تجاری سازی، از دلایل موفقیت روز افزون این شرکت قدیمی و خوشنام هستند.
کامل و مفصل بخوانید در : http://ikafnet.com/اسباب-بازیهای-مح…گو-داستان-پیدایش
لیلا زارعی کارشناس مالکیت فکری