ایکاف - ایده تا نوآوری – Telegram
ایکاف - ایده تا نوآوری
270 subscribers
108 photos
11 videos
3 files
97 links
idea to innovation
Contact information :
Email: zarei@ikafnet.com
website:http://ikafnet.com/
admin: ikaf_admin Mobile: +98 919 3219901 Address: تهران، میدان ونک، خیابان شهید حقانی، پلاک 40
Download Telegram
‍‍ ‍‍ #پتنت_یا_مقاله_؟

این سوال میتواند سوال بسیاری از افراد در جامعه دانشگاهی کشور باشد. البته کافی است همین سوال را به صورت انگلیسی در گوگل سرچ کنید تا متوجه شوید این سوال ذهن بسیاری از افراد در دنیا را مشغول خود ساخته است!
بنده نیز برای کنجکاوی و دانستن دیدگاه های مختلف در مورد این موضوع، به جست و جوی کوتاهی از طریق گوگل پرداختم. یکی از صفحاتی که متخصصین و افراد فعال در حوزه های تحقیقاتی در آن به تبادل نظر پرداخته بودند (البته حدود 5 سال پیش)، این صفحه بود: https://www.researchgate.net/post/Is_patent_more_worthy_or_a_good_paper_publication
در بین نظرات مختلف بیان شده در پاسخ به این سوال، که عمدتا قسمتی از کارکرد پتنت و تفاوت پتنت با مقاله را آشکار می ساخت، نظر یکی از اساتید ایرانی توجه من را جلب نمود. او بعد از بیان تفاوت بین پتنت و مقاله از دیدگاه خویش، که البته دیدگاه نادرستی هم نبوده، اینگونه نتیجه گیری کرده است که:
Patent certificates are nice to be hang on the wall!
به عبارتی چسباندن قاب حاوی این گواهی به دیوار (و شاید حظ بصری از آن!) تنها فایده داشتن گواهی پتنت از نظر این استاد بزرگوار بوده است!
ممکن است این نظر، باعث بر آشفته شدن برخی طرفداران ثبت پتنت شود ولی در عین حال، حاکی واقعیتی است که نمی توان منکر آن شد: واقعیتی که تجربه اندک برخورد و همکاری با جامعه دانشگاهی نیز آن موید این می باشد که دیدگاه اکثریت جامعه دانشگاهی کشور نسبت به پتنت، البته با کمی جرح و تعدیل!، همین عقیده است. اما چرا؟!!
عوامل زیادی را میتوان به عنوان عواملی که باعث به وجود آمدن چنین دیدگاه هایی میشوند بر شمرد. ولی شاید بتوان مهم ترین علت را این موضوع دانست که نقش و کاربرد پتنت و اختراع به درستی در اذهان جامعه ای که پتانسیل خلاقیت و ابتکار و نوآوری دارند، منجمله جامعه دانشگاهی شناخته شده نیست. علاوه بر این، نقش پتنت به عنوان فعالیت و معیاری نوظهور در دانشگاه ها، با مترها و معیارهایی سنجیده شوند که شالوده دانشگاه ها را بنیان نهاده است: «تولید علم» که البته در کشور ما بیشتر به «تولید مقاله» سوق داده شده است.
درست است که به هیچ عنوان نمیتوان نقش مقاله را در رشد علم و دانش و نهایتا توسعه کشور نادیده گرفت، اما آیا هدف دانشگاه باید صرفا تولید مقاله باشد؟ در این صورت چه خروجی را میتوان از دانشگاه ها انتظار داشت؟ شاید اگر پاسخ به این سوالات مشخص و شفاف باشد، بتوان علت عدم اقبال از پتنت را در جامعه اکثریتی از دانشگاهیان یافت.
آنچه مسلم است دانشگاه ها، به عنوان محل پرورش و تربیت نیروی جوان و به عبارتی پتانسیل کار کشور- زمانی مفید و موثر قلمداد میشوند که بتوانند گره ای از مشکلات کشور بگشایند . طبعن خروجی دانشگاهی که در بهترین حالت ممکن و متصور، به پرورش تعدادی افراد آکادمیک بینجامد، نمی تواند نقش فعالی در باز کردن گره های فناوری و نهایتا، توسعه اقتصاد نوآوری محور کشور داشته باشد.
بخشی از این مهم – رفع مشکلات فناورانه در جهت بهبود هرچند تدریجی اوضاع یا گام برداشتن در این راستا- زمانی میسر میگردد که ارتباط موثری بین صنعت و دانشگاه به وجود آید. ارتباطی فراتر از دادن شعارهای فعلی و انجام اقدامات رو بنایی آنهم با سرعت فعلی! هنگامی که خروجی دانشگاه، دانشجویانی خلاق و تربیت یافته، برای شناسایی و رفع مشکلات فناوری موجود باشد و نقش تحقیقات و فعالیتها دانشگاهی در نوآوری، بهبود فعالیتهای صنعتی و کاستن هزینه ها شناخته شده باشد، فایده اختراع و گواهی ثبت اختراع، به عنوان یک نیروی محرکه قوی برای سرعت بخشیدن به روند رشد توسعه و اقتصاد نوآوری محور، خود به خود شناخته و پر رنگ میشود. طبعن در آنصورت میتوان فایده ی گواهی پتنت راچیزی فراتر از قابی زیبا به دیوار و افتخار کردن به این قاب به عنوان دستاورد دانست!
اجازه دهید به سوال مطرح شده در عنوان این نوشتار بر گردیم. مقاله یا ثبت پتنت ؟
به طور کلی میتوان گفت مقایسه این دو به دلیل ماهیت، هدف، و کارکرد متفاوت، شاید معقول نباشد. مقاله یک سند علمی است که دستاوردهای تحقیقاتی را به اطلاع علاقه مندان و جامعه علمی می رساند در حالی که پتنت یک سند حقوقی احراز مالکیت است و بنا به مقتضیات تعیین شده، راه حل یک مشکل فنی را با زبانی کاملا حقوقی بیان می کند. هدف مقاله، انتقال دستاوردهای تحقیقاتی برای علاقه مندان و استفاده کنندگان است، در صورتی که با ثبت پتنت، دستاوردهای اقتصادی و کسب منافع مادی مد نظر است ( با ممانعت دیگران و ایجاد انحصار و مونوپلی ). جدول زیر برخی از این تفاوتها را بر شمرده است. ✍️ لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
کامل بخوانید در :
http://ikafnet.com/پتنت-یا-مقاله؟/
برخی تفاوتهای پتنت و مقاله
‍‍ ‍‍ #اسباب_بازی_محبوب_لگو: داستان پیدایش و حقوق مالکیت فکری
📎(این مطلب قبلا برای وبسایت کانون پتنت تحت عنوان «لگو، امپراطوری بلوکهای ساختنی» تهیه و منتشر شده است).
🔆 همه ما با لگو «Lego»، این امپراطوری بلوک‌ها و شخصیت‌های رنگارنگ آشنا هستیم. محصولات دوست‌داشتنی این شرکت، فراتر از سن، نژاد، وضعیت اقتصادی و علایق گوناگون حرکت کرده‌اند و تمام تلاش خود را نموده‌اند که در عرصه جذب مشتری، بی‌رقیب بمانند.
🔹اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید شرکت عظیم لگو فعالیت خود را حدود صد سال پیش از یک کارگاه چوب بری در منطقه بیلاند دانمارک آغاز کرده و در ابتدای کار هیچ چشم اندازی برای تولید اسباب بازی نداشته است! پایین بودن قدرت خرید مردم در برهه ای از تاریخ دانمارک که مصادف با فعالیت این شرکت بوده و ناگزیری صاحب کارگاه (اوله کریستانس) برای درآمد زایی به هر ترتیب، و صد البته ذوق و هنر صاحب چوب بری و فرزند دوازده ساله اش، باعث شد تا تولید اسباب بازیهای چوبی از اضافات هم در برنامه کاری این کارگاه قرار گیرد. به دلیل وسواس زیادی که در ساخت با کیفیت اسباب بازی های چوبی این کارگاه انجام میشد، به تدریج این اسباب بازی های چوبی جای خود را بین مردم دانمارک باز کرد و محصول شناخته شده ای در آن کشور شد. اما هنگامی که صاحب این کارگاه نجاری تازه داشت طعم خوش برداشت از زحمات خود را بعد از سالها می چشید، جنگ جهانی دوم شروع شد و در همین اثنا کارگاه او هم دچار حریق شد. بعد از جنگ، او دوباره به مرمت کارگاه خود پرداخت ولی این بار، فعالیت خود را فقط محدود به تولید اسباب بازی های چوبی کرد. با تلاشهای فراوان، کم کم فعالیتهای شرکت لگو رونق گرفت طوری که محصولات با کیفیت چوبی این شرکت در خارج از کشور دانمارک نیز شناخته شدند.
🔛در نمایشگاهی، او با دستگاه قالب ریزی پلاستیک محصول کشور انگلستان آشنا شد و قطعه ای پلاستیکی شبیه بلوک های ساختنی اسباب بازی دید که ذهن او را به تولید بلوک های ساختنی پلاستیکی معطوف ساخت. او یکی از این دستگاه های قالب ریزی پلاستیک را خریداری کرد و به محض صدور مجوز برای تولید مواد پلاستیکی در کشور دانمارک ( دو سال بعد از خرید دستگاه)، اوله کریستانس و پسرش شروع به تولید بلوک های پلاستیکی اسباب بازی کردند و حتی برای صادرات و فروش این فرم جدید از اسباب بازی ها به کشورهای اطراف تلاشهایی انجام دادند.
🔅هنگام صدور محصولات به کشور انگلستان بود که با اهمیت پتنت مواجه شد چرا که متوجه شد بلوک های ساختنی پلاستیکی که او در حین بازدید از نمایشگاه به عنوان محصول دستگاه قالب ریزی دیده و از آن برای تولید اسباب بازی های پلاستیکی ایده گرفته بود، در انگلستان قبلا پتنت شده است. لذا این پتنت می توانست جلوی فعالیت او را در این کشور بگیرد. از این رو او با صاحب پتنت تماس گرفت تا اجازه ای از او برای فروش محصولات خود دریافت کند. صاحب انگلیسی پتنت به دلیل مشکلاتی اقتصادی و روحی که در آن زمان داشت، به آسانی به اوله کریستانس اجازه تجارت در انگلستان داد و حتی برای او آرزوی موفقت کرد.
همین آشنایی با عالم پتنت و مالکیت فکری، باعث شد ایده ی ناب پسر اوله کریستانس برای بهبود عملکرد این بلوک های ساختنی به صورت تعبیه لوله هایی داخل این بلوک ها برای قرار گیری بهتر آنها بر روی هم، به صورت پتنتی ثبت شود که ثبت این این پتنت در کشورهای بزرگ و آمریکا توانست موفقیت زیادی را برای شرکت لگو کسب کند.
شرکت لگو علاوه بر توجه به موضوع مالکیت فکری و حفاظت از جوانب مختلف آن در محصولات خود ( صاحب پتنت های ارزشند و همچنین قرار گیری در لیست صد برند برتر از دید Forbes)، به عنوان یکی از نوآورترین شرکت ها در دنیای اسباب بازی و سرگرمی شناخته میشود. شرکتی که نیازهای مردم را از داشتن اسباب بازی به خوبی درک کرده و با ایده هایی نوآورانه در صدد رفع این نیاز ها بر می آید. ساخت پارک های لگو درشهرهای مختلف دنیا، تولید ست های ساختنی بسیار متنوع مطابق با ذائقه مصرف کنندگان، مینی فیگورهایی که بعضا بر اساس شخصیت های محبوب تلویزیونی ساخته میشوند (بتمن و اسپایدر من و...)، ساخت مجموعه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی و کتب و مجلات که به محبوبیت بیشتر این شرکت کمک زیادی می نماید و به تشویق بیشتر به خرید این محصولات منجر میشوند، و همینطور بازیهای کامپیوتری و ..... همه و همه عواملی هستند که جایگاه این شرکت را در صدر نگاه داشته اند. در حقیقت نوآوری مشتری محور در کنار حفظ کیفیت و همینطور برنامه های خوب تجاری سازی، از دلایل موفقیت روز افزون این شرکت قدیمی و خوشنام هستند.
کامل و مفصل بخوانید در : http://ikafnet.com/اسباب-بازیهای-مح…گو-داستان-پیدایش
لیلا زارعی کارشناس مالکیت فکری
#اختراعات_مضحک
علاوه بر جدید بودن و بدیهی نبودن اختراع، کاربری صنعتی هم یکی از شرایط تایید اختراع برای گرنت شدن است. پتنت های فایل👆، همه در USPTO ثبت و عموما گرنت شده اند! چرا؟!
زنگ تفریح؟!
شاید...
بهاری داری ازوی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز
گلی کو را نبوید آدمی زاد
چو هنگام خزان آید برد باد (نظامی)
با آروزی سالی خوش، سلامت و مملو از برکت و موفقیت.
‍ ‍‍ #مهار_و_مدیریت_سیلاب_با_استفاده_از__فناوری
سیل ازجمله بلایای طبیعی است که مانند هر بلای طبیعی دیگر شدت و اندازه ای دارد و بسته به میزان شدت و اندازه، خسارت وارده از آن نیز متغیر است. خسارتهای ناشی از این بلای طبیعی نیز همانند سایر بلایای نشات گرفته از طبیعت، نه کاملا، ولی تا حدود زیادی قابل کنترل و به عبارتی بهتر، قابل مدیریت است. به عنوان مثال، توجه به حریم رودخانه ها و مسیل ها، در هنگام اعطای مجوز ساخت و ساز و طراحی گسترش شهر و روستاها از جمله اقدامات مدیریتی موثر برای برای کنترل سیلابهاست. حفظ محیط زیست و عدم ایجاد موانعی که باعث کاهش جذب خاک میشوند (با حفظ پوشش گیاهی و احیای جنگل ها) از جمله اقدامات مدیریتی پیش گیراننده از بروز سیل در سطح کلان تری است.
☔️برای کنترل اثرات مخرب و زیانبار در هنگام وقوع سیل نیز تکنولوژی هایی نظیر سیل بندها از دیر باز وجود داشته است که همزمان با فناوری های دیگر، به روز آوری شده اند. ویدیوی زیر👇، برخی از این فناوری های کارآمد در برابر سیل را نشان میدهد ( 8 تکنولوژی مهار سیلاب در این ویدیو معرفی شده است). مهار سیلابها توسط فناوری های توسعه یافته به این منظور، گاهی قابل کنترل است و گاهی به دلیل حجم و اندازه سیلاب از کنترل خارج می گردد. به عنوان مثال در مورد سیل پل دختر و جنوب لرستان با آن حجم عظیم، خروشان و سهمگین سیلاب، این تکنولوژی ها به نظر نمی رسد که چندان کارآمد باشند. شاید یکی از دلایل ناکارآمدی این فناوری ها در این مناطق، جغرافیای خاص مناطق آسیب دیده باشد. روستاها و شهرهای خسارت دیده در پایین ترین سطح ارتفاع از دریا در این استان قرار دارند، ضمن اینکه این نواحی در بین کوه ها محصور می باشند. از این رو، تمام بارشها و رودخانه های استان ناگریز با حجم بسیار زیاد به سمت پل دختر، کوهدشت،... و روستاهای اطراف آنها جریان داشته اند. لذا تمهیداتی نظیر سیل بند هم هنگامی که سیلاب تا سقف منازل را در گیر نموده بوده، نمی توانسته کار ساز باشد.
در ویدیوی ضمیمه شده👇، فناوری های معرفی شده برای کنترل و مهار سیلاب ، میتواند تا ارتفاع و حجم مشخصی از سیلاب، بسیار کارآمد باشد و خسارتهای وارده را کاهش دهد.
در مورد یکی از تکنولوژی های استفاده شده در این ویدیو، که سیلاب با استفاده از کیسه های تو خالی طویلی مهار میشود، بررسی پتنت های مخترعی به نام David Doolaege که شرکت Aqua Dam بر اساس تکنولوژی های اختراعی این مخترع در حوزه مهار سیلاب فعالیت دارد، خالی از لطف نیست. همچنین پتنت های مخترعی به نام David R. Wagner که در این زمینه فعالیتهایی داشته است و بررسی برخی پتنت هایی که در کد طبقه بندی E02B (E02B 03, E02B 07 و ...) قرار دارند.
لازم به ذکر است که بررسی پتنت های مورد استناد قرار گرفته (citation in) و پتنت هایی که پتنت های مذکور را مورد استناد قرار داده اند ( citation out or cited by) نیز به کامل کردن تصویری از این فناوری ها کمک می نماید.
کامل بخوانید در http://ikafnet.com/سیلاب،-تکنولوژی-…ل-و-برخی-پتنت-ها/

لیلا زارعی کارشناس حقوق مالکیت فکری
‍‍ ‍‍ #فیلمFlash_of_Genius_
خبرهای مربوط به منازعات حقوق مالکیت فکری شرکتهای بزرگ، از خبرهایی هست که در سایتهای مختلف ممکن است به آنها برخورده باشید: شرکتهای بزرگی نظیر ماکروسافت، آمازون، اپل، سامسونگ، و... شرکتهایی شناخته شده با مدیریت منسسجم مالکیت فکری و دارای وکلا، مشاورین و متخصصین پتنت زبردست.
اما شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که یک فرد مخترع ( یا حتی یک شرکت کوچک صاحب اختراع)، وقتی با حقوق مالکیت فکری مربوط به خود ناآشناست و دسترسی محدودی به وکلای زبر دست دارد ( از نظر پرداخت هزینه ها) ، چگونه میتواند از پتنت خود محافظت کند؟چطور میتواند حقانیت خود را در در دادگاه در مقابل شرکتهای بزرگی که پتنت او را به سهولت نقض کرده اند ثابت کند؟
داستان فیلم Flash of Genius در این مورد است; تقابل یک مخترع در مقابل شرکت معروف فورد ( Ford). مخترعی که پتنت های ثبت شده اش هم نتوانسته مانعی برای شرکت فورد برای استفاده از فناوری پتنت شده اش در محصولاتش شود. مخترعی که تا سالها از پا نمی نشیند، و با مطالعه و بررسی پرونده های حقوقی مختلف، علم و دانش حقوقی خود را بالا برده، به گونه ای که به مثابه یک وکیل زبر دست از نقض پتنتش توسط شرکت فورد، در دادگاه پرده بر می دارد.
مخترع این فیلم، دکتررابرت کیرنز(Robert Kearns)، با بازی گِرِک کینیر (Greg Kinnear) استاد دانشگاهی است در دیترویت میشگیان که همیشه در آرزوی تاسیس شرکت مهندسی خود است. در یک روز بارانی هنگام راندن اتومبیل، او متوجه عملکرد بد و آزار دهنده برف پاک کن اتومبیلش میشود. لذ تمام فکر خود را متمرکز میکند تا برف پاک کنی را ابداع کند که کار برف یا باران روبی را متناسب با شدت باران انجام دهند. او با کمک فرزندانش موفق به اختراع برف پاک کنی میشود که نیروی راهبر آن الکترومکانیکی است. حرکت این برف پاک کن از چشمک زدن چشمهای انسان الگو گیری شده است و قادر به برف روبی در فواصل زمانی مشخصی است.
دوست و مشاور دکتر کرنز که از قضا وکیل است، به او در راه ثبت پتنت کمک میکند و توجه شرکت فورد را به این اختراع جلب می نماید. هنگام مذاکره با شرکت فورد، کرنز از آنها تقاضا دارد که کار تولید این برف پاک کن ها را در شرکتی مجزا به او بسپارند. در عوض شرکت فورد از دکتر کرنز میخواهند که تمام اسناد و مدارک لازم در مورد این فناوری را را برای کنترل ایمنی به دفتر واشنگتن آنها بفرستد!
بعد از اجاره سوله و تهیه مقدمات برای تولید این برف پاک کن ها، کرنز متوجه میشود که اختراع و در اتومبیل های جدید شرکت فورد استفاده شده است. دوست وکیلش از مقابله با شرکت بزرگ فورد می هراسد و هرگونه منازعه ای با آنان را بی فایده می داند. رابرت کرنز در پی فکر مداوم به این مسئله و احساس ناتوانی در انجام عکس‏العملی، حتی مدتی در بیمارستان روانی بستری میشود. اما فکر مقابله با چنین دزدی آشکاری نمی تواند او را آرام بگذارد و بعد از چندین سال مداوم، مطالعه پرونده های حقوقی مربوط به پتنت، که در نهایت جدا شدن همسر و فرزندانش از او را باعث میشود، خود به تنهایی وکیل خود شده و دادگاهی علیه فورد بر پا می دارد. فرزندان او در این مرحله به کمک او می آیند و در جمع آوری اسناد و مدارک به پدر خود کمک می کنند. این دادگاه در نهایت به نفع دکتر کیرنز تمام میشود. در این پرونده، دادگاه شرکت فورد را مجبور می سازد که 10 میلیون دلار به او بابت غرامت بپردازد. ضمن اینکه این کار او باعث کاهش اعتبار شرکت فورد میشود. موفقیتی چشمگیر برای یک مخترع تنها. او بعدتر ها دادگاهی دیگر نیز علیه شرکت کرایسلر که در این مدت پتنت او را نقض نموده برپا میدارد و حدود 18 میلیون نیز از آنان غرامت دریافت میکند.
برنده شدن در دادگاه/ دادگاه های با این مقدار جریمه ممکن است به نظر جذاب برسد ولی همانگونه که در این فیلم شاهد آن هستیم، بهای این مبلغ هنگفت را، دکتر کرنز با سالها دوری از شغل و آرزوی اصلی خود و نیز از هم پاشیدن شدن بنیان خانواده اش پرداخته است.
عبارت Flash of Genius (که میتوان آن را بارقه ای از نبوع ترجمه کرد) ،عبارتی است که دکتر کرنز در یکی از دادگاه هایش هنگامی که شرکت فورد پتنت های او را بی ارزش و کاملا بدیهی قلمداد نمودند، استفاده کرد. ظاهرا در پرونده هایی که دکتر کرنز برای آشنایی با جریان دادگاه های پتنت مطالعه میکرده، به این عبارت برخورده بوده که سالها پیش برای اثبات قابل پتنت بودن پرونده ای استفاده شده بود.
برای داشتن حقانیت پتنت، لازم نیست که همه ی اجزا و فرایندها کاملا جدید و ابتکاری باشند. بارقه ی نبوغی لازم است تا از اجزا و فرایندهای شناخته شده موجود، فرایند یا وسیله جدیدی را ابتکار کند تا مشکلی فنی را مرتفع نماید.
لیلا زارعی
کامل بخوانید در: http://ikafnet.com/flash-of-genius/
‍‍ ‍‍
#مالکیت_فکری_و_ورزش
روز 26 ماه آوریل هر سال، تحت عنوان روز جهانی مالکیت فکری شناخته میشود. سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو) هر ساله این روز را گرامی داشته و شعاری برای آن انتخاب میکند. شعاری که که امسال برای این روز از سوی این سازمان انتخاب شده است، مالکیت فکری و ورزش نام دارد: Reach for Gold: IP and Sport
اهمیت حفظ حقوق مالکیت فکری در صنعت ورزش، موردمهجوری نیست و کاملا شناخته شده است. از حمایت حقوقی از تکنولوژی های به کار رفته در صنعت ساخت و تولید وسایل ورزشی و همینطور فناوری های مربوط به ضبط و پخش و توزیع مسابقات ورزشی گرفته تا علائم تجاری تیم ها و قهرمانان ورزشی و طرح ها و حق کپی رایت و حق پخش و نمایش مسابقات ورزشی.
©در مورد حق پخش، ممکن است همه ما خبر مربوط به ابهاماتی در پخش زنده مسابقات جام جهانی 2018 در ایران را به خاطر داشته باشیم؛ اینکه در صورت عدم خرید حق پخش از پخش کننده اصلی آن، امکان نمایش زنده بازی ایران-اسپانیا وجود نخواهد داشت. اگر به خاطر داشته باشید، این مشکل بعد از واریز مبلغ حدود بیست میلیون دلار رفع شد و با این مبلغ، حق پخش مسابقات فوتبال جام جهانی #روسیه و همینطور مسابقات آسیایی اندونزی از پخش کننده اصلی خریداری شد.
لازم به ذکر است که.حق پخش یکی از مصادیق مهم در مالکیت معنوی در کنار کپی رایت تحت عنوان copyright and related right است. حق پخش در حقیقت جبران تلاشی است که کارآفرینان این حوزه در صنعت پخش و توزیع (فراهم آوردن همه امکانات برای پخش بهتر مسابقات) داشته اند و در صورت عدم حمایت حقوقی از این گروه، طبعا نوآوری های این حوزه بی معنا خواهد بود. مثلا beIN sports یکیاز معروف ترین پخش کنندگان مسابقات ورزشی در جهان است و در کشورهای خاورمیانه به دلیل اینکه صاحبان اصلی آن اهل کشور قطر هستند، دارای محبوبیت و افتخار است.
نقش پتنت هم در توسعه فناوری های مربوطه بر کسی پوشیده نیست. شرکتهای بزرگ ورزشی سالانه مبالغ زیادی صرف تحقیق و توسعه در زمینه بهبود کارایی وسایل ورزشی با تکنولوژی های مختلف می نمایند و از طرف دیگر از هزینه کردن و تخصیص بودجه برای شکایت از شرکت های رقیب به دلیل احتمال کپی آنها ابایی ندارند. مثلا یکی از این موارد، پتنت شرکت #نایک با شماره US7347011B2 بود که استفاده از یک جز بافتنی مانند را در قسمت بالایی کفش ادعا کرده بود و آدیداس را متهم به کپی از این روش کرده بود. این مورد اعتراض #آدیداس و تلاشهایش برای بی ارزش سازی ادعاهای این پتنت را به دنبال داشت. نتیجه این پرونده، بعد از دادگاه های متعدد، در نهایت به نفع آدیداس تمام شد.
در مورد طراحی وسایل ورزشی و حفاظت حقوقی از طریق ثبت طرح صنعتی نیز موارد بی شمار است. هرکدام از شرکتهای ورزشی برای خوب و مطلوب جلوه کردن محصولات برای جذب بیشتر مشتری، طرح های خاصی را برای وسایل و ادوات ورزشی طراحی می کنند که تحت قوانین حمایتی طراحی صنعتی قرار می گیرند .
در مورد علامت های تجاری و استفاده از آن در ورزش، همه ما مطمئنا نمونه های زیادی را در ذهن داریم. بسیاری از قهرمانان ورزشی، حتی نام خود را به عنوان علامت تجاری ثبت میکنند و کسب درآمد مضاعف میکنند. مثلا جست و جوی علامت تجاری #دیوید_بکهام در وبسایت جست و جوی علائم تجاری وایپو، حدود 6000 علامت را نشان می دهد که تحت این عنوان در کشورهای مختلف و در 11 طبقه (محصول و خدمات مختلف ) به ثبت رسیده اند. در گزارشی، درآمد بکهام از برندش در سال 2015، رقمی معادل 31 میلیون پوند ارزشگذاری شده بود (بعد از محاسبه ی مالیات) که رقمی بسیار قابل توجه است.
استفاده از علائم تجاری شرکتهای تولید محصول یا خدماتی توسط قهرمانان ورزشی و تیم های ورزشی نیز یکی دیگر از بخشهای درآمد زا از مالکیت فکری در ورزش است. برای مثال، باشگاه #بارسلونا، تنها برای درج لگوی Qatar Airway در جلوی لباس ورزشی بازیکنان تیم فوتبال، سالانه 45میلیون دلار دریافت میکزد (2013-2016). استفاده از برند شرکتهای مختلف در ورزشگاه ها و حین مسابقات نیز یکی دیگر از راههای درآمد زایی از طریق مالکیت فکری است.
تم گذاری موضوعی این روز توسط وایپو در برخی سالها، توجه را به اهمیت آن موضوع که ممکن بود تا کنون مهجور مانده باشد، معطوف می ساخت. مثلا سال گذشته شعار توازن قدرت و مخترعین زن، توجهات را به رشد نسبتا اندک تعداد مخترعین زن سوق داد. اما ورزش و تمام آنچه وابسته به ورزش است، مورد مهجوری از نظر بهره بردن از مزایای استفاده از حقوق مالکیت فکری نیست و لزوم استفاده از مالکیت فکری در ورزش و صنایع آن، محرز است. هدف این نامگذاری شاید فقط یاداوری توجه به اهمیتی است که حقوق مالکیت فکری میتواند دردنیای نوآوری در ورزش داشته باشد.

لیلا زارعی
بخوانید در http://ikafnet.com/ورزش-و-مالکیت-فکری/
‍ ‍‍ #پتنت_شلوار_جین
چهاردهمین روز ماه مِی هر سال از طرف برخی تولید کنندگان و توزیع کنندگان شلوار جین، به عنوان #سالگرد_اختراع_شلوار_جین، گرامی داشته میشود.
تصویر و احساسی که شنیدن نام شلوار جین در هر فرد برمی انگیزد ممکن است متفاوت باشد. مثلاشخصی ممکن است با شنیدن نام جین، غیر رسمی بودن این لباس در نظرش بیاید، یکی مناسب و همه پسند بودن آن، یکی مدلهای خاص این شلوار(پارگی ها)، و حتی ممکن است در برخی افراد، خاطرات دهه پنجاه و شصت و مصائب آن زنده شود چرا که این شلوار در دهه ی 60 به عنوان نماد غرب زدگی شناخته می شد و ... .
👖برای من اما شنیدن نام شلوار جین، با حس مطلوبی همراه است که منشا آن به خاطرات کودکی و نوجوانی بر می گردد و دلیل انتخاب این موضوع برای نوشتن هم همین حس است؛ مادر من، مانند اکثر زنان آن زمان (البته زنان جامعه آماری بنده)، به گونه ای تربیت شده بود که مصداق "زن خوب فرمانبر پارسا، کند مرد درویش را پادشاه " باشد. این زنان به وضعیت فعلی (اینکه همسردرویش هستند یا خیر) و همینطور به هدف (پادشاه کردن همسر)، کار زیادی نداشتند. زندگی آنها در «فرایندهای پادشاه کردن» خلاصه می شد که به آنان آموزانده شده بود!
مسیر و فرایند انتخابی این زنان، عموما فقط به کم کردن هزینه ها به هر قیمتی محدود می شد. قرار گیری در بحبوحه جنگ و مشقات اقتصادی آن دوران نیز، آنان را به ادامه در این فرایند مُصرتر ساخته بود. فرمولی که شاید در آن دوران نتایجی در برداشت ولی این روزها، با پیچیده تر شدن اوضاع اقتصادی بی معناست. چرا که عموما درحال حاضر، هدف اصلی «درویش نشدن بیشتر» است و دیگر «پادشاه شدن» محلی از اعراب ندارد! «درویش نشدن بیشتر» هم منوط به این است که مثلا خانواده ای، سعی نماید امروز تمام نقدینگی خود را تبدیل به جنس و مایحتاج کند که در غیر این صورت، فردا روز (آینده‏ای بسیار نزدیک) مجبور نشود با همان نقدینگی، یک سوم یا حتی یک چهارم همان اجناس را خریداری نمایند.
بگذریم... در آن دوران یکی از روش هایی که زنان برای کاستن هزینه ها به کار می بردند، همان دوخت و دوز بود. اگر استعدادی داشتند نتیجه مطلوبی حاصل می شد ولی امان از زمانی که زنانی مثل مادر بنده، استعداد خاصی هم در این زمینه نداشتند، تمامی زحمات آنان به لباسهایی دوخته شده ای منتجه میشد که بر تن فریاد می زدند دوزنده یک شخص بسیار آماتور است. در میان لباسها اما قضیه شلوار یک مشکل جدی بود. بنده هنوز هم متوجه نشده ام که اگر هدف کاهش هزینه بود، آن همه پارچه ای که مادر بنده استفاده میکرد و برش میزد و به هم میدوخت و شلواری وسیع و پهناور از آن حاصل میشد، چه نقشی در کاهش هزینه داشت؟
مزیتی که پارچه #جین داشت این بود که به راحتی توسط چرخ خیاطی قدیمی مادرنمی توانست دوختی بر آن بخورد و در نتیجه، شلوار بی قواره و پهناور دیگری، از آن حاصل شود. لذا شلوار جین در دسته لباسهایی قرار میگرفت که از بازار خریداری میشد. و چه حس خوبی داشت وقتی لباسی این چنین برازنده و محکم، بر تن می ایستاد با هر وزش نسیمی، حرکتی به این سو و آن سو نداشت. حس خوب راحتی در کنار صلابت، و البته، شیکی و به روز بودن برای یک دختر بچه یا نوجوان، حس ارزنده ای بود و بی قیمت.
اما اجازه بدهید به عنوان این نوشته برگردیم: اختراع شلوار جین!
هرگز فکر میکردید که شلوار جین هم #پتنتی داشته باشد؟
قبل از اینکه به موضوع پتنت شلوار چین بپردازیم، لازم است تاریخچه ای از پارچه جین هم گفته شود.
تاریخ تولید پارچه جین به قرن هفده میلادی و به شهر #جنوآ در ایتالیا بر میگردد. واژه جین هم، تلفظ فرانسوی این شهر" Gênes" است. پارچه ی جین تولیدی این شهر درحقیقت، بافت پارچه فاستونی با کیفت متوسط و قیمت معقول یود. این پارچه عموما به عنوان لباس کار کارگران استفاده میشد.
🎯در سال 1972 «لِوی اشتراوس» که صاحب فروشگاهی در سان فرانسسکو بود ، در میان اجناس مختلف، پارچه های تولیدی شهر جنوآ را هم در فروشگاه به فروش می رساند. یکی از مشتریان او خیاطی بود به نام «جاکوب دیویس» که از این این پارچه ها برای دوختن لباس کارگران معدن که به او سفارش داده میشد استفاده میکرد. یکی از مشکلاتی که او هنگام دوختن این پارچه ها با آن مواجه بود، پاره و ریش ریش شدن این پارچه ها بخصوص در ناحیه جیب و دکمه ها بود. او موفق شد با استفاده از َرچهای فلزی (از جنس مس) که این مشکل را حل کند. سپس، او به لِوی اشتراوس پیشنهاد داد این کار را به عنوان پتنت ثبت کنند و مشترکا تولیدی بر این مبنا راه اندازی نمایند.
مشتریان این لباسها در آن زمان کارگران بودند و حدود هشتاد سال بعد، با استفاده جیمز دین از این شلوار، محبوبیت آن گسترش یافت و .....
برای مشاهده بررسی این پتنت و مطالعه کامل مطلب رجوع کنید به : http://ikafnet.com/پتنت-شلوار-جین/
لیلا زارعی
‍‍ ‍‍ #if_you_want_it_claim_it

بر روی نگارش درست قسمت ادعانامه پتنت همیشه تاکید زیادی است. اهمیت بخش ادعا نامه هر پتنت به این دلیل است که آنچه در #ادعانامه نوشته می‌شود، چارچوب حمایت حقوقی و حفاظت از آن اختراع را مشخص می‌کند.
احتمال #نقض_پتنت، هنگامی صورت می گیرد که محصول یا پتنتی در بازار رویت یا گزارش شود که تمام یا بخشی از آن در چارچوب ادعاهای یک پتنت (اختراع دارای گواهی ثبت اختراع ) قرار گیرد. بررسی قسمت ادعاها و چارجوب تعیین شده توسط ادعاها است که باعث تایید تخلف و در نهایت جریمه فرد‌ شرکت خاطی و تعیین و جبران خسارت می‌شود. ولی در عین حال ممکن است شکایت مالک پتنت به دلیل نقض پتنت‌ش توسط یک متخلف ( با تشخیص مالک پتنت)، به جایی نرسد. به این دلیل که بعد از بررسی قسمت ادعاها و توضیحات، مشخص شود که شکایت محلی از اعراب ندارد. یکی از مهم‌ترین دلایل محلی از اعراب نداشتن ممکن است به نگارش قسمت ادعانامه بازگردد. مثال، نگارش ادعاها به گونه‌ای باشد که تضمین لازم را برای حفاظت به وجود نیاورده است. به عبارت روشن‌تر، نگارش ناقص باعث شود که در چارچوب حفاظت حقوقی، درزی وجود داشته باشد و آن درز، باعث اختلال در کار حفاظت از مورد ادعا شده (ترکیب ، روش ، وسیله و ...) در پتنت شود.
نمونه این مشکلات در پرونده‌های دادگاهی به کَرات دیده و شنیده می‌شود. لزوما هم بدین معنا نیست که نگارش ادعانامه‌ها را وکلایی آماتور بر عهده داشته‌اند که از تجربه و دانش کافی بهره زیادی نبرده‌اند. ممکن است در تشخیص موارد لازم برای گنجاندن در قسمت ادعانامه ها خطاهای بسیار کوچک، حتی از سوی وکلای زبر دست رخ دهد که پی‌آیندهای سنگینی برای مالکان پتنت به دنبال داشته باشد.
یکی از پرونده‌های دادگاهی آمریکا که اخیرا حکم دادگاه فدرال در مورد آن صادر شد و چند روز پیش بررسی نتیجه آن را در وبسایت #patetlyo دیدم، پرونده‌ای است که ادعاهای آن بعد از طی فرایندهای مختلف بررسی و دادگاهی فاقد اعتبار خوانده شده اند. این پرونده مربوط می‌شود به به پتنت شماره US8822438 .
👁در این پرونده، شرکت داروسازی BTG Int’l به دلیل نقض پتنتش از شرکت داروسازی Amneal Pharms. شکایت کرده بود. شرکت Amneal شرکتی است که محصولات دارویی ژنریک ( داروهایی که در مقدار دوز، ترکیب، کیفیت و .. ممکن است با نسخه اصلی تفاوت‌هایی داشته باشند) تولید می کند. نتیجه‌ی بررسی‌ها بعد از چندین مرحله دادگاه ایالتی و بررسی interparte ، بر خلاف تصور BTG به ضرر او تمام شد! چرا که نتیجه برسی‌ها نشان داد که ادعاهای این پتنت، بر اساس آنچه در دانش پیشین یافت می‌شود، کاملا بدیهی می‌باشند! و لذا شکایت که به جایی نرسید هیچ، خود پتنت هم فاقد اعتبار شناخته شد!
👁با مشاهده پتنت و پرونده‌ی آن، سوالی که در درجه اول ممکن است در ذهن مخاطب جای گیرد این است که چگونه این پتنت توانسته از مرحله داوری، سربلند بیرون آید و گرنت شود؟ آیا بدیهی بودن این پرونده که در تمامی دادگاه های ایالتی و PTAB اثبات شده، نمی‌توانسته در همان مرحله‌ی داوری نیز محرز شود؟
این پرونده دادگاهی یکی از بی‌شمار پرونده‌هایی است که می‌تواند داوری اختراعات و همینطور نگارش صحیح ادعاها توسط وکلا را نیز زیر سوال برد. در مورد این پرونده شاید بهتر باشد به ادعاهای پتنت نیز نظری افکنیم.
کامل بخوانید در http://ikafnet.com/ادعانامه-اختراع/
👁در ادعای اول ( ادعای مستقل) این پتنت گرنت شده، این‌گونه نگارش شده که برای درمان #سرطان_پروستات از پردنیزون (یک داروی استرویدی /کورتونی) و همینطور ترکیب دارویی استات بیراترون birateroneاستفاده شده است.
👁این در حالی است که در دانش پیشین، استفاده از پردنیزون برای درمان سرطان در ترکیب با ترکیبات دیگر هم وجود داشته و بدیهی است که استفاده از یک ترکیب دارویی دیگر در کنار پردنیزون می‌توانسته عاملی برای رد شدن پرونده در همان مرحله‌ی داوری و قبل از گرنت باشد.
اما نکته‌ای که در این پرونده جالب می‌باشد این است که در فرایند دادگاهی این پرونده، مالک پتنت به اینکه ترکیب پردونیزون خودش به تنهایی تاثیر ضد سرطانی دارد تاکید بشتری داشته است. ولی آنچه از ادعاهای این پتنت بر‌می‌آید این است که پرودونیزون در ترکیب با یک ترکیب دارویی دیگر می‌تواند تاثیر ضد سرطانی داشته باشد.
پرونده‌های دادگاهی هریک نتایج و درس‌هایی برای وکلا به دنبال دارند که برای بهبود و اصلاح فعالیت‌های خود از آن استفاده می‌کنند. نتیجه‌ی حاصل از این پرونده هم این است که اگر چیزی به عنوان ادعا مد نظر شماست، همان را ادعا کنید! ضمن اینکه برای اینکه از مشکل بدیهی بودن در چنین پرونده‌ای جلوگیری کنید، در مورد دامنه و گستره تر کردن عبارات استفاده شده در ادعای خود با هوشیاری عمل کنید. کامل بخوانید در http://ikafnet.com/ادعانامه-اختراع/
لیلا زارعی
#قابل_تامل
اگر شما مدیری هستید که فکر می‌کنید همانند 10 سال گذشته، 10 سال آینده را نیز مدیریت خواهید کرد، سخت در اشتباهید. برای موفقیت باید زمان حال را به چالش کشید.#روبرتو_گویزوتا
مدیر عامل کوکاکولا
‍‍ ‍‍ #آموزش_جست_و_جوی_پتنت_در_گوگل_پتنت👆
پیش‌‏تر از مزایای استفاده از اطلاعات موجود در اسناد پتنت و نقش‌‏آفرینی این اطلاعات گفته‏‌ایم. این اطلاعات در سطح مدیریتی و کلان، می‌‏توانند در سیاست‌‏ گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها نقش ایفا کنند و در سطوح خردتر، می‌توانند در کسب ایده‌های فناورانه و ممانعت از دوباره‌کاری استفاده شوند و یا در مدیریت تعارض و نقض استفاده شوند ، و از آن کاربردی تر، در سنجیدن پتانسیل حمایت حقوقی از ایده موجود و ... به کار آیند.
برای وصول به اهداف فوق و کسب اطلاعات از پتنت، اولین مرحله، دستیابی به #اطلاعات_و_اسناد_پتنت است.
اما چگونه می‏توان به اسناد پتنت دست یافت؟
به دلیل شرط افشاسازی در پتنت که با هدف گسترش و توسعه دانش، ایده پروری و نوآوری بنیان نهاده شده است، موتورها و بانک‌های داده زیادی در راستای این هدف ( دسترسی عموم به اطلاعات پتنت) پایه‌ریزی شده‌اند.به این صورت که به اسناد افشا شده در ادارات ثبت اختراع مختلف دست یافته و آن را در اختیار عموم قرار می‌دهند.
در برخی از این بانک‌های داده و یا موتورهای جست و جو، به ازای واریز مبالغی می‌توان به اطلاعات مورد نظر دست یافت ولی برخی دیگر، به طور رایگان، بسیاری از اطلاعات مورد نیاز کاربران را در اختیار آنها قرار می‌دهند. تفاوت بانک‌های داده رایگان و پولی، در خدمات بیشتری است که بانک‌های داده پولی در اختیار کاربران قرار می‌دهند. خدماتی نظیر استخراج اطلاعات با استفاده از نمودارها و اشکال با هدف تحلیل، طبقه بندی منسجم و متمرکز، و یا دستیابی به برخی منابع و دفاتر ثبت اختراع کشورهای مختلف (که ممکن است منابع رایگان هنوز به این منابع دست نیافته باشند). خدماتی که ممکن است همه ی کاربران به آنها نیازی نداشته باشند و در استراتژی‌های جست‌وجوی همه‌ی کاربران نیز نگنجد. لذا بسیاری از بانک‌ها و موتورهای جست و جوی رایگان، به خوبی می‌توانند از عهده‌ی نیازهای اطلاعاتی اکثر کاربران برآیند.
یکی از ابزارهای جست و جوی رایگان، جست و جو با استفاده از موتور جست و جوی کاربر پسند گوگل است. گوگل در کنار بسیاری خدمات دیگر برای برآوردن نیاز کاربران اینترنت، #گوگل_پتنت را نیز در سال 2006 عرضه کرد. این موتور جست و جو تا سال 2012، تنها قادر به جست و جوی اسناد sبود که در آمریکا از طریق USPTO منتشر می‌شدند. اما سال 2012، دسترسی این موتور جست و جو به بانک اطلاعات پتنت EPO نیز میسر شد. در سال 2013، این موتور جست و جو، توانست به اسناد ثبت شده در سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو) که از سیستم PCT ثبت شده‌اند و نیز اسناد پتنت آلمان، چین و کانادا نیز دست یابد. در حال حاضر این موتور جست و جو قادر به دست‌یابی اسناد پتنت بسیاری از کشورهای مطرح دنیا در زمینه ثبت اختراعات است. علاوه بر دستیابی، ترجمه اسناد (سایز زبان ها به زبان انگلیسی)، دستبابی به اطلاعاتی نظیر ارجاعات هر پتنت ( in or out) دستبابی به گوگل اسکولار برای دستیابی بهتر به دانش پیشین، اضافه کردن امکان جست و جو بر اساس کدهای طبقه بندی CPC ، و همینطور دستیابی تعارضات حقوقی پرونده‌ها از جمله امکاناتی است که این موتور جست و جو را به ابزاری بسیار کارآمد و همه پسند تبدیل کرده است.
در ویدویی بالا👆 سعی شده است تا نحوه‌ی کار با این موتور جست و جو نمایش داده شود.
لیلا زارعی
ببینید در : https://www.aparat.com/v/OReQ1
#تجربه_چگونه_برآورد_می_شود؟
به خاطر نمی‌آورم اولین بار با وبسایت اینونت رایت (Inventright) و محتواهای تولید شده توسط موسس آن آقای استیفن کی (Stephan key) چه گونه آشنا شدم. احتمالن هشت یا نه سال پیش، هنگام جست و جوی یک سری عناوین مرتبط با پتنت و لایسنس و تجاری سازی، به این وبسایت بر خورده‌ام و احتمالن جالب بودن مطالب آن مرا ترغیب به افزودن ایمیل خود را به لیست ایمیل‌های این وبسایت نموده است. نتیجه اینکه در تمام این سالها هر هفته به طور مرتب، چند ایمیل از آقای استیفن کی دریافت می‌کنم. حتا با وجود اینکه بسیاری از اوقات فرصت باز کردن بسیاری از ایمیل‌های او را ندارم ولی هیچ گاه انصراف از دریافت ایمیل‌های او را نیز فعال ننموده‌ام! شاید به دلیل همان فرصتی که گاه و بیگاه رخ می‌دهد برای مرور محتوای تولیدی آقای استیفن کی و همکارانش را. محتوایی تا حد امکان ساده شده، کاربردی و با تکیه کامل بر تجربه و به دور از پیجیده سازی های معمول. مطمئنا این محتواها نمی‌تواند تحلیل علمی مورد نیاز پژوهشگران را پاسخ گوید ولی بعید می دانم نتواند نیاز اکثر افراد مبتدی را– حداقل در کشورمبدا آن- آمریکا- به دانستن مفاهیم و روشهای کسب درآمد از اختراع پاسخگو نباشد.
👀 مدل درآمد زایی این وبسایت inventright ، مدلی متداول است؛ تهیه و انتشار محتواهای (عموما در موضوع اختراع و لایسنس) کاربردی به صورت رایگان، جذب خواننده از این طریق، و ترغیب خوانندگان به خرید بسته های کاملتر آموزشی ( قسطی یا نقدی)
قصدم در این مطلب تبلیغ این وبسایت و سوق دادن شما به خرید محصولات این وبسایت نیست. چرا که محتواهای رایگان این وبسایت ) و یا وبسایت‌های مشابه خارحی از این دست هم) به حدی بیش از کافی، می‌توانند از پس نیازهای اطلاعاتی فعلی ما در این سوی دنیا هم برآیند.
قصدم در اینجا بیان حس مطلوب بهره‌مندی از تجربه‌هایی است که به وضوح در پس صحبتهای آقای استیفن کی و همکارانش حس می‌شود. تجربه‌ای که حاصل سالها تلاش و رهرو بودن در مسیرهای متفاوت اما به سوی مقصدی مشخص است و این تجربه از خلال صحبت‌ ها کاملا درک میشود.
حالا چرا به یاد آقای استیفن کی و دریافت حس تحربه او افتاده ام؟ راستش مدتی است از طریق شبکه‌های مجازی با صفحات برخی ثروتمند سازان و موفق پروران وطنی آشنا شده‌ام و از روی کنجکاوی، گهگدار صفحات آنان را دنبال می‌کنم. از آنجا که به قول دوستی، در ایران تعداد مدرسین موفقیت در حال حاضر از افراد موفق بیشتر شده است، بعید میدانم شما نیز با صفحات مجازی برخی از این افراد ثروتمند ساز، برخورد نکرده باشید!
نکته مشترک اکثر این افراد ثروتمند ساز -حداقل ثروتمند سازانی که من با صفحات مجازی آنان آشنا شده ام، این است که عمر آنها بعید است به سی سال برسد!! اما با وجود این سن کم، مدام از تجربه‌های فائق آمدن بر فرودهای سخت زندگی خود می‌گویند!؛ روزهایی که به نان شب محتاج بوده‌اند و اکنون در بهترین جایگاه ها قرار دارند! این افراد عموما تلاش‌شان این است که تجارب خود را که بعید می‌دانم منبع آنها چیزی غیر از کتب موفقیت باشد، با دلسوزی و صمیمیتی ساختگی به مخاطبان انتقال دهند. عمده محتواهای تولید شده این صفحات، مصاحبه با افراد موفق شده ای! است که ثروتمندی ( و به عبارتی موفقیت! ) آنان بعد از خرید بسته های آموزشی ثروتمند سازان تضمین شده است. جالب ترین نکته هم رقم موفقیت این خریداران موفقیت است. به طوری که رسیدن به درآمدی 10 برابر، 15 برابر یا حتی 45 برابر درآمد قبل از خرید بسته هم گزارش شده است! اما رسیدن به این درصد افزایش درآمد با چه راهکاری، در سایه ابهام است. به خاطر می آورم در نوسانات ارزی سال گذشته، در یکی از این نطق‌های راه حل گونه یکی از همین ثروتمند سازان دلسوز، با شعار در هر مشکل موفقیتی پنهان است، به صادرات محصولات کشاورزی به کشورهای همسایه به عنوان یکی از راه‌های ثروتمند شدن در آن روزهای سخت اشاره می شد. دیگر خودتان بخوانید از این مجمل، حدیث مفصل را.
درست است که در ایران به آمارهای ساختگی عادت کرده‌ایم، درست است که عموما جذب انسانهایی با قدرت خطابه بالا شدن، البته هنر خطابه‌ای که عموما به ساختن کوه‌هایی در ذهن از کاه‌‏هایی در عالم واقع محدود است، در کشورهایی نظیر کشور ما بیشتر است، ولی این ارقام، این ارقام موفقیت! ایا شک برانگیز نیستند؟ اگر هستند، رقم و افرایش فالوئرهای ثروتمند سازان و این درصدهای بالای موفقیت چه می‌گوید؟ آیا همه ی این فالورها، مثل بنده برای کنجکاوی به این صفحات سر میزنند؟
بگذریم ....
با توجه به دید نسبتا خاص استیفن کی در موضوع تجاری سازی اختراعات، تلاش می‌شود در برخی پست‌های آینده این دیدگاه‌ها که عموما در قالب فایل‌های تصویری و صوتی هستند، به همراه زیر نویس برای علاقه ‌مندان منتشر گردد.
لیلا زارعی
بخوانید: http://ikafnet.com/تجربه/
‍ ‍‍ در حوزه #موبایل‌ها_تاشو، سامسونگ و هوآوی قبلا پتنت‌هایی ثبت کرده و حتی محصولاتی را هم جدیدا به بازار رسانده‌اند. اما در حوزه موبایل تاشوی شبیه کتاب، #گوگل پتنتی را ثبت کرده است که می‌تواند با برخورداری از صفحات مختلف، شبیه کتاب عمل کند.
‍‍ ‍‍ #خلاقیت_چیزی_نیست_جز_متفاوت_فکر_کردن. وقتی جامعه ای قابلیت پذیرش تفاوت ها را داشته باشد خود به خود به سمت خلاقیت می رود.

جمله بسیار تامل انگیز بالا، قسمتی از مصاحبه ای بود که آذر ماه سال گذشته ازسوی وبسایت کانون پتنت، با #پروفسور_شمناد_بشیر، یکی از افراد بسیار تاثیر گذار در حوزه مالکیت فکری انجام دادم (متن کامل مصاحبه از طریق لینک های پایان این نوشته قابل دستیابی است و مطالعه این مصاحبه به شدت توصیه می گردد) . از معدود انسانهای بی نظیری که افتخار آشنایی با او را، هر چند در فرصتی بسیار کوتاه داشتم. متاسفانه هفته ی گذشته، جامعه بین المللی مالکیت فکری با ضایعه در گذشت این استاد بزرگوار مواجه شد.
پرفسور شمناد بشیر در طول عمر کوتاه خود (43 سال)، نقشی بسیار پر رنگ و غیر قابل اغماض در طراحی تغییرات ساختار آموزش مالکیت فکری هند،تغییر قوانین مالکیت فکری هند و سیاستگذاری های مربوطه داشت. علاقه ایشان به موضوع عدالت و آرزوی او در برقراری این اصل مهم، باعث شد تا حرکتهای بسیار مفید و اثر گذاری در کشورش انجام دهد، از تلاش مستمر برای بهبود و شفاف سازی امور ثبت و داوری مصادیق مختلف مالکیت فکری در هند گرفته تا پایه گذاری تفکر ایجاد جامعه ی خلاق.
او به عنوان یک وکیل، در پرونده های معروف هند، در مقابل شرکت هایی مثل bayer وNovartis با فایل کردن اقامه دعوا به نفع جامعه (Public interest litigation) و ایجاد کمپینی با هدف مقابله با پتنت آنها ایستاد. دلیل این امر این بود که توزیع داروهای ضد سرطان پتنت شده این شرکت ها در هند، تنها با قیمتی بسیار بالاتر از استطاعت مردم میتوانست در اختیار آنان قرار گیرد ولذا او بر لایسنس اجباری این داروها را از دولت هند اصرار ورزید که پرونده ی موفقیت آمیز به ضرر آن شرکتها بود.
او در پروژه انسان دوستانه ای یه نام IDIA (مخفف increasing diversity by increasing access ) تلاش کرد تا در استانهای بسیار محروم هند، به جذب دانش آموزان فقیری بپردازد که استطاعت ورود به دانشگاه را ندارند. در حین این پروژه، او آنها را برای تحصیل در رشته ی حقوق آماده می ساخت و تامین پشتیبانی مالی از این دانش آموزان را در طول تحصیل در دانشگاه نیز برعهده داشت تا ایده افزایش تنوع و خلاقیت او، با افزایش دستیابی تمامی قومیت های هندی به آموزش های خوب و در کلاس جهانی، تحقق یابد.
مسلما فقدان این انسان بزرگوار و به طور کلی، این قسم انسان ها، که با تمام توان، تلاش می کنند تا دنیا را جای بهتری برای زندگی سازند، ضایعه ای درد ناک برای جوامع است با اینحال میتوان امیدوار بود که همین حضور هرچند کوتاه این قبیل انسانها، چراغی را تا ابد روشن می سازد تا مسیر هایی مشخص گردد و دنیا مسیر خود را به سمت روشنایی ها باز یابد.

قابل تغییر اوصاف تن است
روح باقی آفتابی روشن است
#مولانا


لیلا زارعی

متن مصاحبه ی سال گذشته را در وبسایت کانون پتنت بخوانید:
https://patentoffice.ir/interview/4840/%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8F%E2%80%8C%D9%88%E2%80%8F%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%AA%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%AA-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%AF

متن مصاحبه در وبسایت ایکاف:
http://ikafnet.com/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B4%DB%8C%D8%B1/
#چگونه_از_دارایی_های_فکری_خود_حفاظت_کنیم؟
ممکن است عبارت «مدیریت مالکیت فکری» به گوش شما هم خورده باشد، با شنیدن این عبارت چه چیزی در ذهن شما تداعی می‏شود؟
#مدیریت_مالکیت_فکری همانگونه از نامش پیداست، در حقیقت به مدیریت دارایی‏های فکری، حفظ و برنامه ریزی برای رشد این نوع دارایی‏های با هدف #ارزش_آفرینی برای شرکت می پردازد.
از آنجا که دارایی‏های فکری در دسته‏ی دارایی های غیر ملموس قراردارند که در حال حاضر سهم عمده‏ای از داراییهای شرکت های بزرگ و معروف را به خود اختصاص داده اند ( بیش از 80 درصد). چشم پوشی از مدیریت درست این دارایی‏ها، می تواند زیان‏های جبران ناپذیری به بدنه‏ی شرکت‏ها اعم از نوپا و بزرگ وارد کند.
در عصر حاضر که خلاقیت و نوآوری در تولید محصولات و ارائه خدمات، نیروی محرکه‏ی اقتصاد دنیا گشته است، مدیریت دارایی های فکری بدنه‏ی اصلی نوآوری می‏باشند، از اهمیتی غیر قابل انکار برخوردار است.
#برای_مدیریت_دارای_های_فکری_چه_اقداماتی_ضروری_است؟
مرحله مقدماتی برای مدیریت دارایی های فکری، مرحله‏ی شناسایی دارایی‏ها برای ارزیابی وضعیت موجود است.
داراییهای شرکت شما، علاوه بر دارایی/های فیزیکی و ملموس کدامند؟ کدام یک از این داراییها حاصل فکر و خلاقیت و نوآوری است؟
ممکن است در بدنه‏ی شرکت افراد خلاقی استخدام شده باشند که ایده/های خلاقانه زیادی برای تولید و طراحی محصول یا ارائه خدمات دارند؛
ممکن است در شرکت محصول یا فرایندی نوآورانه برای تولید محصول طراحی شده باشد که وزنه رقابت شرکت را در بازار به نفع خود سنگین میکند و انحصار تولید آن، جهت حرکت بازار به سمت شما را تسهیل نماید؛
ممکن است نام انتخابی برای محصول و یا طراحی محصول و بسته‏بندی در شرکت شما به گونه ای بوده که جلب مصرف کنندگان را به دنبال داشته باشد؛
یا امکان دارد بعد از سالها تلاش و پیگیری، به لیستی از مشتریان بالفعل، یا لیستی از بهترین تامین کنندگان دست یافته باشید که در صورت اطلاع رقبا از این لیست، احتمال از دست دادن موقعیت فعلی وجود دارد؛
ممکن است بعد از مدت‏ها فعالیت در زمینه کدنویسی، نرم افزاری را طراحی کرده باشید یا پایگاه داده‏ای ساخته باشید که علی رغم سهولت دست یابی به کدهای مربوطه، نخواهید دیگران بدون اطلاع و یا بدون استفاده از نام شما، از آن بهره برداری نمایند؛
ممکن است به فرمول یا دستورالعمل تهیه محصولی (حتی غذای رستوران) رسیده باشید، یا الگوریتمی خاص برای بازاریابی و پیش بینی بازار تهیه کرده باشید،یا دامین وبسایت شما، به دلیل محتواها یا خدمات ایجادی، بازدید کنندگان و یا مشتریان بالقوه‏ ای یافته باشد، و یا قراردادهای لایسنس و همکاری خاصی را تنظیم کرده باشید، و....
همه موارد بالا در دسته‏ی دارایی‏های فکری قرار می‏گیرند و برای مدیریت بهینه ، باد در یک شرکت ابتدا مشخص و معلوم گردند و عموما این شناسایی با تهیه چک لیستی توام میشود.
بنابراین اولین قدم در مدیریت دارایی‏های فکری یک شرکت، شناسایی این نوع دارایی هاست که با تهیه چک لیستی از تمام این نوع دارایی آغاز میشود.
مرحله‏ی بعد مدیریت دارایی‏های فکری، به تعیین اهمیت این دارایی‏های لیست شده در حیات شرکت می‏پردازد. آیا مثلا، برند شرکت در بازار اهمیت بیشتری دارد یا وبسایت شرکت، یا فرضا لیست مشتریان شرکت؟ در این مرحله که نوعی ممیزی و حسابرسی نیز تلقی می گردد، اهمیت داراییها در حیات و بقای شرکت ارزیابی میگردد. در این مرحله لزومی ندارد که ارزیابی ها، حتمن با اعداد و ارقامی همراه باشند. بلکه مثلا میتوان با استفاده از سیستمهایی مثل امتیاز دهی، امتیاز حداقل و حداکثری را با توجه به اهمیت تعیین کنید. به عنوان مثال، در شرکت شما، برند شرکت اهمیت زیادتری داشته باشد و در میان دارایی ها 4 ستاره بگیرد (حداکثر امتیاز).
در مراحل بعدی باید تعیین کنید دارایی های لیست شده و امتیاز داده شده، چگونه برای ارزش آفرینی بیشتر شرکت، استفاده و مدیریت شوند؟
آیا حفاظت حقوقی لازم دارند؟ کدام یک از آنان بر اساس قوانین مالکیت فکری حفاظت و حمایت شوند و کدام یک با قوانین و قواعد دیگر قابل حمایت و حفاظت هستند؟
اگر یکی از اهداف و برنامه های شرکت، به صادرات محصول متمرکز است، بر روی کدام دارایی و استراتژی باید گام گذاشت؟
در کدام نواحی، شرکت پتانسیلی برای افزایش دارایی های ناملوس خود دارد؟ چگونه میتوان مدیر و کارکنان شرکت را به ایحاد دارایی ناملموس هدایت کرد و از این دارایی ها در خلق ثروت شرکت بهره برد؟ و ...
به دلیل اهمیت دارایی های فکری در عصر حاضر، نمی توان از مدیریت دارایی های فکری در عصر حاضر چشم پوشید و لذا برای شرکت ها ضروری است که در راستای ارزش آفرینی، برای مدیریت داراییهای فکری خود برنامه ریزی کنند.
بخوانید در : http://ikafnet.com/intellectual-assets/
لیلا زارعی
کارگاه هنر مطالعه پتنت #کانون_پتنت_ایران #_30 آبان لینک ثبت نام : https://evand.com/events/هنر-مطالعه-پتنت-5707738?icn=recom&ici=ap1
در دنیای کسب و کار، علائم تجاری نقش مهمی، هم از منظر تولید کننده و هم از نگاه مشتری عهده دارند؛ متمایز ساختن محصول یا خدمتی از سایر محصولات و خدمات در بازار
در پس یک برند یا یک علامت تجاری، سابقه ای نهفته ای است، سابقه ای که ترکیبی از کیفیت و سلیقه و ذائقه مشتری است. لذا علامت تجاری حک شده روی محصول یا سرویس است که به مشتری برای انتخاب آن چه در نظر دارد کمک می کند
انواع علائم تجاری کدامند؟ ویژگی های یک علامت تجاری برای ثبت کدامند و این ویژگی ها بر اساس قوانین کشور کدامند؟ برای جست و جوی علائم تجاری و یا برای ثبت علائم تجاری داخل کشور از چه سامانه ای میتوان استفاده نمود.
ویدیوی کوتاه زیر👇 خلاصه ای از ویژگی های علائم تجاری برای ثبت و قواعد آن را بیان می کند: https://www.aparat.com/v/WXL3G

بیشتر بدانیم در :www. ikafnetcom