ایکاف - ایده تا نوآوری – Telegram
ایکاف - ایده تا نوآوری
270 subscribers
108 photos
11 videos
3 files
97 links
idea to innovation
Contact information :
Email: zarei@ikafnet.com
website:http://ikafnet.com/
admin: ikaf_admin Mobile: +98 919 3219901 Address: تهران، میدان ونک، خیابان شهید حقانی، پلاک 40
Download Telegram
#اطلاعات_صفحه_اول_پتنت چگونه از تاریخ های مندرج در صفحه ی اول پتنت ها، میتوان به جواب سوالات فوق دست یافت؟ http://ikafnet.com/444-2/
#اطلاعات_صفحه_اول_پتنت مقایسه ی رشد فناوری با استفاده از اطلاعات مندرج در پتنت (صفحه ی اول پتنت- تاریخ ها) http://ikafnet.com/444-2/
#اطلاعات_پتنت استفاده از اطلاعات پتنت باعث اجتناب از دوباره کاری شده و در نتیجه از اتلاف هزینه جلوگیری به عمل می آورد. نحوه ی جست و جوی اطلاعات پتنت و خواندن پتنت بسیار اهمیت دارد.
نقش مدیریت صحیح مالکیت فکری و برنامه ی تجاری سازی مناسب در تصرف بازار http://ikafnet.com/
#مدیریت_دارایی_فکری چگونه فقدان مدیریت کارآمد دارایی های فکری، و نداشتن برنامه ی تجاری سازی مناسب، شرکت Xerox را به یک بازنده در دنیای IT تبدیل کرد؟
مهمترین اختراعات کلیدی دنیای IT، را شرکت Xerox PARC ابداع نموده است. ولی این نام، برای بسیاری از افراد نا آشناست چرا که این شرکت با فقدان برنامه های مناسب برای حفاظت و مدیریت دارایی های فکری خود وتجاری سازی آنها، بازار عمده و جهانی محصولات ابداعی را به آسانی به دست رقیبان خود سپرد..
GUI (مخفف ( Graphical user interface
یا واسط گرافیکی کاربر روشی گرافیکی برای نمایش نرم‌افزار سیستم‌عامل رایانه به کاربرانش است. این سیستم از ابداعات شرکت Xerox PARC است که پتنت نشده بود. در سال 1979، استیوجابز از این شرکت بازدیدی داشت و این تکنولوژی توجه او را جلب کرد. دست به کار شد و با توسعه ی این ابداع، از آن در سال 1974 در سیستم مک اینتاش و اپل لیزا استفاده کرد و محصولات آن را به بازار عرضه نمود Mac) و OS هم توسعه یافته ی همان سیستم هستند). مایکروسافت هم از این تکنولوژی استفاده کرد و در سال 1985، اولین نسخه ی ویندوز را به بازار عرضه کرد که حتی پیچیدگی های مکینتاش را هم نداشت.
کامپیوترهای شخصی (PC) اولین بار با نام Alto توسط Xerox PARC ساخته شد که در آن از واسط گرافیکی کاربرد (GUI) ابداعی خود شرکت استفاده شده بود. ولی این شرکت، به دلیل حفاظت نادرست از دارایی های فکری و فقدان برنامه ی تجاری سازی مناسب، بازار PC را به رقیبانش سپرد به طوریکه در حال حاضر،اکثر افراد فکر میکنند IBM این نوع کامپیوترها را برای اولین بار اختراع کرده است.
پرینترهای لیزری هم اولین بار توسط Gary Starkweather از کاکنان شرکت Xerox PARC اختراع شدند. با اینکه این محصول توسط این شرکت تجاری شد و توانست بازار خوبی به دست آورد ولی رقبا در یافتن راه حلهای مناسب برای رفع مشکلات آن و به وجود آورد نسخه ی جدید و کارآمد تر این پرینترها موفق تر بودند و توانستند بازار را به تسخیر خود درآورند.
Ethernet
اترنت هم با اینکه در شرکت Xerox توسعه یافته و حتی پتنت شده بود ولی شرکت Xerox تنها توسعه دهنده ی این تکنولوژی نشد و مخترع این سیستم با خروج از شرکت و تاسیس شرکتی دیگر( 3Com) توانست همکاری Xerox و اینتل و DEC را جلب کرده و این تکنولوژی را توسعه داده و به بازار برساند
#اطلاعات_صفحه_اول_پتنت شماره ی ثبت اظهار نامه ی اختراع (application number) میتواند چه اطلاعاتی را به تنهایی ارائه دهد؟ کد INID مربوطه کدام است: http://ikafnet.com/405-4/
#اطلاعات_پتنت بهره گیری از اطلاعات موجود در پتنت ها، یکی از عوامل موفقیت شرکت Biocon در تولید محصولات نوآورانه در زمینه بایوتکنولوژی است.
#اطلاعات_پتنت شرکت Biocon که در حال حاضر بزرگترین شرکت در حوزه بایوتکنولوژی در هند است و سود سالانه ای قریب به هفتصد میلیون دلار دارد، فعالیتش را از گاراژ اخانه ای اجاره ای ، در زمنیه ی تولید آنزیمهای ساخته شده از گیاه پاپایا آغاز کرد.
این شرکت همواره از اطلاعات موجود در بانکهای پتنت برای بهبود و توسعه ی محصولاتش استفاده کرده است بدین ترتیب که با مطالعه و بررسی پتنت های موجود، تمرکز R&D شرکت بر روی تکنولوژی یا کاربرد مواد خاصی در فرایندهای مورد استفاده، معین شده است. برای مثال، هنگامی که شرکت تصمیم گرفت انسولین انسانی را تولید کند ( که در حال حاضر هم یکی از بزرگترین تولید کنندگان در این حوزه است)، شروع به بررسی و مطالعه‏ی پتنت ها در این حوزه نمود. پتنتی که محصول انسولین حیوانی در آن افشا شد بود، مدتها پیش منقضی شده ولی فرایند تولید از طریق پتنت دیگر (patents on processes of production) حفاظت میشد. برای راه یابی در این حوزه و بازار آن، شرکت Biocon شروع به جست و جوی تمامی تنت های منتشر شده ی مرتبط نمود. آنها متوجه شدند که اکثر پتنت ها از باکتری e-coli و مخمر پخت نان استفاده میکنند. شرکت biocone تجربه ی استفاده از مخمرهای دیگر را در محصولات اولیه اش داشت، بنابراین آنها به فکر استفاده از مخمری که خود از آن استفاده میکردند (مخمر پیکایا) در تولید انسولین انسانی گرفتند که هیچ پتنتی آن را پوشش نمیداد. انسولین انسانی تولیدی از این مخمر Insugen نام داشت که سال 2004 در هند به بازار رسید و تا سال 2010 بازارهای بین المللی نظیر چین و آلمان را هم در اختیار داشت. این محصول، اولین انسولین انسانی بود که از مخمر پیکایا (pichia yeast) درست شده بود. Insugen باعث شد تا این شرکت وارد بازار انسولین در هند شود که 25 درصد جمعیت دنیایی را دارد که دیابت هم از بیماری های معمول آن است. یکی از اهداف شرکت و از آروزهای موسس شرکت-kiran Mazumdar-Shaw - تولید انسولین خوراکی بوده که با بهره گیری از تجارب این سالها و نیز استفاده از اطلاعات موجود در بانکهای پتنت، گام های بسیار موثری نیز در این حوزه برداشته شده است. kiran Mazumdar-Shaw که به مادر بایوتکنولژی هند معروف است، در سال 1953 متولد شد. او بعد از اینکه در رشته ی پزشکی که مورد علاقه اش بود پذیرفته نشد، لیسانس جانورشناسی را از هند گرفت و سپس در دانشگاه ملبورن، تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد در زمینه ی مخمرها و کاربرد آنها در نوشیدنی ها ادامه داد. بعد از داشتن چند تجربه ی کاری کوتاه در این حوزه در ایرلند و اسکاتلند، به طور اتفاقی با موسس شرکت کوچک بایوکان در ایرلند برخورد کرد که به دنبال یک کارآفرین هندی بود تا در هند نیز شعبه ای از این شرکت داشته باشد. این شرکت با سرمایه ی اولیه 10 هزار روپیه ای در یک گاراژ اجاره ای فعالیت خود را آغاز کرد. او تنها در آن زمان توانست همکاری یک مکانیک بازنشسته را به عنوان تنها پرسنل شرکت جلب کند! با تلاشهای فراوان او بالاخره موفق به حمایت یک بانکدار هندی برای ادامه ی فعالیتش شد. پیچیده ترین دستگاهی که شرکت در آن زمان داشت یک اسپکتروفوتومتر بود. چالشهای خانم کران مازمدرشاه در آن زمان داشتن ساختمانی محکم به عنوان آزمایشگاه، قطع و وصل نشدن مداوم برق، تامین آبی با کیفیت مناسب برای کار، آزمایشگاه استریل، وارد کردن وسایل و تجهیزات تحقیقاتی و کارکنانی بود که تخصصی در زمینه ی مخمر و بایوتکنولوژی داشته باشند که در آن زمان در هند داشتن همه ی این امکانات دشوار بود.
بعد از یکسال از فعالیت، او با تلاش فراوان موفق شد تا محصول خود را ( papine) که آنزیمی بود که ازگیاه پاپایا تولید میشد و در صنعت نوشیدنی ها به کار میرفت، به چند شرکت آمریکایی و اروپایی به فروش برساند. اولین محصولی از این جنس از هند که موفق به صادرات شده بود. http://ikafnet.com/6-3/
#ارزشگذاری_اختراع تعیین ارزش مالی یک اختراع تابع فاکتورهای متعدی است که عموما پیش بینی محور هستند. لذا تعیین ارزش دقیق کار چندان آسانی نیست.
#تجاری_سازی_اختراعات Innovation is invention plus commercialization. It’s very important to understand that creating new ideas and new technologies is important, but we also need commercialization”
#چالشهای_سیستم_پتنت با وجود برخی دلایل قانع کننده در باب مزایای سیستم پتنت در توسعه ی کشورها، نقش سیستم های پتنت در توسعه ی کشورها- بخصوص کشورهای در حال توسعه، همچنان با چالشهایی جدی مواجه است.
#چالشهای_سیستم_پتنت آیا سیستم پتنت قادر به ایجاد انگیزه برای اختراع و نوآوری- به عنوان عامل رشد و توسعه ی جامعه، می باشد؟ در http://ikafnet.com/6-4/
#چالشهای_سیستم_پتنت کشورهای در حال توسعه با چالشهای بیشتری در مواجهه با سیستم پتنت مواجهند. احتمال جذب سرمایه ی خارجی از یک سو و احتمال تحث استثمار قرار گرفتن ... http://ikafnet.com/6-4/
#اطلاعات_پتنت مزایای استفاده از اطلاعات موجود در بانکهای اطلاعاتی پتنت
یکی از بهترین مراجع در حال حاضر برای استخراج پتنت های دارویی، استفاده از وبسایت orange book است. نحوه ی کار ارنج بوک چندان دشوار نیست. چرا که با وارد کردن نام تجاری دارو، فرمولاسیون ، نام شرکت سازنده، و نحوه ی استفاده ی دارو، امکان دسترسی به پتنت های دارو و اطلاعات آن ممکن است. ولی این وبسایت تنها حاوی اطلاعات پتنت های دارهایی است که در آمریکا مجوز FDA اخذ کرده اند.
اخیرا سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) و فدراسیون بین‌المللی تولیدکنندگان و انجمن‌های داروسازی (IFPMA) طرحی راتحت عنوان Pat-informed برای تسهیل دسترسی عموم به اطلاعات پتنت های دارویی تدوین نموده اند که قرار است تا سال 2018 اجرایی گردد.
اینکه طرح جدید چه مزایایی بیشتر از وبسایت مفیدی نظیر اورنج بوک به همراه میآورد هنوز مشخص نیست. آیا دسترسی به داروهای تولید شده در همه ی دنیا را ممکن میسازد؟! آیا نحوه ی دسترسی به اطلاعات پتنت در آن تسهیل شده؟! یا روشهای خاصی برای دسترسی آسانتر به اطلاعات پتنت های دارویی در آن پیش بینی شده است.
برای یافتن پاسخ به این سوالات باید دید و منتظر ماند تا سال 2018 این طرح چگونه اجرایی میگردد و چه مزایایی به همراه خواهد داشت. بیشتر در :http://ikafnet.com/6-5/
#دادگاههای_معروف
اگر در جست و جوی مطالبی با موضوع مالکیت فکری (پتنت، علائم تجاری، کپی رایت) در منابع انگلیسی زبان باشید ( عموما در منابع آمریکایی)، احتمالا مشاهده کرده اید که بعد از اینکه مسئله ای تعریف میشود (مثلا شرایط قابل پتنت شدن، یا شرایطی که یک علامت تجاری باید داشته باشد یا...) برای درک بهتر مسئله، به جای ارجاع به یک بند قانونی مشخص، از عباراتی نظیر X vs Y نام برده و استفاده میشود و سپس بر اساس این عبارت، جریانی تعریف شده و نتیجه گیری میگردد! نمونه هایی از این عبارات به قرار زیر است:
A&M Records, Inc. v. Napster Inc
Diamond v. Chakrabarty
Adidas America Inc. v. Payless Shoesource Inc
Mattel Inc. v. MGA Entertainment Inc
eBay Inc. v. MercExchange, L.L.C.
Alice Corp. v. CLS Bank International

این عبارات و توضیحات بعد از آن، ممکن است برای خوانندگانی که اطلاعات حقوقی ندارند و با چرایی استفاده از این عبارات برای آنان مشخص نیست، ر نگاه اول کمی گنگ به نظر آید و به جای روشن تر ساختن مسئله، آنرا پیچیده تر کند. X و Y در عبارت ، نشان دهنده ی دو نام هستند که هریک میتواند نام یک شرکت یا نام شخص و یا حتی کشور باشد. در حقیقت، عبارت X vs Y نشان دهنده ی یک کیس دادگاهی است که در آن x شاکی و y هم نام شرکت یا فردی است که از او شکایت شده است. به دلیل اینکه هدف این بود که که هر هفته یک نوشته به برخی از کیس های دادگاهی معروف در حوزه ی پتنت اختصاص داده شود، لازم دانسته شد در ابتدا، توضیح کوتاهی در مورد دلیل استفاده از این کیس های دادگاهی و مورد استناد قرار دادن آن به عنوان مطالب آموزشی نوشته شود.
چرا باید برای تعریف یک مسئله و قانونی نشان دادن آن، یک کیس دادگاهی مورد استناد قرار گیرد نه ارجاع به یک ماده ی قانونی و بندهای آن؟ مثلا چرا هنگامی که شرایط پتنت شدن یک اختراع تعریف میگردد، اشاره ای هم به کیس دادگاهی Diamond v. Chakrabarty یا Bilski v. Kappos میشود؟

اشاره به کیس های داد گاهی در حقیقت نوعی نظام حقوقی (common law یا نظام رویه ی قضایی یا سابقه ی قضایی ) را بیان میکند که در برخی کشورهای انگلیسی زبان و کشورهایی که زمانی مستعمره ی انگلیس بوده اند رواج دارد (آمریکا، انگلیس، استرالیا، نیوزیلند، کانادا، آفریقای جنوبی ، هند، بنگلادش، پاکستان، نیجریه، سریلانکا و...) این رویه ی قضایی با نظام حقوقی باقی کشورها که در آن از استناد به مواد قانونی استفاده میکنند(civil law یا نظام حقوقی مدنی) فرق دارد. سعی شده تا برخی از تفاوتهای مهم این دو رویه ی قضایی به طور خلاصه در جدول زیر👇 بیان گردد.
با درک این تفاوتها، دلیل استفاده از این کیس های دادگاهی در مقالات و مطالب آموزشی مرتبط، بیشتر مفهوم میگردد. در هفته های آتی، سعی میگردد هر هفته یک کیس دادگاهی معروف در حوزه ی پتنت به طور خلاصه مورد بررسی قرار گیرد. http://ikafnet.com/6-7/
#دادگاههای-_معروف برخی تفاوتهای مهم بین دو نظام حقوقی civil law و common law و دلیل استفاده از کیس های دادگاهی برای مفهوم نمودن تعاریف http://ikafnet.com/6-7/
"من کار خودم را انجام داده ام. دیگر باید برای چه منتظر بمانم؟" این جمله ی تامل انگیز، جمله ی آخر وصیت نامه ی جورج استمن بنیانگذار شرکت کداک است. او بعد از اینکه کداک را با اختراع و نوآوری خود (دوربینی قابل حمل که میتوانست با نگاتیو خشک عکس بگیرد)، از هیچ، به شرکتی بسیار معتبر در عرصه ی تصویر برداری و دوربین تبدیل کرد، فکر کرد در این دنیا دیگر کاری ندارد، روز 14 مارس 1932، با خیال راحت تفنگ را روی سینه اش گذاشت و ماشه را کشید.
حدود هشتاد و پنج سال از مرگ استمن میگذرد شرکتی که محصولاتش تا سالها باعث ثبت خاطرات تلخ و شیرین خانواده ها میشد، همراه نیل آرمسترانگ در کره ی ماه بود، خاطرات و لحظات خانواده ها را با تولید نگاتیوهای رنگیش در طول سالها واقعی تر کرد،و ... دیگر نامی در بازار ندارد و نسل جدید را یاد هیچ خاطره ای نمی اندازد. اما چگونه شرکتی که حتی تا بیست سال قبل از شرکتهای معتبر و نام آشنا در عرصه ی دوربین ونگاتیو فیلم ها بود اینگونه مهجور ماند و قسمتی از تاریخ صنعت دوربین و فیلم شد و نه یکی از رهبران این عرصه؟
شکست شرکت کداک در مقالات، سمینارها و محافل زیادی مورد مداقه قرار گرفته است. از مدیران این شرکت که ورشکستگی این شرکت را با تلخی اعلام کردند و دلایلی برای آن برشمردند تا تحلیگران اقتصادی وفناوری و مدیریت. یکی از دلایل عمده ی عدم موفقیت این شرکت، نداشتن نوآوری عنوان شده است. اما آیا شرکت کداک واقعن "فعالیتهای نوآورانه" نداشته؟ با نگاهی به تاریخ دوربینهای دیجیتال، متوجه میشویم شرکت کداک طراح و مالک اختراع اولین دوربین دیجیتالی دنیا در سال 1975 است. شرکت کداک در عرصه های دیگر نیز فعالیتهای نوآورانه داشته است. مثلا نخستین حسگر مگاپیکسلی در جهان را در سال 1986 طراحی و تولید کردند. در سال ۱۹۸۷ نیز کداک با عرضه محصولاتی برای ثبت الکترونیکی و عکس قابل انتقال و قابل چاپ ، خود را وارد بازار عکاسی بدون فیلم یا همان « عکاسی دیجیتال » کرد. این نشان میدهد که فعالیتهای تحقیقاتی برای رسیدن به محصولات نوآورانه برای شرکت کداک، فعالیتی غریب نبوده است. ولی نوآوری فقط اختراع نیست.

نوآوری همانگونه که قبلا بیان شده، تحقق ایده ای کاربردی در" بازار" است. برای به تحقق رسیدن ایده در بازار، برخورداری از یک فناوری کاربردی، فقط یک قسمت از فرایند است. ارکان دیگر نوآوری، اهمیت به فاکتور بازار و "نحوه ی به تحقق رساندن همان ایده ی کاربردی در بازار یا به عبارتی، فاکتور "اجرا " است . در نظر گرفتن نیاز مشتریان ( از بخشهای مهم فاکتور بازار) یکی از عواملی است که هم در حین فرایندهای اولیه ی نوآوری و هم در فرایندهای تکمیلی آن نقش بسیار موثری دارد.
دوربینهای اولیه ی عکاسی توسط شرکت کداک با وزن 4 کیلوگرم کمی بزرگتر از یک جعبه ی کفش بودند! رقبای شرقی اهمیت دیجیتالی بودن دوربینها را به سرعت دریافتند و از این نقطه ضعف اولین شرکت تولید کننده ی دوربین دیجیتال در جذب مشتری ، در فعالیتهای تحقیق و توسعه ی خود استفاده کرده و دوربینهایی که به تدریج از سایز آنها کاسته میشد و بر قابلیتهای آن افزوده میشد را به بازار عرضه نمودند. کداک معتقد بود دنیای دیجیتال با همه سادگی و کارآیی و راحتی نمی تواند هیچ وقت جای ترفندهای عکاسی قدیمی را بگیرد و در نتیجه .برای جلوبردن ساخته های دیجیتالش با فناوری روز دنیا وارد رقابت نشد. این شرکت بر اساس پیش فرض نادرست خود از آینده ی دنیای دیجیتال، برای توسعه ی فناوری انحصاری خود، تخصیص درست منابعش را انجام نداد و بازنده ی این عرضه شد. در مصاحبه ای که مجله اکونومیست با مدیر این شرکت بعد از اعلام ورشکستگی انجام داده، یکی از دلایل عقب افتادن این شرکت را ساخت شهرک مخصوص کارکنان این شرکت میداند که باعث شده بود بین مردم و کارکنانی این شرکت فاصله بیفتد و درک درستی از نیازها و ایده های جامعه ی رو به رشد و رقابتی که در جهت رفع نیازها و خواسته های جامعه تلاش میکرد، نداشته باشند