مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies ثبت «مینیاتور به سبک بهزاد» به نام افغانستان در یونسکو ثبت «هنر مینیاتور به سبک بهزاد» در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو در بیستمین نشست کمیته بینالدولتی میراث ناملموس در دهلینو انجام شد. این ثبت که به نام افغانستان نهایی شد، هنر نگارگری…
@indianstudies
ثبت آینهکاری ایران در فهرست میراث ناملموس
در بیستمین نشست کمیته بینالدولتی پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو در دهلی نو، هنر آینهکاری ایران بهطور رسمی در فهرست جهانی میراث ناملموس به ثبت رسید. این پرونده که در فروردین ۱۴۰۳ از سوی ایران ارائه شده بود، بهدلیل کیفیت و دقت در مستندسازی مورد تقدیر ارزیابان یونسکو قرار گرفت و ثبت آن، شمار عناصر ناملموس ایران در این فهرست را به ۲۷ مورد رساند.
آینهکاری، هنری ریشهدار در سنت معماری ایرانی است که پیشینه آن به دوران شکوفایی فرهنگی ساسانیان بازمیگردد و در دوره صفویه، همزمان با احیای ایران پس از رکود ناشی از یورش مغول، جانی دوباره گرفت. این هنر مجموعهای از مهارتهای طراحی، گچبری، آینهبری و نصب قطعات ریز آینه برای خلق انعکاسهای چشمگیر است و در فرهنگ ایرانی نماد نور، پاکی و روشنایی بهشمار میآید.
نمونههای برجسته آینهکاری در بناهای شاخص ایران، چهرهای منحصربهفرد به معماری کشور بخشیدهاند. کاخ گلستان، تالار آینه وزارت امور خارجه، دیوانخانه شاه طهماسب صفوی، حرم شاهچراغ در شیراز و حرم امام رضا در مشهد از مهمترین جلوههای این هنر هستند؛ آثاری که امروز با ثبت جهانی آینهکاری، بار دیگر جایگاه معماری سنتی ایران را در میراث فرهنگی بشر برجسته میکنند.
ثبت آینهکاری ایران در فهرست میراث ناملموس
در بیستمین نشست کمیته بینالدولتی پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو در دهلی نو، هنر آینهکاری ایران بهطور رسمی در فهرست جهانی میراث ناملموس به ثبت رسید. این پرونده که در فروردین ۱۴۰۳ از سوی ایران ارائه شده بود، بهدلیل کیفیت و دقت در مستندسازی مورد تقدیر ارزیابان یونسکو قرار گرفت و ثبت آن، شمار عناصر ناملموس ایران در این فهرست را به ۲۷ مورد رساند.
آینهکاری، هنری ریشهدار در سنت معماری ایرانی است که پیشینه آن به دوران شکوفایی فرهنگی ساسانیان بازمیگردد و در دوره صفویه، همزمان با احیای ایران پس از رکود ناشی از یورش مغول، جانی دوباره گرفت. این هنر مجموعهای از مهارتهای طراحی، گچبری، آینهبری و نصب قطعات ریز آینه برای خلق انعکاسهای چشمگیر است و در فرهنگ ایرانی نماد نور، پاکی و روشنایی بهشمار میآید.
نمونههای برجسته آینهکاری در بناهای شاخص ایران، چهرهای منحصربهفرد به معماری کشور بخشیدهاند. کاخ گلستان، تالار آینه وزارت امور خارجه، دیوانخانه شاه طهماسب صفوی، حرم شاهچراغ در شیراز و حرم امام رضا در مشهد از مهمترین جلوههای این هنر هستند؛ آثاری که امروز با ثبت جهانی آینهکاری، بار دیگر جایگاه معماری سنتی ایران را در میراث فرهنگی بشر برجسته میکنند.
@indianstudies
چرخش ترامپ هم به شرق یا آب رفتن گروه ۷؟
در میانه دگرگونیهای پرشتاب ژئوپولیتیک، زمزمههای تشکیل «گروه هستهای C5» بهعنوان نشانهای از تغییر توازن قدرت جهانی سر برآورده است.
اقدامات اخیر دونالد ترامپ نشان میدهد که او در دوره جدید کمتر به مواضع سنتی غرب پایبند است و بیشتر به همکاری اقتصادی و راهبردی با قدرتهایی مانند روسیه و چین تمایل دارد.
برخی مقامهای پیشین کاخ سفید گفتهاند که در چنین فضایی، مطرح شدن ایده ایجاد یک «اتحاد هستهای پنجگانه» میان آمریکا، چین، هند، ژاپن و روسیه چندان تعجبآور نیست، هرچند هنوز هیچ گفتوگوی رسمی درباره آن انجام نشده است.
این مقامها توضیح میدهند که در واشنگتن بحثهایی درباره ناکارآمدی ساختارهای فعلی مانند گروه هفت و حتی شورای امنیت شکل گرفته و اینکه این نهادها دیگر بازتابدهنده واقعیتهای قدرت در جهان امروز نیستند. نشریه پالتیکو نیز ادعا کرده بود که چنین ایدهای در نسخه طولانیتر و منتشرنشدهای از استراتژی امنیت ملی آمریکا مطرح شده، اما کاخ سفید بهطور قاطع وجود هرگونه سند جایگزین یا محرمانه را رد کرد.
در تحلیلهای غربی تأکید شده که در صورت شکلگیری C5، اروپا عملاً از یکی از مهمترین حلقههای تصمیمسازی راهبردی کنار گذاشته میشود؛ موضوعی که برای بروکسل نگرانکننده است.
برخی کارشناسان، از جمله افرادی که در دولت اول ترامپ نقش داشتهاند، این طرح را ادامه طبیعی رویکرد ترامپ در قبال چین و تلاشی برای بازطراحی نظم قدرت جهانی میدانند؛ نظمی که میتواند جایگزینی برای گروه هفت باشد و ترکیبی کاملاً متفاوت از پنج قدرت بزرگ را گرد هم آورد. در مقابل، گروه هفت همچنان متکی بر قدرتهای اقتصادی غربی مانند آمریکا، ژاپن، آلمان، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و کاناداست و نمایندگیاش از توازن قدرت جهانی مورد پرسش فزاینده قرار گرفته است.
چرخش ترامپ هم به شرق یا آب رفتن گروه ۷؟
در میانه دگرگونیهای پرشتاب ژئوپولیتیک، زمزمههای تشکیل «گروه هستهای C5» بهعنوان نشانهای از تغییر توازن قدرت جهانی سر برآورده است.
اقدامات اخیر دونالد ترامپ نشان میدهد که او در دوره جدید کمتر به مواضع سنتی غرب پایبند است و بیشتر به همکاری اقتصادی و راهبردی با قدرتهایی مانند روسیه و چین تمایل دارد.
برخی مقامهای پیشین کاخ سفید گفتهاند که در چنین فضایی، مطرح شدن ایده ایجاد یک «اتحاد هستهای پنجگانه» میان آمریکا، چین، هند، ژاپن و روسیه چندان تعجبآور نیست، هرچند هنوز هیچ گفتوگوی رسمی درباره آن انجام نشده است.
این مقامها توضیح میدهند که در واشنگتن بحثهایی درباره ناکارآمدی ساختارهای فعلی مانند گروه هفت و حتی شورای امنیت شکل گرفته و اینکه این نهادها دیگر بازتابدهنده واقعیتهای قدرت در جهان امروز نیستند. نشریه پالتیکو نیز ادعا کرده بود که چنین ایدهای در نسخه طولانیتر و منتشرنشدهای از استراتژی امنیت ملی آمریکا مطرح شده، اما کاخ سفید بهطور قاطع وجود هرگونه سند جایگزین یا محرمانه را رد کرد.
در تحلیلهای غربی تأکید شده که در صورت شکلگیری C5، اروپا عملاً از یکی از مهمترین حلقههای تصمیمسازی راهبردی کنار گذاشته میشود؛ موضوعی که برای بروکسل نگرانکننده است.
برخی کارشناسان، از جمله افرادی که در دولت اول ترامپ نقش داشتهاند، این طرح را ادامه طبیعی رویکرد ترامپ در قبال چین و تلاشی برای بازطراحی نظم قدرت جهانی میدانند؛ نظمی که میتواند جایگزینی برای گروه هفت باشد و ترکیبی کاملاً متفاوت از پنج قدرت بزرگ را گرد هم آورد. در مقابل، گروه هفت همچنان متکی بر قدرتهای اقتصادی غربی مانند آمریکا، ژاپن، آلمان، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و کاناداست و نمایندگیاش از توازن قدرت جهانی مورد پرسش فزاینده قرار گرفته است.
@indianstudies
اجلاس منطقهای تهران درباره افغانستان
نشست نمایندگان ویژه کشورهای همسایه افغانستان و روسیه به میزبانی ایران در تهران در روز یکشنبه در حال برگزاری است.
در این اجلاس، نمایندگان ویژه و مقامات مسئول از ایران، روسیه و کشورهای همسایه افغانستان از جمله پاکستان، چین، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان حضور داشتند. این نشست با هدف تبادل نظر درباره آخرین تحولات افغانستان، بررسی چالشهای امنیتی، انسانی و اقتصادی و نیز تقویت هماهنگی و گفتوگوی منطقهای پیرامون آینده این کشور برگزار شد.
برگزاری نشست نمایندگان ویژه کشورهای همسایه افغانستان و روسیه در تهران در مقطع کنونی، بیانگر تلاش هدفمند ایران برای شکلدهی به یک رویکرد منطقهای در قبال تحولات افغانستان است. این اجلاس با محور گفتوگو، تقویت تفاهم متقابل و پرهیز از مداخلات خارجی برگزار شد و نشان داد که کشورهای همسایه بیش از هر بازیگر دیگری نسبت به ثبات و امنیت افغانستان ذینفع و مسئول هستند. نفس برگزاری نشست در تهران، پیام روشنی درباره ضرورت اتکای منطقه به ظرفیتهای درونی خود برای مدیریت چالشهای مشترک ارسال کرد.
در این چارچوب، سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران، ثبات در افغانستان را یک الزام راهبردی برای کل منطقه دانست و تأکید کرد که امنیت این کشور بهطور مستقیم با منافع همه همسایگان گره خورده است. از نگاه ایران، حلوفصل مسائل افغانستان تنها از مسیر گفتوگو، تعامل و اعتمادسازی میان طرفهای ذیمدخل امکانپذیر است؛ رویکردی که بر احترام متقابل و عدم دخالت در امور داخلی کشورها استوار بوده و مبنای سیاست منطقهای تهران را تشکیل میدهد.
ایران همچنین بر پیوند میان ثبات افغانستان و توسعه اقتصادی منطقه تأکید کرد و توسعه شبکههای ترانزیتی، انرژی، همکاریهای مرزی و تسهیل تجارت را عاملی کلیدی برای ادغام افغانستان در ساختارهای اقتصادی پیرامونی دانست. از این منظر، افغانستان میتواند به حلقه اتصال آسیای مرکزی، جنوب آسیا و غرب آسیا تبدیل شود؛ نقشی که تحقق آن نهتنها به نفع مردم افغانستان، بلکه موجب همگرایی و شکوفایی اقتصادی کل منطقه خواهد بود.
در سخنان مطرحشده در این نشست، جایگاه مردم افغانستان در مرکز همه تلاشها مورد تأکید قرار گرفت. ایران و دیگر کشورهای حاضر بر این باور بودند که همسایگان افغانستان مسئولیت اخلاقی، انسانی و منطقهای ویژهای در کمک به بهبود وضعیت این کشور دارند و میتوانند از طریق هماهنگی سیاستها و تعامل سازنده با مقامات افغانستان، نقش مؤثری در کاهش بحرانها و ارتقای ثبات ایفا کنند.
در مجموع، اجلاس تهران را میتوان گامی عملی در مسیر نهادینهسازی گفتوگوهای منظم منطقهای درباره افغانستان دانست؛ ابتکاری که میتواند به کاهش سوءتفاهمها، تقویت اعتماد، همافزایی سیاستها و شکلگیری یک رویکرد منسجم و پایدار منطقهای منجر شود.
اجلاس منطقهای تهران درباره افغانستان با چالشهایی همچون تفاوت دیدگاه و اولویتهای کشورهای همسایه در نحوه تعامل با حاکمیت افغانستان، پیچیدگیهای داخلی این کشور در حوزههای سیاسی، اقتصادی و انسانی، نبود سازوکارهای اجرایی و پیگیری منسجم برای عملیاتیکردن توافقها، و نیز تأثیر فشارها و مداخلات بازیگران غیرمنطقهای مواجه است؛ عواملی که میتوانند سرعت و اثربخشی همگرایی منطقهای و تبدیل گفتوگوها به اقدامات عملی را محدود کنند.
در کنار تلاشهای منطقهای برای گفتوگو و ثباتسازی، یکی از چالشهای مهم همزمان، رویکردهای تقابلی در برخی مجامع بینالمللی است؛ بهگونهای که در جریان شصتمین نشست شورای حقوق بشر، اتحادیه اروپا در پیشنویس قطعنامه مربوط به وضعیت حقوق بشر در افغانستان، سازوکار حقیقتیابی را درج کرده است که مأموریت آن جمعآوری دادههای مربوط به نقض حقوق بشر با هدف استفاده در محاکم قضایی است، امری که میتواند بر فضای اعتماد، تعامل سازنده و ابتکارات گفتوگوی منطقهای پیرامون افغانستان تأثیر منفی گذاشته و شکاف میان رویکردهای منطقهای و برخی مسیرهای حقوقی ـ سیاسی بینالمللی را تعمیق کند.
اجلاس منطقهای تهران درباره افغانستان
نشست نمایندگان ویژه کشورهای همسایه افغانستان و روسیه به میزبانی ایران در تهران در روز یکشنبه در حال برگزاری است.
در این اجلاس، نمایندگان ویژه و مقامات مسئول از ایران، روسیه و کشورهای همسایه افغانستان از جمله پاکستان، چین، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان حضور داشتند. این نشست با هدف تبادل نظر درباره آخرین تحولات افغانستان، بررسی چالشهای امنیتی، انسانی و اقتصادی و نیز تقویت هماهنگی و گفتوگوی منطقهای پیرامون آینده این کشور برگزار شد.
برگزاری نشست نمایندگان ویژه کشورهای همسایه افغانستان و روسیه در تهران در مقطع کنونی، بیانگر تلاش هدفمند ایران برای شکلدهی به یک رویکرد منطقهای در قبال تحولات افغانستان است. این اجلاس با محور گفتوگو، تقویت تفاهم متقابل و پرهیز از مداخلات خارجی برگزار شد و نشان داد که کشورهای همسایه بیش از هر بازیگر دیگری نسبت به ثبات و امنیت افغانستان ذینفع و مسئول هستند. نفس برگزاری نشست در تهران، پیام روشنی درباره ضرورت اتکای منطقه به ظرفیتهای درونی خود برای مدیریت چالشهای مشترک ارسال کرد.
در این چارچوب، سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران، ثبات در افغانستان را یک الزام راهبردی برای کل منطقه دانست و تأکید کرد که امنیت این کشور بهطور مستقیم با منافع همه همسایگان گره خورده است. از نگاه ایران، حلوفصل مسائل افغانستان تنها از مسیر گفتوگو، تعامل و اعتمادسازی میان طرفهای ذیمدخل امکانپذیر است؛ رویکردی که بر احترام متقابل و عدم دخالت در امور داخلی کشورها استوار بوده و مبنای سیاست منطقهای تهران را تشکیل میدهد.
ایران همچنین بر پیوند میان ثبات افغانستان و توسعه اقتصادی منطقه تأکید کرد و توسعه شبکههای ترانزیتی، انرژی، همکاریهای مرزی و تسهیل تجارت را عاملی کلیدی برای ادغام افغانستان در ساختارهای اقتصادی پیرامونی دانست. از این منظر، افغانستان میتواند به حلقه اتصال آسیای مرکزی، جنوب آسیا و غرب آسیا تبدیل شود؛ نقشی که تحقق آن نهتنها به نفع مردم افغانستان، بلکه موجب همگرایی و شکوفایی اقتصادی کل منطقه خواهد بود.
در سخنان مطرحشده در این نشست، جایگاه مردم افغانستان در مرکز همه تلاشها مورد تأکید قرار گرفت. ایران و دیگر کشورهای حاضر بر این باور بودند که همسایگان افغانستان مسئولیت اخلاقی، انسانی و منطقهای ویژهای در کمک به بهبود وضعیت این کشور دارند و میتوانند از طریق هماهنگی سیاستها و تعامل سازنده با مقامات افغانستان، نقش مؤثری در کاهش بحرانها و ارتقای ثبات ایفا کنند.
در مجموع، اجلاس تهران را میتوان گامی عملی در مسیر نهادینهسازی گفتوگوهای منظم منطقهای درباره افغانستان دانست؛ ابتکاری که میتواند به کاهش سوءتفاهمها، تقویت اعتماد، همافزایی سیاستها و شکلگیری یک رویکرد منسجم و پایدار منطقهای منجر شود.
اجلاس منطقهای تهران درباره افغانستان با چالشهایی همچون تفاوت دیدگاه و اولویتهای کشورهای همسایه در نحوه تعامل با حاکمیت افغانستان، پیچیدگیهای داخلی این کشور در حوزههای سیاسی، اقتصادی و انسانی، نبود سازوکارهای اجرایی و پیگیری منسجم برای عملیاتیکردن توافقها، و نیز تأثیر فشارها و مداخلات بازیگران غیرمنطقهای مواجه است؛ عواملی که میتوانند سرعت و اثربخشی همگرایی منطقهای و تبدیل گفتوگوها به اقدامات عملی را محدود کنند.
در کنار تلاشهای منطقهای برای گفتوگو و ثباتسازی، یکی از چالشهای مهم همزمان، رویکردهای تقابلی در برخی مجامع بینالمللی است؛ بهگونهای که در جریان شصتمین نشست شورای حقوق بشر، اتحادیه اروپا در پیشنویس قطعنامه مربوط به وضعیت حقوق بشر در افغانستان، سازوکار حقیقتیابی را درج کرده است که مأموریت آن جمعآوری دادههای مربوط به نقض حقوق بشر با هدف استفاده در محاکم قضایی است، امری که میتواند بر فضای اعتماد، تعامل سازنده و ابتکارات گفتوگوی منطقهای پیرامون افغانستان تأثیر منفی گذاشته و شکاف میان رویکردهای منطقهای و برخی مسیرهای حقوقی ـ سیاسی بینالمللی را تعمیق کند.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies شب ایران و هند
@indianstudies
شب ایران و هند
به مناسبت انتشار کتاب «هند در دورهٔ ایرانیمآبی»، نوشتهٔ ریچارد ماکسول ایتون، با ترجمهٔ بهنام مهدویراد که از سوی نشر ندای تاریخ منتشر شده است، نهصد و سی و دومین شب از شبهای بخارا به ایران و هند اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر شنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۴ با سخنرانی محمدباقر وثوقی، مقصودعلی صادقی گندمانی، شهرام یوسفیفر، شقایق فتحعلیزاده، بهنام مهدویراد و علی دهباشی در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران، تالار عباس اقبال آشتیانی، برگزار خواهد شد.
شبهقارهٔ هند که توسط کوهها و دریاهای وسیع محافظت میشود، ممکن است دنیایی تقریباً کامل و مستقل با مذاهب، فلسفهها و سیستمهای اجتماعی خاص خود به نظر برسد. و با این حال این سرزمین کهن و جوامع متنوع آن تعامل طولانی و شدیدی را با مردم و فرهنگهای شرق و جنوب شرق آسیا، اروپا، آفریقا و بهویژه آسیای مرکزی و فلات ایران تجربه کردند.
ریچارد ماکسول ایتون در کتاب «هند در دورهٔ ایرانیمآبی» این داستان خارقالعاده را با ذوق و اصالت روایت میکند، زیرا وی ظهور فرهنگ فارسیگرایی را دنبال میکند، دنیای فرامنطقهای چندوجهی که توسط شبکههای روزافزون در بسیاری از آسیا به هم متصل شده است. این فرهنگ که در قرن یازدهم توسط سلسلههای مستقر در شرق افغانستان به هند معرفی شد، در زمان مغولهای بزرگ (قرن شانزدهم، هفدهم و هجدهم) بهتدریج بومی شد. ایتون برخورد پیچیدهٔ بین فرهنگ سانسکریت هند، مجموعهای به همان اندازه غنی و فرامنطقهای که در طول این دوره به شکوفایی و رشد ادامه داد، و فرهنگ ایرانی که به شکلگیری سلطنت دهلی، امپراتوری مغول و تعدادی از دولتهای منطقه کمک کرد را بهخوبی توضیح میدهد. این روند بلندمدتِ تعامل فرهنگی تأثیر مستقیمی در زبانها، ادبیات، غذاها، لباسها، مذاهب، سبکهای فرمانروایی و جنگ، علم، هنر، موسیقی و معماری داشته که بیشتر در جنوب آسیا منعکس شده است.
دانشگاه تهران، دانشکدۀ ادبیات، تالار عباس اقبال آشتیانی
شب ایران و هند
به مناسبت انتشار کتاب «هند در دورهٔ ایرانیمآبی»، نوشتهٔ ریچارد ماکسول ایتون، با ترجمهٔ بهنام مهدویراد که از سوی نشر ندای تاریخ منتشر شده است، نهصد و سی و دومین شب از شبهای بخارا به ایران و هند اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر شنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۴ با سخنرانی محمدباقر وثوقی، مقصودعلی صادقی گندمانی، شهرام یوسفیفر، شقایق فتحعلیزاده، بهنام مهدویراد و علی دهباشی در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران، تالار عباس اقبال آشتیانی، برگزار خواهد شد.
شبهقارهٔ هند که توسط کوهها و دریاهای وسیع محافظت میشود، ممکن است دنیایی تقریباً کامل و مستقل با مذاهب، فلسفهها و سیستمهای اجتماعی خاص خود به نظر برسد. و با این حال این سرزمین کهن و جوامع متنوع آن تعامل طولانی و شدیدی را با مردم و فرهنگهای شرق و جنوب شرق آسیا، اروپا، آفریقا و بهویژه آسیای مرکزی و فلات ایران تجربه کردند.
ریچارد ماکسول ایتون در کتاب «هند در دورهٔ ایرانیمآبی» این داستان خارقالعاده را با ذوق و اصالت روایت میکند، زیرا وی ظهور فرهنگ فارسیگرایی را دنبال میکند، دنیای فرامنطقهای چندوجهی که توسط شبکههای روزافزون در بسیاری از آسیا به هم متصل شده است. این فرهنگ که در قرن یازدهم توسط سلسلههای مستقر در شرق افغانستان به هند معرفی شد، در زمان مغولهای بزرگ (قرن شانزدهم، هفدهم و هجدهم) بهتدریج بومی شد. ایتون برخورد پیچیدهٔ بین فرهنگ سانسکریت هند، مجموعهای به همان اندازه غنی و فرامنطقهای که در طول این دوره به شکوفایی و رشد ادامه داد، و فرهنگ ایرانی که به شکلگیری سلطنت دهلی، امپراتوری مغول و تعدادی از دولتهای منطقه کمک کرد را بهخوبی توضیح میدهد. این روند بلندمدتِ تعامل فرهنگی تأثیر مستقیمی در زبانها، ادبیات، غذاها، لباسها، مذاهب، سبکهای فرمانروایی و جنگ، علم، هنر، موسیقی و معماری داشته که بیشتر در جنوب آسیا منعکس شده است.
دانشگاه تهران، دانشکدۀ ادبیات، تالار عباس اقبال آشتیانی
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies آیا ترکیه دشمن جدید هند است؟ «محور آنکارا–اسلامآباد» بهعنوان یک چالش راهبردی برای دهلینو مطرح شده است. حمایت ترکیه از پاکستان در جریان «عملیات سیندور» با ارائه تجهیزات دفاعی، از جمله پهپادهای پیشرفته، از سوی هند در نشست سازمان همکاری شانگهای…
@indianstudies
قرارداد ۴ میلیارد دلاری پاکستان با خلیفه حفتر در لیبی
پاکستان با امضای قراردادی دفاعی به ارزش بیش از ۴ میلیارد دلار با نیروهای شرق لیبی موسوم به «ارتش ملی لیبی» (LNA)، گام بلندی در مسیر تبدیلشدن به یک صادرکننده مهم تسلیحات در خارج از جنوب آسیا برداشته است.
این توافق که پس از دیدار عاصم منیر با حفتر در بنغازی نهایی شد، از نگاه تحلیلگران غربی یکی از بزرگترین معاملات تسلیحاتی تاریخ پاکستان محسوب میشود و جایگاه صنایع دفاعی این کشور را بهطور محسوسی تقویت میکند.
این قرارداد شامل فروش تجهیزات زمینی، دریایی و هوایی است و احتمالاً تحویل جنگندههای JF-17 و هواپیماهای آموزشی را نیز دربر میگیرد.
منابع انگلیسی تأکید میکنند که اسلامآباد این معامله را نهفقط یک فروش تسلیحاتی، بلکه «ویترین توانمندی نظامی» خود میداند؛ فرصتی برای فعالسازی خطوط تولید، انتقال تجربه عملیاتی و ارائه بسته کامل آموزش، نگهداشت و پشتیبانی، مستقل از زنجیره تأمین غرب.
این تحول در حالی رخ میدهد که تحریم تسلیحاتی سازمان ملل علیه لیبی همچنان برقرار است، اما گزارشهای رسمی سازمان ملل اذعان دارند که این تحریم عملاً تضعیف شده و بازیگران خارجی متعددی آن را دور میزنند.
منابع خبری همچنین به نارضایتی ترکیه از این توافق اشاره میکنند. آنکارا که حامی اصلی دولت غرب لیبی در طرابلس است و سالها در حوزه نظامی و امنیتی این کشور سرمایهگذاری کرده، گسترش نفوذ پاکستان در شرق لیبی را عاملی برای برهمزدن موازنه نفوذ خود میداند. از این منظر، قرارداد اسلامآباد–بنغازی فقط یک معامله تسلیحاتی نیست، بلکه نشانهای از ورود بازیگری جدید به رقابت ژئوپلیتیک پیچیده شمال آفریقاست؛ رقابتی که میتواند حساسیت ترکیه و سایر قدرتهای منطقهای را تشدید کند و بر روابط روبهرشد با ترکیه سایه بیفکند.
قرارداد ۴ میلیارد دلاری پاکستان با خلیفه حفتر در لیبی
پاکستان با امضای قراردادی دفاعی به ارزش بیش از ۴ میلیارد دلار با نیروهای شرق لیبی موسوم به «ارتش ملی لیبی» (LNA)، گام بلندی در مسیر تبدیلشدن به یک صادرکننده مهم تسلیحات در خارج از جنوب آسیا برداشته است.
این توافق که پس از دیدار عاصم منیر با حفتر در بنغازی نهایی شد، از نگاه تحلیلگران غربی یکی از بزرگترین معاملات تسلیحاتی تاریخ پاکستان محسوب میشود و جایگاه صنایع دفاعی این کشور را بهطور محسوسی تقویت میکند.
این قرارداد شامل فروش تجهیزات زمینی، دریایی و هوایی است و احتمالاً تحویل جنگندههای JF-17 و هواپیماهای آموزشی را نیز دربر میگیرد.
منابع انگلیسی تأکید میکنند که اسلامآباد این معامله را نهفقط یک فروش تسلیحاتی، بلکه «ویترین توانمندی نظامی» خود میداند؛ فرصتی برای فعالسازی خطوط تولید، انتقال تجربه عملیاتی و ارائه بسته کامل آموزش، نگهداشت و پشتیبانی، مستقل از زنجیره تأمین غرب.
این تحول در حالی رخ میدهد که تحریم تسلیحاتی سازمان ملل علیه لیبی همچنان برقرار است، اما گزارشهای رسمی سازمان ملل اذعان دارند که این تحریم عملاً تضعیف شده و بازیگران خارجی متعددی آن را دور میزنند.
منابع خبری همچنین به نارضایتی ترکیه از این توافق اشاره میکنند. آنکارا که حامی اصلی دولت غرب لیبی در طرابلس است و سالها در حوزه نظامی و امنیتی این کشور سرمایهگذاری کرده، گسترش نفوذ پاکستان در شرق لیبی را عاملی برای برهمزدن موازنه نفوذ خود میداند. از این منظر، قرارداد اسلامآباد–بنغازی فقط یک معامله تسلیحاتی نیست، بلکه نشانهای از ورود بازیگری جدید به رقابت ژئوپلیتیک پیچیده شمال آفریقاست؛ رقابتی که میتواند حساسیت ترکیه و سایر قدرتهای منطقهای را تشدید کند و بر روابط روبهرشد با ترکیه سایه بیفکند.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstidies آرامش ناپایدار پس از اعلام آتشبس در ۱۰ می ۲۰۲۵ بین هند و پاکستان، وضعیت در منطقه کشمیر همچنان ناپایدار باقی مانده است. اگرچه توافق با میانجیگری ایالات متحده بهمنظور کاهش تنشها حاصل شد، اما تنها چند ساعت پس از اعلام آن، گزارشهایی از…
@indianstudies
هند و پاکستان همچنان در ریل دشمنی به رغم باز ماندن کانال ارتباطی
شورای روابط خارجی آمریکا در گزارش جدیدی هشدار داده است که بهدلیل افزایش فعالیتهای تند در کشمیر، احتمال «متوسط» ازسرگیری درگیری مسلحانه میان هند و پاکستان در سال ۲۰۲۶ وجود دارد و این بحران میتواند تأثیری «متوسط» بر منافع آمریکا داشته باشد؛ همچنین احتمال درگیری نظامی میان پاکستان و افغانستان نیز «متوسط» ارزیابی شده است.
با وجود این فضای مستعد تنش، نشانه های محدود از کاهش تنشها دیده شد؛ جایی که وزیر امور خارجه هند و رئیس مجلس ملی پاکستان در حاشیه مراسم خاکسپاری خالده ضیا، نخست وزیر سابق بنگلادش، در داکا با یکدیگر دیدار و دست دادند. اقدامی که نخستین تماس سطح بالای دو کشور پس از درگیریهای نظامی ماه می محسوب میشود.
همزمان، دهلینو و اسلامآباد طبق توافقنامه ۱۹۸۸ فهرست تأسیسات هستهای خود را مبادله کردند، اما پاکستان نسبت به اقدامات یکجانبه هند در اجرای پروژههای برقآبی بر رودخانههای غربی هشدار داد و آن را ناقض معاهده آبهای سند دانست.
هند و پاکستان همچنان در ریل دشمنی به رغم باز ماندن کانال ارتباطی
شورای روابط خارجی آمریکا در گزارش جدیدی هشدار داده است که بهدلیل افزایش فعالیتهای تند در کشمیر، احتمال «متوسط» ازسرگیری درگیری مسلحانه میان هند و پاکستان در سال ۲۰۲۶ وجود دارد و این بحران میتواند تأثیری «متوسط» بر منافع آمریکا داشته باشد؛ همچنین احتمال درگیری نظامی میان پاکستان و افغانستان نیز «متوسط» ارزیابی شده است.
با وجود این فضای مستعد تنش، نشانه های محدود از کاهش تنشها دیده شد؛ جایی که وزیر امور خارجه هند و رئیس مجلس ملی پاکستان در حاشیه مراسم خاکسپاری خالده ضیا، نخست وزیر سابق بنگلادش، در داکا با یکدیگر دیدار و دست دادند. اقدامی که نخستین تماس سطح بالای دو کشور پس از درگیریهای نظامی ماه می محسوب میشود.
همزمان، دهلینو و اسلامآباد طبق توافقنامه ۱۹۸۸ فهرست تأسیسات هستهای خود را مبادله کردند، اما پاکستان نسبت به اقدامات یکجانبه هند در اجرای پروژههای برقآبی بر رودخانههای غربی هشدار داد و آن را ناقض معاهده آبهای سند دانست.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies وخامت روابط هند-بنگلادش مشاور امور خارجۀ بنگلادش گفت ما به هند درباره درخواست رسمی خود برای بازگرداندن شیخ حسینه برای طی مراحل قضایی اطلاع دادهایم. به دنبال آن یکی از مقامهای بنگلادش در دولت جدید این کشور تهدید کرد که بخشهایی از شمال…
@indianstudies
فرصت بازتنظیم روابط هند و بنگلادش پس از سقوط شیخ حسینه
سقوط دولت شیخ حسینه در آگوست ۲۰۲۴ نقطه عطفی در روابط هند و بنگلادش بود. حمایت طولانیمدت دهلینو از حسینه، که متحد اصلی هند محسوب میشد، نهتنها به تداوم حکومت او کمک نکرد بلکه احساسات ضد هندی را در جامعه بنگلادش تشدید نمود و در نهایت به تضعیف جایگاه هند پس از برکناری او انجامید.
پس از این تحول، روابط دو کشور بهسرعت رو به تیرگی رفت و با تنشهای دیپلماتیک، محدودیتهای تجاری متقابل و درگیریهای مرزی همراه شد.
با وجود پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی و نقش تعیینکننده هند در استقلال بنگلادش در سال ۱۹۷۱، روابط دوجانبه همواره شکننده بوده است. اختلافات مرزی، نگرانیهای امنیتی، برداشت بنگلادشیها از هژمونی هند و حساسیتهای قومی و مذهبی، بارها باعث بیاعتمادی شدهاند. دوران حکومت حسینه از ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ در دهلینو بهعنوان «عصر طلایی» روابط توصیف میشد، اما در داخل بنگلادش این نزدیکی بیش از حد به هند بهتدریج به یک هزینه سیاسی برای او تبدیل شد.
پس از خروج حسینه و پناهدادن هند به او، فضای بیاعتمادی تشدید شد. دو طرف یکدیگر را به تحریک تنش متهم کردند و الگوی «اقدام متقابل» در تجارت و مرزها شکل گرفت. این وضعیت نهتنها سودی برای هیچیک نداشت، بلکه زمینهساز افزایش لفاظیهای تند و حتی خشونت شد؛ از جمله اعتراضات ضد هندی در دسامبر که پس از کشتهشدن یک فعال جوان منتقد هند شدت گرفت.
در این میان، سیاست داخلی هر دو کشور میتواند روند ترمیم روابط را دشوارتر کند. در بنگلادش، دامنزدن به احساسات ضد هندی ابزاری رایج در رقابتهای انتخاباتی است و در هند نیز ملیگرایی هندو و سیاستهای سختگیرانه حزب حاکم BJP، بهویژه در موضوع مهاجرت و امنیت مرزی، موجب افزایش حساسیتها در بنگلادش شده است. این عوامل خطر تثبیت یک چرخه مزمن از بیاعتمادی را بالا میبرند.
انتخابات ملی بنگلادش در فوریه ۲۰۲۶ فرصتی مهم برای بازتنظیم روابط فراهم میکند. با حذف عوامی لیگ از رقابتها، احتمال پیروزی حزب ملیگرای بنگلادش وجود دارد؛ حزبی که در گذشته روابط پرتنشی با هند داشته، اما در شرایط جدید میتواند شریک واقعبینانهتری برای تأمین منافع متقابل باشد. دهلینو برای استفاده از این فرصت باید از وابستگی انحصاری به یک حزب فاصله بگیرد و با طیف گستردهتری از نیروهای سیاسی بنگلادش تعامل کند.
در نهایت، بازسازی پایدار روابط نیازمند خویشتنداری و حسن نیت دوطرفه است. احزاب بنگلادشی باید از بهرهبرداری انتخاباتی از احساسات ضد هندی پرهیز کنند و دولت آینده نگرانیهای امنیتی هند را جدی بگیرد. در مقابل، هند نیز باید با اقدامات اعتمادساز، از جمله کاهش محدودیتهای ویزا و تقویت روابط مردمبامردم، نشان دهد که به یک رابطه متوازن و مبتنی بر احترام متقابل متعهد است. موفقیت یا شکست در این مسیر، تأثیر مستقیمی بر ثبات مرزی، امنیت و توسعه اقتصادی منطقه خواهد داشت.
منبع: گروه بحران (Crisis Group)
فرصت بازتنظیم روابط هند و بنگلادش پس از سقوط شیخ حسینه
سقوط دولت شیخ حسینه در آگوست ۲۰۲۴ نقطه عطفی در روابط هند و بنگلادش بود. حمایت طولانیمدت دهلینو از حسینه، که متحد اصلی هند محسوب میشد، نهتنها به تداوم حکومت او کمک نکرد بلکه احساسات ضد هندی را در جامعه بنگلادش تشدید نمود و در نهایت به تضعیف جایگاه هند پس از برکناری او انجامید.
پس از این تحول، روابط دو کشور بهسرعت رو به تیرگی رفت و با تنشهای دیپلماتیک، محدودیتهای تجاری متقابل و درگیریهای مرزی همراه شد.
با وجود پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی و نقش تعیینکننده هند در استقلال بنگلادش در سال ۱۹۷۱، روابط دوجانبه همواره شکننده بوده است. اختلافات مرزی، نگرانیهای امنیتی، برداشت بنگلادشیها از هژمونی هند و حساسیتهای قومی و مذهبی، بارها باعث بیاعتمادی شدهاند. دوران حکومت حسینه از ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ در دهلینو بهعنوان «عصر طلایی» روابط توصیف میشد، اما در داخل بنگلادش این نزدیکی بیش از حد به هند بهتدریج به یک هزینه سیاسی برای او تبدیل شد.
پس از خروج حسینه و پناهدادن هند به او، فضای بیاعتمادی تشدید شد. دو طرف یکدیگر را به تحریک تنش متهم کردند و الگوی «اقدام متقابل» در تجارت و مرزها شکل گرفت. این وضعیت نهتنها سودی برای هیچیک نداشت، بلکه زمینهساز افزایش لفاظیهای تند و حتی خشونت شد؛ از جمله اعتراضات ضد هندی در دسامبر که پس از کشتهشدن یک فعال جوان منتقد هند شدت گرفت.
در این میان، سیاست داخلی هر دو کشور میتواند روند ترمیم روابط را دشوارتر کند. در بنگلادش، دامنزدن به احساسات ضد هندی ابزاری رایج در رقابتهای انتخاباتی است و در هند نیز ملیگرایی هندو و سیاستهای سختگیرانه حزب حاکم BJP، بهویژه در موضوع مهاجرت و امنیت مرزی، موجب افزایش حساسیتها در بنگلادش شده است. این عوامل خطر تثبیت یک چرخه مزمن از بیاعتمادی را بالا میبرند.
انتخابات ملی بنگلادش در فوریه ۲۰۲۶ فرصتی مهم برای بازتنظیم روابط فراهم میکند. با حذف عوامی لیگ از رقابتها، احتمال پیروزی حزب ملیگرای بنگلادش وجود دارد؛ حزبی که در گذشته روابط پرتنشی با هند داشته، اما در شرایط جدید میتواند شریک واقعبینانهتری برای تأمین منافع متقابل باشد. دهلینو برای استفاده از این فرصت باید از وابستگی انحصاری به یک حزب فاصله بگیرد و با طیف گستردهتری از نیروهای سیاسی بنگلادش تعامل کند.
در نهایت، بازسازی پایدار روابط نیازمند خویشتنداری و حسن نیت دوطرفه است. احزاب بنگلادشی باید از بهرهبرداری انتخاباتی از احساسات ضد هندی پرهیز کنند و دولت آینده نگرانیهای امنیتی هند را جدی بگیرد. در مقابل، هند نیز باید با اقدامات اعتمادساز، از جمله کاهش محدودیتهای ویزا و تقویت روابط مردمبامردم، نشان دهد که به یک رابطه متوازن و مبتنی بر احترام متقابل متعهد است. موفقیت یا شکست در این مسیر، تأثیر مستقیمی بر ثبات مرزی، امنیت و توسعه اقتصادی منطقه خواهد داشت.
منبع: گروه بحران (Crisis Group)
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies آغاز خروج ناتو از افغانستان امروز نیروهای ناتو پس از ۲۰ سال استقرار در افغانستان، عملیات خروج از این کشور را آغاز کردند. تا آخرین مرحله این عملیات که در سپتامبر سال جاری میلادی خواهد بود، ۱۰ هزار سرباز ناتو افغانستان را ترک میکنند. پیشتر…
@indianstudies
از وعده بازسازی تا میراث ویرانی
شاید هیچزمانی برای تامل دوباره در نتیجه ملتسازی و دولتسازیهای مهندسیشده آمریکا بهتر از وقتی نباشد که دنیا در تحیر قلدرمآبی ترامپ در حمله و دستگیری و انتقال رئیسجمهور یک کشور مستقل سازمان ملل به یک کشور عضو دائم شورای امنیت نباشد.
داستان افغانستان برای زمانی است که "ظاهرا" "جامعه جهانی" و "اجماع جهانی" و "حقوق بینالملل" معنایی متفاوت از امروز داشت.
در اینجا هم هیچ متنی گویاتر از نوشته دفتر بازرسی ویژه آمریکا(سیگار) نیست که حدود ۱ ماه پیش منتشر شده است و طبیعتا ملاحظات خاص نگارش خود برای دولت آمریکا را دارد.
گزارش نهایی بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان تصویری عریان از پروژهای ارائه میدهد که با وعده بازسازی آغاز شد اما به یکی از پرهزینهترین ناکامیهای سیاست خارجی آمریکا انجامید.
بر اساس این گزارش، واشنگتن طی دو دهه، ۱۴۴ میلیارد دلار صرف بازسازی افغانستان کرد، در حالی که میلیونها افغان همچنان با گرسنگی، بیکاری و فروپاشی اقتصادی دستبهگریباناند. این ارزیابی نهایی، کل دوره جنگ و بازسازی از ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ را پوشش میدهد و شکاف عمیق میان هزینههای عظیم و نتایج ناچیز را آشکار میسازد.
در این گزارش آمده است که منابع مالی آمریکا صرف پروژههای زیرساختی، برنامههای حکمرانی، ایجاد نیروهای امنیتی و طرحهای توسعهای شد؛ اما این سرمایهگذاریها هرگز به پایهای پایدار برای دولتسازی تبدیل نشد.
افزون بر هزینههای بازسازی، آمریکا حدود ۷۶۳ میلیارد دلار نیز برای عملیات نظامی در افغانستان خرج کرد؛ رقمی که بنا بر تصریح گزارش، از هزینه طرح مارشال برای بازسازی اروپا پس از جنگ جهانی دوم نیز فراتر رفته است. با این حال، افغانستان نه بازسازی شد و نه به ثبات رسید.
یکی از برجستهترین نمادهای این شکست، پروژه ساخت ارتش افغانستان است. ایالات متحده حدود ۹۰ میلیارد دلار برای ایجاد یک ارتش و ساختار امنیتی مدرن هزینه کرد، اما این نیروها پس از خروج آمریکا در سال ۲۰۲۱ با سرعتی خیرهکننده فروپاشیدند.
طبق گزارش، نیروهای افغان به ۱۴۷ هزار وسیله نقلیه، ۴۲۷ هزار قبضه سلاح و ۱۶۲ فروند هواپیما مجهز شده بودند، اما با سقوط کابل، تسلیحاتی به ارزش ۷.۱ میلیارد دلار در خاک افغانستان باقی ماند؛ تجهیزاتی که بیش از آنکه نشانه توانسازی باشد، به یادگار شکست بدل شد.
گزارش همچنین نشان میدهد که پایان حضور نظامی آمریکا به معنای توقف هزینهها نبود. حتی پس از تسلط طالبان، ایالات متحده طی چهار سال ۳.۸۳ میلیارد دلار کمک مالی در اختیار حکومت جدید قرار داد و کمککنندگان بینالمللی نیز ۸.۱ میلیارد دلار دیگر به افغانستان اختصاص دادند. با وجود این جریان مستمر منابع، وضعیت زندگی شهروندان عادی بهبود نیافت و گرسنگی، قحطی و بیکاری در سراسر کشور تداوم پیدا کرد؛ گویی پولها در مسیری موازی با واقعیت اجتماعی حرکت میکردند.
در جمعبندی گزارش تأکید شده است که فساد ساختاری، ناکارآمدی و سوءمدیریت در دولتهای متوالی افغانستان، روند بازسازی را بهشدت تضعیف کرده است.
بخش قابل توجهی از منابع مالی یا در پروژههای ناکارآمد هدر رفت یا هرگز به دست اقشار نیازمند نرسید. نتیجه آن شد که میلیاردها دلار هزینه شد، اما اثر ملموسی بر زندگی روزمره مردم باقی نماند و اعتماد عمومی به کلی فرسوده شد.
همزمان، گزارش دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از وضعیت حقوق بشر در افغانستان نشان میدهد که پس از این شکست پرهزینه، نهتنها ثبات و توسعه محقق نشد، بلکه جامعه با محدودیت بیشتر، انسداد سیاسی و بحران انسانی عمیقتری روبهرو شد. و حالا در جریان نشست اخیر شورای حقوق بشر مکانیسم حقیقتیابی برای افغانستان تعیین شده که موظف به جمع آوری داده های مربوط به نقض حقوق بشر در افغانستان است.
کنار هم قرار گرفتن این دو گزارش—یکی از درون دستگاه نظارتی آمریکا و دیگری از نهاد حقوق بشری سازمان ملل—به یک نتیجه مشترک میرسد: پروژه آمریکا در افغانستان، با وجود هزینههای نجومی، نهتنها موفق نبود، بلکه به فاجعهای راهبردی انجامید که پیامدهای آن همچنان گریبان افغانستان و اعتبار جهانی ایالات متحده را رها نکرده است.
آنچه امروز دیده میشود، نه دستاورد بازسازی، بلکه میراثی از اتلاف، بیاعتباری و عقبنشینی است؛ شکستی که برای افغانستان ویرانگر بود و برای آمریکا، نشانهای آشکار از محدودیت قدرت یک ابرقدرت در جهان واقعی.
از وعده بازسازی تا میراث ویرانی
شاید هیچزمانی برای تامل دوباره در نتیجه ملتسازی و دولتسازیهای مهندسیشده آمریکا بهتر از وقتی نباشد که دنیا در تحیر قلدرمآبی ترامپ در حمله و دستگیری و انتقال رئیسجمهور یک کشور مستقل سازمان ملل به یک کشور عضو دائم شورای امنیت نباشد.
داستان افغانستان برای زمانی است که "ظاهرا" "جامعه جهانی" و "اجماع جهانی" و "حقوق بینالملل" معنایی متفاوت از امروز داشت.
در اینجا هم هیچ متنی گویاتر از نوشته دفتر بازرسی ویژه آمریکا(سیگار) نیست که حدود ۱ ماه پیش منتشر شده است و طبیعتا ملاحظات خاص نگارش خود برای دولت آمریکا را دارد.
گزارش نهایی بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان تصویری عریان از پروژهای ارائه میدهد که با وعده بازسازی آغاز شد اما به یکی از پرهزینهترین ناکامیهای سیاست خارجی آمریکا انجامید.
بر اساس این گزارش، واشنگتن طی دو دهه، ۱۴۴ میلیارد دلار صرف بازسازی افغانستان کرد، در حالی که میلیونها افغان همچنان با گرسنگی، بیکاری و فروپاشی اقتصادی دستبهگریباناند. این ارزیابی نهایی، کل دوره جنگ و بازسازی از ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ را پوشش میدهد و شکاف عمیق میان هزینههای عظیم و نتایج ناچیز را آشکار میسازد.
در این گزارش آمده است که منابع مالی آمریکا صرف پروژههای زیرساختی، برنامههای حکمرانی، ایجاد نیروهای امنیتی و طرحهای توسعهای شد؛ اما این سرمایهگذاریها هرگز به پایهای پایدار برای دولتسازی تبدیل نشد.
افزون بر هزینههای بازسازی، آمریکا حدود ۷۶۳ میلیارد دلار نیز برای عملیات نظامی در افغانستان خرج کرد؛ رقمی که بنا بر تصریح گزارش، از هزینه طرح مارشال برای بازسازی اروپا پس از جنگ جهانی دوم نیز فراتر رفته است. با این حال، افغانستان نه بازسازی شد و نه به ثبات رسید.
یکی از برجستهترین نمادهای این شکست، پروژه ساخت ارتش افغانستان است. ایالات متحده حدود ۹۰ میلیارد دلار برای ایجاد یک ارتش و ساختار امنیتی مدرن هزینه کرد، اما این نیروها پس از خروج آمریکا در سال ۲۰۲۱ با سرعتی خیرهکننده فروپاشیدند.
طبق گزارش، نیروهای افغان به ۱۴۷ هزار وسیله نقلیه، ۴۲۷ هزار قبضه سلاح و ۱۶۲ فروند هواپیما مجهز شده بودند، اما با سقوط کابل، تسلیحاتی به ارزش ۷.۱ میلیارد دلار در خاک افغانستان باقی ماند؛ تجهیزاتی که بیش از آنکه نشانه توانسازی باشد، به یادگار شکست بدل شد.
گزارش همچنین نشان میدهد که پایان حضور نظامی آمریکا به معنای توقف هزینهها نبود. حتی پس از تسلط طالبان، ایالات متحده طی چهار سال ۳.۸۳ میلیارد دلار کمک مالی در اختیار حکومت جدید قرار داد و کمککنندگان بینالمللی نیز ۸.۱ میلیارد دلار دیگر به افغانستان اختصاص دادند. با وجود این جریان مستمر منابع، وضعیت زندگی شهروندان عادی بهبود نیافت و گرسنگی، قحطی و بیکاری در سراسر کشور تداوم پیدا کرد؛ گویی پولها در مسیری موازی با واقعیت اجتماعی حرکت میکردند.
در جمعبندی گزارش تأکید شده است که فساد ساختاری، ناکارآمدی و سوءمدیریت در دولتهای متوالی افغانستان، روند بازسازی را بهشدت تضعیف کرده است.
بخش قابل توجهی از منابع مالی یا در پروژههای ناکارآمد هدر رفت یا هرگز به دست اقشار نیازمند نرسید. نتیجه آن شد که میلیاردها دلار هزینه شد، اما اثر ملموسی بر زندگی روزمره مردم باقی نماند و اعتماد عمومی به کلی فرسوده شد.
همزمان، گزارش دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از وضعیت حقوق بشر در افغانستان نشان میدهد که پس از این شکست پرهزینه، نهتنها ثبات و توسعه محقق نشد، بلکه جامعه با محدودیت بیشتر، انسداد سیاسی و بحران انسانی عمیقتری روبهرو شد. و حالا در جریان نشست اخیر شورای حقوق بشر مکانیسم حقیقتیابی برای افغانستان تعیین شده که موظف به جمع آوری داده های مربوط به نقض حقوق بشر در افغانستان است.
کنار هم قرار گرفتن این دو گزارش—یکی از درون دستگاه نظارتی آمریکا و دیگری از نهاد حقوق بشری سازمان ملل—به یک نتیجه مشترک میرسد: پروژه آمریکا در افغانستان، با وجود هزینههای نجومی، نهتنها موفق نبود، بلکه به فاجعهای راهبردی انجامید که پیامدهای آن همچنان گریبان افغانستان و اعتبار جهانی ایالات متحده را رها نکرده است.
آنچه امروز دیده میشود، نه دستاورد بازسازی، بلکه میراثی از اتلاف، بیاعتباری و عقبنشینی است؛ شکستی که برای افغانستان ویرانگر بود و برای آمریکا، نشانهای آشکار از محدودیت قدرت یک ابرقدرت در جهان واقعی.
مطالعات شبه قاره هند
@Indianstudies تبادل آتش دوباره در مرز افغانستان و پاکستان؛ و تلاش برای آتشبس دوباره حکومت طالبان در یک جابهجایی کمسابقه بیش از ۲۰۰۰ نیروی وزارت دفاع خود را از پنجشیر به ولایتهای هلمند و بدخشان منتقل کرده است؛ اقدامی که در پی تشدید تنشها با پاکستان،…
@indianstudies
اتهامزنی پاکستان و پاسخ ملایم و محتاط کابل
در تازهترین موضعگیری رسمی، سخنگوی ارتش پاکستان اعلام کرد که بر اساس اطلاعات «موثق»، حدود ۲۵۰۰ تروریست از سوریه به افغانستان منتقل شدهاند و هیچیک از آنان تبعه پاکستان نیستند.
احمد شریف چودری حکومت سرپرست طالبان را «حامی و میزبان همه گروههای تروریستی فعال در افغانستان» توصیف کرد و مدعی شد که بخش قابل توجهی از تهدیدهای امنیتی علیه پاکستان، ریشه در خاک افغانستان دارد.
در مقابل، ذبیحالله مجاهد سخنگوی طالبان این اظهارات را «دور از واقعیت، غیرمسوولانه و تحریکآمیز» دانست و از مقامات پاکستانی خواست به جای اتهامزنی، بر مشکلات داخلی خود تمرکز کنند.
ژنرال شریف همچنين در تبیین وضعیت امنیتی پاکستان، سال ۲۰۲۵ را «نقطه عطف مبارزه با تروریسم» خواند و از انجام ۷۵ هزار و ۱۷۵ عملیات اطلاعاتمحور خبر داد؛ آماری که بهطور میانگین بیش از ۲۰۰ عملیات در روز را نشان میدهد.
ارتش پاکستان برای نخستین بار از واژگان جدیدی در ادبیات امنیتی خود استفاده کرد و طالبان پاکستان (TTP) را با عنوان «فتنهالخوارج» و گروههای جداییطلب بلوچ را با عنوان «فتنهالهندوستان» نامگذاری کرد؛ اصطلاحاتی که هدف آنها برجستهسازی پیوند این گروهها با عوامل خارجی عنوان شد.
سخنگوی ارتش همچنین صراحتاً اعلام کرد که اتباع افغانستان در برخی از بزرگترین حملات تروریستی سال ۲۰۲۵ در پاکستان نقش داشتهاند و افغانستان عملاً به «پایگاه عملیاتهای تروریستی» علیه این کشور تبدیل شده است.
در بخش دیگری از این مواضع، ارتش پاکستان فضای سیاسی ایالت خیبرپختونخوا را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و علت تمرکز ۷۱ درصد حملات تروریستی در این ایالت را «فضای سیاسی مساعد برای افراطگرایی» و «پیوند سیاست و تروریسم» دانست؛ انتقادی که مستقیماً دولت محلی وابسته به حزب تحریک انصاف (PTI) را هدف قرار میدهد.
اتهامزنی پاکستان و پاسخ ملایم و محتاط کابل
در تازهترین موضعگیری رسمی، سخنگوی ارتش پاکستان اعلام کرد که بر اساس اطلاعات «موثق»، حدود ۲۵۰۰ تروریست از سوریه به افغانستان منتقل شدهاند و هیچیک از آنان تبعه پاکستان نیستند.
احمد شریف چودری حکومت سرپرست طالبان را «حامی و میزبان همه گروههای تروریستی فعال در افغانستان» توصیف کرد و مدعی شد که بخش قابل توجهی از تهدیدهای امنیتی علیه پاکستان، ریشه در خاک افغانستان دارد.
در مقابل، ذبیحالله مجاهد سخنگوی طالبان این اظهارات را «دور از واقعیت، غیرمسوولانه و تحریکآمیز» دانست و از مقامات پاکستانی خواست به جای اتهامزنی، بر مشکلات داخلی خود تمرکز کنند.
ژنرال شریف همچنين در تبیین وضعیت امنیتی پاکستان، سال ۲۰۲۵ را «نقطه عطف مبارزه با تروریسم» خواند و از انجام ۷۵ هزار و ۱۷۵ عملیات اطلاعاتمحور خبر داد؛ آماری که بهطور میانگین بیش از ۲۰۰ عملیات در روز را نشان میدهد.
ارتش پاکستان برای نخستین بار از واژگان جدیدی در ادبیات امنیتی خود استفاده کرد و طالبان پاکستان (TTP) را با عنوان «فتنهالخوارج» و گروههای جداییطلب بلوچ را با عنوان «فتنهالهندوستان» نامگذاری کرد؛ اصطلاحاتی که هدف آنها برجستهسازی پیوند این گروهها با عوامل خارجی عنوان شد.
سخنگوی ارتش همچنین صراحتاً اعلام کرد که اتباع افغانستان در برخی از بزرگترین حملات تروریستی سال ۲۰۲۵ در پاکستان نقش داشتهاند و افغانستان عملاً به «پایگاه عملیاتهای تروریستی» علیه این کشور تبدیل شده است.
در بخش دیگری از این مواضع، ارتش پاکستان فضای سیاسی ایالت خیبرپختونخوا را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و علت تمرکز ۷۱ درصد حملات تروریستی در این ایالت را «فضای سیاسی مساعد برای افراطگرایی» و «پیوند سیاست و تروریسم» دانست؛ انتقادی که مستقیماً دولت محلی وابسته به حزب تحریک انصاف (PTI) را هدف قرار میدهد.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies بنگلادش؛ ملغمهای از انقلاب، شورش و تناقض اظهار نظر مقامات وزارت خارجه دو کشور ایران و آمریکا در مورد بنگلادش خیلی نزدیک به هم است آمریکا گفته از دولت انتقالی آینده بنگلادش حمایت میکنیم و امیدواریم که دموکراسی، حکومت قانون و خواست مردم مد…
@indianstudies
جماعت اسلامی و حزب ملیگرای بنگلادش: چالش وحدت ملی در انتخابات
در آستانه انتخابات ۱۲ فوریه ۲۰۲۶ بنگلادش، پیشنهاد جماعت اسلامی برای تشکیل «دولت وحدت ملی» بحثبرانگیز شده است.
رهبر این حزب میگوید هدف از این طرح، تضمین ثبات سیاسی و اداره مشارکتی کشور پس از سالها بحران است. حامیان جماعت معتقدند با توجه به پایگاه اجتماعی و نقش این حزب در تحولات اخیر، مشارکت آن در قدرت میتواند به ایجاد اجماع ملی و جلوگیری از بنبست سیاسی کمک کند.
در مقابل، منتقدان بهویژه در حزب ملیگرای بنگلادش (BNP) این طرح را نوعی فشار سیاسی پیش از انتخابات میدانند. آنها میگویند در صورت پیروزی BNP، ضرورتی برای دولت وحدت وجود ندارد و چنین ایدهای میتواند اراده رأیدهندگان را تضعیف کند.
با این حال، ناظران تأکید دارند که واقعیت سیاسی بنگلادش پس از سقوط دولت پیشین، بدون در نظر گرفتن نقش جماعت اسلامی قابل فهم نیست و آینده قدرت احتمالاً نیازمند نوعی تعامل میان این دو جریان خواهد بود.
جماعت اسلامی و حزب ملیگرای بنگلادش: چالش وحدت ملی در انتخابات
در آستانه انتخابات ۱۲ فوریه ۲۰۲۶ بنگلادش، پیشنهاد جماعت اسلامی برای تشکیل «دولت وحدت ملی» بحثبرانگیز شده است.
رهبر این حزب میگوید هدف از این طرح، تضمین ثبات سیاسی و اداره مشارکتی کشور پس از سالها بحران است. حامیان جماعت معتقدند با توجه به پایگاه اجتماعی و نقش این حزب در تحولات اخیر، مشارکت آن در قدرت میتواند به ایجاد اجماع ملی و جلوگیری از بنبست سیاسی کمک کند.
در مقابل، منتقدان بهویژه در حزب ملیگرای بنگلادش (BNP) این طرح را نوعی فشار سیاسی پیش از انتخابات میدانند. آنها میگویند در صورت پیروزی BNP، ضرورتی برای دولت وحدت وجود ندارد و چنین ایدهای میتواند اراده رأیدهندگان را تضعیف کند.
با این حال، ناظران تأکید دارند که واقعیت سیاسی بنگلادش پس از سقوط دولت پیشین، بدون در نظر گرفتن نقش جماعت اسلامی قابل فهم نیست و آینده قدرت احتمالاً نیازمند نوعی تعامل میان این دو جریان خواهد بود.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies قرارداد ۴ میلیارد دلاری پاکستان با خلیفه حفتر در لیبی پاکستان با امضای قراردادی دفاعی به ارزش بیش از ۴ میلیارد دلار با نیروهای شرق لیبی موسوم به «ارتش ملی لیبی» (LNA)، گام بلندی در مسیر تبدیلشدن به یک صادرکننده مهم تسلیحات در خارج از جنوب…
@indianstudies
وام به سلاح تبدیل میشود
پاکستان و عربستان سعودی در حال مذاکره برای تبدیل حدود دو میلیارد دلار از وامهای اعطایی عربستان به یک قرارداد تسلیحاتی هستند که محور آن خرید جنگندههای JF-17 Thunder ساخت مشترک پاکستان و چین است.
این ابتکار در چارچوب تعمیق روابط دفاعی دوجانبه و پس از گسترش همکاریهای نظامی میان دو کشور مطرح شده و نشاندهنده تلاش برای پیوند دادن حمایت مالی با همکاری صنعتی–نظامی است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده توسط منابع آگاه، ارزش اولیه این توافق معادل همان دو میلیارد دلار وام خواهد بود، اما در صورت افزودن تسلیحات جانبی، سامانههای پشتیبانی، آموزش، قطعات یدکی و خدمات فنی، ارزش کل قرارداد میتواند به حدود چهار میلیارد دلار افزایش یابد. چنین ساختاری در ادبیات اقتصاد دفاعی بهعنوان «تسویه بدهی از طریق کالا و خدمات نظامی» شناخته میشود و برای کشور بدهکار، فشار نقدینگی را کاهش میدهد.
این مذاکرات در شرایطی انجام میشود که پاکستان با محدودیتهای شدید مالی و بدهی خارجی روبهروست و دولت این کشور تلاش میکند از طریق صادرات نظامی و قراردادهای تهاتری، منابع ارزی جدید ایجاد کند.
در مقابل، عربستان سعودی نیز در چارچوب سیاست تنوعبخشی به تأمینکنندگان تسلیحاتی و توسعه توانمندیهای دفاعی خود، به دنبال گزینههایی فراتر از بازارهای سنتی غربی است.
در صورت نهایی شدن این توافق، پیامدهای آن فراتر از یک معامله تجاری خواهد بود و میتواند به تقویت پیوندهای راهبردی اسلامآباد و ریاض، و افزایش جایگاه بینالمللی صنایع دفاعی پاکستان در قالب قراردادهای صنعتی–نظامی منجر شود.
وام به سلاح تبدیل میشود
پاکستان و عربستان سعودی در حال مذاکره برای تبدیل حدود دو میلیارد دلار از وامهای اعطایی عربستان به یک قرارداد تسلیحاتی هستند که محور آن خرید جنگندههای JF-17 Thunder ساخت مشترک پاکستان و چین است.
این ابتکار در چارچوب تعمیق روابط دفاعی دوجانبه و پس از گسترش همکاریهای نظامی میان دو کشور مطرح شده و نشاندهنده تلاش برای پیوند دادن حمایت مالی با همکاری صنعتی–نظامی است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده توسط منابع آگاه، ارزش اولیه این توافق معادل همان دو میلیارد دلار وام خواهد بود، اما در صورت افزودن تسلیحات جانبی، سامانههای پشتیبانی، آموزش، قطعات یدکی و خدمات فنی، ارزش کل قرارداد میتواند به حدود چهار میلیارد دلار افزایش یابد. چنین ساختاری در ادبیات اقتصاد دفاعی بهعنوان «تسویه بدهی از طریق کالا و خدمات نظامی» شناخته میشود و برای کشور بدهکار، فشار نقدینگی را کاهش میدهد.
این مذاکرات در شرایطی انجام میشود که پاکستان با محدودیتهای شدید مالی و بدهی خارجی روبهروست و دولت این کشور تلاش میکند از طریق صادرات نظامی و قراردادهای تهاتری، منابع ارزی جدید ایجاد کند.
در مقابل، عربستان سعودی نیز در چارچوب سیاست تنوعبخشی به تأمینکنندگان تسلیحاتی و توسعه توانمندیهای دفاعی خود، به دنبال گزینههایی فراتر از بازارهای سنتی غربی است.
در صورت نهایی شدن این توافق، پیامدهای آن فراتر از یک معامله تجاری خواهد بود و میتواند به تقویت پیوندهای راهبردی اسلامآباد و ریاض، و افزایش جایگاه بینالمللی صنایع دفاعی پاکستان در قالب قراردادهای صنعتی–نظامی منجر شود.
@indianstudies
تصویب قطعنامه علیه ایران در نشست اضطراری شورای حقوق بشر
قطعنامه ضدایرانی ارائه شده در نشست اضطراری شورای حقوق بشر برای بررسی ناآرامیهای اخیر ایران با اکثریت آرا به تصویب رسید. پیشنویش با ۲۵ رای موافق، ۷ رای مخالف و ۱۴ رای ممتنع تصویب شد.
چین، کوبا، #هند، اندونزی، عراق، #پاکستان و ویتنام کشورهایی بودند که این قطعنامه رای منفی دادند.
تصویب قطعنامه علیه ایران در نشست اضطراری شورای حقوق بشر
قطعنامه ضدایرانی ارائه شده در نشست اضطراری شورای حقوق بشر برای بررسی ناآرامیهای اخیر ایران با اکثریت آرا به تصویب رسید. پیشنویش با ۲۵ رای موافق، ۷ رای مخالف و ۱۴ رای ممتنع تصویب شد.
چین، کوبا، #هند، اندونزی، عراق، #پاکستان و ویتنام کشورهایی بودند که این قطعنامه رای منفی دادند.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies لغو سفر ترامپ به هند نیویورک تایمز روز شنبه گزارش داد که ترامپ قرار بود در پاییز امسال برای شرکت در اجلاس چهارجانبه ۲۰۲۵ (کواد) به هند سفر کند، اما این سفر به دلیل تشدید تنشهای تجاری و اختلافات سیاسی لغو شده است. اجلاس کواد با حضور آمریکا،…
@indianstudies
توافق موقت تجاری هند و آمریکا
هند و آمریکا با رونمایی از چارچوب یک توافق موقت تجاری، گام تازهای برای کاهش تنشهای تعرفهای برداشتند.
بر اساس این چارچوب، هند متعهد به حذف یا کاهش تعرفه بر کالاهای صنعتی و برخی محصولات کشاورزی آمریکا شده و در مقابل، آمریکا تعرفه متقابل ۱۸ درصدی بر کالاهای هندی اعمال میکند و وعده داده در صورت نهاییشدن توافق، بخشی از این تعرفهها از جمله بر قطعات هواپیما را حذف کند. این توافق مقدمهای برای مذاکرات یک پیمان تجاری جامعتر میان دو کشور ارزیابی میشود.
بُعد انرژی این توافق بیش از همه به تنوعبخشی منابع وارداتی هند و کاهش حساسیتهای سیاسی با واشنگتن مرتبط است. در سالهای اخیر، خرید نفت روسیه توسط هند یکی از محورهای اختلاف با آمریکا بود.
«کارولین لِویت» سخنگوی کاخ سفید سهشنبه مدعی شد که دولت هند ذیل توافق افزایش واردات سوخت از آمریکا، موافقت کرد که خرید نفت از روسیه را متوقف کند. اکنون دهلینو با تقویت واردات انرژی و کالا از آمریکا، در پی متوازنسازی روابط تجاری خود است.
با وجود سابقه تاریخی واردات نفت ایران توسط هند، نفت ایران عملاً در این توافق جایی ندارد. خرید رسمی نفت ایران از سوی هند از سال ۲۰۱۹ و پس از تشدید تحریمهای آمریکا متوقف شده و تنها گزارشهایی از محمولههای محدود و غیرراهبردی در سالهای اخیر مطرح بوده است. براین اساس مسیر فعلی تجارت و انرژی دهلینو همچنان خارج از محور نفت ایران تعریف میشود.
توافق موقت تجاری هند و آمریکا
هند و آمریکا با رونمایی از چارچوب یک توافق موقت تجاری، گام تازهای برای کاهش تنشهای تعرفهای برداشتند.
بر اساس این چارچوب، هند متعهد به حذف یا کاهش تعرفه بر کالاهای صنعتی و برخی محصولات کشاورزی آمریکا شده و در مقابل، آمریکا تعرفه متقابل ۱۸ درصدی بر کالاهای هندی اعمال میکند و وعده داده در صورت نهاییشدن توافق، بخشی از این تعرفهها از جمله بر قطعات هواپیما را حذف کند. این توافق مقدمهای برای مذاکرات یک پیمان تجاری جامعتر میان دو کشور ارزیابی میشود.
بُعد انرژی این توافق بیش از همه به تنوعبخشی منابع وارداتی هند و کاهش حساسیتهای سیاسی با واشنگتن مرتبط است. در سالهای اخیر، خرید نفت روسیه توسط هند یکی از محورهای اختلاف با آمریکا بود.
«کارولین لِویت» سخنگوی کاخ سفید سهشنبه مدعی شد که دولت هند ذیل توافق افزایش واردات سوخت از آمریکا، موافقت کرد که خرید نفت از روسیه را متوقف کند. اکنون دهلینو با تقویت واردات انرژی و کالا از آمریکا، در پی متوازنسازی روابط تجاری خود است.
با وجود سابقه تاریخی واردات نفت ایران توسط هند، نفت ایران عملاً در این توافق جایی ندارد. خرید رسمی نفت ایران از سوی هند از سال ۲۰۱۹ و پس از تشدید تحریمهای آمریکا متوقف شده و تنها گزارشهایی از محمولههای محدود و غیرراهبردی در سالهای اخیر مطرح بوده است. براین اساس مسیر فعلی تجارت و انرژی دهلینو همچنان خارج از محور نفت ایران تعریف میشود.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies زنان در این کشور بیشترین حجم طلای جهان را دارند! میزان طلایی که هندی ها دارند از ذخایر روی هم رفتهی سه کشور بزرگ؛ ایالات متحدهی آمریکا, سوئیس و آلمان هم بیشتر است. هندی ها بزرگترین مصرف کنندهی طلای جهان هستند. آمارها نشان میدهد که زنان…
@indianstudies
صعود تقاضای طلا در سایۀ عدمقطعیتهای ژئوپلیتیکی
دادههای بازار جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد همزمان با تشدید نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی، مالی و پولی، طلا بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان پناهگاه امن سرمایه تثبیت کرده است.
در این میان، چین با حدود ۸۳۰ تن تقاضا در صدر قرار دارد و هند با ۷۱۰.۹ تن در رتبه دوم ایستاده است.
اهمیت هند تنها به حجم تقاضا محدود نمیشود؛ این کشور با ترکیبی از مصرف سنتی، سرمایهگذاری خانوارها، رشد بازار شمش و سکه و نقش پررنگ طلا در فرهنگ مالی، به یکی از ستونهای اصلی تقاضای جهانی تبدیل شده و در شرایط نوسانهای جهانی، طلا را ابزاری برای حفظ ثروت و پوشش ریسک میبیند.
ایالات متحده با ۱۷۵.۳ تن در رتبه سوم قرار دارد و پس از آن ترکیه با ۱۰۳.۹ تن دیده میشود. ایران نیز با تقاضای ۷۲.۷ تن در جایگاه پنجم جهان ایستاده؛ رتبهای بالاتر از کشورهایی مانند روسیه و عربستان که نشان میدهد طلا برای ایران، در فضای تحریم و محدودیتهای مالی، نقشی راهبردی در حفظ ارزش داراییها پیدا کرده است.
بازار طلا سال ۲۰۲۶ را نیز با نوسانات شدید آغاز کرد؛ رشد قابلتوجه قیمتها، افزایش فعالیت در بازار مشتقات و ورود حدود ۱۲۰ تن طلا به ETFها همگی بازتابی از تردید سرمایهگذاران نسبت به بازار اوراق بدهی و چشمانداز اقتصاد جهانی است.
در کنار این تحولات، بانکهای مرکزی با تداوم خرید طلا و ثبت خرید سالانهای بیش از ۸۶۰ تن، بار دیگر نشان دادهاند که طلا همچنان یکی از ابزارهای کلیدی مدیریت ریسک ژئوپلیتیکی در نظم مالی شکنندۀ جهان امروز است. لهستان، قزاقستان و آذربایجان بزرگترین خریداران این دسته بودند.
صعود تقاضای طلا در سایۀ عدمقطعیتهای ژئوپلیتیکی
دادههای بازار جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد همزمان با تشدید نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی، مالی و پولی، طلا بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان پناهگاه امن سرمایه تثبیت کرده است.
در این میان، چین با حدود ۸۳۰ تن تقاضا در صدر قرار دارد و هند با ۷۱۰.۹ تن در رتبه دوم ایستاده است.
اهمیت هند تنها به حجم تقاضا محدود نمیشود؛ این کشور با ترکیبی از مصرف سنتی، سرمایهگذاری خانوارها، رشد بازار شمش و سکه و نقش پررنگ طلا در فرهنگ مالی، به یکی از ستونهای اصلی تقاضای جهانی تبدیل شده و در شرایط نوسانهای جهانی، طلا را ابزاری برای حفظ ثروت و پوشش ریسک میبیند.
ایالات متحده با ۱۷۵.۳ تن در رتبه سوم قرار دارد و پس از آن ترکیه با ۱۰۳.۹ تن دیده میشود. ایران نیز با تقاضای ۷۲.۷ تن در جایگاه پنجم جهان ایستاده؛ رتبهای بالاتر از کشورهایی مانند روسیه و عربستان که نشان میدهد طلا برای ایران، در فضای تحریم و محدودیتهای مالی، نقشی راهبردی در حفظ ارزش داراییها پیدا کرده است.
بازار طلا سال ۲۰۲۶ را نیز با نوسانات شدید آغاز کرد؛ رشد قابلتوجه قیمتها، افزایش فعالیت در بازار مشتقات و ورود حدود ۱۲۰ تن طلا به ETFها همگی بازتابی از تردید سرمایهگذاران نسبت به بازار اوراق بدهی و چشمانداز اقتصاد جهانی است.
در کنار این تحولات، بانکهای مرکزی با تداوم خرید طلا و ثبت خرید سالانهای بیش از ۸۶۰ تن، بار دیگر نشان دادهاند که طلا همچنان یکی از ابزارهای کلیدی مدیریت ریسک ژئوپلیتیکی در نظم مالی شکنندۀ جهان امروز است. لهستان، قزاقستان و آذربایجان بزرگترین خریداران این دسته بودند.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies بزرگترین اپراتور بندری خصوصی هند، ورود نفتکشهای تحت تحریم غرب را ممنوع کرد شرکت آدانی، که مدیریت ۱۴ بندر از جمله بندر مهم موندرا را در اختیار دارد، اعلام کرده ورود نفتکشهایی که تحت تحریمهای کشورهای غربی قرار دارند به بنادر تحت کنترل خود…
@indianstudies
آیا حلقه تحریمی علیه ایران به وسیله هند تنگتر شده است؟
خبرگزاری رویترز در گزارشی مدعی شد دولت هند در ماه جاری میلادی سه نفتکش «مرتبط با ایران» را در چارچوب اجرای تحریمهای آمریکا توقیف کرده و برای انجام بررسیهای بیشتر به بمبئی منتقل کرده است.
این رسانه به نقل از منبعی بینام همچنین نوشت هند نظارت بر آبهای تحت کنترل خود را افزایش داده تا از انتقال نفت از کشتی به کشتی جلوگیری کند.
در واکنش به این گزارش، یک منبع آگاه در شرکت ملی نفت ایران هرگونه ارتباط این نفتکشها با ناوگان یا محمولههای نفتی ایران را بهطور رسمی تکذیب کرد و تأکید داشت که ادعای مطرحشده فاقد مبنای فنی و مالکیتی است. به گفته این منبع، هیچیک از کشتیهای توقیفشده تحت مالکیت، مدیریت یا عملیات صنعت نفت ایران قرار ندارند.
با این حال، رویترز در ادامه تحلیل خود، اقدام ادعایی هند را نشانهای از همسویی بیشتر دهلینو با سیاستهای تحریمی دولت دانسته و آن را همزمان با بهبود روابط هند و آمریکا و کاهش تعرفههای گمرکی کالاهای هندی ارزیابی کرده است.
این رسانه همچنین به انتشار و سپس حذف پیام مقامهای هندی درباره توقیف این نفتکشها در شبکه اجتماعی ایکس اشاره کرده که بر حساسیت سیاسی موضوع افزوده است.
آیا حلقه تحریمی علیه ایران به وسیله هند تنگتر شده است؟
خبرگزاری رویترز در گزارشی مدعی شد دولت هند در ماه جاری میلادی سه نفتکش «مرتبط با ایران» را در چارچوب اجرای تحریمهای آمریکا توقیف کرده و برای انجام بررسیهای بیشتر به بمبئی منتقل کرده است.
این رسانه به نقل از منبعی بینام همچنین نوشت هند نظارت بر آبهای تحت کنترل خود را افزایش داده تا از انتقال نفت از کشتی به کشتی جلوگیری کند.
در واکنش به این گزارش، یک منبع آگاه در شرکت ملی نفت ایران هرگونه ارتباط این نفتکشها با ناوگان یا محمولههای نفتی ایران را بهطور رسمی تکذیب کرد و تأکید داشت که ادعای مطرحشده فاقد مبنای فنی و مالکیتی است. به گفته این منبع، هیچیک از کشتیهای توقیفشده تحت مالکیت، مدیریت یا عملیات صنعت نفت ایران قرار ندارند.
با این حال، رویترز در ادامه تحلیل خود، اقدام ادعایی هند را نشانهای از همسویی بیشتر دهلینو با سیاستهای تحریمی دولت دانسته و آن را همزمان با بهبود روابط هند و آمریکا و کاهش تعرفههای گمرکی کالاهای هندی ارزیابی کرده است.
این رسانه همچنین به انتشار و سپس حذف پیام مقامهای هندی درباره توقیف این نفتکشها در شبکه اجتماعی ایکس اشاره کرده که بر حساسیت سیاسی موضوع افزوده است.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies جماعت اسلامی و حزب ملیگرای بنگلادش: چالش وحدت ملی در انتخابات در آستانه انتخابات ۱۲ فوریه ۲۰۲۶ بنگلادش، پیشنهاد جماعت اسلامی برای تشکیل «دولت وحدت ملی» بحثبرانگیز شده است. رهبر این حزب میگوید هدف از این طرح، تضمین ثبات سیاسی و اداره…
@indianstudies
بنگلادش پس از انتخابات؛ پیروزی قاطع ملیگرایان و پایان دولت انتقالی
انتخابات پارلمانی اخیر بنگلادش را میتوان نقطه عطفی در تحولات سیاسی این کشور پس از اعتراضات گسترده دانشجویی سال ۲۰۲۴ دانست. این انتخابات که نخستین رأیگیری سراسری پس از برکناری دولت پیشین بود، با مشارکت قابل توجه شهروندان برگزار شد و نتیجه آن تغییر بنیادین در موازنه قدرت سیاسی به سود حزب ملیگرای بنگلادش بود؛ حزبی که توانست اکثریت قاطع کرسیهای پارلمان را به دست آورد و مسیر تشکیل دولت جدید را هموار کند.
پیروزی حزب ملیگرا، بازگشت طارق رحمان به کانون قدرت را رقم زد؛ سیاستمداری که سالها در تبعید به سر برده بود و اکنون در آستانه نخستوزیری قرار دارد. این تحول نهتنها پایان یک دوره انزوای سیاسی برای او محسوب میشود، بلکه نشاندهنده چرخش افکار عمومی به سوی جریانی است که وعده بازسازی نهادها و فاصله گرفتن از شیوههای اقتدارگرایانه گذشته را مطرح کرده است.
با این حال، پیشینه اتهامات مالی و شکافهای اجتماعی، سایهای از تردید بر توان دولت آینده برای ایجاد اجماع ملی انداخته است. طارق رحمان فرزند و نزدیکترین فرد سیاسی به خالده ضیا، عملاً میراثدار این جریان محسوب میشود.
همزمان با این تغییر، محمد یونس، رئیس دولت انتقالی، از قدرت کنار رفت و رسماً پایان دوره گذار اعلام شد. یونس که پس از اعتراضات ۲۰۲۴ مسئولیت هدایت کشور در شرایط بحرانی را برعهده داشت، انتخابات اخیر را نشانهای از بازگشت تدریجی سازوکارهای مردمسالارانه دانست و بر ضرورت حفظ آزادی بیان، حقوق اساسی و تداوم اصلاحات تأکید کرد. عملکرد او در مهار تنشها و فراهمسازی بستر انتخابات، با ارزیابیهای نسبتاً مثبت داخلی و خارجی همراه بوده است.
در کنار پیروزی ملیگرایان، حضور پررنگ جریانهای اسلامگرا در پارلمان جدید نیز از ویژگیهای مهم این انتخابات است.
جماعت اسلامی بنگلادش با کسب شمار قابل توجهی از کرسیها، به اصلیترین نیروی منتقد دولت آینده تبدیل شده و میتواند در روند قانونگذاری و سیاستگذاری نقش اثرگذاری ایفا کند. این ترکیب جدید پارلمان، دولت را ناگزیر از مدیریت دقیق ائتلافها و پرهیز از تشدید شکافهای سیاسی میکند.
انتخابات همچنین با همهپرسی درباره اصلاحات گسترده قانون اساسی همراه بود؛ اصلاحاتی که هدف آنها محدود کردن تمرکز قدرت، تقویت استقلال دستگاه قضایی و بازتعریف ساختار حکمرانی است.
هرچند رأیدهندگان با کلیت این اصلاحات موافقت کردند، اجرای عملی آنها به تصمیم و اراده پارلمان جدید وابسته است و به یکی از مهمترین آزمونهای دولت آینده بدل خواهد شد.
در سوی دیگر، کنار گذاشته شدن حزب عوامی لیگ و رهبر آن شیخ حسینه از فرآیند انتخاباتی، فضای سیاسی کشور را یکدست نکرده است. اگرچه این حزب تضعیف شده، اما سابقه سیاست در بنگلادش نشان میدهد که حذف کامل یک جریان ریشهدار بهسادگی امکانپذیر نیست و بازگشت آن، چه بهصورت رسمی و چه غیررسمی، میتواند در معادلات آینده نقشآفرین باشد.
در مجموع، دولت جدید بنگلادش در شرایطی قدرت را در دست میگیرد که مطالبات اجتماعی برای بهبود معیشت، تأمین امنیت، برقراری عدالت و تثبیت مردمسالاری در بالاترین سطح قرار دارد.
موفقیت یا ناکامی این دولت نهتنها سرنوشت سیاسی کشور را رقم خواهد زد، بلکه نشان خواهد داد آیا گذار پس از اعتراضات ۲۰۲۴ به ثبات پایدار میانجامد یا بنگلادش وارد مرحلهای تازه از چالشهای سیاسی خواهد شد.
بنگلادش پس از انتخابات؛ پیروزی قاطع ملیگرایان و پایان دولت انتقالی
انتخابات پارلمانی اخیر بنگلادش را میتوان نقطه عطفی در تحولات سیاسی این کشور پس از اعتراضات گسترده دانشجویی سال ۲۰۲۴ دانست. این انتخابات که نخستین رأیگیری سراسری پس از برکناری دولت پیشین بود، با مشارکت قابل توجه شهروندان برگزار شد و نتیجه آن تغییر بنیادین در موازنه قدرت سیاسی به سود حزب ملیگرای بنگلادش بود؛ حزبی که توانست اکثریت قاطع کرسیهای پارلمان را به دست آورد و مسیر تشکیل دولت جدید را هموار کند.
پیروزی حزب ملیگرا، بازگشت طارق رحمان به کانون قدرت را رقم زد؛ سیاستمداری که سالها در تبعید به سر برده بود و اکنون در آستانه نخستوزیری قرار دارد. این تحول نهتنها پایان یک دوره انزوای سیاسی برای او محسوب میشود، بلکه نشاندهنده چرخش افکار عمومی به سوی جریانی است که وعده بازسازی نهادها و فاصله گرفتن از شیوههای اقتدارگرایانه گذشته را مطرح کرده است.
با این حال، پیشینه اتهامات مالی و شکافهای اجتماعی، سایهای از تردید بر توان دولت آینده برای ایجاد اجماع ملی انداخته است. طارق رحمان فرزند و نزدیکترین فرد سیاسی به خالده ضیا، عملاً میراثدار این جریان محسوب میشود.
همزمان با این تغییر، محمد یونس، رئیس دولت انتقالی، از قدرت کنار رفت و رسماً پایان دوره گذار اعلام شد. یونس که پس از اعتراضات ۲۰۲۴ مسئولیت هدایت کشور در شرایط بحرانی را برعهده داشت، انتخابات اخیر را نشانهای از بازگشت تدریجی سازوکارهای مردمسالارانه دانست و بر ضرورت حفظ آزادی بیان، حقوق اساسی و تداوم اصلاحات تأکید کرد. عملکرد او در مهار تنشها و فراهمسازی بستر انتخابات، با ارزیابیهای نسبتاً مثبت داخلی و خارجی همراه بوده است.
در کنار پیروزی ملیگرایان، حضور پررنگ جریانهای اسلامگرا در پارلمان جدید نیز از ویژگیهای مهم این انتخابات است.
جماعت اسلامی بنگلادش با کسب شمار قابل توجهی از کرسیها، به اصلیترین نیروی منتقد دولت آینده تبدیل شده و میتواند در روند قانونگذاری و سیاستگذاری نقش اثرگذاری ایفا کند. این ترکیب جدید پارلمان، دولت را ناگزیر از مدیریت دقیق ائتلافها و پرهیز از تشدید شکافهای سیاسی میکند.
انتخابات همچنین با همهپرسی درباره اصلاحات گسترده قانون اساسی همراه بود؛ اصلاحاتی که هدف آنها محدود کردن تمرکز قدرت، تقویت استقلال دستگاه قضایی و بازتعریف ساختار حکمرانی است.
هرچند رأیدهندگان با کلیت این اصلاحات موافقت کردند، اجرای عملی آنها به تصمیم و اراده پارلمان جدید وابسته است و به یکی از مهمترین آزمونهای دولت آینده بدل خواهد شد.
در سوی دیگر، کنار گذاشته شدن حزب عوامی لیگ و رهبر آن شیخ حسینه از فرآیند انتخاباتی، فضای سیاسی کشور را یکدست نکرده است. اگرچه این حزب تضعیف شده، اما سابقه سیاست در بنگلادش نشان میدهد که حذف کامل یک جریان ریشهدار بهسادگی امکانپذیر نیست و بازگشت آن، چه بهصورت رسمی و چه غیررسمی، میتواند در معادلات آینده نقشآفرین باشد.
در مجموع، دولت جدید بنگلادش در شرایطی قدرت را در دست میگیرد که مطالبات اجتماعی برای بهبود معیشت، تأمین امنیت، برقراری عدالت و تثبیت مردمسالاری در بالاترین سطح قرار دارد.
موفقیت یا ناکامی این دولت نهتنها سرنوشت سیاسی کشور را رقم خواهد زد، بلکه نشان خواهد داد آیا گذار پس از اعتراضات ۲۰۲۴ به ثبات پایدار میانجامد یا بنگلادش وارد مرحلهای تازه از چالشهای سیاسی خواهد شد.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstidies کشورهای مبدا استعدادهای برتر حوزه هوش مصنوعی که به آمریکا وارد شدهاند. بر اساس این جدول با اختلاف هند بزرگترین کشور خاستگاه استعدادهای هوش مصنوعی است که به آمریکا مهاجرت کردند. از سال ۲۰۱۹ به بعد بیش از ۱۰ هزار استعداد برتر هوش مصنوعی از…
@indianstudies
پیوستن هند به ائتلاف پکس سیلیکا؛ تحولی راهبردی در همکاری هوش مصنوعی و امنیت فناوری
در اجلاس بینالمللی AI Impact Summit در دهلینو، هند رسماً به ائتلاف جهانی پکس سیلیکا پیوست و اعلامیه مشترکی با ایالات متحده امضا کرد.
این اجلاس محل گردهمایی دولتها، شرکتهای فناوری و کارشناسان جهانی بود تا مسیر توسعه هوش مصنوعی، امنیت زنجیرههای تأمین فناوری و استانداردهای بینالمللی را تعیین کنند.
هند با ظرفیت بالای نیروی انسانی متخصص، توانمندی در پردازش و پالایش مواد معدنی کلیدی و زیرساختهای رو به رشد هوش مصنوعی، نقش محوری در این ائتلاف ایفا میکند و به ایالات متحده امکان میدهد شبکهای مطمئن از فناوریهای حیاتی و زنجیرههای تولید را شکل دهد.
تأکید اجلاس بر توسعه هوش مصنوعی مسئولانه، شفاف و انسانی، و ایجاد چارچوبهای مقرراتی نوآورانه، نشاندهنده نگاه مشترک دو کشور به ترکیب امنیت ملی و اقتصادی است.
ائتلاف پکس سیلیکا در مقابل روندهای محدودکننده و نظارتی، بر نوآوری و سرمایهگذاری مشترک، فرصت رشد صنایع داخلی، استارتاپها و مهارتهای نیروی کار تمرکز دارد.
تاکنون، اعضای ائتلاف پکس سیلیکا به جز هند شامل استرالیا، اسرائیل، ژاپن، قطر، کره جنوبی، سنگاپور، امارات متحده عربی و انگلیس هستند. هند بهعنوان دهمین کشور به این ائتلاف پیوسته و انتظار میرود اعضای دیگری نیز به تدریج به این چارچوب همکاری فناوری و امنیت زنجیره تأمین بپیوندند.
پیوستن هند به ائتلاف پکس سیلیکا؛ تحولی راهبردی در همکاری هوش مصنوعی و امنیت فناوری
در اجلاس بینالمللی AI Impact Summit در دهلینو، هند رسماً به ائتلاف جهانی پکس سیلیکا پیوست و اعلامیه مشترکی با ایالات متحده امضا کرد.
این اجلاس محل گردهمایی دولتها، شرکتهای فناوری و کارشناسان جهانی بود تا مسیر توسعه هوش مصنوعی، امنیت زنجیرههای تأمین فناوری و استانداردهای بینالمللی را تعیین کنند.
هند با ظرفیت بالای نیروی انسانی متخصص، توانمندی در پردازش و پالایش مواد معدنی کلیدی و زیرساختهای رو به رشد هوش مصنوعی، نقش محوری در این ائتلاف ایفا میکند و به ایالات متحده امکان میدهد شبکهای مطمئن از فناوریهای حیاتی و زنجیرههای تولید را شکل دهد.
تأکید اجلاس بر توسعه هوش مصنوعی مسئولانه، شفاف و انسانی، و ایجاد چارچوبهای مقرراتی نوآورانه، نشاندهنده نگاه مشترک دو کشور به ترکیب امنیت ملی و اقتصادی است.
ائتلاف پکس سیلیکا در مقابل روندهای محدودکننده و نظارتی، بر نوآوری و سرمایهگذاری مشترک، فرصت رشد صنایع داخلی، استارتاپها و مهارتهای نیروی کار تمرکز دارد.
تاکنون، اعضای ائتلاف پکس سیلیکا به جز هند شامل استرالیا، اسرائیل، ژاپن، قطر، کره جنوبی، سنگاپور، امارات متحده عربی و انگلیس هستند. هند بهعنوان دهمین کشور به این ائتلاف پیوسته و انتظار میرود اعضای دیگری نیز به تدریج به این چارچوب همکاری فناوری و امنیت زنجیره تأمین بپیوندند.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies اتهامزنی پاکستان و پاسخ ملایم و محتاط کابل در تازهترین موضعگیری رسمی، سخنگوی ارتش پاکستان اعلام کرد که بر اساس اطلاعات «موثق»، حدود ۲۵۰۰ تروریست از سوریه به افغانستان منتقل شدهاند و هیچیک از آنان تبعه پاکستان نیستند. احمد شریف چودری…
@indianstudies
تشدید تنش پاکستان و افغانستان؛ حملات هوایی، و ادعای ۲۵ کشته غیرنظامی
بر پایه گزارشهای محلی، جنگندههای پاکستان بخشهایی از ولسوالیهای برمل و ارگون در ولایت پکتیکا و همچنین مناطقی از ننگرهار را بمباران کردهاند. برخی منابع از کشتهشدن دستکم ۲۵ غیرنظامی خبر میدهند و میگویند یک مدرسه دینی نیز هدف قرار گرفته است؛ ادعاهایی که هنوز بهطور رسمی تأیید نشده، اما نگرانیها درباره تلفات غیرنظامی را افزایش داده است.
پاکستان مدعی شد که در اقدامی تلافیجویانه، هفت اردوگاه و مخفیگاه متعلق به تحریک طالبان پاکستان و گروههای وابسته به داعش خراسان را در مناطق مرزی افغانستان هدف «حملات دقیق» قرار داده است.
از منظر تحلیلی، این حملات در ادامه مواضع تند اخیر اسلامآباد ارزیابی میشود. وزیر دفاع پاکستان در گفتوگو با رسانههای بینالمللی هشدار داده در صورت تداوم حملات فرامرزی منتسب به تحریک طالبان پاکستان از خاک افغانستان، عملیات نظامی در «عمق خاک افغانستان» تکرار خواهد شد؛ همزمان ادعاهایی درباره پیوندهای پنهانی برای پیشبرد جنگ نیابتی علیه پاکستان مطرح شده است.
منتقدان اما ریشه بحران را در میراث سیاستهای دهههای گذشته و چرخه مداخلات و حمایت از گروههای مسلح میدانند که امروز به ناامنی پایدار انجامیده است.
در بعد منطقهای و بینالمللی، گزارشهای شورای امنیت سازمان ملل بار دیگر از تبدیلشدن افغانستانِ تحت کنترل طالبان به پناهگاهی برای گروههای افراطی سخن میگویند؛ نگرانیای که تنها به پاکستان محدود نیست.
تشدید تنش پاکستان و افغانستان؛ حملات هوایی، و ادعای ۲۵ کشته غیرنظامی
بر پایه گزارشهای محلی، جنگندههای پاکستان بخشهایی از ولسوالیهای برمل و ارگون در ولایت پکتیکا و همچنین مناطقی از ننگرهار را بمباران کردهاند. برخی منابع از کشتهشدن دستکم ۲۵ غیرنظامی خبر میدهند و میگویند یک مدرسه دینی نیز هدف قرار گرفته است؛ ادعاهایی که هنوز بهطور رسمی تأیید نشده، اما نگرانیها درباره تلفات غیرنظامی را افزایش داده است.
پاکستان مدعی شد که در اقدامی تلافیجویانه، هفت اردوگاه و مخفیگاه متعلق به تحریک طالبان پاکستان و گروههای وابسته به داعش خراسان را در مناطق مرزی افغانستان هدف «حملات دقیق» قرار داده است.
از منظر تحلیلی، این حملات در ادامه مواضع تند اخیر اسلامآباد ارزیابی میشود. وزیر دفاع پاکستان در گفتوگو با رسانههای بینالمللی هشدار داده در صورت تداوم حملات فرامرزی منتسب به تحریک طالبان پاکستان از خاک افغانستان، عملیات نظامی در «عمق خاک افغانستان» تکرار خواهد شد؛ همزمان ادعاهایی درباره پیوندهای پنهانی برای پیشبرد جنگ نیابتی علیه پاکستان مطرح شده است.
منتقدان اما ریشه بحران را در میراث سیاستهای دهههای گذشته و چرخه مداخلات و حمایت از گروههای مسلح میدانند که امروز به ناامنی پایدار انجامیده است.
در بعد منطقهای و بینالمللی، گزارشهای شورای امنیت سازمان ملل بار دیگر از تبدیلشدن افغانستانِ تحت کنترل طالبان به پناهگاهی برای گروههای افراطی سخن میگویند؛ نگرانیای که تنها به پاکستان محدود نیست.