"اعلیحضرت، لطفا فقط یه چیزو یادتون باشه."
آلبرو بعد شنیدن صدای خدمتکار بهش نگاه کرد.
"لطفا به پادشاه اعتماد نکنین."
اون به آلبرو می گفت که به پدرش اعتماد نکنه.
"به منم اعتماد نکنین."
خدمتکار نمیخواست آلبرو بهش اعتماد کنه.
آلبرو میتونست احساس کنه بدنش کم کم داره سنگین میشه.
«پس به کی میتونست اعتماد کنه؟»
خدمتکار به سوال آلبرو جواب داد.
"شما خالهتونو دارین." خاله تاشا، الف های تاریکم هستن.
وقتی که آلبرو میخواست در موردشون فکر کنه...
"و به خودتون اعتماد کنین."
آلبرو تکون خورد.
بعد از شنیدن صحبتهای خدمتکار، احساسات در چهره آلبرو نمایان شد.
"شما الان شخص خوبی هستین اعليحضرت."
فوق العاده.
با استعداد.
باحال.
یه آدم خوب.
آلبرو اخم کرد.
چشمهای پسرک، خدمتکار رو که با اعتماد به نفس لبخند می زد، تماشا کرد.
پسرک همون لحظه متوجه شد.
فردی که به خودش اعتماد داشت...
این خدمتکار همون فرد بود.
اون میتونست این لبخند مطمئن رو بهش بزنه چون به خودش اعتماد داره.
پسرک باهوش لبخند زد.
«همهچی مسخره نبود.»
آلبرو بعد شنیدن صدای خدمتکار بهش نگاه کرد.
"لطفا به پادشاه اعتماد نکنین."
اون به آلبرو می گفت که به پدرش اعتماد نکنه.
"به منم اعتماد نکنین."
خدمتکار نمیخواست آلبرو بهش اعتماد کنه.
آلبرو میتونست احساس کنه بدنش کم کم داره سنگین میشه.
«پس به کی میتونست اعتماد کنه؟»
خدمتکار به سوال آلبرو جواب داد.
"شما خالهتونو دارین." خاله تاشا، الف های تاریکم هستن.
وقتی که آلبرو میخواست در موردشون فکر کنه...
"و به خودتون اعتماد کنین."
آلبرو تکون خورد.
بعد از شنیدن صحبتهای خدمتکار، احساسات در چهره آلبرو نمایان شد.
"شما الان شخص خوبی هستین اعليحضرت."
فوق العاده.
با استعداد.
باحال.
یه آدم خوب.
آلبرو اخم کرد.
چشمهای پسرک، خدمتکار رو که با اعتماد به نفس لبخند می زد، تماشا کرد.
پسرک همون لحظه متوجه شد.
فردی که به خودش اعتماد داشت...
این خدمتکار همون فرد بود.
اون میتونست این لبخند مطمئن رو بهش بزنه چون به خودش اعتماد داره.
پسرک باهوش لبخند زد.
«همهچی مسخره نبود.»
TCF-CH[738]
💘3
End Of The One Book TCF.
Started : 30 Nov
Ended : 17 Jan
صبح زود بیدار شدم گفتم یه ناول دیگه بخونم پوسترش خیلی ناز بود بیست چپتر خوندم کنت رو ترجیح دادم
Forwarded from Bai Liu’s devotee altar. (“■■” of everything.)
✧ این پیام رو فور کنید و من با توجه به وایبتون میگردم، یه ناول پیدا و بهتون پیشنهاد میدم.ˑ ִֶ 𓂃⊹
● خودتون میتونید:
ناولتون رو انتخاب کنید.
Limit: 20.
ˑ ִֶ 𓂃⊹Friends forward all time~(ノ≧∇≦)ノ
اگه چنل ندارید زیر همین پست بگید(صرفا فقط دوستان-).
● خودتون میتونید:
• بیال،
• جیال،
• استریت،
• و یا صرفا اکشن بودن،
ناولتون رو انتخاب کنید.
Limit: 20.
ˑ ִֶ 𓂃⊹Friends forward all time~(ノ≧∇≦)ノ
اگه چنل ندارید زیر همین پست بگید(صرفا فقط دوستان-).
*لطفا، لطفا برای چالش جوین نشین-!
پرایوت شیر نمیبینم پس نکنید-
جوابها رو اینجا میزارم-
"اون فردی به دنبال دانشه و این ربطی به فارغالتحصیل شدنش از دانشگاه در رشته تاریخ نداره."
"وقتی با ماموریتهای ماوراطبیعی رو به رو میشد اول خیلی بیتجربه بود ولی خیلی زود مهارت های لازم رو به دست آورد و به فردی تبدیل شد که مردم میتونستن بهش اعتماد کنن."
"اون زیاد نزدیک شدن به مردم رو دوست نداره و همیشه یه فاصله ای رو توی روابطش حفظ میکنه ولی در واقع، اون کسیه که روابط رو عمیقا با ارزش میدونه"
"اون آرومه ولی درونگرا نیست، میتونه شوخی پذیر باشه و حس شوخ طبعی داره، برای زندگی ارزش قائله و دوست داره از زندگی لذت ببره، اما هدر رفتن وقتش رو دوست نداره."
"اون خیلی محتاطه و وقتی با مسئله ای رو به رو میشه که عجله ای نیست یا از اون مسئله میگذره و یا بیخطر ترین راه ممکن رو انتخاب میکنه و پیش میگیره تا کسی آسیب نبینه."
"اگه یه مسئله مهم و فوری پیش اومده باشه حتی اگه خودش به قدر کافی قدرتمند نباشه حاظره خودش رو جلو بندازه و خطرات رو به جون بخره."
"اون برای برادر و خواهرش خیلی ارزش قائله و وقتی اطراف اوناست خیلی آرومه."
"اون بهترین برادر کوچکتر و بزرگتر و بهترین همکاره..."
"وقتی با ماموریتهای ماوراطبیعی رو به رو میشد اول خیلی بیتجربه بود ولی خیلی زود مهارت های لازم رو به دست آورد و به فردی تبدیل شد که مردم میتونستن بهش اعتماد کنن."
"اون زیاد نزدیک شدن به مردم رو دوست نداره و همیشه یه فاصله ای رو توی روابطش حفظ میکنه ولی در واقع، اون کسیه که روابط رو عمیقا با ارزش میدونه"
"اون آرومه ولی درونگرا نیست، میتونه شوخی پذیر باشه و حس شوخ طبعی داره، برای زندگی ارزش قائله و دوست داره از زندگی لذت ببره، اما هدر رفتن وقتش رو دوست نداره."
"اون خیلی محتاطه و وقتی با مسئله ای رو به رو میشه که عجله ای نیست یا از اون مسئله میگذره و یا بیخطر ترین راه ممکن رو انتخاب میکنه و پیش میگیره تا کسی آسیب نبینه."
"اگه یه مسئله مهم و فوری پیش اومده باشه حتی اگه خودش به قدر کافی قدرتمند نباشه حاظره خودش رو جلو بندازه و خطرات رو به جون بخره."
"اون برای برادر و خواهرش خیلی ارزش قائله و وقتی اطراف اوناست خیلی آرومه."
"اون بهترین برادر کوچکتر و بزرگتر و بهترین همکاره..."
COI[LOTM2]
🍓12😭1
اینا توصیفات شخصیت کلاین از زبون لئونارده برای اینکه ممبر های تاروت کلاب بیشتر کلاینو بشناسن هر کدومشون برداشت خاصی داشتن ولی برای توصیفات لئونارد میتونم خودکشی کنم
😭11
Bai Liu’s devotee altar.
لئوناردددددددددددددد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM