از بین سهگانه میتبان فقط موشی جوجیبوجی عسل گوگول نانازی در رفته بقیشون بدرد نمیخورن
👍8
Forwarded from Hidden Chat
https://news.1rj.ru/str/c/1733557235/10884
دقیقااااا
بالاخره یکی پیدا شد با من هم نظر باشه
کاشکی هه یو نصف میشد🙏
دقیقااااا
بالاخره یکی پیدا شد با من هم نظر باشه
کاشکی هه یو نصف میشد🙏
Hidden Chat
https://news.1rj.ru/str/c/1733557235/10884 دقیقااااا بالاخره یکی پیدا شد با من هم نظر باشه کاشکی هه یو نصف میشد🙏
وایستینسنسسنس دقیقا
من از تجاوز اول منتظر بودم بمیره وقتی خبر مرگش اومد انقد خوشحال شدم ولی زنده بود
من از تجاوز اول منتظر بودم بمیره وقتی خبر مرگش اومد انقد خوشحال شدم ولی زنده بود
👍7
از وقتی فهمیدم ههیو کیه دیگه هیچ بشری اونقد که باید شاید رو مخم نمیره و حس تنفرمو نمیبره بالا
👍7
توجه تانگمو به تل سری با دوتا چراغ مثل شاخ جلب شد. وقتی دکمه تل رو فشار داد شاخ به رنگ آبی چشمک زد.
تانگمو به محلی که قرار گذاشته بودن رفت ولی ناگهان ایستاد، جمعیت زیادی شاخ آبی به سر داشتن، تانگمو جلو نرفت. یکم بعد ناگهان برگشت و بلیتها توی دستش چروک شده بودن.
تانگمو به بالا نگاه کرد و خشکش زد.
در مکانی کم جمعیت مردی قدبلند و خوش تیپ با کمری صاف کنار آخرین غرفه ایستاده بود و تل سر به دست داشت. وقتی چشمهاشون بهم رسید یک لحظه باد قطع شد. تانگمو به وضوح ضربان قلبشو میشنید.
تالاپ تولوپ تالاپ تولوپ....
خیلی سریع میزد.
مرد پاهای باریک خودشو حرکت داد و به سمت تانگمو حرکت کرد. با کم شدن فاصله نفس تانگمو تندتر شد.
صدای آهسته و مردانه ای شنیده شد.
"مو تانگ"
همون صدا بود، هیچ شکی نبود.
"ویکتور"
ویکتور لبخند زد تل سر رو تکون داد "میخواستم اینو بهت بدم فکر کردم بهت میاد، ولی انگار الانم یکی داری؟"
تانگ مو "..."
"من اینو بهت میدم"
بعداز رد و بدل تل بین دو مرد سکوت برقرار شد.
"تانگ مو"
مرد کلمات رو با دقت روی قلبش حک کرد.
دستش رو دراز کرد و لبخند زد.
"..فووندو"
تانگمو به محلی که قرار گذاشته بودن رفت ولی ناگهان ایستاد، جمعیت زیادی شاخ آبی به سر داشتن، تانگمو جلو نرفت. یکم بعد ناگهان برگشت و بلیتها توی دستش چروک شده بودن.
تانگمو به بالا نگاه کرد و خشکش زد.
در مکانی کم جمعیت مردی قدبلند و خوش تیپ با کمری صاف کنار آخرین غرفه ایستاده بود و تل سر به دست داشت. وقتی چشمهاشون بهم رسید یک لحظه باد قطع شد. تانگمو به وضوح ضربان قلبشو میشنید.
تالاپ تولوپ تالاپ تولوپ....
خیلی سریع میزد.
مرد پاهای باریک خودشو حرکت داد و به سمت تانگمو حرکت کرد. با کم شدن فاصله نفس تانگمو تندتر شد.
صدای آهسته و مردانه ای شنیده شد.
"مو تانگ"
همون صدا بود، هیچ شکی نبود.
"ویکتور"
ویکتور لبخند زد تل سر رو تکون داد "میخواستم اینو بهت بدم فکر کردم بهت میاد، ولی انگار الانم یکی داری؟"
تانگ مو "..."
"من اینو بهت میدم"
بعداز رد و بدل تل بین دو مرد سکوت برقرار شد.
"تانگ مو"
مرد کلمات رو با دقت روی قلبش حک کرد.
دستش رو دراز کرد و لبخند زد.
"..فووندو"
The Earth is Online-Ch[242]
🍓7💘1