+یوشیکی میدونی من همین که باهات بمونم راضیم دیگه با هرکی بری بیرون هیچی نمیگم من واقعا نمیخوام ازم متنفر باشی.....دیگه هیچوقت این کارو نمیکنم منو ببخش که که از بدن دوستت استفاده کردم و جایگاهمو فراموش کردم..
+فقط احساسی هست که به هیچ جایی تعلق ندارم.....از اول میدونستی؟ فکر میکردم اگه بفهمی چی هستم میکشمت...انگار که وظیفمو از دست
داده بودم....ولی به به دلایلی نمیخوام بکشمت اخرشم قبولم کردی نه؟ اولین بار بود احساس میکردم کسی منو میخواد و اشکالی نداره اینجا باشم تنها
چیزی بود که تمام این مدت میخواستم دلیلش هر چی باشه جایی که بهش تعلق دارم تو شدی و این خیلی برای من معنی داره، مثل اینه به جوجه که مامانش رو میخواد...
داده بودم....ولی به به دلایلی نمیخوام بکشمت اخرشم قبولم کردی نه؟ اولین بار بود احساس میکردم کسی منو میخواد و اشکالی نداره اینجا باشم تنها
چیزی بود که تمام این مدت میخواستم دلیلش هر چی باشه جایی که بهش تعلق دارم تو شدی و این خیلی برای من معنی داره، مثل اینه به جوجه که مامانش رو میخواد...
+من واقعا ارزش زندگی کردن رو نمیفهمم میتونم همه چیزو رها کنم و فرار کنم، ولی یوشیکی نمیتونه همچین کاری انجام بده..هرچی که برای یوشیکی مهمه برای منم مهمه. من بالاخره جایی رو پیدا کردم که بهش تعلق دارم، برای همین میخوام ازش محافظت کنم