ྀིتصویری که کلاین از شاعران نیمه شب داشت همه از لئونارد میچل بود. او میدانست که این شغل ویژگی های خاص بی خواب را نیز ارث برده بود. آنها در مبارزه تیراندازی، صخره نوردی و قدرت حس کردن خوب بودند. آنها با شعرهای مختلف خود می توانستند روی موجودات زنده تاثیر بگذارند یا به زبان دیگر شاعران قهاری بودند.𔘓
❀˖°کلاین با کت شلوار سیاه با آرامش ماشه را کشید. کلاین که وارد حالت نیمه خیال شده بود با دیدن خون شوکه نشد. دوباره با آرامش ماشه را مانند تمرینهای روزانه خود کشید.𓂃࣪˖
✿کلاین با دیدن لئونارد که سریع با یک دست بلند شد. میخواست نیش کلام بیندازد ولی شوکه شد. ..زخم های لئونارد از اونی که فکر میکردم سبک ترن..
از اول هم میتونست خودش دارو رو مصرف کنه این یعنی وقتی من بر خلاف جهت ساعت واس مراسم بهبود شانس حرکت میکردم من رو دید نه هنوز مشکلی نیست افسون رو به زبونم نیاوردم و مراسم بهبود شانس علامت خارجی ای نداره و عجیب به نظر نمیاد و گرنه دلقکه کلک نمی خورد. ولی بازم لئونارد هم اندازه ای بهتر شده بود که از کنار ببینه و خیلی هم باید دیده باشه چیزایی مثل این که تحت تاثیر ۲۰۰۴۹ قرار نگرفتم یا اون جمله ناگهانیم به دلقک رو.....★
✶درست وقتی که کلاین چشمانش را باریک، لئونارد که به سمت او می رفت کنارش ایستاد و آرام خندید.⋆⑅˚
⭒๋࣭⭑"راستش میخواستم بهت کمک کنم ولی دیدم که نیازی بهش نداری. بهش دقت نکن مردم خاص زیادی تو این دنیا هستن که کارایی که بقیه نمیتونن رو میتونن انجام بدن به نمونهش خودتی...و یکی دیگه خودم."
لئونارد لبخند زد و از کلاین رد شد.𖤐
لئونارد لبخند زد و از کلاین رد شد.𖤐