✶درست وقتی که کلاین چشمانش را باریک، لئونارد که به سمت او می رفت کنارش ایستاد و آرام خندید.⋆⑅˚
⭒๋࣭⭑"راستش میخواستم بهت کمک کنم ولی دیدم که نیازی بهش نداری. بهش دقت نکن مردم خاص زیادی تو این دنیا هستن که کارایی که بقیه نمیتونن رو میتونن انجام بدن به نمونهش خودتی...و یکی دیگه خودم."
لئونارد لبخند زد و از کلاین رد شد.𖤐
لئونارد لبخند زد و از کلاین رد شد.𖤐
ִ ໋عرفان خیلی خطرناکه باید خانوادمو از خطر دور نگه دارم نباید
بهشون چیزی بگم و بزارم چیزی بفهمن𓍢
بهشون چیزی بگم و بزارم چیزی بفهمن𓍢